منابع و ماخذ مقاله ارزش افزوده اقتصادی

دانلود پایان نامه

افزایش یافته تا به gn برسد). نرخ رشد در دوره میانی (gn) برابر است با:
(2-12)
جایی که B=t شود پایان مرحله دوم است. در این نقطه ملاحظه میشود که نرخ رشد همان نرخ ثابت دائمی (gn) است. بدین ترتیب مدل تعیین ارزش سهام به شکل رابطه (2-13) درمیآید:
(2-13)
علیرغم حمایت گسترده از مدل تنزیل سودهای تقسیمی، برخی دشواریهای تجربی در رابطه با به کارگیری این مدل را میتوان به صورت زیر فهرست نمود:
بسیاری از شرکتها اقدام به بازخرید سهام خود در قبال پرداخت وجه نقد به سهامداران میکنند. از آنجا که بازخرید سهام موجب کاهش تعداد سهام میشود، بر سود هر سهم هم تاثیرگذار است.
برخی شرکتها در طول چرخه عمر خود سود سهام پرداخت نمیکنند.
استفاده از این مدل مستلزم برآورد پرداختهای مورد انتظار آتی به سهامداران است.
ارزشیابی، فعالیتی بین رشتهای است و نیازمند حمایت در رشتههای مختلفی چون حسابداری مالی، اقتصاد و بازاریابی میباشد.
پارامترهای این مدل ارزشیابی تحت تاثیر عوامل خارج شرکت مانند شاخص عملکرد در سطح صنعت، متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم و نرخ بازده مورد انتظار و نیز اطلاعاتی پیرامون رقابت در بازار میباشد (پیلی، 2004).
2-5-3- مدل میلر و مودیگلیانی
در مقابل نظریات مکتب بازار ناقص، صاحب نظران مکتب بازار کامل و در راس آنها مودیگلیانی و میلر (1961) تئوری نامربوط بودن سیاست تقسیم سود در ارزشیابی شرکت را مطرح کردند. آنان بر این باور بودند که ارزش یک شرکت به قدرت سودآوری و سیاستهای سرمایهگذاری آن بستگی دارد (مشکی، 1380). به اعتقاد آنان افزایش بیش از حد انتظار سود تقسیمی ممکن است به این دلیل باشد که مدیران شرکت انتظار افزایش توان سودآوری را در آینده دارند. بنابراین واکنش سرمایهگذاران نسبت به تغییرات در سود تقسیمی لزوما نشان دهنده این نیست که سرمایهگذاران سود تقسیمی را به سود توزیع نشده ترجیح میدهند، بلکه تغییرات قیمت در پی اعلام سود سهام بیانگر محتوای اطلاعاتی اعلام سود سهام است (احمدی، 1386). این دو محقق دو نظریه درباره ارزش شرکت ارائه کردهاند. طبق نظریه اول آنها، یک واحد تجاری نمیتواند ارزش سهام کل صادرشدهاش را با تغییر در ساختار سرمایه تغییر دهد، که به آن قضیه نامربوط بودن نیز اطلاق میگردد. همچنین براساس نظریه دوم، هزینه سرمایه تابعی خطی از نسبت بدهی به سرمایه یک واحد تجاری است (بریگام و گاپنسکی، 1382).
از جمله مدلهای مطرح شده در مکتب بازار کامل میتوان به مدل جریانهای نقدی تنزیل شده (DCF) و مدل ارزش افزوده اقتصادی اشاره نمود.
2-5-4- مدل جریانهای نقدی تنزیل شده
در پاسخ به دشواریهای تجربی مطرح شده در رابطه با مدل ارزش فعلی سود تقسیمی مورد انتظار، مدل جریانهای نقدی تنزیل شده ظهور یافت. از این مدل با عنوان مدل جریانهای آزاد نقدی (FCF) نیز نام برده میشود. در این مدل ارزش شرکت از طریق کسر نمودن ارزش بدهیها و کلیه ادعاهای مقدم بر ادعاهای سهامداران عادی از ارزش عملیات شرکت بدست میآید. ارزش عملیات شرکت عبارت است از ارزش فعلی جریانهای نقدی آزاد که انتظار میرود در آینده در شرکت بوجود آید. نرخ تنزیل مورد استفاده، میانگین موزون هزینه سرمایه است. بر این اساس ارزش عملیات شرکت به صورت رابطه (2-14) محاسبه میشود:
(2-14)
(2-15)

Vt: ارزش عملیات شرکت در سال t
FCFt: جریانهای آزاد نقدی در سال t
WACC: میانگین موزون هزینه سرمایه
NOPATt: سود عملیاتی پس از کسر مالیات در سال t
NIt: خالص سرمایهگذاری در سرمایه عملیاتی
جزء اول رابطه (2-14) ارزش فعلی جریانهای آزاد نقدی را پیش از ثابت شدن نرخ رشد جریانهای آزاد نقدی، و جزء دوم این رابطه ارزش عملیات شرکت را در زمانی که نرخ رشد به صورت پایدار و باثبات درمیآید نشان میدهد. جزء دوم رابطه فوق پیش از تنزیل اصطلاحا ارزش پایانی نامیده میشود. از آنجا که محاسبه جریانهای نقدی آزاد مستلزم کسر سرمایهگذاری در سرمایه عملیاتی از سود عملیاتی پس از کسر مالیات است، رقم جریانهای نقدی آزاد در شرکتهای در حال رشد در بسیاری از سالها منفی شده و تاثیر نامطلوب بر ارزش شرکت خواهد داشت. این موضوع یکی از نقاط ضعف مدل جریانهای نقدی تنزیل شده است.
2-5-5- مدل ارزش افزوده اقتصادی
از دیگر مدلهای اقتصادی ارزشیابی مدل ارزش افزوده اقتصادی است. در این مدل ارزش یک شرکت برابر است با ارزش کل سرمایه به کار گرفته شده توسط شرکت به علاوه ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادی سالانه شرکت:
(2-16)
(2-17) CC
V: ارزش شرکت
IC: سرمایه به کار گرفته شده
EVA: ارزش افزوده اقتصادی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

K: نرخ بازده مورد انتظار سهامداران
یکی از مزایای مدل ارزش افزوده اقتصادی در مقایسه با مدل جریانهای نقدی تنزیل شده این است که ارزش افزوده اقتصادی معیاری جهت ارزیابی عملکرد شرکت ارائه میدهد. در این روش اگر نرخ بازدهی شرکت دقیقا برابر با میانگین موزون هزینه سرمایه باشد، ارزش شرکت با سرمایهگذاری اولیه انجام شده در شرکت برابر خواهد بود (قالیباف اصل و همکاران، 1386).
2-5-6- مدل کامبل- شیلر
این مدل پیشرفته ارزشیابی سهام، توسط دو محقق با نامهای کامبل و شیلر ابداع شده است. آنها با استفاده از اطلاعات تاریخی بازار، میانگین D/E سهام را به دست آوردند. این میانگین برای یک دوره بلندمدت به دست میآید و سپس با نسبت قیمت به سود جاری سهام مقایسه میشود. اگر نسبت قیمت به سود از میانگین بیشتر باشد، قیمت سهام بالاتر از حد واقعی آن است. مهمترین ایراد این مدل این است که به تغییرات در اقتصاد توجه ندارد (وبر و لاردمن، 1999).
2-5-7- مدل کرنل
این مدل توسط لی از دانشکده مدیریت دانشگاه جانسون ابداع شده است. لی سهام سی شرکت را که میانگین صنعت داوجونز بودند، آزمون کرد. وی صرف ریسک هر سهم را با اندازهگیری نوسانات قیمتی گروه صنایع آن سهم برآورد میکند. این محقق عنوان میکند که صرف ریسک برای جنرال موتورز 94.8% است در حالی که برای جنرال الکتریک 4.48% است. او مدعی است که سهام و بازده سهام این دو شرکت دارای نوسانات بسیار زیادی نسبت به شرکتهای دیگر میباشد. این محقق جریانهای نقدی آتی برای هر سهم را محاسبه و سپس با استفاده از نرخ تنزیلی که تلفیقی از صرف ریسک و نرخ بهره بدون ریسک است، ارزش فعلی (ارزش ذاتی) جریانهای مورد انتظار سهام را محاسبه میکند.
این ارزش با سطح قیمتهای جاری بازار مقایسه میگردد. اگر ارزش جریانهای نقدی تنزیل شده بالاتر از قیمت جاری باشد، قیمت بازار ارزانتر است و همینطور برعکس آن نیز صادق است. این مدل مشابه مدلهای دیگر، برای پیشبینی آینده به گذشته نظر دارد (وبر و لاردمن، 1999).
2-5-8- مدل گلاسمن و هاست
گلاسمن و هاست دو محقق مالی هستند که دیدگاههای جدیدی را وارد عرصه مالی کردهاند. آنها معتقدند با توجه به اینکه طرز فکر افراد نسبت به ریسک در طول زمان تغییر میکند، مدلهای سنتی دارای ضعف میباشند (گلاسمن و هاست، 1999).
آنها مدلی را بسط دادهاند که نشان میدهد بازار خیلی سریع کم اهمیت شمرده میشود. آنها عقیده دارند که سرمایهگذاران نمیتوانند بازار را به عنوان یک محل خطرناک ببینند، چرا که آنها یک بار بین عمل را انجام دادهاند. همچنین اظهار میدارندکه صرف ریسک همواره کاهش مییابد و به سوی صفر میل میکند. اگر نظریات و دیدگاههای آنان به اثبات برسد، یک تغییر و دگرگونی در ارتباطات آماری که برای ده سال حفظ شده است، رخ خواهد داد. نظریات آنان به خصوص دیدگاه قدیمی را که بیان میدارد سهام پرریسکتر از اوراق قرضه است، رد میکند. مدل آنها با یک استثنای مهم، شبیه مدل کرنل است. به نظر این دو، مفهوم صرف ریسک به صفر میل میکند و این است که نرخ تنزیل باید خیلی کمتر در نظر گرفته شود؛ در نتیجه بهای عادلانه سهام افزایش مییابد (احمد و همکاران، 1384).
پس از شرح مفاهیم ارزش سهام و مدلهای مختلف آن، به عواملی که میتوانند قیمت سهام را دستخوش تغییر کنند پرداخته میشود. عوامل بیشماری بر ارزش سهام شرکت تاثیرگذار است که از این عوامل میتوان به حاکمیت شرکتی و کیفیت گزارشگری مالی اشاره نمود که در ادامه هر یک از عوامل مذکور شرح داده میشود:
2-6- حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی مجموعه قوانین و رویههای حاکم بر روابط مدیران، سهامداران و حسابرسان شرکت است که با اعمال یک سیستم نظارتی از حقوق سهامداران حمایت میکند (بابایی و احمدوند، 1387). یک نظام حاکمیت شرکتی اثربخش رفتار مدیریت را در تخصیص منابع سازمان کنترل میکند و چنانچه این امر به طور موفقیتآمیز انجام شود، سهامداران حداکثر بازده را روی سهام بدست خواهند آورد. یک نظام حاکمیت مطلوب امکان تصمیمگیری آزادانه بهنگام را برای واحد تجاری افزایش میدهد و آن را در جهت بهبود ارزش شرکت هدایت مینماید (اسحاق و همکاران، 2009؛ چن، 2008).

2-7- تاریخچه حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی پدیده نوظهوری نیست و همزمان با پیدایش کسب و کار بوجود آمده است. با این حال پیدایش ایدههای موجود در مورد ماهیت حاکمیت شرکتی به سال 1776 میلادی باز میگردد. یعنی زمانی که آدام اسمیت در سال 1776 در اثر معروف خود – ثروت ملل- موضوع جالبی را مطرح کرد که چکیده آن به صورت زیر است:

((نمیتوان انتظار داشت که مدیران شرکتها که در واقع ادارهکنندگان پول و سرمایه افراد هستند و نه ملک آنها- به همان اندازه که شرکای یک شرکت خصوصی نگران سرمایه مایملک خود هستند، از دارایی افراد (سهامداران شرکت) مواظبت به عمل میآورند)) (باصفا، 1390).
با تشکیل شرکتهای بزرگ و تفکیک مالکیت از مدیریت در سطح جهانی در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم موضوع حاکمیت شرکتی به میان آمد. افشای کمکهای نامشروع و پنهانی هفده شرکت بزرگ آمریکایی به حزب جمهوری خواه در سال 1973 که به ماجرای واترگیت شهرت یافت، موضوع کنترلهای داخلی شرکتها و افشای اطلاعات مالی را از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفهای و نهادهای نظارتی قرارداد. انجمن حسابداران رسمی آمریکا استانداردهای ویژهای را در مورد کنترلهای داخلی برای حسابرسان مستقل وضع نمود. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب در سال 1987 در گزارشی با عنوان ((ترودوی)) نتیجه بررسیهای خود را در این ارتباط اعلام نمود. بدنبال آن کنگره آمریکا در سال 1991 قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکتهای سهامی عام ملزم به ارائه گزارش در ارتباط با کیفیت و موثر بودن کنتراهای داخلی گردیدند. اما موضوع راهبری شرکتی به گونهای که امروز مطرح است، حاصل مطالعات و بررسیهایی است که در کشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه 1990 میلادی برمیگردد. گزارش ((کادبری)) در انگلستان، مقررات هیات مدیره در جنرال موتورز آمریکا، گزارش ((دی)) در کانادا و گزارش ((وی انو)) در فرانسه از جمله آن است.
رسوائیهای مالی در شرکتهای انرون، ورلدکام، سیکو، زیراکس و چند کشور دیگر، کنگره آمریکا را بر آن داشت تا کمیته خاصی را مامور بررسی راهکارهایی برای مقابله با فساد و تقلب نماید. مسئولیت این کمیته بر عهده سناتور آمریکایی پل ساربنز و نماینده کنگره میشل آکسلی گذاشته شد. آنها با همکاری سازمان حسابرسی دولتی، انجمن حسابداران رسمی آمریکا و کمیسیون بورس اوراق بهادار لایحهای را تدوین نمودند که به قانون ((ساربنز-آکسلی)) شهرت یافت. این قانون موجب پیدایش مرجع نظارتی نسبتا مقتدری به نام هیات حسابداری شرکتهای سهامی عام گردید. در سالهای اخیر نهادها و سازمانهایی نظیر شبکه جهانی حاکمیت شرکتی،

دیدگاهتان را بنویسید