پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، پیامبر (ص)، رفتار اخلاقی

همه جهانیان را تا ابد شامل می شود. همچنین در چند موضع دیگر از خاتم بودن پیامبر اکرم(ص) در گفتار امام علی(ع) یاد شده است:

« اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ:78
گرامى‏ترین درودها و افزون‏ترین برکات خود را بر محمد (ص) بنده و فرستاده‏ات قرار ده، همان پیامبرى که ختم گذشتگان بود.»
« جَعله خاتَم النبیین و سیدَ المرسلین 79 :
او را خاتم پیامبران و سرور پیام آوران خویش قرار داد. »

« أَمِینُ وَحْیِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِیرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِیرُ نِقْمَتِهِ 80 :
(محمد ص) امین وحى او بود و خاتم پیامبرانش، بشارت دهنده به رحمت او و بیم دهنده از کیفرش.»

« خَتم به نبوته و شیّد به حجته81 :
نبوت خویش را بدو ختم کرد و حجتش را به استواری رساند. »

در برخی دیگر از سخنان امام علی(ع) هرچند از کلمات صریح در خاتمیت استفاده نشده اما کلمات و عباراتی به کار رفته که به گونه ضمنی بر خاتمیت دلالت دارند؛ از جمله سخن مشهوری است از آن حضرت که به مناسبت ارتحال پیامبر(ص) ایراد کرده است:

« ِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیْرِکَ مِنَ النُّبُوَّهِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاء82 :
با مرگ تو چیزى قطع شد که با مرگ دیگرى قطع نگشت و آن نبوت و اخبار و آگاهى از آسمان بود.»

2ـ3ـ3. عصمت، خطاناپذیری و امانتداری
عصمت از موضوعاتی است که در حوزه های مختلف علمی از آن بحث می شود و باور به آن یا رد آن، نتایج مهمی در پی دارد. عصمت به معنای مصون بودن از خطا، اشتباه و گناه است.83 در اینجا فارغ از مباحث و گفت و گوهایی که صاحب نظران علوم مختلف دینی درباره عصمت پیامبران، پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت (ع) طرح کرده اند، نظرگاه امام علی (ع) را درباره عصمت پیامبر اکرم (ص) به بررسی می گذاریم. بی گمان نظر به نزدیکی منحصر به فرد امام علی (ع) به پیامبر عظیم الشان (ص)، روشن ساختن نظرگاه آن حضرت و نقل مشاهدات حضرت از رفتار و کردار پیامبر(ص) بسیار روشنگر و رهگشا خواهد بود. نگاهی به سخنان امام علی (ع) در این باب نشان می دهد که آن حضرت به دو گونه عصمت در وجود مبارک پیامبر (ص) اشاره کرده است:
یک. عصمت در رسالت و ابلاغ وحی: در برخی گفتارهای امام علی(ع) به عصمت، امانتداری و خطاناپذیری پیامبر(ص) در ابلاغ وحی و ادای تکلیف رسالت به تصریح اشاره شده است که برخی از آنها عبارتند از:

« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) صَفْوَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَمینُهُ عَلى وَحْیِهِ 84 :
گواهی می دهم محمد (ص) برگزیده خدا از میان آفریدگان است و امانتدار وحی الهی.»

صفت امانتداری که در اینجا برای پیامبر (ص) ذکر شده تصریح می نماید که وحی الهی را همان گونه که بر او نزول می شده، به دست مخاطبانش رسانیده است. گفتنی است که امانت در رسانیدن شیئی به دست صاحبان آن، ایجاب می کند که شخص امانتدار نه به عمد و نه سهو، خطایی نکند و شیء امانت، بی کم و کاست و به گونه صحیح به دست صاحبان آن برسد.

« نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ نَبِیُّهُ وَ رَسُولُهُ إِلى خَلْقِهِ وَ أَمینُهُ عَلى وَحْیِه 85 :
گواهی می دهیم که محمد(ص) بنده و پیامبر و رسول او به سوی آفریدگان اوست و امین در وحی الهی. »

دو. عصمت در رفتار و گفتار شخصی: در چند گفتار امام علی (ع) همچنین از عصمت پیامبر اکرم (ص) در رفتار و گفتار شخصی، با صرف نظر از عصمت در وحی الهی سخن رفته است. جدا از این چند موضع، می توان از مجموع صفات و مکارم اخلاقی که حضرت علی (ع) برای پیامبر (ص) ذکر کرده بدین معنا دست یافت. به عبارتی دیگر، امام علی (ع) در مجموع خطبه ها و نامه ها، صفاتی را برای پیامبر (ص) ذکر کرده که جز برای کسی که از ویژگی عصمت برخوردار است قابل تصور نیست. این صفات روی هم رفته، مجموعه ای را سامان می دهند که مقتضای آن عصمت است. گردآوری این سخنان و بررسی آنها نیازمند پژوهشی پردامنه و مفصل است. در نهج البلاغه ودیگر سخنان منسوب به امیر مومنان (ع) به تکرار از صفات و مکارم اخلاق پیامبر یاد شده است و جملاتی مانند «بأبی أنت و أمّی [یا رسول اللّه‏] طِبت حَیّا و طبت میّتا86: ای رسول خدا (ص) پدر و مادرم فدای تو باد!پاک زیستی و پاک از این جهان رخت بر بستی.» بسیار در این سخنان آمده است.87

فصل سوم:
بعد اخلاقی و تربیتی پیامبر اکرم (ص)

3ـ1. اهمیت و جایگاه اخلاق در کلام امام علی(ع)
وفور موضوعات و مطالب اخلاقی در کلمات امام علی (ع)، این حقیقت را نشان می دهد که آن حضرت اهمیت فوق العاده ای برای اخلاق و رفتار اخلاقی قائل بوده و دقت در بیانات اخلاقی امام (ع)، بیانگر آن است که در نظر آن حضرت گویی معضلات بنیادی جامعه اسلامی، در عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، از ریشه بی اخلاقی و دوری از مکارم اخلاق حادث می گردد و انحراف جوامع بشری همواره پیش زمینه های اخلاقی دارد. بدین رو کمتر خطبه یا نوشتاری از امیرالمومنین (ع) را می توان یافت که به فضایل و رذایل اخلاقی اشارتی در آن نباشد.
درباره سخنان امام علی(ع) درباب اخلاق تقسیم بندیهای مختلفی می توان ارا
ئ
ه کرد؛ از جمله تقسیم به دو دسته که در پی می آید:
اول: سخنانی که حضرت به طور معمول، به عنوان امام مسلمین، ایراد کرده است و هدف از آن تذکر، وعظ و پیشگیری از انحراف اخلاقی و نیز پرورش و تربیت مسلمانان در عرصه اخلاق و رفتار اخلاقی بوده است. در این گفتارها غالبا به صفات اخلاقی نیک و بد اشاره و مضرات خلقیات ناپسند گوشزد گشته و گاه راه درمان آن نیز به تصریح یا کنایه ارائه شده است؛ مانند :

« أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ کَقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ فَإِنْ رَأَى أَحَدُکُمْ لِأَخِیهِ غَفِیرَهً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلَا تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَهً فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَهً تَظْهَرُ فَیَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَ یُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ کَانَ کَالْفَالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَهٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ یُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ وَ کَذَلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِی‏ءُ مِنَ الْخِیَانَهِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ إِمَّا دَاعِیَ اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ مَعَهُ دِینُهُ وَ حَسَبُهُ وَ إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَهِ وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللَّهُ تَعَالَى لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَکُمْ‏مِنْ نَفْسِهِ وَ اخْشَوْهُ خَشْیَهً لَیْسَتْ بِتَعْذِیرٍ وَ اعْمَلُوا فِی غَیْرِ رِیَاءٍ وَ لَا سُمْعَهٍ فَإِنَّهُ مَنْ یَعْمَلْ لِغَیْرِ اللَّهِ یَکِلْهُ اللَّهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَایَشَهَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَهَ الْأَنْبِیَاء88:
مواهب الهى همچون قطره‏هاى باران از آسمان به زمین مى‏بارد و به هر کس سهمى زیاد یا کم مى‏رسد، بنا بر این هنگامى که یکى از شما براى برادر خود برترى در مال و همسر و فرزند بیند نباید موجب فتنه گردد (و بر او حسد و رشک برد)، زیرا مسلمان تا وقتى که دست به عمل پستى نزده که از آشکار شدنش شرمنده باشد و مردم پست آن را وسیله هتک حرمتش قرار دهند، به مسابقه دهنده ماهرى مى‏ماند که منتظر است در همان دور اول پیروز گردد و ضررى نبیند، همچنین مسلمانى که از خیانت بدور باشد، انتظار دارد یکى از دو خوبى نصیبش گردد: یا عمر او پایان یافته و دعوت الهى فرا رسد و آنچه خداوند در آخرت برایش مهیا کرده بهتر است و یا خداوند او را روزى دهد و صاحب همسر و فرزند و ثروت گردد، در عین این که دین و شخصیت خود را نگاهداشته است. (اما بدانید) ثروت و فرزندان کِشته‏هاى این جهانند و عمل صالح و نیک، زراعت آخرت است و گاهى خداوند هر دو را به افرادى مى‏بخشد. آنچه را خداوند اعلام خطر کرده است بر حذر باشید و از خداوند بترسید بطورى که به گناهى که نیاز به عذرخواهى دارد آلوده نشوید و در کارها ریا و تظاهر و خودنمائى به خرج ندهید؛ چون هر کس کارى براى غیر خدا انجام دهد، خداوند او را بهمان کس وا مى‏گذارد. از خدا مى‏خواهیم که درجات شهیدان و زندگى سعادتمندان و همنشینى پیامبران را به ما عنایت کند.»

گفتار بالاچنانکه پیداست، تمامی ویژگی های یک خطبه واعظانه را در خود دارد؛ زیرا نخست برخی نعمت های خداوند برای بیداری و هوشیاری مستعمان ذکر شده و سپس از چند رذیلت اخلاقی یاد شده و آن گاه به راه درمان اشاره گشته است.
دوم: سخنانی که به مناسبتهای تاریخی ایراد شده اند و نظر به واقعه ای خاص دارند. این گفتارها که عمدتاً در بخش خطابه های آن حضرت به بیان آمده اند، با توجه به نگاه تیزبین امام (ع) و آگاهی ژرف آن حضرت از وضعیت اخلاقی جامعه اسلامی، بازتابی از اخلاق و رفتار مسلمانان معاصر حضرت بوده اند. حضرت در این گونه بیانات، علل وقایع خوشایند یا ناخوشایند معاصر خویش را ارزیابی و رصد کرده است. با دقت در خطابه های حضرت، می توان دریافت که ایشان سبب بسیاری از وقایع ناخوشایند را در بیماریهای اخلاقی مسلمانان و جامعه مومنین و دوری آنان از اسوه حسنه، وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) یافته است. این بیانات، به لحاظ تاریخی دارای ارزش و اهمیت اند و نشان می دهند که مسلمانان در آن روزگار از چه نوع بیماریهای اخلاقی رنج می برده و در معرض کدام آسیبهای اخلاقی بوده اند. توصیفها و تحلیلهای امام (ع) در این بخش، علاوه بر اینکه می توانند سرمشق و راهکارهایی عملی برای نسلهای بعدی در این حوزه باشند، عنایت بدانها برای محققان و مورخانی که ویژگیهای اخلاقی و رفتاری صدر اسلام و علل و اسباب حوادث سیاسی و اجتماعی آن روزگار را پی می جویند، بسیار مفید تواند بود. از این جمله است خطبه ای که حضرت ضمن اشاره به واقعه تبعید ابوذر غفاری توسط حکومت وقت به ربذه، از اهمیت پرهیزگاری و تقوای الهی سخن گفته است :

« یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّکَ غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوکَ عَلَى دُنْیَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِینِکَ فَاتْرُکْ فِی أَیْدِیهِمْ مَا خَافُوکَ عَلَیْهِ وَ اهْرُبْ مِنْهُمْ بِمَا خِفْتَهُمْ عَلَیْهِ فَمَا أَحْوَجَهُمْ إِلَى مَا مَنَعْتَهُمْ وَ مَا أَغْنَاکَ عَمَّ
ا مَنَعُوکَ وَ سَتَعْلَمُ مَنِ الرَّابِحُ غَداً وَ الْأَکْثَرُ حُسَّداً وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِینَ کَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً لَا یُؤْنِسَنَّکَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا یُوحِشَنَّکَ إِلَّا الْبَاطِلُ فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْیَاهُمْ لَأَحَبُّوکَ وَ لَوْ قَرَضْتَ مِنْهَا لَأَمَّنُوکَ 89:
اى ابوذر تو به خاطر خدا خشم گرفتى و غضب کردى پس به همان کس که برایش غضب نمودى امیدوار باش. این مردم از تو بر دنیایشان ترسیدند و تو از آنها بر دینت، پس آنچه را که آنها برایش در وحشتند به خودشان واگذار و از آنچه مى‏ترسى آنها گرفتارش شوند (کیفر الهى) فرار کن، چه محتاجند به آنچه از آن منعشان مى‏کردى و چه بى‏نیازى، از آنچه تو را منع مى‏کردند و به زودى خواهى یافت که پیروزى براى کیست و چه کسى بیشتر مورد حسد قرار مى‏گیرد، اگر درهاى آسمانها و زمین به روى بنده‏اى بسته شده باشد اما او از خدا بترسد، خداوند، راهى

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *