پایان نامه ارشد درمورد جامعه بشری، ادیان توحیدی، امام علی (ع)

براى او خواهد گشود، آرامش خویش را تنها در حق جستجو کن و غیر از باطل چیزى تو را به وحشت نیفکند، اگر دنیایشان را مى‏پذیرفتى دوستت داشتند و اگر سهمى از آن را به خود اختصاص مى‏دادى (و با آنها کنار مى‏آمدى) دست از تو بر مى‏داشتند.»

در گفتار بالا، افزون بر ذکر چند نکته اخلاقی، اشاراتی به اوضاع سیاسی پس از پیامبر(ص) نیز شده است و چنانکه از کلام امام (ع) بر می آید، ناهنجاری سیاسی این دوره از تاریخ اسلام، به عللی مانند دنیاطلبی و دوری از تقوای الهی باز می گردد.
از آن‏جا که مخصوصاً در عصر امام امیرمؤمنان على (ع) فراوانى و مال و ثروت به خاطر پیشرفت سریع اسلام و غنائم جنگى و غیر آن، توجّه گروه عظیمى از مسلمین به دنیا زیاد شده بود، امام (ع) در جاى جاى خطبه‏هاى نهج البلاغه داد سخن را در نکوهش دنیاى غافل‏کننده و گناه آلود، مى‏دهد وبا بیانى صریح و گویا و تکان‏دهنده که بالاتر از آن تصوّر نمى‏شود، به نکوهش شدید دنیا مى‏پردازد.90

3ـ2. وضعیت اخلاقی حجاز پیش از اسلام در کلام علوی
در بسیاری از کلمات امام علی (ع)، به مناسبتهای مختلف از وضعیت اخلاقی عرب پیش از بعثت یاد شده است. غالباً این سخنان وقتی ایراد شده اند که آن حضرت می خواسته با یادآوری گذشته و تشریح وضعیت حال، مسلمانان را از نعمت رسالت محمدی (ص) و تغییرات مثبتی که بر پایه آن حاصل آمده است، آگاه و از طرفی دیگر، نابسامانیهای اخلاقی را که پس از رحلت پیامبر (ص) بروز یافتند، گوشزد کند. با نگاهی به برخی خطبه ها و گفتارهای امام علی(ع) روشن می شود که آن حضرت وضعیت اخلاقی جامعه بشری را پیش از رسالت بغرنج و نابسامان می دانسته و از گذر ذکر اوضاع آن زمانه و مصائب و مشکلاتی که برای مردمان وجود داشته، مسلمانان را به قدرشناسی از رسالت محمدی (ص) و استفاده از آن در جهت تهذیب نفس و در پیش گرفتن تقوای الهی و تخلق به اخلاق نیک ترغیب می کرده است:

« بَعَثَهُ حِینَ لَا عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لَا مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لَا مَنْهَجٌ وَاضِحٌ أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أُحَذِّرُکُمُ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا دَارُ شُخُوصٍ وَ مَحَلَّهُ تَنْغِیصٍ سَاکِنُهَا ظَاعِنٌ وَ قَاطِنُهَا بَائِنٌ تَمِیدُ بِأَهْلِهَا مَیَدَانَ السَّفِینَهِ تَقْصِفُهَا الْعَوَاصِفُ فِی لُجَجِ الْبِحَارِ فَمِنْهُمُ الْغَرِقُ الْوَبِقُ وَ مِنْهُمُ النَّاجِی عَلَى بُطُونِ الْأَمْوَاجِ تَحْفِزُهُ الرِّیَاحُ بِأَذْیَالِهَا وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَهْوَالِهَا فَمَا غَرِقَ مِنْهَا فَلَیْسَ بِمُسْتَدْرَکٍ وَ مَا نَجَا مِنْهَا فَإِلَى مَهْلَکٍ عِبَادَ اللَّهِ الْآنَ فَاعْلَمُوا وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَهٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِیحَهٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَهٌ وَ الْمُنْقَلَبُ فَسِیحٌ وَ الْمَجَالُ عَرِیضٌ قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ وَ حُلُولِ الْمَوْتِ فَحَقِّقُوا عَلَیْکُمْ نُزُولَهُ وَ لَا تَنْتَظِرُوا قُدُومَه 91 :
هنگامى پیامبر (ص) را مبعوث ساخت که نه نشانه‏اى (از دین) بر پا و نه چراغ هدایتى روشن و نه طریق حقى آشکار بود. اى بندگان خدا شما را به تقوا توصیه مى‏کنم و از دنیا بر حذر مى‏دارم، زیرا دنیا سراى ناپایدار و جایگاه سختى و مشقت است، ساکنانش مسافر و مقیمانش مجبور به جدائى از آن هستند. دنیا همچون کشتى است که در دل دریاها بادهاى تند و شدید آن را مضطرب مى‏سازد، اهل خود را همیشه در اضطراب و ناراحتى قرار مى‏دهد، (سرنشینان آن) بعضى غرق شده و هلاک گردیده‏اند و برخى در میان امواج در حال نجاتند، بادها آنها را از این سو به آن سو مى‏برند و در جاهاى هولناک قرار مى‏دهند. اما آنها که هلاک شده‏اند باز یافتنشان ممکن نیست و آنان که نجات یافته‏اند نیز در شرف هلاکند. اى بندگان خدا از هم اکنون به هوش باشید هنوز زبانها آزاد، بدنها سالم، اعضاء و جوارح آماده، محل رفت و آمد وسیع و مجال بسیار است، (به هوش باشید) پیش از آنکه فرصت از دست برود و مرگ فرا رسد، آمدن مرگ را مسلم و تحقق یافته شمارید، نه آنکه منتظر آن باشید. (که در عمل سستى و تأخیر کنید.)»
به ظاهر، مخاطب گفتار بالا، عموم جامعه بشری است و امام علی(ع) وضعیت اخلاقی و اجتماعی جامعه بشری در آن روزگار را تشریح کرده است؛ اما آن حضرت در خطبه ای دیگر به صراحت، عرب را مخاطب ساخته و از وضعیت ناهنجار روزگار پیش از اسلام به سختی گلایه کرده است :
« إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَى التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَهٍ خُشْنٍ وَ حَیَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَهٌوَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَهٌ 92 :
خداوند پیغمبر (ص) را به رسالت مبعوث ساخت تا جهانیان را بیم دهد و امین آیات وى باشد، در حالى که شما ملت عرب بدترین دین و آئین داشتید و در بدترین سرزمینها زندگى مى‏نمودید، در میان سنگهاى خشن و مارهائى که فاقد شنوائى بودند (و به همین جهت از هیچ چیز نمى‏ترسیدند) آبهاى آلوده را مى‏نوشیدید و غذاهاى ناگوار را مى‏خوردید، خون یکدیگر را مى‏ریختید و پیوند خویشاوندى را قطع مى‏نمودید، بتها در میان شما بر پا بود (و پرستش بت شیوه و آئین شما) و گناهان سراسر وجود شما را فرا گرفته بو
د.»

باید توجه داشت که این سخنان ناظر بر توصیف انحطاط اخلاقی جوامع بشری و جامعه عرب و در مقام نقد بوده نه آنکه مردمان را یکسره فاقد احساس اخلاقی و بایدها و نبایدهای ارزشی و رفتاری بخواند. اینکه گمان بریم قوم عرب هیچ تصوری از مفاهیم خوب و بد و فعل درست و نادرست نداشته اند، چندان پایه و مبنای علمی و تاریخی ندارد. به عکس، بررسی برخی آثار مانند اشعاری که از دوران جاهلی نقل کرده اند،93 نشان می دهد که اعراب مشرک دارای احساس اخلاقی بوده اند. پژوهشگران معتقدند که حتی اعراب بدوی که از شهر و شهرنشینی بی بهره بوده و زندگانی را در صحاری خشک و به دور از مظاهر تمدن آن روزگار می گذرانیده اند، قوانینی برای نحوه رفتار و کردار داشته اند که درستی یا نادرستی هر عملی خواه شخصی و خواه مربوط به قبیله بر طبق این قوانین سنجیده می شده است. اعراب علی رغم دوری از علم و دانش و اتصاف به صفات زشت و ناپسند، ارزشهای اخلاقی پسندیده ای نیز داشتند؛ چه آن که جامعه ای که به کلی از صفات پسندیده عاری باشد، دوام و بقا ندارد و جامعه بدوی اعراب از گذر همین صفات حیات خود را حفظ کرده بود.94
در یک دسته بندی می توان خاستگاه صفات و فضیلتهای اخلاقی عرب پیش از بعثت پیامبر(ص) را به دو دسته تقسیم کرد:
اول: تعالیم انبیای الهی: بنابر روایات دینی، مکه و حرم آن، برگزیده خداوند متعال است و همواره محل رفت و آمد انبیای الهی بوده و کعبه، ساخته عرب نیست بلکه به فرمان خدا و به دست انبیای بزرگ الهی برپا شده است و فریضه حج، که خود الهام کننده فضیلتهای اخلاقی بسیاری است، از آن حضرات بر جای مانده است.95 بنابرین دور نیست اگر حکم کنیم که تعالیم آن بزرگان اگرچه به صورت ناقص و دگرگون شده، همواره در مخیله قوم عرب بوده است. از این گذشته عرب در آن روزگار همسایه پیروان ادیان توحیدی پیش از اسلام بوده و برای تجارت به مناطقی مانند شامات و عراق ـ جاهایی که تعالیم حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) رایج بوده ـ رفت آمد داشته است. افزون بر این، گروههایی از پیروان ادیانی مانند یهودیت قرنها در جزیره العرب ساکن بوده اند96 که تعالیم اخلاقی انبیای الهی را حرمت می گذاشته اند و اینان خود عرب بوده اند و با اعراب همسایه خویش، داد و ستد مالی و فرهنگی داشته اند. بنابراین، می توان تعالیم انبیای الهی را یکی از منابع فضیلتهای اخلاقی در میان عرب حجاز دانست.
دوم: تجربه بشری و شرایط زندگی: زندگی در صحرا و سختی معیشت در بادیه، خواه ناخواه ساکنان آن را به برخی ارزشها و حرمتهای اخلاقی راه می نماید که لازمه زندگی در شرایط سخت است. این ارزشهای اخلاقی، همان ارزشهایی اند که مردمان هر جایی از دنیا در چنین شرایطی برای بقای خود بدانها نیاز دارند. این گونه ارزشها حاصل تجارب نسلهای پی در پی در مواجهه با وضعیت و شرایط زندگی خودند و راهکارهای آن قوم برای گذر از مشکلات زیستی و توان گفت که محصول آزمون و خطای قرنها و نسلهای متمادی اند و به صورت طبیعی پدید می آیند. برای نمونه، طبیعی است که میهمان نوازی و رسانیدن آب به تشنگان میان راه، در صحرا، جایی‌ که نیازهای نخستین زندگی مانند آب به سختی به دست می آید، از فضایل اخلاقی شمرده ‌شود.97با این همه، وضعیت اخلاقی حجاز معضلاتی بنیادین داشته است که در گفتار امام علی(ع) توصیفی جامع از آن را می توان یافت. بررسی این وضعیت ما را به این حقیقت راه می نماید که ناهنجاری اخلاقی عرب چند عامل داشته است که در زیر خواهیم کوشید به اختصار از آن سخن گوییم:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درموردامام علی (ع)، پیامبر (ص)، ساختار اجتماعی

3-2-1. فقدان بنیاد و پایه نظری منسجم و پایدار اخلاقی
بررسی خوبی و بدی یک مفهوم یا درستی و نادرستی یک فعل اخلاقی، نیازمند معیارهایی روشن است که در هر زمان و مکانی قابلیت به میدان آمدن داشته باشند و هر شخصی بتواند آنها را به کار گیرد و با یک استدلال منطقی به نتیجه برسد و این در درجه نخست، نیازمند برخورداری از یک بنیاد نظری منسجم و تعریف شده است که بتوان بر اساس آن، به معیارها و ضوابط دقیقی دست یافت. اما اعراب جاهلی بنیاد نظری و تصور منطقی روشنی از مفاهیم خوب و بد اخلاقی نداشتند و در نتیجه توان راهیابی به معیار و در نتیجه تشخیص اینکه کدام فعل روا و کدام نارواست، از عهده آنان بیرون بود. اعراب بدون آنکه خوب و بد را در یک چارچوب نظری به صورت مشخص، تعریف کرده باشند، در افعال اخلاقی خویش از پدرانشان تقلید می کردند. معیار و ملاک آنها جز احساسی که از طریق پدرانشان بدانان رسیده بود، چیزی نبود و فلان فعل را صرفاً بدین خاطر که از پدرانشان رسیده است، نیک می پنداشتند. بدین رو در صورتی که افعال و رفتار آنان مورد سوال قرار می گرفت، بی آن که بتوانند رفتار خویش را توجیه منطقی کنند، درستی آن را به گذشتگان خود حواله می داده اند:

« وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا أَوَ لَوْ کاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیًْا وَ لَا یَهْتَدُون 98 :
و هنگامى که به آنها گفته شود: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید! مى‏گویند: نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‏نماییم. آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى‏فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروى خواهند کرد)؟»

بنابر آیه فوق، معیار خوبی و بدی فعل – که هر نظام اخلاقی منطقی، ناگزیر برای تشخیص و داوری نیازمند آن است و نیز در هنگام پیش آمدن تعارض اخلاقی باید بدان تمسک کرد – در دست اعراب نبود
و آنان تنها با تمسک به این که گذشتگان فعلی را انجام می داده اند، حکم به درستی آن می کردند و توانایی استدلال و توجیه منطقی افعال خود را نداشتند. بررسی آیات پرشماری از قرآن کریم که از این معیار اعراب سخن گفته اند، ما را به این حقیقت رهنمون می سازد که پیش از بعثت پیامبر اکرم (ص) معیار مستقلی برای سنجش خوب و بد وجود نداشته و گویی انجام فعل توسط گذشتگان جای هیچ گونه سوالی را در روا بودن فعل باقی نمی گذاشته و این رویه را هر مردمی که معیاری منطقی برای داوری اخلاقی ندارند، به کار می گیرند. در آیه ذیل خدای متعالی از همین حقیقت سخن می گوید و می فرماید :

« بَلْ قَالُواْ إِنَّا وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا عَلىَ أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلىَ ءَاثَارِهِم مُّهْتَدُون*وَ کَذَالِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فىِ قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُترَْفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا عَلىَ أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلىَ ءَاثَارِهِم مُّقْتَدُون99:
بلکه آنها مى‏گویند: ما نیاکان خود را بر آئینى یافتیم و ما نیز

دیدگاهتان را بنویسید