خرید و دانلود پایان نامه هنجارهای اجتماعی

جلو ارتکاب‌شان را گرفت. جرایمی مثل تروریسم، آدم‌کشی یا قتل دسته جمعی، غالباً با مجازات شدید می‏توان از وقوع آنها جلوگیری نمود.
برعکس، جرایمی وجود دارد که با روش‌های پیشگیرانه می‏توان جلو ارتکاب آنها را گرفت. اما با توجه به تنوع جرایم، پیشگیری‏ها به تنهایی کافی نیستند.
مانع دوم مربوط به افراد است. یعنی، مجرمین بالقوه، که عده‏ای از انسان‌ها هستند، نسبت به اقدامات پیشگیرانه حساسیت مثبت دارند، یعنی پیشگیری نسبت به آنها کارساز است. اما در مقابل، واکنش بعضی مردم نسبت به پیشگیری، چه از لحاظ روحی یا شخصیتی، ناچیز و اندک است.
عده‏ای از افراد مصمم به ارتکاب جرم هستند. در خصوص افراد مصمم به ارتکاب جرم اصطلاح «ابر بزهکار» گفته شده است. اما افراد دیگری نیز وجود دارد. که از نظر روانی و جسمانی پیشگیری نسبت به آنها اثری ندارد.
مانع سوم مربوط به روش‌های پیشگیری است. همه روش‌های پیشگیری اعتبار مساوی ندارند. بعضی روش‌ها اگر موثر باشند، هزینه سنگینی را به دنبال دارند، بطوری که هزینه‏های مصروف در این روش‌ها بیش از صرفه‎جویی جلوگیری از ارتکاب جرم است.
بعضی روش‌های پیشگیری تالی فاسد دارند. بعضی دیگر بزهکاران بالقوه را با فنونی آشنا می‏کنند که بعداً پیشگیری را خنثی می‏کنند و بعضی از پیشگیری‏ها احساس امنیت را خدشه‏دار می‏کنند.
مانع چهارم این است که بعضی از انواع پیشگیری‏ها منجر به پیشگیری از جرم نمی‏شود، بلکه منجر به جا به جایی جرم می‏شود. این جابه جای ی گاه در زمان و مکان و گاه در ماهیت جرم صورت می‏گیرد.
مانع پنجم جنبه حقوق بشری دارد. بدین معنا که بعضی روش‌های پیشگیری از جرم منجر به ایجاد محدودیت‌هایی در آزادی رفت و آمد افراد می‏شود، به خلوت افراد و بعضی از اصول حقوق بشر لطمه می‏زند. مثلاً گشت‌های پلیس با خلوت افراد منافات دارد و ممکن است به خلوت افراد تجاور شود (حسین غلامی، 1379).
مانع و محدودیت ششم این است که پیشگیری در بادی امر مجازات و سرکوبی را از کنترل جرم خارج می‏کند، یعنی دورنمای مجازات را زایل می‏کند، حال آنکه در واقع پیشگیری باید زمینه‏ای باشد برای استفاده احتمالی از مجازات. به عبارت دیگر، تأثیر پیشگیری بدون وجود دورنمای مجازات و عدالت کیفری اندک و محدود است. یعنی اگر پیشگیری شکست خورد، باید جامعه بداند که خلع سلاح نیست و سلاحی به نام کیفر دارد.
بنابراین به عنوان نتیجه‏گیری می‌توان گفت که پیشگیری و مجازات مکمل یکدیگر هستند. یک نوع جدل و دیالُگ بین آنها وجود دارد. مجازات پشتوانه تعلیم و تربیت است. مجازات و اقدامات پیشگیرانه باید در حد تعادل باشد. بحث ما در پیشگیری این است که در صورت عدم تأثیر آن در کاهش جرم، با اعمال مجازات از جامعه حمایت شود. پیشگیری مستغنی از مجازات نیست، بلکه مهم تعادل بین پیشگیری و مجازات است.
حقوق کیفری و حقوق پیشگیری مکمل یکدیگر هستند و از لحاظ ترتیب باید بدواً پیشگیری اعمال شود و سپس در صورت عدم کارآیی، حقوق جزا وارد عمل شود.
2-8- مراحل و عملیات اساسی جهت پیشگیری
در این خصوص باید گفت که این عملیات در واقع یک سلسله عملیات فکری و علمی و مطالعاتی است که به آن امکان‌سنجی می‏گویند. این عملیات را به هفت مرحله تقسیم کرده‏اند:
مرحله اول، تحلیل حجم و ویژگی‌های وضعیت بزهکاری است یعنی، برای انجام هر نوع پیشگیری لاجرم باید ابتدا خصوصیات جرمی را که می‏خواهیم از آن پیشگیری کنیم مورد مطالعه قرار دهیم. این موارد فضای جغرافیایی نوع جرم می‏باشد. فضای جغرافیایی ممکن است محله‏ای از شهر، یک استان یا یک شهر باشد. بنابراین مطالعات ما در مورد جرم جنبه جرم‌شناختی خواهد داشت.
در تحلیل جرم سه بُعد مطرح می‏شود: 1ـ مطالعه فضای جغرافیایی مورد نظر بزهکاری؛ 2ـ تحلیل ساختار آن جرم و مباشران و بزهدیدگان آن؛ و3ـ تحول و نوسانات این جرم در یک دوره معینی بررسی می‏شود، یعنی تحلیل داده‏های مربوط به جرم.

بدیهی است در بحث پیشگیری، ما می‏توانیم جرایمی را که احساس امنیت و یا ناامنی ایجاد می‏کنند و از جهت ترسی که بر احساس امنیت مردم دارند، مورد توجه قرار دهیم. بررسی ما از جهت کاهش آنها نیست، بلکه به منظور راه‏حل‌هایی در جهت کاهش پیامدهای آن است. چرا که این جرایم از لحاظ روانی به مراتب ترسناک‏ترند.
(high incidence offences)


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مرحله دوم، عبارتست از انتخاب آماج پیشگیری. در این مرحله ما می‏توانیم از روش معمول در پیشگیری پزشکی استفاده کنیم. در پزشکی، مبنای پیشگیری مبتنی بر ریسک و خطر است که شامل خدمات بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی و خدمات روان‌کاوانه و روان‌شناختی می‏شود. بدین معنا که برحسب میزان ریسک، این خدمات متفاوتند. اگر میزان ریسک برای گروه یا سن خاصی بیشتر باشد، خدمات بهداشتی برای آن گروه بیشتر خواهد بود، لذا تمرکز ما بر آن گروه و دسته خواهد بود.
بنابراین؛ همانطور که در پزشکی افراد و گروه‌هایی بیشتر از دیگران در معرض خطر بیماری قرار دارند و بنابراین تمرکز خدمات بهداشتی بر آن‌ها بیشتر است، در جرم‌شناسی پیشگیرانه نیز می‏توانیم بگوییم بعضی شرایط و فرآیندها، بیش از دیگر گروه‌ها و اوضاع و احوال و فرآیندها در معرض خطر ارتکاب جرم قرار دارند. از این‌رو، در پیشگیری نیز می‏توانیم خطر را مبنای آن قرار دهیم، میزان آسیب‏پذیری گروه‌ها و افراد را برآورد کنیم و بدین منظور شاخص‌هایی مدنظر قرار دهیم. در انتخاب آماج پیشگیری چهار مرحله را باید رعایت کنیم: 1ـ فرضیه 2ـ آزمایش (شاخص‌های فرضی) 3ـ بررسی و برآورد نتایج مطالعه راهنما و اجرای آزمایشی یک نمونه و اصلاح ایرادات احتمالی 4ـ اجرای عمومی طرح پیشگیری (تسری این نتایج به همه موارد).
مثلاً آماج پیشگیری، سرقت از کیف‌ها و جیب است. فرض کنید نوجوانان و کهنسالان بیش از سایر افراد جامعه در معرض بزهدیدگی این جرم قرار دارند. در مرحله دوم، عده‏ای از این گروه کهنسال یا نوجوان را مدنظر قرار می‏دهیم و اقدامات پیشگیرانه‏ای جهت مصون‌سازی آنها اعمال می‏کنیم. در مرحله سوم، نتیجه این اقدامات پیشگیرانه را برآورد می‏نمائیم، کمبودهای این اقدامات را بررسی می‏کنیم و در صورت مثبت بودن نتیجه آن، پیشگیری را به کل افراد کهنسال و نوجوان تسری می‌دهیم. مثلاً در فرانسه، به دنبال چنین تحقیقی، به افراد کهنسال به جای دسته چک یا پول نقد، کارت اعتباری صادر شد تا مانع از حمل پول نقد شود و به تبع آن کمتر در معرض حمله و سرقت قرار گیرند.
مرحله سوم ـ در هر طرح پیشگیری، تعیین نظریه جرم‌شناختی، پایه و اساس آن طرح است. در این مرحله، توجیه جرم‌شناختی آن طرح را مشخص می‏کنیم. در این مرحله طراح برنامه پیشگیری می‏تواند از متخصص جرم‌شناسی استفاده کند. در اینجا طراح پیشگیری باید از جرم‌شناسی نظری استمداد بطلبد. در جرم‌شناسی بالینی و پیشگیری از تکرار جرم، مفهوم (نظریه) پایه را از جرم‌شناسی بالینی می‏گیریم که به شیوه پزشکی است و در اینجا حالت خطرناک (درجه سازگاری فرد با جامعه و ظرفیت جنایی (استعداد مجرمانه فرد)) مدنظر است.
بر اساس نظریه حالت خطرناک در جرم‌شناسی بالینی، ما دست به پیشگیری از تکرار جرم می‏زنیم. حالت خطرناک یعنی اقتران سلسله عوامل شخصی و اجتماعی که فرد را در آستانه ارتکاب جرم قرار می‏دهد. بدیهی است در جرم‌شناسی بالینی چون الگوی ما پزشکی است، متخصص جرم‌شناسی از چهار مرحله عبور می‏کند: 1ـ بررسی و معاینه مجرم از طریق روان‌کاوی و فیزیولوژی 2ـ شناسایی علت و عوامل ارتکاب جرم 3ـ تعیین و تجویز دارو 4ـ مصرف دارو و پیگیری دوران مراقبت بعد از خروج.
در جرم‌شناسی پیشگیرانه نیز برای هر طرح باید به دنبال مبنایی برای آن باشیم. طراح پیشگیری بی‌نیاز از جرم‌شناسی نظری نیست. دو نظریه که می‏تواند مبنای توجیه بعضی از طرح‏های پیشگیری قرار گیرد، عبارتند از: 1ـ نظریه بی‏هنجاری (خلاء هنجاری) 2ـ نظریه نابسامانی اجتماعی. فرض کنید نظریه مبنای طرح ما «ناسازگاری، خلاء هنجاری یا بی‌هنجاری» باشد. دورکیم معتقد بود که جرم یک پدیده نرمال است و حتی معتقد بود که جرم یک عامل سلامت عمومی است و بنابراین چون جرم در همه جوامع وجود دارد، تاکید می‏کند نوع جرم ناشی از ساختار فرهنگی آن جامعه است. پس بزهکاری را باید همواره با محل معین و فرهنگ معینی بررسی کرد. با توجه به این توضیح، دورکیم معتقد است که چنانچه جرم از میانگین و میزان خود فراتر رود، در این‌صورت در آن جامعه یک مشکل وجود دارد که این مشکل با خلاء هنجاری یا ناسازمندی مشخص می‏شود. ناسازمندی از نظر دورکیم یعنی تضعیف هنجارهای اجتماعی از یک سو و ضمانت اجراهای این هنجارها از سوی دیگر، بطوری که به دنبال تضعیف هنجارها و ضمانت اجراهای آن، افراد در مقابل خود هیچ مانعی را نمی‏بینند.

بر اساس نظریه خلاء هنجاری، جامعه‌شناس آمریکایی، آقای روبرت مرتون، در سال 1957 نظریه «اهداف و وسایل دستیابی به اهداف» را مطرح کرد. متمایز وی معتقد است در هر جامعه فرهنگ یا ارزش‌هایی وجود دارد و در این فرهنگ تعدادی از اهداف به شهروندان توصیه می‏شود، مانند پولدار شدن، رفاه مادی و موقعیت اداری و اجتماعی و سیاسی. در کنار این اهداف، به عنوان ارزش آن جامعه، یک سری وسایل و امکانات نیز برای دستیابی به آن‌ها ترویج می‏شود. لذا فرهنگ معینی در مکان معینی، اهدافی را به عنوان ارزش توصیه می‏کند که علی‌الاصول راه دستیابی به آن اهداف را هوار می‌سازد. اما واقعیت این است که از نظر وی چنانچه بین این اهداف و وسایلی که بطور مشروع در جهت دستیابی با آن اهداف وجود دارند، ناهماهنگی بوجود بیاید، خلاء هنجاری ایجاد می‌شود. بنابراین، محرومیت بخشی از افراد به لحاظ نژادی، اقتصادی یا جایگاه اجتماعی، از دستیابی به آن اهداف یک حالت ناسازمندی ایجاد می‏کند و این افراد به وسایل غیر مجاز متوسل می‏شوند. بنابراین نظریه خلاء هنجاری می‏تواند مبنای طرح پیشگیری ما قرار بگیرد.
نظریه دیگر، یعنی نظریه ”نابسامانی اجتماعی“ که توسط ساترلند مطرح شد نیز می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. نظریه نابسامانی اجتماعی توضیح می‏دهد که چگونه افراد مرتکب جرم می‏شوند و چرا نوع بزهکاری برحسب کشورها متفاوت است. در یک جمله، ساترلند معتقد است که جرم فراگرفتنی است، جرم آموختنی است و در ارتباط با جامعه آموخته می‏شود. در سطح فردی، آقای ساترلند نظریه ”معاشرت‌های ترجیحی“ را مطرح می‏کند. در چارچوب این نظریه، ساترلند معتقد است که یک انسان در مقطع معینی از حیات اجتماعی خود، به یک یا چند واحد اجتماعی تعلق خاطر دارد، اما تعلق خاطر او به یکی از این واحدها بیشتر از دیگران است. فرد در تماس با آن واحد ترجیحی، تلاشش در تبعیت از مرام آن واحد است. اگر واحد اجتماعی خانواده یا انجمن‏ دینی باشد، بی‌تردید فرد در تماس با محیط‏هایی است که زمینه مردم‌آمیزی و جامعه‌پذیری و اجتماعی‌شدن را فراهم می‏کند، اما اگر فرد در تشکل ترجیحی خود با تعبیرها و مرامهای مخالف قانون یا بی‌تفاوت نسبت به هنجارهای اجتماعی در تماس باشد، لاجرم به جای جامعه پذیری، غیر اجتماعی و ضد اجتماعی خواهد شد. در سطح فردی رفتارهای مجرمانه ارثی نیست، بلکه در اثر تماس با دیگران در قالب ارتباط و همنشینی آموخته می‏شود. باندهای مجرمانه به این شکل عده‏ای را در خود جذب و استخدام نیرو می‏کنند. به نظر ساترلند به جهت هنجارهای خاص در این خرده‌فرهنگ‏ها، زبان، پوشش و آرایش، ظاهر خاصی در آنها وجود دارد. لذا جرم آموختنی است.
در سطح جمعی، ساترلند معتقد است که تفاوت نرخ بزهکاری بین ملت‌ها را باید در تفاوت موجود در سازمان‌های اجتماعی بررسی کرد. اگر در یک دولت بزهکاری بالاست، به لحاظ بی‌سازمانی اجتماعی است، به خاطر فقدان همگونی ارزش‌ها و انسجام فرهنگی است، به خاطر خرده‌ارزش‌هایی است که یکدیگر را خنثی می‏کنند و با ارزش اصلی جامعه در معارضه و رقابت می‏باشند و یک نوع تعارض وجود دارد.
یکی از عوامل نابسامانی اجتماعی از نظر ساترلند می‏تواند جنگ یا انقلاب باشد. انقلاب، بطور مقطعی حالتی ایجاد می‏کند که عبور از یک ارزش به ارزش دیگر است. لیکن، این عبور، به زمان نیاز دارد که در این فاصله نابسامانی اجتماعی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *