دانلود تحقیق در مورد زنان ایران، شمال ایران، زنان ایرانی، تقسیم بندی

دانلود پایان نامه

امور جنسی ندارند یعنی غیر بالغ می‏باشند هر چند ممیز بوده باشند.
طبق‏ احتمال دوم اطفالی که همه چیز می‏فهمند و نزدیک به حد بلوغ می‏باشند ولی‏ بالغ نمی‏باشند جزء استثناها هستند . فتوای فقهاء نیز بر طبق این تفسیر است (مطهری ۱۳۷۹، ۱۴۸).
در دنباله آیه می‏فرماید: “”و لا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من‏ زینتهن”” یعنی زنان به منظور آشکار ساختن زینتهای پنهان خود ، پای بر زمین نکوبند.
زنان عرب معمولاً خلخال به پا می‏کردند، و برای اینکه بفهمانند خلخال قیمتی به پا دارند پای خود را محکم بر زمین می‏کوفتند، آیه کریمه از این کار هم نهی فرمود.
از این دستور می‏توان فهمید که هر چیزی که موجب جلب توجه مردان می‏گردد مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش های جالب نظر در چهره ممنوع‏ است.
به طور کلی زن در معاشرت نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه مردان نامحرم گردد. و جمله دیگر اینکه: “”و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون‏ لعلکم تفلحون””
(همه به سوی خدا بازگشت کنید، باشد که رستگار گردید).
آیات ۵۹ ، ۶۰ ، ۶۱ سوره نور نیز مربوط به همین مباحث است. تفسیر آنها را نیز ذکر می‏کنیم:
“یا ایها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم و الذین لم‏ یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات: من قبل صلاه الفجر و حین تضعون ثیابکم من‏ الظهیره و من بعد صلاه العشاء، ثلاث عورات لکم، لیس علیکم و لا علیهم‏ جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم (۵۹) و اذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستأذنوا کما استأذن‏ الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته و الله علیم حکیم (۶۰) و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن‏ غیر متبرجات بزینه و ان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم .(۶۱)
ای کسانی که ایمان آورده‏اید ! بایست مملوکهای شما و کودکان نا بالغ‏ شما در سه وقت اجازه دخول بگیرند: پیش از نماز صبح، و هنگام نیمروز که جامه‏های خویش می‏نهید، و بعد از نماز عشاء (که آماده خواب می‏شوید). این سه وقت، خلوت شما است. در غیر این سه وقت بر شما و بر آنان باکی نیست. (که بی اجازه وارد شوند) آنها و شما زیاد بر یکدیگر می‏گذرید. خداوند آیات را چنین بیان می‏کند
خداوند دانا و حکیم است (بهرامشاهی ۱۳۸۷، ۴۲).
و چون کودکان شما به حد بلوغ رسیدند باید مانند دیگران اجازه ورود بگیرند. زنان بازنشسته که امید ازدواج ندارند باکی نیست در حالی که خود را به‏ زیوری نیاراسته‏اند و قصد خودنمائی ندارند جامه خویش به زمین نهند، و اگر از این نیز خودداری کنند برایشان بهتر است. خداوند شنوا و دانا است.
در این آیات دو استثناء، یکی برای قانون کسب اجازه در وقت ورود در اتاق دیگران، و دیگر برای قانون پوشش زنان، ذکر شده است.
آیه اول و دوم راجع به استثناء اول و آیه سوم راجع به استثناء دوم است.
قبلا این دستور را شرح دادیم که هر کس می‏خواهد وارد محل خلوت دیگری‏ شود باید اعلام کند و با کسب اجازه وارد شود، و گفتیم این دستور حتی در مورد محارم نزدیک مانند پسر نسبت به مادر، و پدر نسبت به دختر نیز جاری است.
در این آیات دو طبقه از این دستور استثناء شده‏اند. برای‏ این دو طبقه اجازه خواستن فقط در سه نوبت لازم شمرده شده است و در اوقات دیگر لازم دانسته نشده است. این دو طبقه عبارتند از:
۱ – “الذین ملکت ایمانکم”- مملوکان شما
۲- “الذین لم یبلغوا الحلم منکم”- کودکان نابالغ شما
سه نوبتی که این دو دسته باید اجازه بخواهند عبارتست از :
پیش از نماز صبح، و هنگام نیمروز که افراد به خاطر گرما لباس رو را از تن در آورده استراحت می‏کنند، و بعد از نماز عشاء که هنگام رفتن به رختخواب‏ است.
در این مواقع معمولا زن یا مرد در لباس غیر عادی هستند و چون تازه از خواب برخاسته‏اند (قبل از نماز صبح) و یا تازه می‏خواهند به خواب روند (بعد از نماز عشاء) و یا در حال استراحتند (وقت ظهر) معمولا با لباس‏ خواب بسر می‏برند.
در چنین اوقاتی مملوکان و پسران نابالغ باید با کسب‏ اجازه وارد اتاق شوند ولی در مواقع دیگر به علت احتیاج به رفت و آمدهای‏ مکرر (طوافون علیکم بعضکم علی بعض) استیذان لازم نیست.
در این‏ آیات سه نکته جلب توجه می‏کند:
۱ – اینکه: “الذین ملکت ایمانکم “با موصولی که برای جمع مذکر است‏ (الذین) ذکر شده است و حتما شامل غلامان می‏باشد چنانکه در تفاسیر و روایات نیز تصریح شده است.
از آن جمله روایتی است در کافی از ” حضرت‏ صادق علیه السلام: “قال: هی خاصه فی الرجال دون النساء. قیل: فالنساء یستأذن فی هذه الثلاث ساعات؟ قال: لا و لکن یدخلن و یخرجن””
یعنی‏ این دستور (اجازه خواستن در سه نوبت) مخصوص مردان است (کافی ۵۲۹: ۵).
سؤال شد که آیا زنان باید اجازه بگیرند؟ فرمود: نه، همینطور می‏آیند و می‏روند. اینکه غلامان در غیر این سه نوبت حق دارند بدون اجازه وارد اتاق زن‏ شوند خود دلیل بر اینست که غلامان نیز وضع استثنائی دارند، و این خود شاهدی قوی می‏باشد. بر اینکه در آیه پوشش هم که قبلا تفسیر کردیم، جمله‏ “”ما ملکت ایمانهن”” شامل غلامان نیز می‏باشد. حتی در آیه‏ای که فعلا مورد بحث است تعبیر به “”ملکت ایمانکم”” شده است (با ضمیر مذکر) یعنی لازم نیست که برده، مملوک خود زن باشد.
در اینجا نباید اعتراض کرد که اکنون رسم بردگی منسوخ شده است و برده‏ای وجود ندارد و پافشاری در این بحثها بی ثمر است، زیرا اولا روشن‏ شدن نظر اسلام در این مسائل، ما را به هدف کلی این قوانین که برخی از آنها مورد ابتلاء نیز می‏باشد بهتر واقف می‏سازد، و ثانیاً اگر فقیه متهوری‏ جرأت کند، چه بسا حکم غلامان را از راه ملاک و مناط، به موارد مشابه آن‏ از قبیل خدمتکاران بتواند تعمیم دهد.
۲- از جمله “”طوافون علیکم بعضکم علی بعض”” فهمیده می‏شود: رمز اینکه در مورد غلامان و پسران نابالغ اجازه خواستن واجب نیست، اینست‏ که وجوب استیذان اینها به واسطه تکرر آمد و شد، موجب حرج و واقع شدن‏ در مضیقه است.
در حقیقت اباحه در این موارد نیز از این باب است که تکلیف موجب‏ دشواری می شده است نه از این جهت که تکلیف ملاک ندارد.
ما معتقدیم که سایر استثناهای باب پوشش، مثلا استثناء وجه و کفین، و همچنین استثناء محارم نیز از همین قبیل است.
۳- اطفالی که در این آیه مکلف شده‏اند که مانند مردان بزرگ در سه‏ نوبت اجازه بگیرند اطفالی هستند که به حد بلوغ نرسیده‏اند. بنابراین‏ اطفال نابالغ و لو ممیز و نزدیک به بلوغ، در غیر سه وقتی که در آیه‏ تعیین شده است می‏توانند بدون کسب اجازه وارد خلوتگاه شوند (کلانتری ۱۳۸۷، ۳۸).
این آیه علی الظاهر می‏تواند قرینه باشد که مقصود از جمله:
“”او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء”” که در آیه پوشش آمده است‏ و قبلا دو احتمال در معنی آن دادیم، اطفال نابالغ است نه اطفال غیر ممیز.
و اما استثنائی که درباره مسأله پوشش است: “”و القواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحا فلیس علیهن جناح”.
این سومین استثناء است در مسأله پوشش. استثناء اول و دوم در آیه ۳۱ همین سوره و استثناء سوم در این آیه آمده است. در اینجا می‏فرماید: زنان از پا افتاده‏ای که امیدی به ازدواج ندارند می‏توانند لباس روی خود را بر زمین نهند مشروط بر اینکه نخواهند خودنمائی و خودآرائی بکنند. در عین حال اگر جانب عفاف را رعایت کنند و خود را پوشیده دارند بهتر است‏ و خدا شنوا و دانا است.
مقصود از ” قواعد ” کیانند؟ مقصود زنان سالخورده‏ای هستند که از جنبه‏ زن بودن بازنشسته شده‏اند، یعنی دیگر مطلوب مرد – از نظر جنسی – واقع نمی‏شوند و لذا امیدی به ازدواج ندارند. ممکن‏ است طمع داشته باشند ولی امید ندارند .
جمله “”ان یضعن ثیابهن”” می‏فهماند که زن دو نوع لباس دارد: یکی لباس بیرون و دیگر لباس داخل‏ منزل.
آنچه رخصت داده شده است اینست که زنان سالخورده می‏توانند لباس‏ رو را در بیاورند ولی در عین حال به آنها اجازه خودنمائی و خودآرائی داده‏ نشده است.
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده‏ است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند: “عبیدالله حلبی گفت که امام صادق فرمود مقصود از “”ان یضعن ثیابهن” روسری و چهارقد است.
گفتیم جلو هر کس که بود ؟ فرمود جلو هر کس که بود اما به شرط اینکه‏ ساده باشد و نخواهد خودآرائی و خودنمائی کند” (کافی ۵۲۲ :۵؛ وسائل ۲۶،۲۵ :۳).
از جمله “”و ان یستعففن خیر لهن”” می‏توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن اینست که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیده‏تر است و رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت‏ درباره وجه و کفین و غیره داده شده است، این اصل کلی اخلاقی و منزلی را نباید از یاد ببرد (مطهری ۱۳۷۹، ۱۴۹).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   روش همبستگی و استاندارد

۳-۶- تقسیم بندی حدود پوشش
قرآن کریم حجاب یا همان پوشش را به دو قسمت تقسیم کرده است:
۱-خمار(حجاب حداقلی)
۲-جلباب(حجاب حداکثری)
خداوند متعال در آیه‌ی۳۰ سوره نور می فرماید: “ولیضربن بخمرهنَ علی جیوبهن َ” یعنی خمارهای خود را بر گریبان های خویش بیفکنید.
بر اساس این آیه این پوشش سر هر چه که هست یعنی اعم از شال، روسری یا مقنعه باید مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی زن را بپوشاند.

نوع دوم پوشش حجاب حد اکثری یا همان جلباب است که در سوره احزاب بدان تصریح شده است:
“یا أیها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما.”
یعنی ای پیامبر به زنان ودخترانت وزنان مؤمن بگو که جلباب های خود را به هم نزدیک سازند تا با این پوشش بهتر شناخته شوند واز تعرض (هوسرانان) آزار نبینند وخداوند بخشنده و مهربان است.
از آنچه که بیان شد به نظر می رسد که جلباب دارای مصداق های مختلفی است:
۱-چادر:همان چادر زنان ایرانی و عبای زنان عرب.
۲-ملحفه:همانند چادر زنان شمال ایران.
۳-خماری که سر وصورت را می پوشاند و بلندتر ازمقنعه های معمولی وکوچکتر از چادر است مانند چادر زنان افغانی یا همان چادر چاقچور ایرانیان قدیم.
۴-روسری است که زنان سر و صورت خود را با آن می پوشانند مانند برخی از زنان سوری که مرکب از مانتو، روسری و پوشیه است.
دیگر اینکه حجابمان هر چه باشد به خودمان برمی گردد که جزو کدام گروهیم البته جلباب نزدیکترین چیزی است که به وسیله آن ایمان وعفاف زن مؤمن بهتر شناخته می شود. بعضی از افراد برای اینکه وجدان راحتی داشته باشند می گویند: “من اعمال مربوط به دینم مثل نماز، روزه ودوری از منکرات را انجام می دهم وفقط نمیتونم مسأله حجاب را برای خودم حل کنم.” این گروه از افراد حتما رعایت حجاب را دست کم می گیرند”.
همان طور که از آیات قرآن بر می

دیدگاهتان را بنویسید