منابع پایان نامه درمورد ورشکستگی، پیش بینی ورشکستگی، نسبت های مالی

دانلود پایان نامه

شرکتهای ورشکسته را این طور تعریف می کنند: “واحدهای تجاری که عملیات خود را به علت واگذاری یا ورشکستگی یا توقف انجام عملیات جاری با زیان توسط بستانکاران، متوقف نمایند.”
در این پژوهش شرکتهایی که طبق بخشنامه ی سازمان بورس اوراق بهادار به تابلوی غیر رسمی منتقل شده اند و دارای زیان متعدد، سرمایه درگردش منفی و جریان نقد ناشی از عملیات منفی هستند به عنوان شرکت های درمانده مالی تلقی گردیده اند.

2-3)دلایل ورشکستگی
تعیین دلیل یا دلایل دقیق ورشکستگی و مشکلات مالی در هرمورد خاص کار آسانی نیست.در اغلب موارد دلایل متعددی با هم منجر به پدیده ورشکستگی می شوند.اما به طور کلی دلیل اصلی ورشکستگی مشکلات مالی و اقتصادی ذکر شده است(دان وبراداستریت17،1998). در برخی موارد دلایل ورشکستگی با آزمون صورتهای مالی و ثبت ها مشخص می شود.حسابدارانی که در تجزیه و تحلیل وضع مالی شرکتها ی روبه زوال تجزیه دارند می توانند به راحتی دلایل ورشکستگی را شناسایی وتعیین کنند.اما گاهی بعضی مسائل از گردش مالی مناسب دریک واحدتجاری دریک دوره نسبتا کوتاه مدت حمایت می کندوورشکستگی رااز چشم حسابداران وحسابرسان پنهان می سازد.
نیوتن (1998) دلایل ورشکستگی را به دو دسته ی درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم می کند.مهمترین دلایل برون سازمانی ورشکستگی عبارتنداز:
ویژگی های سیستم اقتصادی: در سیستم های اقتصادی ناپایدار ودرحال رشد نسبت به سیستم های اقتصادی باثبات، خطر ورشکستگی بیشتری شرکت ها را تهدید می کند. مدیریت شرکت باید تغییراتی را که در ساختار اقتصادی رخ می دهد. پیش بینی کرده و اثرات احتمالی آن را بر وضعیت شرکت برآورد کند. وی نمی تواند تغییری دراین ویژگی ها ایجاد کند بلکه باید تعدیلات لازم را در عملیات شرکت در جهت این سیستم پیاده سازد.شرکتهای بزرگ دارای سازمان هستند اما شرکتهای کوچک تر بیشتر در معرض خطر ورشکستگی قرار دارند،چون شرکت های بزرگ بهتر می توانند در شرایط نبود ثبات بازار مقاومت نمایند.
رقابت: رقابت شدید میان شرکتهای تجاری باعث افزایش خطر ورشکستگی خواهد شد زیرا در محیط های رقابتی فرصت جبران اشتباه وجود ندارد. یکی از دلایل ورشکستگی رقابت است، اما مدیریت کارا نقطه مقابل این دلیل است. تغییرات سریع تکنولوژی: از عوامل موثر بر ورشکستگی تغییرات سریع تکنولوژی است که منجر به منسوخ شدن سریع فرایند تولید و محصولات می شود. تغییرات در تجارت و بهبودهاوانتقالات در تقاضای عمومی، مثالهایی از تغییرات تکنولوژی به شمار می روند. اگر شرکتها از بکارگیری روشهای مدرن و شناخت وسیع و به موقع خواسته های مصرف کننده جدید ناتوان باشند، شکست می خورند.
نوسانات تجاری:عواملی مانند کاهش بهای محصولات یا افزایش ناگهانی هزینه ها،کاهش فروش و غیره از عواملی محسوب می شوند که خطر ورشکستگی را افزایش می دهند. مطالعات نشان داده است که ناسازگاری بین تولید و مصرف، عدم استخدام، کاهش در میزان فروش، سقوط قیمتها و غیره باعث افزایش تعداد شرکتهای ورشکسته شده است.
نیوتن (1998) عوامل درون سازمانی ورشکستگی واحدهای تجاری را از جمله عواملی می داندکه می توان با اتخاذ برخی اقدامات توسط واحدهای تجاری از بروز ورشکستگی جلوگیری کرد. اغلب این عوامل ناشی از تصمیمات غلط است و مسئولیت آنها راباید مستقیما متوجه خود واحد تجاری دانست. از نظر وی این عوامل عبارتند از:
عدم کارایی مدیریت: نا کارایی مدیریت یکی از مهمترین دلایل ورشکستگی محسوب می شودزیرا موفقیت یا عدم موفقیت شرکت مستقیما از اقدامات و تصمیمات مدیریت متاثر می شود.بطور مثال ضعف سودآوری از نشانه های مدیریت نا کارا است.فقدان آموزش، تجربه،توانایی و ابتکار مدیریت، واحد تجاری را در باقی ماندن در عرصه رقابت و تکنولوژِی دچار مشکل می سازد. تحقیق انجام شده توسط متخصصان ورشکستگی انگلیس که برروی 1700 شرکت ورشکسته صورت گرفته است نشان می دهد بیشترین تعدادورشکستگی به دلیل مدیریت ناکارا رخ داده است.عدم همکاری و ارتباط موثر مدیریت با افرادحرفه ای هم در این طبقه قرار می گیرد. مدیریت ناکارامد اغلب از ناتوانایی در اجتناب از شرایطی که منجر به وضعیتهای زیر شده است، اثبات می گردد:
فروش ناکافی: این امر ممکن است نتیجه موقعیت مکانی نامناسب،سازمان فروش ناتوان، اقدامات ضعیف برای بهبود فروش، ویا ارائه خدمات و با محصولات با کیفیت پایین باشد و این امر بدین معنی است که شرکت قادر به کسب درامد کافی برای ادامه فعالیت خود ندارد.
قیمت گذاری نامناسب: با توجه به هزینه های تولید شرکت قیمتهای خیلی پایینی را ارائه می دهد و این یعنی پذیرش ضررویاسود ناچیزروی فروش محصولات.
عدم کفایت و نارسایی در جمع بندی و جریان حسابهای دریافتنی و پرداختی: صدور فاکتور برای اقلام فروخته شده یا خدمات ارائه شده نبایستی با تاخیر صورت پذیرد. به دلیل اهمیت به اتمام رسیدن امورشاید تمایلی وجود داشته باشد که قبل از صدور فاکتوربا سایر موارد پرداخته شود.
قصور در اخذ تخفیف های مناسب و یا کوتاهی در پرداخت بموقع: طلب بستانکاران عمده می تواند مشکلات و مسائلی را ایجاد نماید که با برنامه ریزی دقیق از قبیل زمانبندی دقیق پرداخت ها و تعیین بستانکارانی که می بایستی طلبشان پرداخت شود، میتوان از بروز آنها اجتناب نمود.
هزینه بالاسری و عملیاتی بیش از حد و قبول هزینه های بهره سنگین بدهی های بلن
د مدت، تمامی این عوامل بیشتر به عنوان هزینه های ثابت در مقابل درآمد عمل می کنند تا فاکتورهای متغیر به نسبت حجم کالاهای تولیدی است. این بدان معنی است که نقطه سربه سری شرکت بالاست. شرکت بایستی مقدار زیادی کالا بفروشد قبل از اینکه منافعی برایش حاصل شود.
سرمایه گذاری بیش از حد روی داراییهای ثابت و موجودی
ساختار نامناسب منابع و مصارف: وجود ساختار مناسب منابع و سرمایه باعث افزایش انعطاف پذیری شرکت در مقابله با بحران ها و یا استفاده از فرصت های سودآوری می شود. ساختار نامناسب سرمایه سبب افزایش هزینه سرمایه و تامین مالی شرکت می شود. همچنین ساختار نامناسب سرمایه موجب محدود شدن گزینه های پیش روی شرکت جهت تامین منابع اضافی در مواقع ضروری خواهد شد.
توسعه سریع و بیش از اندازه شرکت: یکی از عوامل درونی ورشکستگی تمایل به ارائه بیش از حد است که این امر موجب می شود موسسات نتوانند طلب های خود را به موقع از بدهکاران وصول کرده و بدان وسیله بدهی های خود را بپردازند. برخی از تولید کنندگان اعتبار بیش از حد به توزیع کنندگان ارائه می کنند تا شاید بتوانند میزان فروش را بالا ببرند توزیع کنندگان برای اینکه بتوانند طلب تولید کنندگان را بپردازند، بایستی به نوبه خود اعتبار در اختیار مشتریان خود قرار دهند. این خریداران به نوبه خود بطور پیوسته قیمت های پایین تری ارائه دهندتا مجموعه خود را فعال نگاه داشته تا بتوانند تعهدات خود را به موقع انجام دهند. بدین ترتیب زنجیره ای از اعتبار بوجود می آید و در این حالت اگر یکی از حلقه ها از عهده تعهدات خود بر نیایند برای کل زنجیره درد سر بوجود می آید و بنابر این عدم موفقیت در استفاده بهینه از اعتبارات می تواند به بحران در شرکت منجر شود. تصمیم گیری مدیریت مبنی بر ارائه بدون بررسی اعتبارات، به منزله به خطر انداختن ثبات مالی خود شرکت خواهد بود. زیان های غیر معمول اعتباری می تواند تا حد بسیار زیادی ساختار مالی شرکت را تضعیف نماید به نحوی که دیگر ادامه فعالیت شرکت مقدور نباشد.
سرمایه ناکافی: کمبود سرمایه واحد های تجاری را به سمت تامین مالی از طریق بدهی سوق می دهد افزایش بدهی ها موجب افزایش هزینه سرمایه و نهایتا کاهش سود آوری می شود در صورتی که سرمایه کافی نباشد شرکت ممکن است قادر به پرداخت هزینه های عملیاتی و تعهدات اعتباری در سررسید نگردد با این حال دلیل اصلی مشکل معمولا سرمایه ناکافی نیست و ناتوانی در مدیریت اثر بخش سرمایه مسئله اصلی است.
اندازه شرکت: اندازه شرکت از عواملی است که در بسیاری از تحقیقات وجود رابطه آن با ورشکستگی به اثبات رسیده است. به طور کلی خطر ورشکستگی کمتری شرکت های بزرگ را تهدید می کند. پروفسور نا ماکی(1993) با استفاده از داده های بانک جهانی برای دوره ی 1990 -1980 عنوان کرد که مشکلات مرتبط با تامین مالی بیشتر از شرایط اقتصادی موجب ورشکستگی شرکت های کوچک می شود.
خیانت و تقلب: تعداد اندکی از ورشکستگی ها با برنامه ریزی، ساختگی و بر اثر تقلب رخ می دهند. از جمله دلایل ورشکستگی های از پیش برنامه ریزی شده عبارت است از تمایل بسیاری از تامین کنندگان اعتبار جهت حفظ حجم فروش خود به هر قیمت ممکن، قصور یا غفلت صاحبان سرمایه از بررسی علل ورشکستگی و توانائی افراد غیر صدیق در بهره جستن از مزایای حاصل از محکمه های ورشکستگی بدون ترس از پیگرد قانونی. عواملی که منجر به ورشکستگی یک شرکت می شوند، یک باره ظهور نمی کنند. نشانه های وجود پریشانی مالی یک شرکت بسیار زودتر از ورشکستگی نهایی نمایان می شود. بنابراین از این نشانه ها می توان برای پیش بینی ورشکستگی پیش از وقوع آنها استفاده کرد. نسبت ها و شاخص های استخراج شده از صورت های مالی همواره به عنوان نشانه های وضعیت مالی فعلی و آتی شرکت ها محسوب شده اند (گالواو18، 2004).
استفاده از نسبت های مالی، رایج ترین تکنیک برای پیش بینی ورشکستگی است. سابقه استفاده از نسبت های مالی برای پیش بینی ورشکستگی به سال 1966 و مطالعه بیور باز می گردد که پس از آن نیز تا مدت ها به عنوان تنها شیوه ممکن قلمداد می شد ( هابر19، 2006). در سالهای اخیر انتقادات فراوانی به توانائی پیش بینی نسبت های مالی وارد شده است. اما بیور20، در سال 2005 نشان داد که نسبت های مالی کماکان ابزار قدرتمندی برای پیش بینی ورشکستگی محسوب می شود.
2-4) مراحل ورشکستگی
نیوتن (1998 ) مراحل نا مطلوب شدن وضع مالی شرکت را به دوره نهفتگی، کسری وجه نقد، نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری، نبود قدرت پرداخت دیون کامل و در نهایت ورشکستگی تقسیم کرده است. گرچه اغلب ورشکستگی ها از این مراحل پیروی می کنند، اما برخی شرکت ها ممکن است بدون طی همه مراحل به ورشکستگی کامل برسند . وضعیت واحد تجاری به طور ناگهانی و غیر منتظره وارد مرحله ورشکستگی نمی شود. در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نا مطلوب به صورت پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد بدون اینکه فورا قابل شناسایی باشد. مثلا تغیر در تقاضای تولید، استمرار افزایش در هزینه های سربار، منسوخ شدن روش های تولیدو… از این عوامل هستند. اغلب زیان های اقتصادی در دوره نهفتگی رخ می دهند و بازده دارایی ها کاهش می یابد. بهترین وضع برای شرکت این است که مشکل در همین مرحله کشف شود، همچنین راه حل های آسانتری
که در این مرحله موثر واقع می شوند در مراحل بعدی مثمر ثمر نخواهند بود و نکته سوم، اگر مشکل در همین مرحله کشف و رفع گردد اعتماد عمومی نسبت به شرکت دستخوش تزلزل نخواهد شد. برطرف ساختن مشکل در مراحل بعدی باعث کاهش اعتماد عمومی به شرکت می شود و در نتیجه دسترسی به وجوه دشوارتر می گردد و شاید شرکت ناچار به رد پروژه های سودآور شود.
مرحله کسری وجوه نقد وقتی شروع می شود که برای اولین بار یک واحد تجاری برای ایفای تعهدات جاری یا نیازهای فوری، دسترسی به وجه نقد نداشته باشد گرچه چند برابر نیازش ممکن است دارایی های فیزیکی داشته و سابقه سودآوری کافی نیز داشته باشد. مسئله اینجاست که دارایی ها به قدر

دیدگاهتان را بنویسید