منابع تحقیق درباره عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی

بصورت نابرابر بین مردم صورت گیرد، می‌تواند به نتایج متفاوت نسبت به موضوعی واحد منجر شود حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملاً منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمانی بیش از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعاتی بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند بواسطه این مزیت اطلاعاتی برای کسب منافع بیشتر اقدام کنند. از زیر شاخه‌های بحث عدم تقارن اطلاعاتی (گزینش نادرست) است. گزینش نادرست به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن فروشندگان، اطلاعاتی در اختیار دارند که خریداران از آن بی اطلاع هستند و بالعکس که این امر دقیقاً قبل از وقوع معامله بوجود می‌آید (قائمی و وطن پرست، 1384).
گزینش نادرست، با میزان عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مستقیم دارد. گزینش نادرست بیانگر منافع حاصل از مبادله ی بازار ساز با مبادله کنندگان ناآگاه است که برای جبران زیان‌های ناشی از مبادله ی او، با مبادله کنندگان آگاه دریافت می‌شود. بازار ساز با مشکل مبادله با معامله گران اگاه تر از خود مواجه است. بنابراین سرمایه گذاران اگاه تر از بازارساز، زمانی که قیمت‌های تعیین شده بوسیله بازار ساز پایین است اقدام به خرید سهام و زمانی که قیمت تعیین شده از ارزش ذاتی، بالاتر است، اقدام به فروش سهام می‌کنند. بنابراین بازارسازها هنگام مبادله با سرمایه گذاران آگاه تر از خود، با مساله گزینش نادرست مواجه است. این مسئله بازارسازها را به بالا بردن قیمت پس از مبادله ی خرید و پایین آوردن مبادله ی فروش تحریک می‌نمایند. این اصلاح قیمت بازارساز را مطمئن می‌کند که حداقل قیمت مورد درخواست را برای فروش سهام به خریداران، دریافت خواهند نمود و قیمت بیشتری نسبت به آنچه که از بابت، فروش سهام دریافت نموده است، بابت خرید خرید به فروشندگان سهام پرداخت نخواهد کرد. بنابراین یک جزو شکاف قیمت که ((گزینش نادرست)) نامیده می‌شود، حاصل تجدید نظر بازار ساز در مورد قیمت‌ها و بیشتر کردن شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش برای جبران زیان احتمالی معامله با معامله گران آگاه است (گلوستن و میلگرام40، 1985 و کاپلند و گالای41، 1983). از این رو در تحقیق های مربوط به عدم تقارن اطلاعاتی از شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش به عنوان معیار عدم تقارن اطلاعاتی استفاده می‌شود.
مخاطره اخلاقی نوعی از اطلاعات نامتقارن است که در یک سیستم اقتصادی یک یا چند نفر از طرف‌های قرارداد یا معامله بالقوه می‌تواند شاهد انجام شدن خواسته‌های خود در معامله باشند ولی طرف دیگر نمی تواند شاهد چنین رخدادی باشد، در واقع بدان سبب مساله مخاطره اخلاقی بوجود می‌اید که مالکیت بیشتر واحد‌های تجاری بزرگ از سیستم اعمال کنترل (مدیریت بر این شرکت ها) متمایزاست.
یعنی برای سهامداران و بستانکاران غیر ممکن است که بر همه کار مدیر ارشد و کیفیت کار نظارت مستقیم داشته باشند از این رو امکان دارد مدیر وسوسه شود و کم کاری کند و گناه کاهش یافتن عملکرد را به گردن عوامل بگذارد که ورای کنترل وی باشند به عنوان مثال با توجه به اهمیتی که سود خالص گزارش شده برای مدیر دارد وی درصدد بر می‌آید به سیاست هایی توجه کند که در سیستم حسابداری مورد استفاده قرار می‌گیرند. چنین توجه یا نگرانی از جانب مدیر، منجر به دیدگاه یا اصلی می‌شود که آن را پیامد‌های اقتصادی می‌نامند. یعنی رویه‌های حسابداری برای مدیران اهمیت زیادی دارد. انعقاد قرارداد ارزیابی عملکرد مدیر بر اساس شاخص سود خالص می‌تواند به عنوان ساز و کارهایی در نظر گرفته شود که بوسیله آن به حل این مساله پرداخت و به شیوه ای مدبرانه آگاهی بازار نیروی کار و بازار بورس و همچنین انگیزه لازم برای مدیریت را فراهم اورد(اسکات ، 2003، 128).
طبق نظر اسکات و همکاران (2003) زمانی که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر دارای مزیت اطلاعاتی باشند می‌گویند سیستم اقتصادی از دیدگاه اطلاعات نامتقارن است. در تئوری حسابداری مسئله عدم تقارن اطلاعاتی دارای اهمیت زیادی است زیرا بازار‌های اوراق بهادار دستخوش تهدید‌های ناشی از مسئله عدم تقارن اطلاعات قرار می‌گیرند و این به دلیل وجود اطلاعات درون سازمانی است. حتی اگر قیمت به طور کامل تمام اطلاعات موجود در بازار را به همگان منعکس کند باز هم این احتمال وجود دارد افراد درون سازمان نسبت به افراد برون سازمان دارای اطلاعات بیشتری باشند. در این زمان این افراد از مزیت داشتن این اطلاعات استفاده می‌کنند و به منافع بیشتری دست می‌یابند. زمانی که سرمایه گذاران خارجی از این موضوع آگاه شوند، بدیهی است، مبالغی را که آماده بودند در صورت وجود اطلاعات کامل، برای اوراق بهادار پرداخت کنند، نمی پردازند و بدین گونه در برابر زیان‌های احتمالی ناشی از اطلاعات نامحرمانه، واکنش نشان می‌دهند.
آکرلوف و همکاران (1970) در زمینه اقتصاد اطلاعات زمینه ایی را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد این محققین نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند موجب افزایش گزینش نامناسب در بازار‌ها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد بوجود می‌آید. آنان خاطر نشان کردند که واسطه‌های کم اطلاع، سود بازار خود را بیشتر می‌کنند. تینیک42(1972) اذعان داشت که ادبیات مربوط به تئوری زیر ساخت بازار، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش تشکیل می‌شود، هزینه پردازش سفارش، هزینه نگهداری موجودی و هزینه انتخاب نامطلوب.
هزینه پردازش سفارش، مبلغی است که بازار سازها برای آماده بودن جهت سفارش‌های خرید و فروش هزینه می‌کنند. بخش هزینه نگهداری موجودی که توسط هو و همکاران43(1981) مدل سازی شده است، بیان می‌کند که هزینه معاملات موجب می‌شود بازار سازها پرتفوی متنوع نگهداری نمایند تا از این طریق بتوانند هزینه‌های خود را پوشش دهند. در نهایت انتخاب نامطلوب که توسط کاپلند و همکاران (1983) و گلشتن و همکاران44(1985) مطرح گردید نمایانگر یک امر جبرانی برای یک معامله گران جهت پذیرش ریسک معامله با افرادی است که احتمال دارد اطلاعات مهم و محرمانه‌ای در اختیار داشته باشند. به عبارت دیگر اگر بخش عمده‌ای از بازار را افراد غیر مطلع تشکیل دهند، بازار سازها دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش می‌دهند تا از این طریق ریسک گزینش نامناسب را جبران نمایند. تحقیق های تجربی که اخیراً صورت گرفته است تأثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را بصورت کلی مورد توجه قرار داده اند. بر طبق مطالعاتی که مورس و همکاران45(1983) برروی 25 شرکت انجام دادند به تغییر دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در زمان اعلان سود پی بردند.
2-3-3-1) اندازه گیری دامنه قیمت پیش نهادی خرید و فروش
برای سنجش‌عدم تقارن‌اطلاعاتی شرکت‌ها از مدلی استفاده می‌شود که ونکاتش و چیانگ46 (1986) برای تعیین دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام طراحی کرده اند. از این مدل در تحقیق های متعددی استفاده شده است. در ایران نیز قائمی و وطن پرست(1384) و احمدپور و رساییان(1385) برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از این مدل بهره گرفته اند.
قیمتی که بازارساز، اوراق بهادار را می‌خرد، قیمت پیشنهادی خرید47 و قیمتی که با آن اوراق بهادار را می‌فروشد، قیمت پیشنهادی فروش48 نامیده می‌شود. اختلاف بین دو قیمت، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش49 خواهد بود. اگر بیشتر از یک بازارساز وجود داشته باشد، تفاوت بالاترین قیمت پیشنهادی خرید و پایین ترین قیمت فروش را شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار می‌نامند و نقطه تعادلی جایی بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار قرار می‌گیرد. در یک بازار مالی سازمان یافته، نقش بازارسازان ایجاد جریان دو طرفه قیمت برای پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش در تمام شرایط می‌باشد.
اگر در بازاری به حد کافی برای اوراق بهادار، حجم خرید و فروش به قیمت تعادلی وجود داشته باشد می‌توانیم بگوییم که این بازار دارای وسعت کافی می‌باشد و به عبارت دیگر، روان است50. بازارهایی که تعداد خریداران و فروشندگان در آن کم است به بازارهای کم رمق51 معروف می‌باشند. نقدینگی اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگی دارد. شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازارسازها در یک بازار روان، کمتر از شکاف قیمت پیشنهادی در بازار کم رمق می‌باشد زیرا در بازارهای روان، حجم معاملات بالاتر و ریسک آن نیز کمتر است.
بازاری دارای عمق52 است که قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازارساز نزدیک به قیمت تعادلی باشد که تغییرات قیمت در چنین بازاری غالبا پیوسته می‌باشد. اما در بازار کم عمق53 تغییرات قیمت به صورت جهشی و ناپیوسته می‌باشد. تغییر قیمت‌ها در بازارهای عمیق پایین تر از تغییر قیمت‌ها در بازارهای کم عمق می‌باشد. بنابراین ریسک بازارسازها در بازارهای عمیق کمتر از بازارهای کم عمق است. اگر بازار عمیق باشد اوراق بهادار نیز دارای قابلیت برگشت54 زیاد خواهد بود.
2-4) بررسی رابطه بین متغیرها ی کیفیت افشا و عدم تقارن اطلاعاتی
بازر سرمایه به عنوان محل گردآوری وجه خرد و هدایت آنها به سوی سرمایه گذاری و ابزاری برای داد و ستد اوراق بهادار با ظرافت‌ها و حساسیت‌های بسیاری همراه است که عملکرد آن را به نحو قابل ملاحظه ایی تحت تاثیر قرار می‌دهد. این بازار که می‌تواند به نوعی نماد اقتصاد مدرن در نظر گرفته شود، زمانی کارآمد و بهینه نامیده می‌شود که از نقدشوندگی و نقدینگی بسیاری برخوردار باشد و وجوه سرمایه در این بازار به گونه ای سیال امکان جابجایی یابد. همین امر به اندازه کافی بر حساسیت این نهاد اقتصادی می‌افزاید و ریسک فعالیت آن را بویژه در نبود شفافیت و اطلاع رسانی بهینه که با رواج شایعات و اطلاعات نادرست و جهت دار همراه خواهد بود، افزایش می‌دهد .به این ترتیب شفافیت اطلاعاتی و دسترسی فعالان بازار سرمایه به اخبار و اطلاعات صحیح و به هنگام یکی از مهمترین الزامات بازار سرمایه کارآمد و طراحی ساز و کار بهینه و نظارت موثر مسئولان و دست اندر کاران بازار سرمایه را طلب می‌کند. با توجه به ادبیات تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه بین کیفیت افشا و عدم تقارن اطلاعاتی است، که آیا کیفیت افشای داوطلبانه و اجباری می‌تواند موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه ایران شود یا خیر؟ آیا متغیرهای کنترلی اندازه شرکت، اهرم مالی، مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت می‌تواند بر رابطه بین افشا و عدم تقارن اطلاعاتی تاثیر گذار باشد؟
2-5) پیشینه تحقیق
2-5-1) تحقیق‌های خارجی
کایل (1985) و ایزلی و همکاران55 (1992) پی بردند هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی افزایش یابد. شاهد افزایش حجم مبادلات نیز خواهیم بود.
بوتوسان56(2010) در تحقیقی رابطه بین کیفیت افشا و عدم تقارن اطلاعاتی را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که رابطه منفی بین شاخص کیفیت افشا و عدم تقارن اطلاعاتی برای شرکت‌های تولیدی وجود دارد.
کیم و همکاران 57 (1994) فرض کردند درصورتی که اطلاعات در اختیار قسمتی از فعالان بازار قرار بگیرد، اعلامیه‌های سود عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش خواهد داد، آنان دریافتند در صورتی که برخی از معامله گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات باشند، ممکن است عدم تقارن اطلاعاتی در سطح بالا باقی بماند.
تحقیقات آنجنیکا و کارامانو و همکاران58 (2005) به اثر ساختار هیأت مدیره بر مدیریت و میزان افشای شرکت‌ها تأکید داشته اند. طبق این مطالعات شرکت‌ها دارای هیأت مدیره کاراتر و موثرتر، پیش بینی‌های سود دقیقتری را منتشر می‌کنند. بنابراین کیفیت بالای هیأت مدیره باید پیش بینی‌های سود دقیق تر و بیشتر و عدم تقارن اطلاعاتی کمتر در اطراف

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *