دانلود پایان نامه

………………………..60
4-2 یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق ……………………………………………………………………………………………62
فصل پنجم : نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………74
5-1 بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………75
5-2 طرح فرضیه اصلی پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………76
5-3 نتیجه گیری مربوط به فرضیه های پژوهش ………………………………………………………………………………………78
5-3-1 فرضیه فرعی 1 ……………………………………………………………………………………………………………………………..78
5-3-2 فرضیه فرعی 2 ………………………………………………………………………………………………………………………………79
5-3-3 فرضیه فرعی3 ………………………………………………………………………………………………………………………………80
5-3-4 فرضیه فرعی 4 ………………………………………………………………………………………………………………………………80
5-4 پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………………………………81
5-4-1 پیشنهادهای کاربردی…………………………………………………………………………………………………………………….81
5-4-2 پیشنهادهای پؤوهشی……………………………………………………………………………………………………………………81
5-5 محدودیتها …………………………………………………………………………………………………………………………………………82
منابع فارسی
منابع انگلیسی
فهرست جداول
عنوان ___ صفحه
جدول 3ـ1 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سن زن …………………………………………..49
جدول 3ـ2 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سن مرد…………………………………………………………………………………..50
جدول 3ـ3 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سطح تحصیلات زن………………………………………………………………….51
جدول 3ـ4 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سطح تحصیلات مرد………………………………………………………………….52
جدول 3ـ5 : توزیع آزمودنی ها بر حسب مدت ازدواج (سال)…………………………………………………………………….52
جدول 3ـ6 : توزیع آزمودنی ها بر حسب تعداد فرزندان…………………………………………………………………………….53
جدول 3ـ7 : ضرایب پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی در تحقیق حاضر…………………………………………………….56
جدول 3-8: طرح کلی پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….57
جدول 4ـ1: میانگین و انحراف معیارنمره کیفیت زندگی و صمیمیت گروه های آزمایش و گواه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون……………………………………………………………………………………………………………………………..60
جدول 4-2: نتایج آزمون لوین در مورد پیش فرض تساوی واریانس های نمره ها متغیرهای تحقیق دو گروه در جامعه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..63
جدول 4ـ3: نتایج آزمون کلموگروف ـ اسمیرنف در مورد پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات کیفیت زندگی و صمیمیت……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….64
جدول 4-4: نتایج آزمون بررسی پیش فرض همگنی شیبهای رگرسیون متغیرهای تحقیق دو گروه در جامعه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….65
جدول شماره 4ـ5: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری(مانکوا)بر روی میانگین نمرات پس آزمون کیفیت زندگی و صمیمیت زوجین فرهنگی گروه های آزمایش و گواه با کنترل پیش آزمون………………………………….66
جدول 4ـ6: نتایج تحلیل کواریانس یک راهه در متن مانکوا بر روی میانگین نمرات پس آزمون کیفیت زندگی و صمیمیت زوجین فرهنگی گروه های آزمایش و گواه با کنترل پیش آزمون……………………………………………….67
نمودار4ـ1:مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی گروه های آزمایش و گواه…………68
نمودار4ـ2:مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون صمیمت گروه های آزمایش و گواه ……………………………….68
جدول شماره 4ـ7: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری(مانکوا)بر روی میانگین نمرات پس آزمون مؤلفه های کیفیت زندگی زوجین فرهنگی گروه های آزمایش و گواه با کنترل پیش آزمون…………………………………………….69
جدول 4ـ8: نتایج تحلیل کواریانس یک راهه در متن مانکوا بر روی میانگین نمرات پس آزمون مؤلفه های کیفیت زندگی زوجین فرهنگی گروه های آزمایش و گواه با کنترل پیش آزمون ……………………………………………70
نمودار4ـ3: مقایسه نمرات میانگین پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی در زمینه سلامت جسمانی گروه های آزمایش و گواه…………………………………………………………………………………………………………………………………………….72
نمودار4ـ4: مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی در زمینه سلامت روانی گروه های آزمایش و گواه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 72
نمودار4ـ5: مقایسه نمرات میانگین پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی در زمینه سلامت روابط اجتماعی گروه های آزمایش و گواه ……………………………………………………………………………………………………………………………….73
نمودار4ـ6: مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی در زمینه سلامت محیط گروه های آزمایش و گواه ……………………………………………………………………………………………………………………………………..73
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی “اثر بخشی آموزش شادکامی فوردایس بر کیفیت و صمیمیت زندگی زوجین فرهنگی منطقه قرچک” انجام پذیرفته است. طرح تحقیق از روش تمام آزمایشی طرح پیش آزمون،پس آزمون با گروه کنترل می باشد.ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و مقیاس صمیمیت می باشد.جامعه آماری در این پژوهش کلیه زوجین فرهنگی منطقه قرچک و نمونه آن 30 زوج داوطلب از بین انان که به صورت تصادفی انتخاب و در هر گروه آزمایش 15 زوج و گروه کنترل 15 زوج جایگزین شدند.برای تحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی از واریانس چند متغیری (مانوا) و چند متغیری(مانکوا) استفاده شد و سطح معنا داری در این تحقیق(5%) می باشد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که آموزش برنامه شادکامی فوردایس باعث افزایش کیفیت و صمیمیت زندگی زوجین فرهنگی شده است.
کلید واژه: شادکامی فوردایس-کیفیت زندگی-صمیمیت-زوجین فرهنگی
فصل اول :
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
انسان موجودی است پیچیده با ابعاد گوناگون عاطفی ،شناختی ،جسمانی ،اجتماعی و روانی که این ابعاد گوناگون احتیاجات بسیار متنوع و متغیری را ایجاد می کند و انسانها همه روزه اکثر وقت خود را صرف برطرف کردن این احتیاجات متنوع می کنند.عدم ارضای هریک از این ابعاد باعث به هم خوردن تعادل طبیعی زندگی می شود. برای بازگشت به این حالت تعادل طبیعی زندگی و سازگاری مجدد وجود و یادگیری برخی مهارتهای اساسی لازم و ضروری است البته نباید فراموش کرد این تعادل به آسانی بدست نمی آید و انسان گاهی مجبور است نحوه فعالیت هایش را تغییر داده و راه های تازه ای برای سازگاری با محیط کشف کند تا بتواند به زندگی خویش ادامه دهد. علاوه بر زندگی فردی ،زندگی زوجین نیز کاملا متاثر از این موضوع می باشد.
در جوامع کنونی همه روزه مسائل گوناگون متعددی روح و روان آدمی را در سیطره خود قرار داده است و تاثیر آنها زندگی زناشویی را تهدیدی می کند. در زندگی زناشویی نیز کیفیت و صمیمیت از اهمیت زیادی برخوردار است در حقیقت مفهوم زندگی بدون این دو مقوله بی معناست. از این رو تمام تلاشهایی که برای افزایش کیفیت و صمیمیت زندگی زوجین انجام می شود بسیار ارزشمند است. در سالهای اخیر کاربرد روش های شناختی رفتاری در درمان گروهی از اختلالات مفید و موثر بوده است.
ویژگی های درمان شناختی رفتاری نظیر ارتباط کاری،تمرین گروهی ،فعال بودن ،هدف دار بودن ، متمرکز بودن بر مشکل و… برای درمان مراجعان بسیار متناسب است(نینان،درایدن،1387).
به نظر می رسد برخی مهارتهای لازم و ضروری از جمله شادکامی در نوع کیفیت و صمیمت زندگی زوجین و در نتیجه سازگاری بهتر آنان با زندگی موثر می باشد.
کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی را در بر می گیرد. این اصطلاح در زمینه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هم استفاده می شود.کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی کردن است . با وجود این مفهوم آن برای هرکس منحصر به فرد و با دیگران متفاوت می باشد. اغلب روان شناسان معتقدند کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی و در برگیرنده حقایق مثبت و منفی زندگی است. از طرفی عده ای آن را یک مفهوم فردی قلمداد می نمایند، به این معنا که حتماَ باید توسط خود شخص، بر اساس نظر او و نه فرد جایگزین تعیین گردد. سازمان جهانی بهداشت تعریف جامعی از کیفیت زندگی ارائه داده است: درک فرد از وضعیت کنونی اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کند و ارتباط این دریافت ها با اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت های مورد نظر فرد. 
گرچه امروزه لغت صمیمیت به مفهوم نزدیکی بخصوص از نوع جنسی آن معنا میشود، اما نزدیکی و صمیمیت ابعاد مختلفی از زندگی ما را در بر می گیرد. صمیمیت به جز بعد فیزیکی، ابعاد اجتماعی، احساسی، روانی و معنوی زندگی را نیز شامل میگردد. صمیمیت به معنای شراکت در تمامی ابعاد زندگی است.
1-2 بیان مسئله
تفکر چگونه شاد زیستن ایده ای است که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته به گونه ای که همواره به دنبال یافتن راهکارهایی برای بهتر زیستن و کسب لذت و بهره بیشتر از زندگی بوده است. خواه فردی معتقد به دین باشد یا نه ،همه انسانها خواهان جایگاه بهتری در زندگی هستند و حرکت همه انسانها به سمت شادی است( انوشیروانی،82).
شادمانی اشاره به احساسی مثبت دارد که با کلماتی چون رضایتمندی و بهروزی بیان می شود. شادمانی در منابع مختلف با واژه هایی چون خوشحال2 ،رضایت از زندگی ،احساسات مثبت3 ،زندگی معنادار4 و واژه هایی این چنینی بیان شده است. یکی از واژهایی که مکررا در مرور متون معادل شادکامی به کار رفته واژه well being می باشد. در متون مختلف این دو واژه به صورت جایگزین یکدیگر به کار رفته اند. بهروزی عموما به عنوان یک عامل جسمی و سرور و سرخوش به عنوان یک عامل ذهنی و درونی به کار می رود.بهروزی را میتوان به طور کلی شامل تعادل بین اجزاء مختلف زندگی مثل اجزاء احساسی و جسمانی فرد دانست که می تواند سبب شادمانی و زندگی خوب در فرد شود.
در سالهای گذشته با کارهای سلیگمن5 در روان شناسی جنبش با عنوان روان شناسی مثبت ایجاد شده است. در این زمینه مباحثی مثل شادی ،امید ،سرزندگی و خوش بینی بررسی می شود.از مقوله های روان شناسی مثبت به زیستی ذهنی و شادی است که تاریخچه زیستی ذهنی به اواخر دهه 50 و شادی به شالهای دهه 60 میلادی بر می گردد(کار6،1387).
با مطرح شدن روز افزون اهمیت شادکامی در امر سلامت روان و خوشبختی و همچنین تاثیر آن در تقویت قوای روانی انسان برای مقابله با پیچیدگیهای و مشکلات دنیای امروز ،توجه و نظر محققان ،اندیشمندان نسبت به آن تغییر کرده است. تحقیقات نشان می دهد که شادی صرف نظر از چگونگی بدست آوردن آن می تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد. افرادی که شاد هستند احساس امنیت بیشتری می کنند ،آسانتر تصمیم می گیرند ،دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و نسبت به کسانی که با آنها زندگی می کنند احساس رضایت بیشتری می کنند.(مایزر7،2002)
-هدف از روان شناس مثبت نگر به طور عام و روان شناس شادی به طور خاص ایجاد یک تغییر در روان شناس است و قصد آن فراتر از آسیب ها بوده و به سمت بهینه کردن کیفیت زندگی می باشد. این جنبش آن است که از نقاط قوت انسان به عنوان سپری علیه بیماریهای روانی استفاده نماید.(ترلی و همکاران ،2004).
درمان گران شناختی معتقدند که انگاره تفکر منفی باعث افسردگی و نگرانی می شود. آنها معتقدند وقتی مثبت تر و واقع بینانه تر بیندیشید از عزت نفس و کارایی بیشتری برخوردار می شوید.(خدایاری فرد، 1379).
سلیمگن شادکامی را حق طبیعی هر انسان می داند که برای دستیابی به آن باید برنامه ریزی و تلاش کرد. او شادی را غیر قابل حصول و دست یابی نمی داند بلکه آن را واقعیتی می داند که زندگی شیرین تر و روابط افراد را غنی می سازد.
با توجه به اهمیت شادکامی در داشتن تفکر مثبت و روابط آن با کیفیت و صمیمیت میان زوجین در این پژوهش برآنیم که تاثیر آموزش شادکامی فودایس را میزان کیفیت و صمیمیت زوجین بررسی نماییم.
1-3 ضرورت واهمیت پژوهش
مطالعه شادکامی از جهات مختلف اهمیت دارد. اول اینکه شادمانی امری مسری است ،یعنی شادی یک فرد شادی چند نفر دیگر را بدنبال دارد و غبار و اندوه را از چهره آنها می زداید بنابراین وجودیک همسر شاد باعث شادی طرف مقابل می شود و این شادی باعث رضایت بیشتر می گردد. دیگر اینکه شادمانی حسد را از بین می برد و وابستگی های فرد را با محیط می گستراند و زندگی دلپذیر تر میسازد. افراد شادمان دارای عزت نفس بالا ،روابط دوستان محکم ،اعتقادات مذهبی معنادار هستند (مایزر ،2002) پژوهش های انجام شده نشان می دهد که شادمانی نقطه مقابل افسردگی است و افسردگی موجب تضعیف سیستم ایمنی بدن می شود(وایز ،1997). به اعتقاد سالوی و همکاران(2000) عواطف مثبت به خصوص شادی فعالیتهای قلبی و عروق و سیستم ایمنی را بهبود می بخشد.
با توجه به اهمیت این موضوع و اینکه شادکامی می تواند میزان کیفیت و صمیمیت زندگی زوجین را تحت تاثیر قرار دهد و نظر به اینکه زوجین فرهنگی به دلایل متعدد از جمله مسائل کاری یکنواخت و مشکلات اقتصادی و… مستعد دچار شدن به روزمره گی وکاهش کیفیت و صمیمیت در زندگی خویش هستند(آرین،1388) بنابراین لازم دیدم که جدی تر به این قضیه نگاه کرده و پژوهشی در این زمینه انجام دهم زیرا شادکامی زوجین و اثر بخشی آن بر صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی آنها کمتر در تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
تعیین اثربخشی آموزش گروهی برنامه شادکامی فوردایس بر کیفیت و صمیمیت زوجین فرهنگی
1-4-2 اهداف فرعی
الف:اثر بخشی آموزش گروهی شادکامی فوردایس بر کیفیت زندگی زوجین
ب:اثربخشی آموزش گروهی شادکامی فوردایس بر صمیمیت زندگی زوجین
1-5 فرضیه های پژوهش
1-5-1آموزش شادکامی فوردایس باعث افزایش کیفیت در زندگی زوجین می شود.
میانگین
فرضیه1: آموزش شادکامی فوردایس بر افزایش کیفیت زندگی در زمینه سلامت جسمانی زوجین فرهنگی تأثیر دارد.
فرضیه2: آموزش شادکامی فوردایس بر افزایش کیفیت زندگی در زمینه سلامت روانی زوجین فرهنگی تأثیر دارد.
فرضیه3: آموزش شادکامی فوردایس بر افزایش کیفیت زندگی در زمینه سلامت روابط اجتماعی زوجین فرهنگی تأثیر دارد.
فرضیه4: آموزش شادکامی فوردایس بر افزایش کیفیت زندگی در زمینه سلامت محیط زوجین فرهنگی تأثیر دارد.
1-5-2 آموزش شادکامی فوردایس باعث افزایش صمیمیت در زندگی زوجین می شود.
1-6 متغیر های پژوهش
متغیر مستقل:دراین پژوهش شادکامی فوردایس به عنوان متغیر مستقل بکار برده می شود.
متغیر وابسته:کیفیت و صمیمیت زوجین
1-7 تعریف اصطلاحات
1-7-1 تعریف نظری متغیر ها
شادی
شادکامی تعادل میان تجربه های هیجانی مثبت و منفی در طول یک دوره زمانی (لیوبومیر سکی1، 2001 بر گرفته است برادبرن2، 1969)
شادکامی به درجه با میزان گفته می شود که شخص درباره مطلوبیت کل زندگی خود قضاوت می کند. به عبارت دیگر شادی به این معنا است که فرد به چه میزان زندگی خود را دوست دارد.( وینهوون،1988)
لیوبومیر سکی ،شلدون و شید 4(2005) شادکامی را تجربه احساس نشاط ،خوشنودی و خوشی نیز دارا بودن این احساس که فرد زندگی خود را خوب ،یا معنا و با ارزش برابر در نظر گرفته اند. طبق این تعریف مشخص می شود که شادی یک پدیده ذهنی و درونی است. دونوو و کوپر (1998) در یک پژوهش فرا تحلیل ،مهم ترین ویژگی شخصیتی افراد شادی را عاطفه مثبت و عزت نفس گزارش نموده اند.
کیفیت زندگی:
فارنز و پاورس(1383به نقل از رئیسی) کیفیت زندگی را رضایت یا عدم رضایت از ابعادی از زندگی فرد دانستند که برای او مهم می باشد.
سل و تالسکی(1385به نقل ازعابدی)کیفیت زندگی را ارزیابی و رضایت فرد از سطح عملکرد موجودش در مقایسه با آنچه ایده آل یا ممکن می پندارد ،تلقی کردند. برخی از محققان این واژه را پیچیده تر از آن دانستند که بتوان آن را در یک جمله یا عبارت توصیف کرد.
سازمان بهداشت جهانی (who) در سال 2000 این مفهوم را به اینصورت تعریف کرده است :کیفیت زندگی ،درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ. سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند ،اهداف ،انتظارات ،استانداردها و اولویت هایشان می باشد، پس کاملا فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه های مختلف زندگیشان تاثیر دارد (نل 4،1993).
زان 5در سال 1998 کیفیت زندگی را درجه رضایت در تجارب زندگی فرد می داند. وی می گوید کیفیت زندگی شامل رضایت از زندگی در تصور از خود ،و فاکتورهای اجتماعی و اقتصادی است.
به رغم آنکه توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد ،پژوهشگران به سه ویژگی مهم آن شامل چند بعدی بودن ،ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند. کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی ،روانی ،اجتماعی و روحی است. این ویژگی با تعریفی که امروزه از سلامتی داریم منطبق است آنجا که سلامتی را رفاه کامل جسمی و روانی ،اجتماعی و معنوی می دانیم.(سلامت، 1388).
صمیمیت:
صمیمیت نزدیکی راطه عاطفی ،معنوی ،عقلانی و جنسی می باشد. صمیمیت یک هدف نیست بلکه فرایندی است که در طول زمان بوجود می آید (شفر و اولسون،1981)
اشمن و کلارک2(1987) به نقل از استنلی و همکاران3(1995) بیان کرده اند که صمیمیت به هرگونه رابطه یا دوستی که در بردارنده گرمی ،باز بودن و سهیم شدن غیر رسمی اشاره دارد.
وارینگ4(1980) به نقل از نظری (1386) صمیمیت در زوجها را ترکیبی از هشت عنصر زیر می داند.
1-عاطفه: یعنی زوجها به چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورت راحت برای یکدیگر بیان می کنند.
2-بیانگری: زوجها تا چه حد در افکار عقاید و نگرشهای خود را به یکدیگر ابراز می کنند.
3-سازگاری: میزان همکاری صمیمانه زوجین با هم
4-همبستگی: میزان تعهد ی که زوجین نسبت به هم احساس می کنند.
5-حل تعاض: تا چه حد زوج می تواند اختلاف نظرهای خود را با هم حل کنند.
6-خود خود مختاری: تا چه حد زوجین برای ارتباط با اعضای خانواده و دوستان احساس استقلال می کنند.
7-رابطه جنسی: میزان رضایت از رابطه جنسی با همسر
8-هویت: میزان اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهر
1-7-2 تعاریف عملیاتی متغیرها
کیفیت زندگی
میزان نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه کوتاه شده کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بدست می آورد.
صمیمیت
میزان نمره ای است که آزمودنی در مقیاس صمیمیت واکر و تامپسون بدست می آورد.
برنامه شادکامی فوردایس
برنامه شادکامی فوردایس دارای 14 اصل می باشد.تمام اصول این برنامه از تکنیک های روان شناسی مثبت و شناختی رفتاری بهره برده است. در این پژوهش پس از اجرای پیش آزمون برنامه شادکامی فوردایس در 6 جلسه 2ساعته برای گروه آزمایش اجرا گردید وسپس پس آزمون اجرا گردید و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
اصول آموزش برنامه شادکامی فوردایس که شامل14اصل است به شرح ذیل می باشد.این اصول در فصل بعد به تفضیل شرح داده شده است.
اصل اول:سرگرم و فعال بودن
ـ فعالیتهای معنادار
اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیتهای جمعی
اصل سوم:مولد بودن و انجام کارهای سودمند
اصل چهارم:برنامه ریزی و سازماندهی بهتر
اصل پنجم :دور کردن نگرانی ها
اصل هفتم:تفکر مثبت و خوش بینانه
اصل هشتم:زندگی در زمان حال
اصل نهم:پرورش شخصیت سالم
اصل دهم:پرورش شخصیت اجتماعی و برون گرا
اصل یازدهم:خود واقعی بودن
اصل دوازدهم:کنار گذاشتن مشکلات و احساسات منفی
اصل سیزدهم:ارتباط صمیمانه مهمترین منبع شادی است
اصل چهاردهم: اولویت دادن به شادی
فصل دوم:
پیشینه تحقیق
در این بخش ابتدا به بررسی پیشینه روان شناسی مثبت و شادکامی پرداخته می شود وسپس دیدگاه های مختلف درباره شادکامی بیان خواهد شد.در ادامه نظریه های شادکامی و سپس مولفه های تشکیل دهنده شادکامی و در ادامه کاربرد پژوهش های مربوط به شادکامی و علل و همبسته های شادکامی و در نهایت روش های افزایش شادکامی بیان خواهد شد.
2-1 روانشناسی مثبت
در دهه های اخیر رواشناسی مثبت به عنوان تلاشی جهت بررسی توانمندی انسان بستری برای مطالاتی در مورد به زیستی و شادمانی در حوزه های مختلف آموزش بهداشتی درمانی و دانشگاهی شده است .(گلستانی بخت، 1386) .
روانشناسی مثبت یک جنبش نو ظهور در حیطه رواشناسی معاصراست که تاکید دارد به نیاز فهم جنبه های مثبت تجربه های انسانی و فهم اینکه چه چیزی باعث می شود که زندگی ارزش زیستن داشته باشد.(جوزف ولینلی ،2006).
سلیگمن(2005)معتقداست پیام جنبش مثبت نگری این است که یادآوری می کند حوزه و رشته ما در حال تغییروتحول است زیرا روانشناسی تنها متمرکز بر بیماری ها ودرمان هم متمرکز بر رفع کمبودها نیست بلکه رواشناسی مثبت به دنبال افزایش شادی، سلامت و مطالعه علمی در مورد نقش توانمندی های شخصی و سامانه های اجتماعی مثبت در ارتقای سلامت افراد و جوامع است. روانشناسی مثبت یعنی استفاده کاربردی از تحقیقات روانشناسی در جهت تسهیل کردن کار کرد بهینه انسانها(جوزف ولنیلی، 2006).
این رویکرد جدید معتقداست که افراد تمایل دارند خلاق، انتخابگرو تاثیر گذار باشد واین که در هر انسانی توانایی ذاتی برای بهتر زیستن وجود دارد. کار اصلی روانشناسی اندازه گیری فهمیدن سپس بنا کردن این توانمندیها در انسانها و ایجاد فضیلت های اجتماعی ودر نهایت فرمول بندی برای هدایت شخص به سمت ایجاد یک زندگی بهتر است.(سلیگمن و سیکزینت میهالی2، 2003).
2-2 شادکامی(تاریخچه)
شادی و شادکامی یکی از نیازهای روانی بشراست که تاثیر عمده ای بر شخصیت و سلامت روان دارد. پیشینه و قدمت توجه به موضوع شادی را می توان به تاریخ خلقت بشر دانست زیرا آدمی همواره دنبال رهایی از دردها رنجها و تغییر وضعیت خود از حال بد به حال خوب بوده است.(دانیر و همکاران 1995).
امروز سلامتی، رفاه کامل جسمی روانی و اجتماعی است نه فقط نبود بیماری یا نا توانی. همانطور که در تعریف سازمان بهداشت جهانی به سلامت از جنبه ثبت آن تاکید شده است و فردی واجد سلامت شناخته می شود
که به لحاظ زیستی روانی و اجتماعی از شرایط معینی بر خوردار باشد.(بوم وهمکاران، 2001).
اصطلاح تندرستی ذهن (شادکامی) به ارز یابی های که افراد از زندگیشان به عمل می آورند اشاره دارد. ارزیابی شناختی مانند رضایت از زندگی و ارزیابی عاطفی (خلق و هیجانات)از قبیل احساسات عاطفی مثبت و منفی.در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و مکررا عواطف مثبت را تجربه نمایید و بالعکس عواطف منفی کمتری را تجربه کنند گفته می شود که از تندرستی ذهنی بالایی برخوردار هستند . تندرستی ذهنی اصطلاح روان شناختی معادل شادکامی است که به دلیل مفاهیم بسیاری که درخود نهفته دارد ارحج است اما با این وجود به جای یکدیگر به کار می روند.(ادینگتون و همکاران به نقل از رئیسی،1383).
2-3 دیدگاه های مختلف پیرامون شادی
2-3-1دیدگاه قرآن
یکی از مباحث مهم روان شناختی و معرفتی در قرآن مبحث شادکامی و انبساط خاطراست. شادی در قرآن، جایگاه خاصی دارد و به گونه های مختلف، مورد تأیید و توجه قرآن قرار گرفته است. اما نه شادی بیهوده وعیش، بلکه شادکامی توأم با اهداف الهی و انسانی.
در کتاب دینی مسلمانان قرآن (آیه 58 سوره یونس، آیات 4و5 سوره روم ،آیه 76 سوره قصص و روایاتی واژه هایی چون فرح و سرور بیشترین بار معنایی را برای تفهیم شادی به دوش می کشند.
از دیدگاه قرآن شادکامی به دو صورت حق و غیرحق است :(آیه 75 سوره غافر) : این قهر و عذاب به شما کافران بدان سبب است که در دنیا از پی باطل بودید و دائم به نشاط سرگرم شدید.
شادی صحیح و حق، شادی است که ظاهر و باطل آن یکی باشد یعنی در ظاهر همان جلوه باطنی شادی تجلی کند و اندوهی در پی آن نباشد اما شادی کاذب و باطل شادی است که فقط ظاهر دارد ولی باطل آن غم اندوه است. به عبارتی دیگر در دل هر شادی کاذب اندوه صادقی است و هنگامیکه قیامت شود و باطل اشیاء آشکار شود صاحبان چندین شادیهایی اندوهگین می شوند زیرا اندوه باطنی آن ها بر ملا می گردد.(جوادی آملی، 1378).
در روایات اسلامی نیز به بحث شادکامی و راه های کسب آن اشاره بسیار شده است.
شادی در سایه اطاعت
علی(ع): شادی مؤمن به طاعت پروردگار می باشد وحزنش بر گناه و عصیان است.
 شادی در پرتو پرهیز از گناه
پیامبر اسلام(ص):بهترین بندگان خدا کسانی هستند که وقتی نیکی می کنند خوشحال می شوند و زمانی که بدی کردند ناراحت هستند و طلب استغفار می کنند.
 احیای ارزش ها
امام صادق(ع): شادی به سه خصلت است: وفاداری،رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاری ها و مشکلات.
 احیای حق یا از بین بردن باطل
حضرت علی: شادی باید به خاطر احیای حق یا نابودی باطل باشد.(اکبری،72)
2-3-2 دیدگاه یونان باستان
یونانیان همواره سعی داشته اند شادی رااز وقایع تاریخی و اجتماعی دور نگه دارند آنها شادکامی را مستقل از ثروت سلامتی و فراز و نشیب های زندگی روزانه معنا می کردند و معتقد بودند شادی یک امر کلی است و نمی توان ان را به اجزاء مختلف تقسیم کرد. یونانیها شادی را یک عمل کاملا منطقی قلمدار می نمودند ومعتقد بودند عقل یک ویژگی ذاتی است و کاربرد آن شادی خالص و حقیقی را برابر فرد به ارمغان می اورد (اناس3 ،1999).
ارسطو پیرامون شادی دو دیدگاه دارد که هر دو آنها تفکرات بشری امروزی را تحت تاثیر قرار داده است.
شکوفایی انسان: دراین دیدگاه شادکامی را به یافتن مولفه های آن تجزیه کرده است . طبق این دیدگاه یک سری مولفه هایی از قبیل سلامتی ثروت شهرت و …… در حوزه شادکامی قرار دارند. وی معتقد است وقتی انسان بیمار می شود سلامتی بسیار مهم به نظر می رسد و وقتی ورشکسته می شود ثروت برای او مهمترین عنصر شادی بخشی می باشد.
عقلانیت: در این دیدگاه ارسطو اندیشه متفکرانه و عقلانیت را برابر با شادی می داند و مدعی است که بیشترین و کاملترین استفاده از عقلانیت جنبه الهی زندگی را نشان می دهد. بر اساس این دیدگاه کسانی که توانایی عقلانی بیشتری دارند بهتر از عهده وظایفشان بر می آیند و این برای آنها شادی افرین است.(رورتی ،1980).

2-3-3 دیدگاه شناختی
تئوری پردازان دیدگاه شناختی شادکامی را احساسی می دانند که حاصل پیشرفت منطقی در جهت رسیدن به هدف می باشد. در این دیدگاه شادی به دروندادهای حسی و ادراک های حاصل از آن محدود نمی شود و هر چه فرد گام هایی در راه رسیدن به هدفش بردارد بر میزان شادیش افزوده می شود. بر خلاف شادی مورد نظر مکتب هرونیزم که خود هدف است در دیدگاه شناختی شادی ماخوذ از هدف و به عبارت دیگر هدف انگیخته است. (پرودوکسی، 1995 به نقل از دریکوندی،1381).

2-3-4 نظریه عقلانی_ عاطفی
این نظریه در دهه 50 توسط البرت الیس ابداع شده است.اساس نظریه وی را مدل ABC تشکیل می دهد که درشناخت و تغییر شخصیت به کار می رود.
رویدادهای فعال کنندهA پیامدهای رفتاری و هیجانی دارند اما این پیامدها معلول رویدادهای فعال کننده نیست بلکه تا حدودی زیادی معلول نظام اعتقادی B می باشد. در صورت خوشایند بودن رویدادهای فعال کننده، عقاید به میان آمده بی ضرر خواهد بود ولی در صورت ناخوشایند بودن عقاید نامعقول IB به میان می آیند که غالبا پیامدهای رفتاری هیجانیC مشکل سازی دارند (شارف2،1388 ).
آدم ها هنگام ناراحتی به شیوه ای نا کار آمد و خود ناکام کن فکر-احساس-عمل می کنند و وقتی ناراحتی خود را رفع می کند که برخی شناخت ها واکنش های هیجانی و افعال خود را به طور همزمان تغییر بدهند.
رفتار درمانی عقلانی هیجانی در تبدیل باورهای نامعقول به باورهای معقول و به تبع آن بهبود کارکردهای هیجانی ورفتاری همواره ادغام گرا بوده است. رفتار درمانی عقلانی هیجانی از روش های چند بعدی زیادی استفاده می کند از جمله روش های شناختی هیجانی ورفتاری (لازاروسی ،1988 به نقل از نینان و داریدن،1388 ).
2-4 تعاریف شادکامی
بنا به نظر ارسطو سه نوع شادکامی وجود دارد. در نازلترین سطح به نظر مردم عادی لذت شادی را همراه دارد. در سطح بالاتردر نزد بزرگان شادی معادل عملکرد خوب است و در سطح آخر که عالی ترین نوع شادی است شادی بر پایه زندگی متکفرانه است ( آیزنک، 1375).
افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از قوه تعقل یا استعدلال ،احساسات و امیال . افلاطون شادی را از آن انسانی می داند که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی ایجاد کرده باشد. (دیکی2، 1999).
کانت شادکامی را ارضای تمامی امیال می داند(آیزنک ،1377).
بنابه اعتقاد آرگایل(2001) شادکامی سه جزء اساسی دارد که عبارتند از : هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان عواطف منفی . همچنین روابط مثبت با دیگران،هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی و دوست داشتن دیگران از اجزای شادی هستند.
مالتز3(1372) نشاط را احساس شادکام بودن، راضی بودن، آرامش، آزادی، پاسخ به زندگی، خوب بودن وبا علاقه به زندگی نگریستن می داند. آیزنک(1375) با اقتباس از برادبورن3 شادکامی را حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفی تعریف می کند.
شوارتز و استراک4 (1991)معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که درپردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سو گیری دارند. یعنی اطلاعات راطوری پردازش می کنند که به شادکامی آنها منجرمی شود.
فورادیس(2000)معتقد است شادکامی یک هیجان است نه بیشتر نه کمتر. شادی هیجان مثبت یا احساسی که به وسیله خرسندی احساس بهزیستی، رضایت و… توصیف می شود.
2-5 نظریه های شادکامی
آرگایل(1382)به نظریه های زیر که می تواند شروعی در نظریه پردازی درباره شادی تلقی شود اشاره کرده است.
2-5-1 نظریه تبیین های فیزیولوژیک
خلق مثبت از طریق انتقال دهندهای عصبی چون دوپامین و سروتین ایجاد می شود.این انتقال دهندها را می توان به وسیله دارو و نیز از طریق فعالیت مرتبط با هدف فعال ساخت. ورزش و تمرین به علت فعال سازی آندروفین باعث شادی می شود. الکل اصظراب را کاهش می دهد.ماری جوانا هیجان و تحریک تولید می کند. این هیجانات را می توان بدون دارو نیز ایجاد کرد و به همان اندازه دارو نیز می توانند موثر باشند. احتمالا به نظر می رسد که هیجانات ایجاد شده به واسطه موفقیت و یا موسیقی همان مناطقی از مغز را فعال می سازد که مستقیما توسط داروها تحریک می شوند.(آرگایل،1382).
2-5-2 نظریه روابط و فعالیتهای اجتماعی
محققان دریافته اند که عشق منبع عظیمی از خوشی و مسرت است و ارتباطات اجتماعی و شادی را تحت تاثیر می دهند. برون گریان به این علت شاد هستند که مهارت های اجتماعی زیاد و فعالیت های اجتماعی دائی دارند. علت اینکه بین شادی و معاشرت رابطه نزدیک وجود دارد می تواند ناشی از رضایت از ارضای نیازهای اجتماعی، بر آورده شدن نیازهای مربوط به عزت نفس یا یادآوری روابط نزدیک در زمان کودکی باشد.(میرسعید،1373).
2-5-3 نظریه نیازهای عینی ارضا کننده
شواهد حمایت کننده ای از این نظریه وجود دارد در صورتی که مردمی خیلی فقیر باشند یا در جامعه فقیری زندگی کنند ثروت باعث شادی آنان می شود. به همان نحو که داشتن خانه شغل، همسر و سلامت از منابع شادی محسوب می شوند اما تاثیر این موارد برای بیشترمردم ضعیف وناچیز است.(آرگایل،1382).
2-5-4 ژن شادکامی
با محرز شدن اینکه عوامل ژنتیکی اهمیت بسزائی در تعیین شخصیت دارند عده ای از روانشناسان به جستجوی ژن شادی پرداخته اند. افراد دارای این ژن باید از توان زیادی برای تجربه مثبت و نیز ایمنی در برابر عاطفه منفی بر خوردار باشند کاستا و مک کرا(1981)کشف کردند که برون گراها بیشترین عاطفه مثبت را تجربه می کنند و درون گرها کمترین عاطفه مثبت دارند . بنابراین افراد دارای ژن شادی، برون گرا های با ثباتی هستند که برون گرایی آنها سبب عاطفه مثبت زیادی می شود.
2-6 مولفه های تشکیل دهنده شادکامی
شادکامی از عوامل متعددی ازقبیل رضایت کلی اززندگی، رضایت ازمقوله های خالص زندگیف وجود عواطف مثبت فراوان (خلق و عواطف خوشایند)وفقدان نسبی عواطف منفی (خلق و عواطف نا خوشایند) تشکیل می گردد.
این مولفه ها را می توان به اجزای کوچکتری تقسیم کرد عواطف مثبت را می توان تحت مفاهیمی چون خوشی ،وجد ،رضایت،غرور،محبت ،شادی و شور تقسیم بندی کرد.عواطف منفی را نیز می توان تحت مفاهیمی مانند احساس گناه،شرم،غمگینی،اضطراب ،نگرانی،خشم،استرس و حسادت طبقه بندی کرد.
رضایت از زندگی را نیز می توان به اجزایی از قبیل رضایت را زندگی فعلی ، گذشته و آینده و افراد مهم تقسیم بندی نمود. (ادینگتون و شامن، 2004 ).
2-6-1 کاربرد عملی پژوهش های مربوط به شادکامی
شادی یکی از شاخص های بارز کیفیت زندگی است یعنی آثار آن به وضوح در زندگی و حالات افراد دیده می شود این شاخص به همراه شاخص های سلامت روانی وجسمانی افرادنشانگرمیزان کامیابی افراداست.
برخی از کاربرد های مطالعات مربوط به شادکامی به شرح ذیل می باشد.
-غنی سازی شادکامی افراد:در مورد مزایای چند نوع درمان یا تغییر سبک زندگی پژوهشهای پیگیری انجام شده است. چنین پژوهشهایی ضرورت دارد زیرا بسیاری از شکل های روان درمانی معلوم شده است که موثر نیستند. درمان مبتنی بر فعالیتهای خوشایند و برخی از شیوه های درمان شناختی در شادی مستقیما مورد توجه قرار گرفته اندومعلوم شده است که موثرمی باشند. آموزش مهارتهای اجتماعی و تغییر فعالیتهای تفریحی در مورد افسردگی نتایج بسیار خوبی نشان داده اند بویژه تفریح که تحت کنترل مستقیم خود انسان می باشد (مرادی، 1383).
ـ افزایش شادکامی جوامع: شادی یک موضوع فردی نیست بلکه تا حدودی یکی از خواص جوامع است این موضوع به خصوص در جوامع جمع گرا مصداق بیشتری دارد.سلامتی جوامع تا حدودی تابعی از تسهیلات مثل تفریح و پیوستگی اجتماعی است.یکی از موارد کاربرد داده های مربوط به شادی،نشان دادن رکود یا رونق اجتماعی در طول زمان است.
به اعتقاد لایارد(2003)یک تضاد در قلب تمدن بشری وجود دارد و آن این است که همان طور که جوامع ثروتمندتر شده اند مردم شادتر نشده اند. نتایج پژوهشهای وی نشان می دهد که 6 فاکتور سلامت روانی، کار مطمئن، زندگی سالم و عاشقانه شخصی ، جامعه امن،آزادی و ارزشهای اخلاقی در افزایش شادی جوامع بسیار موثر است.
ـ آژانسهای بین المللی:این آژانسهای در کشورهای مختلف با کیفیت زندگی سرو کار دارند آنها ابتدا به اقتصاد سپس آموزش و بهداشت و پس از آن به سلامت ذهنی توجه کرده اند.خصوصا اگردر کشوری میزان شادی خیلی کم باشد.(آرگایل، 1382).
2-7 علل وهمبسته های شادکامی
تحقیقات گسترده ای در خصوص ارتباط بین عوامل جمعیت شناسی و محیطی با شادکامی صورت گرفته است.تحقیقات و پنهوون و همکاران(1994)،ادینگتون و شامن (2004) اینگلهارت(1990)بر این نکته تأکید دارند که عوامل محیطی در سطوح مختلف بر میزان شادکامی تأثیر دارند ولی تأثیر عامل شخصیت کمتر است.
2-7-1 تفاوتهای جنسیتی
به زعم آیزنگ (1375) مردان و زنان از نظر شادی تفاوت کمی دارند اما اثر کهولت سن بر شادی تا حدودی متفاوت است. زنان جوان شادتر از مردان جوان می باشند اما زنان مسن درمقایسه بامردان مسن شادکامی کمتری دارند.
زنان میزان عواطف منفی و افسردگی بیشتری را در مقایسه با مردان گزارش کرده اند و بیش از مردان دنبال درمان این اختلال بر می آیند ولی با این حال مردان و زنان میزان مشابهی از رضایت کلی را گزارش می کنند. علت آن نیز احتمالا این است که زنان پذیرش بهتری نسبت به عواطف منفی خود دارند(ادینگتون و شامن 2004).به طور کلی بر اساس تحقیقات تفاوتهای جنسیتی در خصوص شادکامی درکشورهای غربی ناچیز می باشد.
2-7-2 سن
مطالعات متفق القول هستند که رضایت از زندگی با بالارفتن سن افزایش می یابد و یا حداقل کاهش پیدا نمی کند. (استاک ،اوکان،هدینگ وتیره ،1985؛ هورلی و لاورلی ، 1995).
داینر و ساح3(1998) با مطالعه ای بروی60000 بزرگسال از 40 کشور مختلف انجام دادند دریافتند که رضایت از زندگی از سنین20تا 80سالگی کمی افزایش می یابد و در عین اینکه تغییرات آن نیز اندک است.
به نظر آیزنگ (1375) شادی زیادتر جوانان می تواند معلول ظرفیت خیلی زیاد آنها برای عاطفه مثبت و ظرفیت کمتر آنان برای تجربه عاطفه منفی یا ترکیبی از هر دو باشد.
2-7-3 تحصیلات
تحقیقات از وجود یک همبستگی معنی دار اما ضعیف بین میزان تحصیلات و شادکامی می باشد(دانیر،ساندویک وسید لیتز،1993).البته همبستگی بدست آمده را می توان به نقش تحصیلات در ایجاد علایق وسیع تر که منجر به فراهم آمدن منابع شادکامی بیشتر می گردد نسبت داد. به گفته ادینگتون و همکاران (2004) با گذشت زمان نقش تحصیلات بر شادکامی در ایالات متحده کم رنگ تر شده است.بخش اعظیمی از ارتباط بین تحصیلات و شادکامی از همبستگی تحصیلات با موفقیت شغلی و در آمد ناشی می شود(ویتر و همکاران ،1984).
2-7-4 ازدواج
پژوهش های متحدد از این حکایت دارند که افراد متاهل شادکامتر از افراد مطلقه، مجرد،متارکه کرده و یا همسر از دست داده می باشند(کوردک،1991 ؛متکاسا2،1995؛ آرگایل، 1382؛آیزنگ، 1375).
همچنین متاهلان دارای فرزند کمتر از متاهلان بدون فرزند شادکامتر هستند.(آیزنگ1375).
داینروساح(1998) دریافتند که ازدواج به لحاظ تجربه عواطف مثبت منابع بیشتری برای مردان دربر دارد ولی میزان رضایت از زندگی در بین زنان و مردان متاهل یکسان است.
از نظر آرگایل(1382) ازدواج قوی ترین اثر را بر شادکامی سلامت روانی وجسمانی دارد و محرومیت از آن بسیار آشفته ساز است.
2-7-5 شغل
بیکاری بر همه جنبه ای از شادکامی از قبیل عاطفه مثبت رضایت از زندگی و عاطفه منفی تاثیر گذار است.همانطور که افسردگی، خودکشی،عزت نفس پایین از پیامد های بیکاری می باشد.( آرگایل،1382 ).
افرادی که مشاغل جالب و پر درآمد دارند از افرادی که شغل یکنواخت و کم درآمد دارند شادتر هستند.
2-7-6 دین
به اعتقاد آرگایل(1382)مذهب تاثیر مثبت بر شادکامی دارد و این تاثیر برای سالمندان واعضای جدی کلیساها بیشتر است و حضور در آن و باورها به طور آشکاری بر شادی تاثیر دارند.
الیسون (1991) متعقدداست بسیاری از مطالعاتی که بروی نمونه های ملی صورت گرفته اند حاکی از وجود رابطه معنا دار بین مذهب و شادکامی می باشند. همچنین اثرات مذهب بیشتر به شکل شناختی است تا حذف رویدادهای منفی یا افزایش رویدادهای مثبت.اگرچه اثر برخی دین داری ها به دلیل روابط اجتماعی ،احساس تعلق اجتماعی، حمایت اجتماعی بوده است نه دین.
2-7-7 اوقات فراغت و تفریح
هیدی2 و همکاران (1985) با انجام یک تحقیق دوساله دریافتند که رضایت از تفریحات می تواند شادکامی را افزایش دهد. در خصوص سایراشکال تفریح از قبیل ورزش اثرات قوی تری به دست آمده است.
وینهوون و همکاران (1994)پس از بررسی و مرور تحقیقات انجام شده همبستگی فعالیت های تفریحی و شادکامی را 40% بر آورد کرده اند.
رابنستین3(1980) با مطالعه ای بروی خوانندگان مجله روانشناسی امروز دریافت که 21% آنان در مواقع عادی سردرد داشته اند که این میزان در موقع تعطیلات3% بوده است پژوهش نشان می دهد که روزهای تعطیل عاطفه مثبت را افزایش نمی دهد بلکه به طور چشمگیری عواطف منفی را کاهش می دهند (آیزنگ، 1375).
2-7-8 سلامتی
کمپل و همکاران (1976؛به نقل از ادینگتون و همکاران،2004)دریافتند که از دید پاسخگویان سلامتی مطلوب ترین جنبه زندگی در بین جنبه ها ومعقوله های مختلف آن محسبوب می شود.
اوکان و همکاران (1994) نیز در یک مطالعه تحلیل در یافتند که همبستگی بین شادمانی و سلامتی 32% است. همچنین استون2 و همکاران (1987) نیز در یک مطالعه طولی در یافتند که خلق های خوب باعث ارتقای سیستم ایمنی بدن و خلق های منفی باعث کاهش آن می شود.
2-8 روش های افزایش شادکامی
به اعتقاد آرگایل (2001)شادمانی تا حدودی ارثی است و با برخی صفات شخصی ارتباط دارد. تعدادی از صفات نیز ذاتی هستند اما بدان معنا نیست که شادمانی غیرقابل تغییراست. یکی از این صفات برون گرایی است که از طریق تجارب مثبت منظم با دوستان و درمحل کار افزایش می یابد خصوصیات شخصیتی دیگرمانند مهارتهای اجتماعی نیزقابل آموزش هستند.
به نظر آیزنگ (1375) شادی هم به رویدادهایی که برای فرد روی می دهند و هم به تفسیر وی از آن رویدادها بستگی دارد و هر دو رویکرد در افزایش شادی ارزش بالقوه ای دارند.
به نظر لاما3 قدم اول در راه رسیدن به شادی فراگیری است. باید یاد گرفت که احساسات و رفتارهای منفی چقدر زیان آور و برعکس احساسات و رفتارهای مثبت چقدر مفید هستند و اینکه این احساسات منفی علاوه بر خود فرد برای جامعه نیز زیان آور است.
اکنون به برخی از روشها ی افزایش شادمانی اشاره خواهد شد:
2-8-1 افزایش رویدادهای مثبت
شادی درمانی را می توان هم در افراد سالم و هم بیماران افسرده با بهره گرفتن از افزایش رویدادهای مثبت زندگی انجام داد.افزایش رویدادهای مثبت از قبیل ارتباطات اجتماعی ، کار ، تفریح ، ورزش،تعطیلات و …. باعث ایجاد خلق مثبت می شود. در افزایش رویدادهای مثبت فراوانی و شدت آنها حائز اهمیت است و اگر به طور منظم اجرا شوند به شادی و تغییرات شخصی منجر می شوند(آرگایل، 1382).
2-8-2 روش القاء خلق مثبت
اولین روش برای القای خلق مثبت توسط ولتن (1986) ابداع شد که از آزمودنی ها می خواست جملاتی را بخوانند سپس با صدای بلند تعدادی از جملات مانند «من در موردهمه چیز احساس شادی میکنم» را بیان کنند.
روش های دیگری نیز برای ایجاد خلق مثبت وجود دارند اما مدت تغییر خلق طولانی نیست مانند تماشای فیلم، خواندن داستان، گوش دادن به موسیقی ، هدیه دادن،تخیل،تحلیل اجتماعی و….(آرگایل،1382).
2-8-3 شناخت درمانی
شناخت درمانی مجموعه پیچیده ای از تکنیک ها می باشد که هدف آن تفسیر رویدادها به طور واقعی و منطقی است (رم2 به نقل از آرگایل ،1382). همچنین مدل شناختی بر این عقیده است که ارزیابی واقع بنیانه و اصلاح تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می شود(بک3 ،1380).
فاوا و همکاران (1997)نیز برنامه هایی جهت آفزایش شادی استفاده کردند که در نتیجه از طریق آموزش باعث افزایش شادی و احساس رضایت آزمودنی ها شدند(آرگایل،1382).
2-8-4 فنون شناختی ـ رفتاری
مجموعه برنامه های این فنون ترکیبی از نظریات شناختی رفتاری می باشد. یکی از این برنامه های توسط فوردایس(1997) از صاحب نظران روانشناسی شادی ارائه شده است که شامل 14 اصل می باشد که 8 مورد شناختی و 6 مورد رفتاری می باشد. زیر بنای برنامه فوردایس براین است که اگر شخص بخواهد می تواند همانند افراد شاد ،شاد باشد. البته فوردایس برتاثیر مختلف دیگر چون ژنتیک،شخصیت،میزان درآمد،تحصیلات و…تاکید دارد.
اصول آموزش برنامه شادکامی فوردایس که شامل14اصل است به شرح ذیل می باشد.
اصل اول:سرگرم و فعال بودن
این اصل نشان می دهد که افراد شاد در زندگی خود فعال هستند. به فراگیران باید فهمانده شود که افراد شاد زندگی خود را با فعالیت پر می کنند و مهمتر اینکه فعالیتهای جالب و لذت بخش را انتخاب می نمایند. از لحاظ ذهنی این اصل براین عقیده است که یک زندگی فعال شادی بیشتری را نسبت به یک زندگی انفعالی برای انسان تولید می کند.
طبق این اصل پنج نوع فعالیت برای انسان شادی می آفریند:
ـ فعالیتهای لذت بخش
ـ فعالیتهای جسمانی
ـ فعالیتهای تازه و جدید
ـ فعالیتهای دسته جمعی
ـ فعالیتهای معنادار
فوردایس به فراگیران توصیه می کند که فهرستی از فعالیتهایی که دارای ویژگیهای فوق می باشد را فراهم کنند و سپس آنها را تشویق می کند که این فعالیتها را درزندگی روز مره خود انجام دهند.
علمای تعلیم و تربیت نیز بر نقش بازی وفعالیت جسمانی در سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان بسیار تاکید دارند. ارسطو می گوید:در فعالیتهایی جسمانی و در بازی نیرویی نهفته شده که روان آدمی را از خواسته های نا سودمند و احساسات و امیال چرکین پاک می سازد و عواطف آدمی بخشی را از خواص خطر ناک و ناخوشایند خود را هنگام بازی از دست می دهد و پاک می شود(عطاران 1375).
به نظر شعاری نژاد(1366) فعالیت جسمانی از عوامل رشد و تکامل کودکان است و دارای ارزش بدنی،ذهنی،اجتماعی،آموزشی،درمانی و اخلاقی می باشد.
اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیتهای جمعی
یکی ازمهمترین یافته های تحقیقات در مورد شادی و رضایت از زندگی اهمیت فعالیتهای اجتماعی است. افراد شاد به میزان بالایی در فعالیتهای اجتماعی شرکت دارند این گونه فعالیتها به دو گونه رسمی مانند عضویت در یک سازمان یا و انجمن یا غیررسمی مانند ارتباط با دوستان و بستگان تقسیم بندی می شود.
وجود تعاملات اجتماعی چه از نوع رسمی و غیررسمی احساس رضایت اززندگی حمایت از سوی دیگران و تعلق به گروه را افزایش می دهد که همه اینها در ایجاد شادی در افراد بسیارمهم هستند(مصطفی سعادتی 1376)
اصل سوم:مولد بودن و انجام کارهای سودمند
شادی و رضایت از زندگی با کار معنا دار و فعالیت سودمند بلند مدت ارتباط دارد و بررسی ها نشان می دهد که شادترین افراد کسانی هستند که از کارشان لذت می برند نکته مهم این است که امروزه افراد حدود80% از اوقات بیکاری خود را در محیط کار می گذرانند بنا براین اگر کارشان لذت بخش و شادی بخشی باشد در شادی کلی آنان بسیار موثر خواهد بود.
احساس مفید بودن در کار در افزایش شادی، احساسات ارزشمندی، عزت نفس و اعتبار اجتماعی افراد بسیار موثر است.
اصل چهارم:برنامه ریزی و سازماندهی بهتر
نتایج تحقیقات نشان از شادتر بودن افرادی دارد که در کارها برنامه ریزی و سازماندهی بهتری دارند. برنامه ریزی از آن جهت مهم است که باعث هدف دار بودن کارها و عدم طفره رفتن و به تعویق انداختن آن می شود. آموزش تکنیک های مدیریت زمان بر فراگیران در این اصل کمک زیادی به آنان می کند.
شریعتمداری (1378) اعتقاد دارد یکی از عوامل بهداشت روانی مشخص بودن هدف آنها در زندگی است. هدف جهت کارو فعالیت را مشخص می کند ووقتی افراد باتلاش خود به هدف نزدیکترمی شوند و از اینکه می بینند تلاش آنها بی نتیجه نیست احساس شادی می کنند. زندگی برای فرد که در آن هدف معینی ندارد بی معنی و فاقد ارزش است.
اصل پنجم :دور کردن نگرانی ها
یکی از مهمترین یافته در مورد افراد شاد این است که آنها بسیار کمتر از افراددیگر نگران می شوند. فوردایس نگرانی را دشمن شماره یک شادی می داند. دراین اصل به فراگیران آموزش داده می شود که افکار منفی را از خود دور سازند زیرا این افکار شادی آنها را کاهش می دهد. از فراگیران خواسته می شود که افکار منفی روزانه خود را فهرست کنند بعد از چند هفته تحلیل و بررسی موارد نگرانی برای فراگیران اثبات می شود که اغلب نگرانی های بی مورد و فراتر از توانایی و کنترل آنها بوده است بنابراین لازم نیست شخص شاد ی خود را به خاطر چنین افکاری کاهش دهد. داشتن نظم منطقی در انجام امور نیز از فراوانی و شدت افکار نگران کننده می کاهد.
اصل هفتم:تفکر مثبت و خوش بینانه
از مهمترین ویژگیهای افراد شاد تفکر مثبت و خوش بینی است.بر مبنای همین اصل فوردایس در آموزشهای خود به ایت امر می پردازد که شادکامی فرد به تعداد افکار مثبت و تجارب خوشایدی که در طول روز تجربه می کند بستگی دارد این به طرق مختلف در فرایند ایجاد شادی تاثیر گذار می باشد.
خوشبینی تفسیرو برداشت مثبت از وقایع است.از نظر فوردایس شادی از داشتن چیزی حاصل نمی شود بلکه به طرز نگاه فرد بستگی دارد.برای آموزش این امر فوردایس سناریوهایی از زندگی واقعی افراد متعدد مطرح میکرد واز فراگیران می خواست که مثبت ترین و منفی ترین برداشت ها را در مورد آنها ابراز نمایند.بر اساس این اصل فراوانی برداشت های مثبت فرد را خوش بین و فراوانی برداشت های منفی فرد را بدبین می کند.فوردایس برای تقویت خوش بینی افراد از آنها می خواست که از وقایع ناگوار تفسیرهای مثبتی ارائه کنند.وی همچنین به فراگیران آموزش می داد که در زمان قبل از شروع و حین انجام هر کاری تصور کنند که آن کار را با موفقیت به پایان خواهند برد.ارائه تکنیکهای جایگزینی فکر،نظارت ذهنی،خیال پردازی ذهنی و تهیه فهرستی از رویدادهای مثبت و تفسیر مثبت از وقایع روزمره سفارش می شود.
اصل هشتم:زندگی در زمان حال
تحقیقات نشان از توجه ویژه افراد شاد به زمان حال دارد واینکه آنها سعی می کنند با توجه به امکاناتشان حداکثر لذت را از فعالیتهای روزانه خود ببرند. به اعتقاد فوردایس شادی همواره در «اینجا و اکنون» واقع است و نه «در جایی دیگر و زمانی دیگر».افراد آگاه می دانند که زندگی در صورتی با خوشی و موفقیت توأم خواهد شد که آنها امروز را دریابند.به عبارتی امروز بنیان و پی و فردا به منزله سقف منزل است و استحکام سقف وقتی ممکن خواهد بود که بنیان آن محکم باشد.افراد شاد به جای مشغول کردن ذهن خود با رویدادهای تلخ گذشته و رویاپردازی های آینده سعی می کنند از زندگی حال خود لذت ببرند.
اصل نهم:پرورش شخصیت سالم
بر خلاف برخی انتقادها که امروزی که افراد شاد را مجنون می دانند تحقیقات متعدد حاکی از آن است که افراد شاد سلامت روانی بالایی دارند و به طورمعناداری نسبت به سایر افراد کمتر از مشکلات و ناراحتی های روانی رنج می برند.فوردایس در اصل نهم برنامه خود اصول سلامت روانی را مطرح می کند که عباتند از:
دوست داشتن خود:این موضوع به داشتن خودپنداره مثبت که یکی از عناصر شخصیتی فردی می باشد اشاره دارد.فراگیران یاد می گیرند که احساس و نگرش خود را بررسی و اگر برداشت نادرست و منفی نسبت به خود دارند آن را حذف کنند.آنها یاد می گیرند که لازم نیست کاملترین فرد باشند.
پذیرش خود:اشاره به محدودیتها و کمبودهای شخصی دارد.افراد یاد می گیرند که چگونه این محمدودیتها را برطرف سازند و اگر برطرف شدنی نیست چگونه با آنها کنار بیایند.
شناخت خود:انسان زمانی می تواند تصمیم درست بگیرد که خود را بشناسد و تعیین کند که آیا توانایی لازم برای اجرای موفقیت آمیز آن تصمیم را دارد یا نه.فوردایس اعتقاد دارد که بین تصمیم درست و اجرای آن و شادی ارتباط وجود دارد.
کمک به خود:حب ذات یکی از بهترین و اساسی ترین پایه های ثابت تربیت انسان می باشد.بنابراین تشویق و ترغیب به انجام رفتاری که این میل را ارضاء کند می تواند یکی از راه های آموزش باشد.به فراکیران آموزش داده می شود که به خود با تمام محدودیتها احترام گذاشته از طریق گوناگون از جمله توانمندی و شایستگی،تسلط،کنترل سرنوشت وجهت گیری درونی سعی کنند که به خود کمک کرده و به طور مستقل در زندگی موفق شوند.
اصل دهم:پرورش شخصیت اجتماعی و برون گرا
یکی از ویژگیهای افراد شاد،برون گرایی و اجتماعی بودن است که پس از خوش بینی مهمترین ویژگی افراد شاد می باشد.بنابراین فوردایس در برنامه خود برآموزش این موضوع به افراد هم از بعد شناختی و هم از بعد رفتاری تاکید دارد.در بعد شناختی به فراگیران آموزش داده می شود که برون گرایی مهمترسن راه رسیدن به شادی است و در بعد رفتاری تکنیکهای ساده ای چون خندیدن بیشتر،قدردانی وسپاسگزاری از دیگران،آغاز بحث وگفتگو،مطرح کردن عقاید و نظرات به طرق گوناگون ،دعوت کردن از دیگران،سخن محبت آمیزگفتن،داشتن ظاهر آراسته و…به فراگیران توصیه می شود.
اصل یازدهم:خود واقعی بودن
این موضوع نشان از این دارد که افراد شاد تمایل دارند که واقعا خودشان باشند.خود واقعی بودن به صفاتی مانند:طبیعی بودن،راحت،قابل اعتماد وبی ریا بودن،امین،بی آلایش صمیمی و واقع گرا بودن اشاره دارد.که این موضوع باعث راحتی و آسایش فرد در زندگی روزانه می شود ودیگر اینکه ترسی از قضاوت دیگران درباره خود نداشته که این موضوع باعث راحتی بیشتر می شود.
به فراگیران آموزش داده می شود که همیشه برای امور شاد و پرنشاط وارد معرکه شوند،از قضاوت دیگران نترسند وبه تواناییهای خود اطمینان داشته باشند.اگر وارد کار نشوند همیشه در نقطه صفر خواهند ماند.از اشتباه کردن نترسند چون همه اشتباه میکنند واینکه با افراددیگر صادق باشند وبه خود جرات شکست در جمع را بدهند.
اصل دوازدهم:کنار گذاشتن مشکلات و احساسات منفی
این اصل به این موضوع اشاره دارد که افراد شرکت کننده در کارگاه ممکن است از مشکلات متعددی ازجمله اعتیاد،اضطراب و…رنج ببرند.بنابراین باید این افراد به صورت انفرادی مشاوره نموده و سعی در حل مشکل خود باشند.
اصل سیزدهم:ارتباط صمیمانه مهمترین منبع شادی است
نتایج مطالعات نشان از نقش پیوند های خانوادگی و ازدواج صرف نظراز میزان درآمد یا موقعیت اجتماعی در میزان شادی افراد دارد.در این اصل به فراگیران آموزش داده می شود که ارتباط نزدیک با دوستان ،خانواده واقوام و پیوندهای ازگروه بودن به آنها امنیت خاطر می دهد وآنها می توانند در این رابطه خود را نشان داده،عقاید و نظرات و…خود را ظاهر سازند.
اصل چهاردهم: اولویت دادن به شادی
آخرین اصل برنامه فوردایس به این نکته تاکید دارد که شادی باید اولین اولویت فراگیران باشد.فراگیران می آموزند که افراد شاد بیش از دیگران برای شادی ارزش قایل می شوند.و بسیاری از آنها شادی را مهمترین موضوع در زندگی خویش می دانند.آنها شادی را برای خود به خوبی تعریف کرده اند و بینش عمیقی نسبت به منابع آن پیدا کرده اند.بنابراین به فراگیران تاکید می شود که رسیدن به شادی به این بستگی دارد که آنه به چه میزان میخواهند شاد باشند وشاد بودن چقدر برای آنها اهمیت دارد.
2-9 مفهوم شناسی ونظریات کیفیت زندگی
کیفیت زندگی مسئله ای است که توجه بسیاری از افراد اهل علم از فلاسفه قدیم گرفته تا جامعه شناسان کنونی را به خود جلب کرده است(پوور، 2004).تعریف کیفیت زندگی بسیار مشکل و پیچیده است.تعاریف متعددی ارائه شده است که همپوشی زیادی دارندولی برخی تعاریف دارای معیارهای مناسبی برای ارزیابی کیفیت زندگی هستند.بسیاری از تعاریف رضایت فرد را ملاکی برای برآورد وتعریف کیفیت زندگی می دانند(فرفیکس2،2002).
استوارت3 (1999)کیفیت زندگی را ارزیابی ذهنی فرد از سلامت خود و روان خویش ونیز موقعیت اجتماعی خود که به واسطه و تجارب او ونیز ارزش معنایی که این تجارب برای او دارند تعریف می کند.
مارینلی و پلامر4 (1999)مدلی شش بعدی برای کیفیت زندگی مطرح کرده اند که این ابعاد،ابعادی پویا بوده ودر حال تعامل با یکدیگر می باشندکه عبارتند از:
1-بعد جسمانی:شامل فاکتورهایی چون سلامت فیزیکی،انعطاف پذیری،سازگاری جسمانی،استقامت جسمانی و قدرت عضلانی وتوانایی انجام کارهای روزمره می باشد.
2-بعدهیجانی:شامل فاکتورهایی چون احساسات و عواطف و میزان رضایت از روابط خانوادگی،روابط با دوستان،رضایت از زندگی،میزان توانایی فرد در کنار آمدن با استرس هاوانعطاف پذیری در مقابل آنها ونیز توانایی حل تعارض ها می باشد.
3-بعد اجتماعی :همراهی و یاری کردن،ارتباط،تعهد متقابل و داشتن احساس تعلق
4-بعد ذهنی:توانایی پردازش اطلاعات،مشخص کردن ارزشها و اعتقادات برای خود و داشتن قدرت تصمیم گیری
5-بعد روحانی:کیفیت زندگی مربوط به مسائل دیگردخیل در زندگی و داشتن درک عمیق تری از زندگی
6-بعد محیطی:امنیت،دسترسی به خدمات پزشکی و بهداشتی و همچنین تامین بودن از نظر مالی
محققین دریافته اند که هر چه عملکرد فرد ،حمایت اجتماعی و وضعیت اقتصادی،اجتماعی او ضعیف تر باشد کیفیت زندگی او نیز پایین تر می باشد.(استوارت،1999).
به رغم آنکه توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد ،پژوهشگران به سه ویژگی مهم آن شامل چند بعدی بودن ،ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند. کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی ،روانی ،اجتماعی و روحی است. این ویژگی با تعریفی که امروزه از سلامتی داریم منطبق است آنجا که سلامتی را رفاه کامل جسمی و روانی ،اجتماعی و معنوی می دانیم.(سلامت، 1388).
سازمان بهداشت جهانی WHO کیفیت زندگی را اینگونه تعریف کرده است:ادراک فرد از موقعیت خویش در زندگی در زمینه های فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند و با توجه به اهداف،توقعات و استعدادهای آنان.
کیفیت زندگی مفهومی گسترده داردکه از طرق پیچیده ای تحت تاثیر سلامت جسمانی فرد،وضعیت روانشناختی،میزان عدم وابستگی ،ارتباط اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می گیرد(پوور،2003).
WHO برای هریک از این مولفه ها چند زیر شاخه در نظر گرفته است:
بعد جسمانی
درد و ناراحتی،خواب،استراحت،داشتن انرژی وخستگی،تحرک،فعالیتهای روزمره،وابستگی به داروها و خدمات پزشکی،توانایی برای کار کردن
بعد روانشناختی
احساسات مثبت،تفکر،یادگیری،حافظه و تمرکز،عزت نفس،تصویر ظاهر و بدن،احساسات منفی،معنویت،مذهب،عقاید مذهبی
روابط اجتماعی
روابط شخصی،حمایت اجتماعی،فعالیت جنسی
ادراک فرد از محیط
محیط خانه،منابع مالی،دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی،دسترسی به اطلاعات و مهارتهای جدید،فعالیتهای تفریحی،محیط فیزیکی(ترافیک-صدا-آب-هوا)،وسایل حمل و نقل
هم اکنون واژه کیفیت زندگی بطور گسترده در زمینه شاخص های سلامتی و پی آمدهای آن مورد استفاده قرار می گیرد.(پوور،2003).
2-10 تعریف صمیمیت
تعریف صمیمیت به دلیل اینکه عامل اساسی در ارتباطات است توجه زیادی را به خود جلب کرده است. وارینگ(1980)صمیمیت در روابط زوج ها را ترکیبی از هشت عنصر می داند
1-عاطفه:زوج ها تا چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورتی راحت برای یکدیگر ابراز می کنند
2-بیانگری:زوج ها تا چه حد افکار،عقاید و باورهای خود را برای یکدیگر ابراز می کنند
3-سازگاری:میزان همکاری صمیمبیانه زوج ها با یکدیگر
4-همبستگی:میزان تعهد زوج ها نسبت به یکدیگر
5-رابطه جنسی:میزان رضایت از رابطه جنسی با همسر
6-حل تعارض:میزان حل اختلاف نظرها
7-خودمختاری:میزان احساس استقلال برای ارتباط با اعضای خانواده،دوستان و آشنایان
8-هویت:میزان اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهری یا برداشت زوج از خود به عنوان یک خانواده کوچک(نظری،1388).
صمیمیت، نزدیکی رابطه عاطفی ،معنوی ،عقلانی و جنسی می باشد. صمیمیت یک هدف نیست بلکه فرایندی است که در طول زمان بوجود می آید (شفر و اولسون ،1981)
اشمن و کلارک(1987) به نقل از استنلی و همکاران(1995) بیان کرده اند که صمیمیت به هرگونه رابطه یا دوستی که در بردارنده گرمی ،باز بودن و سهیم شدن غیر رسمی اشاره دارد.
2-11 نظریه های مربوط به صمیمیت
2-11-1 نظریه اشترنبرگ
یکی از معروفترین و مورد توجه ترین نظریه ها که به تبیین عشق می پردازد نظریه مثلث عشق اشترنبرگ است.این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند به قدرت سه عنصر شور وشهوت،صمیمیت و تعهد بستگی دارد.علاوه برآن نوع عشقی که فرد تجربه می کند به تعامل این سه عنصر بستگی دارد.دراین نظریه تاکید می شود روابط پایدار و ثابت عشقی شامل همه عناصر شهوت،صمیمیت و تعهد می باشد(نظری،1388).
اشترنبرگ مفهوم عشق را در سه جزء کلی که می تواند اضلاع یک مثلث باشند را این گونه شرح داده است:
الف-صمیمیت: شامل احساس نزدیکی،برقراری ارتباط متقابل و دلبستگی در رابطه است.رابطه صمیمیانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.
ب-شور وشهوت: شور و اشتیاق مبتنی بر انگیزش های جنسی و جذابیت های جسمانی .شهوت شامل علاقه شهوانی زن و مرد به یکدیگر است.شهوت ممکن است در رابطه بسیاری از زوج ها زود ظهور کند ولی در طولانی مدت ممکن است کاهش یابد.
ج-تعهد: تعهد و تصمیم که در کوتاه مدت به شکل تصمیم برای برقراری رابطه و در طولانی مدت به شکل تعهد و احساس مسوولیت برای حفظ و تداوم آن در رابطه تظاهر می یابد.تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر است(نظری،1388).
این سه جزء در ترکیب با یکدیگر 8نوع متفاوت از عشق را بوجود می آورند که هر کدام ویژگی های و معایب و محاسن خود را داراند.
انواع عشق
1-فقدان عشق: وقتی است که هر سه جزء صمیمیت،شهوت و تعهد غایب هستند.بخش عمده روابط فرد و تعاملات اتفاقی با دیگران از این نوع رابطه می باشد.اگر رابطه با شریک زندگی از این باشد می توان گفت عشقی وجود ندارد.
2-دوست داشتن: فقط صمیمیت وجود دارد و عنصر شهوت و تعهد در این نوع رابطه وجود ندارد.این نوع رابطه را با دوستان صمیمی داریم.
3-شیدایی: تماما شور و شهوت است بدون تعهد و صمیمیت.این نوع عشق به سرعت به وجود می آید و همراه با درجات بالایی از برانگیختگی سایکوفیزیولوژیک می باشد.
4-عشق توخالی: عشقی که صرفا برخواسته از تعهد یا تصمیم به حفظ رابطه است و اجزاء صمیمیت و شهوت در آن جایی ندارند.
5-عشق رمانتیک: عشقی است که از ترکیب دو عنصر صمیمیت و شور وشهوت بوجود می آید.این نوع عشق معمولا در زوج هایی دیدیه میشود که رابطه آنها تا اندازه ای تازه است.
6-عشق اشتراکی(شراکتی): ترکیب عناصر صمیمیت و تعهد است.این نوع عشق مثل یک دوستی طولانی مدت است.در ازدواج هایی که به مرور زمان جذابیت های جسمانی و عنصر شور و شهوت افول می کند لین وضعیت دیده می شود.
7-عشق کور: ترکیب شور و شهوت با تعهد است و صمیمیت در آن نقشی ندارد.طرفین بعد از یک دیدار کوتاه مدت و حتی اتفاقی به سرعت عاشق شده و ازدواج می کنند.این نوع روابط معمولا متزلزل بوده و در معرض فروپاشی قرار دارند.
8-عشق کامل: رابطه ای که در آن هر سه عنصر صمیمت،شور شهوت و تعهد به تناسب وجود دارد.
2-11-2 نظریه هری استاک سالیوان
سالیوان بر این باور بود که اواسط و اواخر کودکی(12-6)زمانهای حساسی برای بنیانگذاری رشد بعد صمیمیت واقعی در زندگی است.سالیوان چهار تکلیف فرایندی مربوط به رشد را تشخیص داده است که کودکان باید در آن تسلط داشته باشند.این تکالیف فرایندی عبارتند از:
1-توانایی برای پرداختن به فعالیت رقابتی با گروه همسالان
2-توانایی برای مصالحه و توافق با گروه همسالان
3-توانایی برای همکاری با گروه همسالان
4- توانایی برای مشارکت کردن با گروه همسالان
اطلاعاتی که درخلال فرایند گرفتن تاریخچه درباره ماهیت و کیفیت روابط فرد با همسالان هم جنس فراهم شده است اطلاعات ارزشمندی درباره موفقیت هریک از زوجین در مسلط شدن براین تکالیف اساسی فراهم می کند و مهارتهای شناختی و اجتماعی و احساسی را که برای برقراری روابط صمیمانه چند جانبه رشد یافته در زندگی بزرگسالی لازم است
2-11-3 نظریه تقویت
براساس این دیدگاه که از سنت رفتارگرایی سرچشمه گرفته است افراد با کسانی عجین می شوند که برای آنها تقویت به همراه دارند. کاربرد اصول تقویت در مطالعه روابط صمیمانه به وسیله کلور و بایرن (1974)،گسترش یافت.این نظریه پردازان صمیمت را براساس اصول شرطی سازی کلاسیک و عامل تعیین کرده اند.بر اساس شرطی سازی کلاسیک زوجهایی که تجارب تقویت کننده دارند بیشتر احساس صمیمیت می کنند.کلور و بایرن تقویت را محرکی غیر شرطی می دانند که پاسخ شرطی یعنی احساسات مثبت را بر می انگیزد.پس هر فردی که با محرک غیر شرطی همراه است پاسخ غیر شرطی راهم ایجاد می کند و بدین ترتیب زوجها هرچه بیشتر همدیگر را تقویت کنند صمیمیت بین آنها افزایش می یابد.(نقل از زارع پور، 1389).
2-11-4 نظریه دلبستگی جانسون و ویفن
جانسون وویفن(2003)معتقدند مسئله اساسی در زوج های آشفته دلبستگی ناایمن است وچنین اظهار می دارند که دلبستگی ناایمن وقتی رشد می کند که یک مظهر دلبستگی (مثل مادر یا همسر)از نظر هیجانی غیرقابل دسترس باشد واین عدم غیرقابل دسترس بودن می تواند به دلایل مختلف بروز کند.اول اینکه خودمظهر دلبستگی ،خودش دلبستگی ناایمن دارد و از نزدیکی در رابطه اجتناب می کند.چنین افرادی برای صمیمی شدن با دیگران احساس صلاحیت نمی کنند و مایل به طرد دیگران هستندو البته این احساس را ایجاد می کنند که نیازمند بودن شرم آور است.دوم اینکه غیر قابل دسترس بودن زمانی رخ می دهد که مظهر دلبستگی در هیجانات منفی مثل خشم وافسردگی غوطه ور است.این هیجانات منفی بر توانایی فرد برای در دسترس بودن عاطفی و هیجانی تاثیر ی گذارد زیرا درگیری عاطفی باعث می شود که فرد در تشخیص و درک نیازهای فرد دیگر مشکل داشته باشد.
در روابط زناشوئی غیرقابل دسترس بودن هیجانی همسر دلبستگی ناایمن ایجاد می کند و دلبستگی ناایمن منحر به خشم وافسردگی می شود.به طور کلی شواهد دال برآن دارند که غیرقابل دسترس بودن همسر باعث فقدان حمایت،فقدان عشق و صمیمیت یا طرد،آشفتگی و رشد مشکلات ارتباطی می شود(جانسون و ویفن،2003).
2-11-5 نظریه درک برابری والستر
نظریه ادارک برابری یک نظریه روانشناختی اجتماعی است که مربوط به میزان صداقت،انصاف و وفاداری در روابط بین فردی است.این مفهوم توسط والستر و همکاران(1978)مطرح شد.در این نظریه 4اصل اساسی وجود دارد.
2-یک گروه می توتند پاداش جمعی را با ایجاد یک سیستم مورد قببول برای برابری به حداکثر برساند و تلاش خواهد کرد که اعضا را ترغیب نماید که ضمن قبول این سیستم به آن وفادار باشند.گروه معمولا به اعضایی که برابری را رعایت می کنند پاداش می دهد و اعضایی را که نابرابر رفتار می کنند تنبیه می نماید.
3-هرزمان افراد در می یابند که در یک رابطه نا برابر به سر می برند دچار آشفتگی می شوند هرچه احساس نابرابری بیشتر باشد فرد استرس بیشتری احساس خواهد کرد.
4-هر زمان افرا د کشف کنند که در یک رابطه نابرابر هستند سعی در حذف استرس از طریق بازگرداندن برابری می کنند.
در روابط صمیمیانه زناشویی،نظریه برابری چنین استدلال می کند که زوج ها سود حاصل از روابط را در برابر هزینه های پرداختی افزایش می دهند.بر این اساس زوج ها زمانی از رابطه زناشویی احساس رضایت و صمیمیت می کنند که احساس برابری داشته باشد و با بازده و سودی که از رابطه حاصل می شود با بازده و سودی که همسرشان بدست می آورند قابل مقایسه باشد(هات فیلد و تراپ مان،1981).
2-12 ابعاد صمیمیت
صمیمیت واقعی فرایندی تعاملی است و شامل مولفه هایی می شود که با یکدیگر ارتباط دارند.مرکز این فرایند آگاهی،فهم وقبول همسر و همدلی برای درک احساسات و فهم دیدگاه های او از جهان است.باگاروزی(2001)بعد از 30سال کار کردن با زوج ها 9بعد جداگانه مرتبط به هم با صمیمیت را شناسایی کرده است که عبارتند از:
1-صمیمیت عاطفی: نیاز به در میان گذاشتن و سهیم شدن در کلیه احساسات مثبت(شادی،وجد،هیجان زدگی) و احساسات منفی(ترس،غم،افسردگی) با همسر یا شریک زندگی است.
2-صمیمیت روانشناختی: نیاز به درمیان نهادن و پیوند با همسرازطریق افشای مسائل شخصی مهم و پرمعنا در مورد خود واقعی و درونی وحتی خودآرمانی می باشد.همچنین نیاز به در میان نهادن امیدها،آرزوها،طرح ها،ترس ها،علایق،مشکلات و تعارضات درونی با همسر است.در دسترس بودن همسر،دفاعی نبون واطمینان در رابطه شرط ضروری این نوع صمیمیت می باشد.
3-صمیمیت عقلانی: نیاز به انتقال و در میان نهادن عقاید،افکار و باورهای مهم با همسر است.برای ایجاد صمیمیت عقلانی احترام به دیدگاه همسر به ویژه عقاید مخالف یا متفاوت شرط لازم و ضروری است.توانایی نقش پذیری (دیدن دنیا از دریچه دید همسر،درک او،درک چگونه دیده شدن بوسیله فرد دیگر) وهمدلی(توانایی گذاشتن خود به جای دیگر و درک احساس او) برای رشد صمیمیت عقلانی ضروری است.
4-صمیمیت جنسی: نیاز به میان نهادن وبیان افکار،احساسات،آرزوها وخیال پردازی های جنسی با همسر است.این نوع صمیمیت با هدف ارضای نیاز جنسی و حس انجام می شود وشامل مشغول شدن در فعالیتهایی مثل نزدیکی جسمانی ،تماس بدنی،لمس ودر؛آغوش گرفتن است که بویژه برای تحریک جنسی،لذت ورضایت جنسی همسران طرح ریزی می شود.
5-صمیمیت بدنی: نیاز به نزدیکی فیزیکی وتماس بدنی با همسر است.این نزدیکی جسمانی با صمیمیت جنسی که برای تحریک جنسی انجام می شود متفاوت است.صمیمیت فیزیکی شامل تجاربی مانند گرفتن دستها،درآغوش گرفتن یکدیگر،لمس غیرجنسی،خوابیدن در کنار همسر،قدم زدن با یکدیگر و.. می شود.
6-صمیمیت معنوی: نیاز به در میان نهادن افکار،احساسات،عقاید و تجارب ارزشها،باورها اخلاقی ،معنای وجود،مذهب،ارتباط با خدا و… با همسر است.
7-صمیمیت زیبا شناختی: نیاز و تمایل به در میان نهادن احساسات،افکار و عقاید با همسر است که از نظر شخصی محرک،فرح بخش و الهام بخش در نظر گرفته می شود.شگفتی های جهان وطبیعت اساس این نوع صمیمیت است.موسیقی،شعر،هنر و..می تواند به عنوان بک وسیله مشارکت زیباشناختی در نظر گرفته شود.
8-صمیمیت اجتماعی-تفریحی: نیاز به مشارکت در فعالیتها و تجارب تفریحی،لذت بخش و شوخی آمیز با همسر می باشد وشامل شوخی،گفتن فکاهی،بحث های روزانه،ورزش،تعطیلات و.. است.
9-صمیمیت زمانی:: دربردارنده آن است که زوجین تمایل دارند به آنکه تا چه میزان از وقت خود در روز را شریک خود صرف فعالیتهای صمیمیانه نمایند.البته این زمان جهت صمیمیت در افراد مختلف متفاوت است.
مک آدامز وادن 12 مولفه برای صمیمیت بیان کرده اند که عبارتند از:استمرا وپایایی،وجد،مسوولیت پذیری،مذاکره پذیری،همدلی،موافقت،هماهنگی،خودافشایی،آسانگیری،محدودیت و تعالی(نقل ازآسوده،1389).
مونسور2(1992)در تحقیقات خود خودافشایی را برجسته ترین ویژگی صمیمیت و حمایت بی قید و شرط ،داشتن فعالیتهای مشترک،تماس فیزیکی و جنسی را به عنوان مولفه های دیگر دخیل در صمیمیت معرفی می کند.
2-13 عوامل موثر برصمیمیت
تحقیقات نشان دادند که فاکتورهای موقعیتی (شرایط اقتصادی) و دموگرافیک(سطح تحصیلات،تعداد فرزندان) در صمیمیت زناشویی نقش دارند.
کینیون و پالکین3(1998) معتقدند که سطوحی از صمیمیت که در رابطه با همسران تجربه می شود با سطحی از صمیمیت که با والدین تجربه می شود همبستگی دارد.
پارک(1996) نیز بیان می کند که در روابط دختران با مردان بویژه زمانی که به سمت سطحی از تمایزیافتگی وشکل دادن یک رابطه صمیمانه پیش می روند بیشتر تحت تاثیر رابطه اولیه خودشان با والدین بویژه پدر قرار دارد(به نقل از زارع پور،1389).
در تحقیقات مختلف تفاوت مذهبی (وور2،2000)وضعیت اقتصادی و اجتماعی (وانوی و کوبینز3،2001)سطح تحصیلات (راوسون4،1995) و طول مدت ازدواج(لبیت5،1999) از فاکتورهای پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی شمرده شده اند(به نقل از اولیاء وهمکاران،1385).
در زمینه تفاوتهای جنسیتی پژوهشهای مختلفی انجام شده است و نتایج متفاوتی بدست آمده است(میل،آکت و رایش6،1988 به نقل از خمسه و حسینیان،1387)نشان دادند که زنان و مردان به گونه ای مشابه برای روابط صمیمیانه اهمیت قائل هستند اما در ارزیابی صمیمیت زنان خودافشایی را صمیمیت می دانند و مردان مشارکت در فعالیتها را صمیمیت تلقی می کنند.
دراین فصل سعی شد که با ارائه تاریخچه روان شناسی مثبت و ارائه دیدگاه ها و نطریه های مختلف درباره شادی و همچنین ارائه تعاریف متعدد درباره آن به واکاوی بیشتر آن پرداخته شود.در ادامه سعی گردید مولفه های تشکیل دهنده شادی و علل وهمبسته های آن و همچنین روش های افزایش آن ارائه گردد. در نهایت مفهوم شناسی کیفیت وصمیمیت و پژوهش های مرتبط با آنها ارائه گردید.
2-14پژوهش های انجام شده
سابقه پژوهش های انجام شده در باره شادکامی و تاثیرات آن به علت ظهور اخیر مباحث مرتبط با شادکامی بسیار کوتاه است. بسیاری از تحققاتی که تا کنون در زمینه شادکامی انجام شده است به کیفیت زندگی بشر و روانشناسی سلامت مربوط می شود(وینهوون،1997).
تحقیقات در زمینه شادی در زمینه شادی و رضایت از زندگی بر اهمیت روابط اجتماعی در شادکامی فرد اشاره دارد علاوه بر این اکثر پژوهشها دریافتند که زندگی اجتماعی فعال مهمتریت عامل در شاکامی است(فوردایس،1997).
پونتام وهمکاران(1998)در تحقیقی که با همکاری دانشگاه هاوارد انجام دادند دریافتند که افرادی از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی تر ،ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند شادکامتر هستند(به نقل از فلاحی،1390).
کوپر و همکاران(1992)در پژوهشی تحت عنوان شادکامی و روابط اجتماعی به این نتیجه رسیدند که که فعالیت های اجتماعی با میزان نشاط افراد رابطه مستقیم دارد و هرچه تعداد فعالیتها بیشتر باشد بر شادی افراد افزوده می شود(به نقل از پهلوان صادق وهمکاران، 1388).
آرگایل (1382) در پژوهشی به این نتیجه رسید که مردم شاد احساس اعتماد و مورد علاقه بودن می کنند،بیشتر علاقه مند ند با دیگران باشند و کمتر احساس تنهایی می کنند.
عابدی (1380)در یک بررسی به این نتیجه رسید که 89درصد افرادی که در برنامه شادکامی فوردایس شرکت کردند در پایان برنامه اذعان داشتند که این برنامه در پایان دادن به ناراحتی،کنار آمدن با آن و از بین بردن روحیه ناراحت به آنان کمک کرده است.81درصد گزارش کردند که احساس شادی بیشتری می کنند.
مظاهری (1382)در تحقیقی تحت عنوان آموزش گروهی به شیوه شناختی رفتاری و رفتاری بر میزان سازگاری اجتماعی به این نتیجه رسید که آموزش شناختی رفتاری موثرتر از آموزش رفتاری است.
مرادی وهمکاران(1386)در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که آموزش برنامه شادکامی فوردایس بر افزایش شادکامی معلمان آموزش و پرورش شهر اصفهان موثر است.
رئیسی (1383)در پژوهشی که انجام داد به این نتیجه رسد که آموزش برنامه شادکامی فوردایس بر کاهش فشار خون افراد مبتلا و افزایش شلدکامی آنها موثر بوده است.
برخی تحقیقات از جمله علی پور،نوربالا،اژه ای ومطیعیان(1379)بیانگر این نکته هستند که شادی دستگاه ایمنی را تقویت می کند وتقویت دستگاه ایمنی سلامت فرد را بهبود می بخشد(به نقل از فلاحی،1390).
پژوهش عیسی نژاد،احمدی و اعتمادی (1387)با هدف بررسی رابطه بهزیستی ذهنی و کیفیت روابط زناشویی صورت گرفت.نتایج نشان می دهد که شادکامی ذهنی و عواطف مثبت بر کیفیت روابط زناشویی تاثیر مثبت دارد.همچنین عواطف منفی تاثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد.
چوبفروش زاده و همکاران(1388)در پژوهشی اثربخشی مداخله استرس به شیوه شناختی رفتاری بر رضایت زناشویی،سلامت ذهن وکیفیت زندگی زنان نابارور نشان دادند که میانگین نمرات بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی افزایش معناداری هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری داشته است.
خواجه (1389)در بررسی اثربخشی آموزش شادکامی بر بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی زنان ومردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان دریافت،این روش باعث بهبودی در کیفیت زندگی و بهزیستی زنان و مردان شده است اما تفاوتهای جنسیتی مشاهده نشد.َ
نانسی (2007)آموزش ارتباط را موثرترین شیوه صمیمیت بخشیدن به روابط زناشویی می داند چرا که عمق صمیمیتی که دو نفر در خود ایجاد می کنند به توانایی آنان برای انتقال روشن و صریح و موثر افکار،احساسات،نیازها وخواسته هایشان بستگی دارد.
کردوا2(2005)در پژوهشی با تاکید بر شناسایی و ارتباط با احساسات،روابط زناشویی را به عنوان عاملی معرفی می کند که نقش مهمی را در حفظ و سلامتی سازگاری زناشویی بازی می کند.(به نقل از فولادی،1390)
حفاظی طرقبه(1385)در پژوهشی که بروی 123 فرد متاهل شهر شیراز انجام داد به این نتیجه رسید که سه جزء صمیمیت،شور و اشتیاق و تعهد با رضایت زناشویی همبستگی دارد.(به نقل از مومنی،1390).
نتیجه گیری
در مجموع با توجه به آنچه مطرح شد تحقیقات انجام شده نشان دهنده اثربخش بودن آموزش شادکامی فوردایس در زمینه های مختلف از جمله در کیفیت و صمیمیت و رضایت زوجین از زندگی می باشد.تحقیقات ارتباط موثر را مهمترین و اساسی ترین عامل شادی معرفی می کند که این خود از مهمترین عوامل کیفیت و صمیمیت زوجین می باشد.ایجاد شادکامی به روش های مختلف در زندگی باعث کیفیت بخشی وسلامت جسمی و روانی زوجین خواهد شد.درمجموع بایدگفت شادکامی یکی از اصلی ترین عوامل در داشتن یک زندگی باکیفیت و صمیمانه می باشد.
فصل سوم:
روش تحقیق
در این فصل ابتدا به توصیف جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری می پردازیم سپس ابزارهای جمع آوری اطلاعات و داده ها ارائه می شوند و در آخر به طرح تحقیق، نحوه اجرا و روش های تجزیه و تحلیل داده ها اشاره می شود.
3-1 جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین فرهنگی(حداقل یکی از زوجین فرهنگی) شهرستان قرچک،که در سال 1391مورد بررسی قرار گرفتند.
3-2 نمونه آماری و روش نمونه گیری
نمونه این تحقیق مشتمل بر 30زوج از جامعه مذکور می باشد که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی استفاده گردید.
جدول 3ـ1 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سن زن (سال)
گروه سنی (سال)
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
21 تا 30
2
13.3
7
46.7
9
30.0
31 تا 40
11
73.4
7
46.7
18
60.0
41 تا 50
2
13.3
1
6.7
3
10.0
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ1 ملاحظه می شود، در گروه آزمایش، آزمودنی های زن گروه سنی 31 تا 40 سال بیشترین فراوانی را با حدود73.4 درصد و آزمودنی های گروه سنی 21 تا 30 سالو 41 تا 50 سال هر کدام کمترین فراوانی را با حدود 13.3 درصد نمونه به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی های زن گروه سنی 21 تا 30 سال و 31 تا 40 سال هر کدام بیشترین فراوانی را با حدود 46.7 درصد و آزمودنی های گروه سنی 41 تا 50 سال کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده اند. میانگین و انحراف معیار سن زنان گروه آزمایش به ترتیب 37.13 و 5.19 سال و گروه گواه 32.80 و 5.21 سال می باشد.
جدول 3ـ2 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سن مرد (سال)
گروه سنی (سال)
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
21 تا 30
1
6.7
2
13.3
3
10.0
31 تا 40
6
40.0
9
60.0
15
50.0
41 تا 50
8
53.3
4
26.7
12
40.0
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ2مشاهده می شود، در گروه آزمایش، آزمودنی های مرد گروه سنی 41 تا 50 سال بیشترین فراوانی را با حدود 53.3 درصد و آزمودنی های گروه سنی 21 تا 30 سال کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی های مرد گروه سنی 31 تا 40 سال بیشترین فراوانی را با حدود 60.0 درصد و آزمودنی های گروه سنی 21 تا 30 سال کمترین فراوانی را با حدود 13.3 درصد نمونه به خود اختصاص داده اند. میانگین و انحراف معیار سن مردان گروه آزمایش به ترتیب 40.07 و 6.04 سال و گروه گواه 36.20 و 5.08 سال می باشد.
جدول 3ـ3 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سطح تحصیلات زن
سطح تحصیلات زن
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
دیپلم
1
6.7
1
6.7
2
6.7
فوق دیپلم


3
20.0
3
10.0
لیسانس
13
86.7
9
60.0
22
73.3
فوق لیسانس
1
6.7
2
13.3
3
10.0
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ3 ملاحظه می شود، در گروه آزمایش، آزمودنی های زن با تحصیلات لیسانس بیشترین فراوانی را با حدود86.7 درصد و آزمودنی های با تحصیلات دیپلم و فوق لیسانس هر کدام کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی های زن با تحصیلات لیسانس بیشترین فراوانی را با حدود 60.0 درصد و آزمودنی های با تحصیلات دیپلم کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده اند.
جدول 3ـ4 : توزیع آزمودنی ها بر حسب سطح تحصیلات مرد
سطح تحصیلات مرد
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
دیپلم
5
33.3
1
6.7
6
20.0
فوق دیپلم
3
20.0


3
10.0
لیسانس
6
40.0
11
73.3
17
56.7
فوق لیسانس
1
6.7
3
20.0
4
13.3
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ4مشاهده می شود، در گروه آزمایش، آزمودنی های مرد با تحصیلات لیسانس بیشترین فراوانی را با حدود40.0 درصد و آزمودنی های با تحصیلات فوق لیسانس کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی هایمرد با تحصیلات لیسانس بیشترین فراوانی را با حدود73.3 درصد و آزمودنی های با تحصیلات دیپلم کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاص داده اند.
جدول 3ـ5 : توزیع آزمودنی ها بر حسب مدت ازدواج (سال)
مدت ازدواج (سال)
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
1 تا 5
3
20.0
5
33.3
8
26.7
6 تا 10
3
20.0
6
40.0
9
30.0
11 تا 15
4
26.7
2
13.3
6
20.0
16 تا 20
5
33.3
2
13.3
7
23.3
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ4نشان داده شده است، در گروه آزمایش، آزمودنی هایبا مدت ازدواج 16 تا 20 سال بیشترین فراوانی را با حدود33.3 درصد و آزمودنی های با مدت ازدواج 1 تا 5 و 6 تا 10 سال هر کدام کمترین فراوانی را با حدود 20.0درصد نمونه را به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی های با مدت ازدواج 6 تا 10 سال بیشترین فراوانی را با حدود 40.0 درصد و آزمودنی های با مدت ازدواج 11 تا 15 و 16 تا 20 سال هر کدام کمترین فراوانی را با حدود 13.3 درصد نمونه را به خود اختصاص داده اند.میانگین و انحراف معیار مدت ازدواج گروه آزمایش به ترتیب 11.73 و 6.12 سال و گروه گواه 8.47 و 5.35 سال می باشد.
جدول 3ـ6 : توزیع آزمودنی ها بر حسب تعداد فرزندان
تعداد فرزندان
گروه
آزمایش
گواه
کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
بدون فرزند
2
13.3
2
13.3
4
13.3
1
4
26.7
7
46.7
11
36.7
2
7
46.7
5
33.3
12
40.0
3
2
13.3
1
6.7
3
10.0
کل
15
100.0
15
100.0
30
100.0
همان طوری که در جدول 3ـ6ارائه شده است، در گروه آزمایش، آزمودنی های دارای دو فرزندبیشترین فراوانی را با حدود46.7 درصد و آزمودنی های بدون فرزند و دارای سه فرزند هر کدام کمترین فراوانی را با حدود 13.3 درصد نمونه به خود اختصاص داده و در گروه گواه نیز، آزمودنی های دارای یک فرزند بیشترین فراوانی را با حدود 46.7 درصد و آزمودنی های دارای سه فرزند کمترین فراوانی را با حدود 6.7 درصد نمونه به خود اختصاصداده اند.
3-3 ابزار اندازه گیری :
در این پژوهش به منظور اندازه گیری متغیرهای مورد نظر از ابزارهای زیر استفاده شده است:
3-3-1 پرسشنامه کیفیت زندگی
3-3-2 پرسشنامه صمیمیت
3-3-1 پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی
-پرسشنامه ( مقیاس ) فرم کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی فرم کوتاه شده و مختصر پرسشنامه کیفیت زندگی 100 سوالی
سازمان بهداشت جهانی می باشد که توسط دکتر علیرضا یوسفی و همکاران دراصفهان و هنجاریابی شده است.
الف)حیطه سلامت جسمانی
ب)حیطه روانشناختی2
ج)حیطه روابط اجتماعی3
د)حیطه محیط زندگی4
مورد بررسی قرار می دهد. این قیاس شامل 26 سوال است که سوال اول کیفیت زندگی و سوال دوم وضعیت سلامت را بطور کلی مورد پرسش قرار می دهد. 24 سوال بعدی به ارزیابی کیفیت زندگی در چهار حیطه ذکر شده در فوق می پردازد. این قیاس با توجه به مقبولیت فراوان به 40 زبان از جمله فارسی ترجمه و هنجاریابی شده است. این مقیاس در موارد گوناگون از جمله کارهای بالینی ،مطالعات اپیدمیرلوژیک ،سیاستگذاری و پژوهشهای تطبیقی مورد استفاده قرار می گیرد.
فرمهای این مقیاس به سه صورت ترتئه شده است.
1-فرم کلی
2-فرم افراد بیماری مزمن که به مراقبت ها یا مداخلات دائم یا پیوسته پزشکی (درمانی) نیاز دارند( clinical)
3- فرم افراد غیر بیمار – غیر نیازمند به خدمات و مداخلات پزشکی (nonclinical)
این مقیاس ( پرسشنامه) برای افراد با سن 30 سال با حجم نمونه 5892 نفر برای جامعه فارسی زبان ایرانی هنجاریابی شده است. نمونه مورد مطالعه به صورت تصادفی از سه منطقه کشور شامل : شهر خیلی بزرگ: اصفهان – شهر بزرگ: اراک – شهر متوسط و نسبتا کوچیک: نجف آباد ،انتخاب شده است.
در تحقیق حاضر برای تعیین پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی از دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده شــد که برای کل پرسشنـامه برابر با 0.87 که بیانگر ضرایــب پایایی قابل قبول می باشد (جدول 3 ـ7 را ملاحظه نمائید).
جدول 3ـ7 : ضرایب پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی در تحقیق حاضر
شاخص آماری
مقیاس
ضرایب پایایی
آلفای کرونباخ
کیفیت زندگی
0.87
کیفیت زندگی در زمینه سلامت جسمانی
0.77
کیفیت زندگی در زمینه سلامت روانی

دیدگاهتان را بنویسید