پایان نامه ارشد درمورد فضیلت اخلاقی، رسول خدا (ص)، دوران جاهلیت

دانلود پایان نامه

بر می آمدند.»

« جمع له الحلم فی الصّبر فکان لا یغضبه شی‏ء و لا یستفزّه‏132 :
حلم وصبر در او جمع شده بود؛ بطوری که خشمناک نمی شد و از چیزی متنفر نمی گشت.»

صبر در اصل به معنای طمانینه و خویشتنداری از اضطراب و جزع است.133 برخی محققان برآنند که صبر به معنایی که منظور عرب بوده، عبارت از توانایی روانی برای رویارویی خردمندانه و بردبارانه با سختیها و بلایا است. فضیلتهای دیگری مانند شجاعت و مردانگی در میدان نبرد نیز نیازمند صبر و شکیبایی اند. نقطه مقابل صبر، جزع است و آن ویژگی کسانی است که در برابر سختیها و شرایط ناگوار بیدرنگ دچار اضطراب و سردرگمی می شوند و گاه عکس العملهای آنی نابخردانه از خود نشان می دهند و زیان و خسارت به بار می آورند. صبر لازمه زندگی سخت صحرا و از فضیلتهای برجسته دوران جاهلیت به شمار می رفت.134 پیامبر اکرم (ص) این فضیلت اخلاقی را در جامه نو درآورد و با تهذیب و ویرایش و پیرایش جانی دیگر بدان بخشید. صبر در معنای نبوی، با اسلام مرتبط گشت و راستایی کاملا دینی گرفت و به صورت «صبر در راه خدا» درآمد و کارکردهای دیگری برای اعتلای روح انسانی یافت که در آیات قرآنی بارها به انواع و مراتب آن اشاره شده است؛ از جمله :

«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى‏ ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلین‏ 135 :
پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید. (تو نیز چنین باش! و این، یکى از سنتهاى الهى است) و هیچ چیز نمى‏تواند سنن خدا را تغییر دهد و اخبار پیامبران به تو رسیده است. »

«فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إلاَّ ساعَهً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ 136 :
پس صبر کن آن گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند، براى (عذاب) آنان شتاب مکن! هنگامى که وعده‏هایى را که به آنها داده مى‏شود ببینند، احساس مى‏کنند که گویى فقط ساعتى از یک روز (در دنیا) توقّف داشتند این ابلاغى است براى همگان، آیا جز قوم فاسق هلاک مى‏شوند؟! »

«وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَکُ فی‏ ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُون 137 :
صبر کن و صبر تو فقط براى خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهاى) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‏هاى آنها، در تنگنا قرار مگیر. »

در برخی آیات به روشنی تمام، صبر در ارتباط با استقامت دینی و ایمانی معنا شده و روح جدید این صفت اخلاقی معرفی گشته است :

« وَ کَأَیِّن مِّن نَّبىِ‏ٍّ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابهَُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَکاَنُواْ وَ اللَّهُ یحُِبُّ الصَّابرِِین138 :
چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند) و خداوند استقامت‏کنندگان را دوست دارد.»

در این بافت جدید، فضیلت صبر جهتدار شده و در منظومه اخلاقی دینی معنای خاصی گرفته و قید «در راه خدا» یافته است و بدین سان، آن صبر با مفهوم جاهلی را بر نمی تابد؛ چنانکه امام علی(ع) در وصف پیامبر(ص) می فرماید :

« مَا انْتَصَرَ نَفْسَهُ مِنْ مَظْلِمَهٍ حَتَّى یُنْتَهَکَ مَحَارِمُ اللَّهِ فَیَکُونَ حِینَئِذٍ غَضَبُهُ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ ‏139:
در ظلمی که به او می شد انتقام نمی گرفت، مگر اینکه محارم خدا هتک می شد که در این صورت خشم می کرد وخشمش هم برای خدای متعال بود.»

در این روایت یکی از صفات جاهلی نفی شده است که همانا خوی انتقامجویی است. اعراب در آن روزگار، ستم و اهانت به خویش را بر نمی تافتند و این را بخشی از شجاعت و لازمه شرافت می دانستند؛ اما چنانکه از روایت بالا بر می آید، صبر اسلامی که در وجود پیامبر(ص) تبلور یافته بود، بر جای آن صفت نشسته است. صبر در اینجا نافی انتقامجویی های جاهلانه شخصی است.

3ـ4ـ2. سخاوت
امام علی(ع) درباره سخاوت پیامبر(ص) در چند خطابه بیاناتی ایراد کرده است؛ از جمله :

« کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) أَجْوَدَ النَّاسِ کَفّا 140 :
پیامبر خدا (ص) از همه مردمان بخشنده تر بود. »
« کان محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) …أنداه کفّا141 :
محمد (ص) در میان مردم بخشنده ترین بود. »
« اسخاه نفسا142 :
[پیامبر(ص)] سخاوتمندترین انسانها بود. »

سخاوت به معنای بخشندگی، جود و کرم در میان بیشتر ملل دنیا یک فضیلت اخلاقی به شمار می رود؛ اما در صحرا که نیازهای اولیه زندگی به سختی به دست می آید و صحرانشینان گاه بر اثر کمبود آب و غذا و سختی شرایط اقلیمی با خطر مرگ رو به رو می شوند، ارزشی مضاعف دارد. این نیاز باعث شده بود تا عرب جاهلی بخشندگی را بستاید و آن را از هموطنان خود مطالبه کند. اعراب جاهلی شبانگاهان در جایی که دیده شود آتشی می افروختند تا گمگشتگان بیابان خیمه هایشان را بیابند. گمگشده اگر دشمن
آنان نیز می بود، از میهمانوازی آنان بهره مند می گشت و در امان می ماند. در اشعاری از عرب از اینکه سگشان بر میهمان پارس نمی کند و به رفت و آمدهای مردم عادت کرده است، بر خود می بالیده اند.143 گاه برخی اعراب در این راه مبالغه می کردند و تمام دارایی خویش را از دست می دادند144 و قرآن کریم به همین زیاده روی اشاراتی دارد از جمله :

« وَ لَا تجَْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلىَ‏ عُنُقِکَ وَ لَا تَبْسُطْهَا کلُ‏َّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محَّْسُورًا145 :
هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گیرى و از کار فرومانى!»

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درمورد دیوان بین المللی دادگستری و بین المللی دادگستری

این آیه هرچند خطاب به رسول خدا (ص) نازل شده است اما وضعیت سخاوت در روزگار جاهلی را نیز ترسیم کرده است. در جاهلیت، سخاوت نشانه نجابت و شرافت بود و هر چه بیشتر انجام می پذیرفت، شایسته تحسین بیشتری بود. «کریم» نیز با سخاوت ارتباطی تنگاتنگ داشت و او کسی بود که در نظر مردم بزرگواری و اصالت در نژاد داشت؛ زیرا با بخششهای بی حسابش این اصالت را به اثبات می رساند. محدوده سخاوت تنها خویشاوندان و هم قبیله ای ها را شامل نمی شد و اوج سخاوت آن بود که بیگانگان و گاه حتی دشمنان را نیز در پوشش گیرد. اما این صفت نیز بیشتر انگیزه های خودخواهانه داشت و به قصد نام آوری و ریاکارانه بروز می یافت و ریشه های انسانی و معنوی نداشت. این معنا با معنای سخاوت در نظر پیامبر(ص) منافات داشت.146 آن حضرت چنانکه از وحی محمدی بر می آید، سخاوت را اگر بدون ایمان به خدا و معاد و برای تظاهر و صرف عمل انجام گیرد، بی مقدار و دانی می شمارد، چنان که قرآن کریم فرموده است:

« یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنّ‏ِ وَ الْأَذَى‏ کاَلَّذِى یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا 147 :
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏کند و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى‏آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند.»

بدین سان تغییر اساسی در این صفت در دو ناحیه روی داد: اول، اعتدال بخشیدن بدان و خردمندانه شدنش به گونه ای که بخشش و جود چنان نباشد که شخص بخشنده و خانواده او را از هستی براندازد و به نیستی بکشاند و دوم، روح و جان این صفت اخلاقی است که در وجه محمدی (ص) آن، نیتی الهی و انسانی گرفت و نیت ریاکارانه و نمایشگرانه اش از میان رفت و وسیله ای گشت که از یک سو تا اندازه ای فاصله طبقاتی مالی میان افراد را پر می کرد و از سوی دیگر با توجه به نیت خداجویانه اش، در تکامل روحی و اخلاقی شخص بخشنده موثر می افتاد.

3ـ4ـ3. وفاداری
شمار بسیاری از توصیفات امام علی (ع) از صفات اخلاقی پیامبر(ص) به فضیلت وفای به عهد، پایبندی به پیمان و گرامی داشتن وعده اختصاص یافته است که ما در اینجا دو روایت را که حاوی این توصیفات است مرور می کنیم :

« أوفاه بعهد و آمنه على عقد 148:
[پیامبر(ص)] در وفای به عهد بر همگان پیشی گرفته و امین ترین مردم بر پیمان بود.»

« اصدق الناس لهجه و اوفاهم ذمه 149 :
[پیامبر(ص)] راستگوترین مردمان به سخن گفتن و وفادارترین شان به پیمان بود.»

فضیلت اخلاقی وفاداری در روزگار پیش از اسلام نیز از صفات ستوده عرب بود. آنان به پیمانهایی که میان خود می بستند، بسیار ارج می نهادند هرچند محدوده این وفاداری، روابط خویشاوندی و قیبله و امثال آن بود. گاه برخی دیگران خارج از این حوزه نیز به سبب منافع مشترک با یکدیگر پیمان می بستند یا برخی افراد که نیازمند یاری بودند، به دیگران پناه می آوردند و در این صورت، کسی که بدو پناه آورده می شد، موظف بود امنیت او را فراهم آورد و به این عهد پایبند باشد. عهد و پیمان، آداب خاص دیگری هم داشت و در صورتی که کسی پیمان خود را می شکست، برای او و قبیله اش سرشکستگی بزرگی محسوب می شد و پرچمی برای او در بازار عکاظ می‌افراشتند تا همگان از پیمان شکنی اش باخبر شوند.150
پیامبر اکرم (ص) این صفت را نیز از آلودگی جاهلیت رهانید و آن را با ایمان به خدا پیوند داد و دایره اش را گسترانید و لزوم وفا به پیمان حتی با غیرخویشاوندان و غیر اعضای قبیله را گوشزد کرد. بدین سان، دو دگرگونی در آن پدید آورد:
اول: آن را از محدوده تنگ نظری عشیرگی و قبیله گی به در آورد و رنگ انسانی تری بدان بخشید.
دوم: چنانکه در تمامی حوزه اخلاقی اسلام می نگریم، پیامبر(ص) اندیشه های خام اخلاقی عرب بدوی را تعالی داد و رنگ الهی بدانها بخشید و در مورد فضیلت وفاداری نیز چنین کرد و مفهوم عهد و میثاق را با خداوند پیوند زد و رابطه میان الله و امت را در قالب «میثاق» معرفی کرد. در این بافت اخلاقی، مومنان با خدا میثاق بستند که بر دین او بمانند و خداوند نیز تعهد نمود که آنان را یاری و در نهایت، رستگار کند. 151 این معنا درآیات متعدد قرآن تبلور یافته است:

« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ ا
لْجَنَّهَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراهِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم152 :
خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به این گونه که:) در راه خدا پیکار مى‏کنند، مى‏کشند و کشته مى‏شوند این وعده حقّى است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدى که با خدا کرده‏اید و این است آن پیروزى بزرگ! »

« إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون153 :
به یقین کسانى که گفتند:

دیدگاهتان را بنویسید