پیشرفت تحصیلی

ی متمرکز بر عمل تبدیل کرده است؛ این فرایند ترکیبی، توصیفی از مفاهیم و نظریه‌های انگیزشی را به چهار دسته مهم ARCS با رویکردی نظام‌مند به طراحی انگیزشی تبدیل کرده است. داشتن رویکرد حل مسئله در این طراحی، مدل ARCSرا بی نظیر ساخته و زمینه گسترده‌ای از کاربرد را ارائه نموده است (کلر، ۲۰۱۰). دو بخش عمده در این مدل وجود دارد؛ نخستین مجموعه از این طبقه‌بندی‌ها، مؤلفه‌های انگیزش را نشان می‌دهد که این طبقه بندی‌ها حاصل نتایج مبتنی بر پژوهش در مورد انگیزش انسان می‌باشد (کلر، ۱۹۸۷). دومین بخش از این مدل، طراحی نظام‌مندی است که به ما در ایجاد افزایش انگیزش، برای مجموعه‌ای از فراگیران کمک می‌کند. این ترکیبات به ما اجازه می‌دهد تا عناصر مختلف برای ایجاد انگیزش در فراگیران را مشخص کنیم و همچنین فرایند طراحی کمک می‌کند تا مشخصات و ویژگی‌های فراگیران در یک محیط یادگیری را ارائه دهد و سپس راهکار‌های انگیزشی که برای فراگیران مناسب می‌باشد را طراحی می‌نماید (کلر، ۱۹۸۳، ۱۹۸۴، ۱۹۸۷)؛ که اجرای کامل فرایند طراحی شامل ده مرحله می‌باشد.
لازم به ذکر است که به باور کلر (۱۳۹۱) انگیزش در سه سطح از اهمیت بیشتری بهره مند می‌باشد، نخست انگیزش در یادگیری، دوم انگیزش در کار و سوم خود انگیزشی است که موضوع پژوهش حاضر در ارتباط با انگیزش در یادگیری می‌باشد؛ بر این اساس برای تحریک انگیزش دانشجویان در یادگیری، کلر مدلی چهار مؤلفه ای را ایجاد نمود؛ هدف از این مدل به کار گرفتن راهبردهایی برای بهبود درخواست انگیزشی می‌باشد، این مدل تلاشی برای ترکیب نظریه‌های یادگیری، رفتاری، شناختی و عاطفی است. مدل ARCS نشان داده که انگیزش یادگیرنده می تواند از طریق شرایط خارجی تحت تأثیر واقع شود (اکیف اکاک۱۵، اکایر۱۶، ۲۰۱۳).
با مروری بر بررسی پیشینه پژوهش‌های انجام شده در ایران در زمینه عوامل ایجاد انگیزش در کارکنان (مقدسی، ۱۳۸۶؛ عبادی و همکاران، ۱۳۹۰؛ گرجی و طاهری، ۱۳۹۱)، عوامل مؤثر بر انگیزش دانشجویان (اکبری، ۱۳۸۹؛ شاه حسینی، ۱۳۹۱)، عوامل مؤثر در کاهش انگیزه تحصیلی دانشجویان(مولوی و همکاران، ۱۳۸۶)، تأثیر انگیزش در بهبود عملکرد (بخشی علی آباد و همکاران، ۱۳۸۷؛ جعفری، سرچشمه، جعفری و نعمتی، ۱۳۹۲) تلفیق مدل طراحی آموزشی جاناسن با مدل طراحی انگیزشی کلر در آموزش مداوم پزشکی (فردانش و همکاران، ۱۳۹۰) می‌باشد و تاکنون پژوهشی در خصوص نقش ویژه طراحی انگیزشی آموزش کلر در آموزش عالی در ایران انجام نشده است. از آنجایی‌که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و کیفیت زندگی آنها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی شان خواهد داشت (سلطانی شال، کارشکی، آقا محمدیان شعرباف، عبدخدایی و بافنده، ۱۳۹۰). این پژوهش در صدد آن است که از طریق بهکارگیری شناخته شده‌ترین الگوی مطرح در زمینهی طراحی انگیزشی به اثربخش‌تر شدن آموزش عالی کمک و بدین وسیله زمینه‌ای را برای بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان و یادگیری ایشان، در آموزش عالی فراهم نماید، تا بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، به سیاست‌گذاران و برنامه ریزان در امر تصمیم گیری و برنامه ریزی کمک نموده و در نتیجه برنامه‌های درسی آینده از اثربخشی بیشتری برخوردار گردد. بنابراین سؤالی که این پژوهش در پی پاسخگویی به آن میباشد این است که؛ آیا اجرای الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر موجب ارتقاء یادگیری و بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان در آموزش عالی می‌گردد؟
هدف پژوهش
هدف اصلی
سنجش تأثیر طراحی انگیزشی بر ارتقاء اثربخشی آموزش دانشگاهی
اهداف فرعی
* طراحی انگیزشی درس روش‌های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم بر اساس مدل (ای ار سی اس) کلر
* بررسی تأثیر طراحی انگیزشی آموزش بر بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان
* بررسی تأثیر طراحی انگیزشی آموزش بر یادگیری دانشجویان
سوال اصلی پژوهش
مؤلفه‌های چهارگانه الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر در درس روش‌های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم به چه شکل خواهد بود؟
فرضیه اصلی: به‌کارگیری الگوی طراحی انگیزشی کلر موجب ارتقاء اثربخشی آموزش دانشگاهی می‌شود.

فرضیه‌های فرعی پژوهش
* به‌کارگیری الگوی طراحی انگیزشی کلر ، موجب بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان می‌شود.
* به کار گیری الگوی طراحی انگیزشی کلر، موجب یادگیری بهتر دانشجویان می‌شود.
*

تعاریف عملیاتی
طراحی انگیزشی: در پژوهش حاضر منظور، مدل طراحی انگیزشی کلر (۲۰۱۰) می‌باشد که شامل چهار مؤلفه توجه، ارتباط، اطمینان و رضایت است که جهت اعمال آن در طراحی آموزشی از فرایندی ده مرحله‌ای استفاده می‌شود.
کیفیت زندگی کلاسی فراگیران: نمره‌ای که فراگیران از پرسشنامه کیفیت زندگی کلاسی به دست می‌آورند.
یادگیری فراگیران: نمره‌ای که از کم کردن پیش آزمون از پس آزمون به دست خواهد آمد.

آمورش عالی و نقش آن
آموزش عالی بالاترین و آخرین مرحله نظام آموزش رسمی یا به عبارت دیگر، رأس هرم آموزش در هر کشور است. در کشور ما، تحصیل در دوره هایی که پس از پایان تحصیلات مقطع متوسطه صورت می گیرد و به کسب مدارج کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری منجر می شود، ” آموزش عالی” اطلا
ق می شود. اهداف و نقش آموزش عالی در کشور، تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه، ترویج و افزایش دانش، گسترش تحقیق و فراهم نمودن زمینه مناسب برای توسعه کشور و انتقال ارزش ها و هنجارها و بطور کلی حفظ و افزایش فرهنگ جامعه به نسل جوان جامعه است( فراستخواه، ۱۳۹۲).
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی پیوسته بعنوان بالاترین مرکز اندیشه ورزی و تولید علم محسوب شده و با حضور و فعالیت اندیشمندانه متفکران، محققان، دانش پژوهان و دانشجویان در اعتلای علمی و جهت بخشیدن به حرکت های فکری، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی جامعه نقشی اساسی دارند. دانشگاهها به منظور به انجام رساندن وظایف ارزشمند و پویای خود، نیازمند الگو و ابزار مناسب برای ارزیابی و اطمینان کیفی از روند برنامه ها، فرایندهای مربوط، کارایی و اثربخشی دانش آموختگان در بازار مشاغل می باشند. از سویی دیگر، نظام آموزش عالی کشور باید با برنامه ریزی دقیق در امور آموزشی، پژوهشی و تربیت نیروی انسانی برای افزایش بهره وری و استفاده بهینه از سرمایه های موجود در کشور تلاش نموده و بیش از پیش نوید دهنده شکوفایی و توانمند شدن علمی و فرهنگی جامعه باشد. دانشگاه برای حفظ پویایی خود نیازمند برنامه ریزی‌های توسعه‌ای و راهبردی، بهبود فرایندها، روش‌ها و کنترل مستمر کیفیت است(شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۸۳).

تأثیر طراحی آموزشی بر ارتقاء اثر بخشی آموزش
هزاره سوم همراه با جهانی شدن آموزش و با رشد فزاینده فناوری و تغییرات سریع در دانش و مهارت‌ها همراه بوده است، در این عصر، سرمایه انسانی، مهم‌ترین عامل توسعه سازمانی و آموزش بهترین ابزار برای توسعه منابع انسانی به حساب می‌آید (میرزامحمدی، ۱۳۸۷). در اینجا منظور از آموزش، آموزش بزرگسالان است، آموزش بزرگسالان فعالیتی است سازمان یافته به منظور ایجاد جامعه در حال یادگیری، از طریق انتقال دانش و مهارت روزآمد به بزرگسالان تا بتوانند در جهت کامل شدن و برتری حرکت کنند و در سرنوشت جامعه خود از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مشارکت فعالانه داشته باشند (ابراهیم زاده و داوودی، ۱۳۸۸). البته ذکر این نکته ضروری است که آموزش باید با توجه به اصول و روش‌های علمی بنا گذاشته شود تا نتیجه به دست آمده نیازهای موجود را برآورده سازد (کاظمی و همراهی، ۱۳۸۸)، آموزش‌هایی که متناسب با نیازهای واقعی شرکت‌کنندگان بوده و از نظر زمانی و مالی مقرون به صرفه و اثر بخش باشند، مورد توجه همه متخصصین و کارشناسان مسائل آموزش و بهسازی منابع انسانی است. از طریق رعایت اصول طراحی آموزشی و به‌کارگیری الگوهای مناسب در این حوزه، می‌توان به بهبود کیفی در این دوره‌ها امیدوار بوده و اهداف مورد نظر را برآورده ساخت (صمدزاده، ۱۳۸۹).
آشنایی با الگوهای طراحی آموزشی و به‌کارگیری تخصصی و اصولی از این الگوها در طراحی به منظور اثربخشی آموزش نیروی انسانی شرکت کننده در این دورهها ضروری به نظر میرسد (فیروزی، ۱۳۹۲). اثربخشی آموزش مستلزم طراحی و برنامه ریزی دقیق و واقع‌بینانه است (کرمی، ۱۳۸۸).
عوامل بسیار زیادی بر روی اثر بخشی آموزش تأثیر دارند. یکی از این عوامل استفاده از الگوهای طراحی آموزشی در برنامه‌های آموزشی است. این کار باعث می‌شود، آموزش نظم و ترتیب منطقی پیدا کند و زمینه برای یکپارچه نمودن آموزش و برقراری ارتباط بین اجزای آموزش فراهم شود (ایریبک۱۷، کایس۱۸، جون۱۹، سیمس، ۲۰۰۶). همچنین طراحی و ارائه برنامه‌های آموزشی به میزان قابل توجهی بر یادگیری تأثیر می‌گذارد، در بررسی متغیرهای طراحی آموزشی، وظایف طراحان آموزشی، ایجاد انتقال یادگیری است (جودی قاسمکندی، ۱۳۹۱). فردانش در باب اهمیت طراحی در آموزش بیان می‌دارد که وجود طراحی در آموزش منجر به افزایش مطلوبیت یادگیری می‌گردد (فردانش، ۱۳۹۰).
متخصصان آموزشی معتقدند که بهره‌گیری از الگو و نقشه برای برنامه ریزی و سازماندهی آموزش برای دستیابی به بازدهی مطلوب می‌باشد. کاربرد الگوی طراحی آموزشی باعث می‌شود کلیه اجزاء و عوامل مؤثر بر آموزش و یادگیری در طراحی و تولید آموزشی مدنظر قرار گیرند، در غیر این صورت یعنی عدم استفاده از الگوی مناسب ممکن است اجزاء مورد نیاز آموزش نادیده انگاشته شوند و در نتیجه باعث پیامدهای نامطلوب‌گردد (ابراهیمی، ۱۳۹۱).
کیفیت زندگی کلاسی۲۰
کیفیت زندگی عبارت است از ارزیابی و ادراک افراد از وضعیت زندگی‌شان بر اساس بافت فرهنگی و نظام ارزشی و موقعیتی که در آن زندگی می‌کنند و ارتباطی که این عوامل با انتظارات، اهداف، معیارها و علایق شخصی آنان دارد. در دهه‌های اخیر اررزیابی و سنجش کیفیت زندگی در حیطه‌های مختلف متداول شده است (سلطانی شال و همکاران ، ۱۳۹۰).
تعداد زیادی از محققان بر این نکته تاکید دارند که اگر کیفیت آموزشی افزایش یابد باید دیدگاه‌های فراگیران از کیفیت زندگی در دانشکده بررسی شود. هنگامی‌که دیدگاه‌های فراگیران از کیفیت زندگی کلاسی دنبال شود، محققان مختلف بر روی تنوع ابعاد مختلف از عملکرد دانشجویان در دانشکده تاکید می‌کنند که شامل ابعاد علمی و اجتماعی است. در حالی یک ارزیابی سنتی از کیفیت آموزش در اصطلاح پیشرفت تحصیلی فرگیران وجود دارد که بطور ویژه باعث اثربخشی می‌شود (پانگ۲۱، ۱۹۹۹).
پژوهشهای زیادی در زمینه کیفیت زندگی کلاسی و تأثیرات آن توسط آینلی۲۲ (۱۹۹۱)، چارچ۲۳ (۲۰۰۹) و دیگر پژوهشگران صورت گرفته که همگی ح
اکی از آن است که کیفیت زندگی فراگیران در ماندن آنها در دانشکده، نگرش آنها درباره دانشکده رفتن، موقعیت تحصیلی، سطوح پیشرفت تحصیلی، پذیرش مسئولیت و تعهد در قبال تکالیف، بروز رفتارهای نابهنجار، بهداشت و سلامت روان فراگیران، اختلالات سلوکی و نشانگان افسردگی ارتباط دارد.
انگیزش در یادگیری
در آموزش بزرگسالان میل به یادگیری بیش از خود یادگیری اهمیت دارد. وجود عواملی همچون آمادگی‌های قبلی، هوش و انگیزش در ظرفیت یادگیری تأثیر بسزایی دارد. ولی در این میان وجود انگیزش برای یادگیری نقش بسیار مهم‌تری دارد که می‌تواند معلول عوامل درونی دیگری باشد. ایجاد ارتباط درست میان وقت، استعداد و نیاز بزرگسالان و برنامه‌های آموزشی و انتخاب اهداف واقعی و کوتاه مدت از عواملی هستند که انگیزش را برای یادگیری بیدار می‌کنند (بیژنی، مرادی و کرمی، ۱۳۹۰). چرا که فقدان انگیزش می‌تواند مانع عمده‌ای برای تمرکز بر یادگیری باشد (خوارزمی، کارشکی و عبد خدایی، ۱۳۹۱). از سویی دیگر انگیزش هم وسیله است و هم هدف خاص پیشرفت و موفقیت. به عبارت دیگر هرگاه در فعالیت‌های فرد کاهشی احساس می‌شود یا چنان که باید و شاید انرژی مصرف نمی‌کند، باید به انگیزش‌های او بیاندیشیم وگرنه تنها پند و اندرز حتی تشویق یا تنبیه بدون آگاهی از آن‌ها مسئله کم کاری را حل نخواهد کرد (شعاری‌نژاد، ۱۳۷۸).
این درست است که انگیزش یک چالش است و از یک دیدگاه شما نمی‌توانید به طور واقعی به هر کسی انگیزش بدهید؛ اگر فردی خواستار انجام کاری نباشد نمی‌توان به اجبار کاری از پیش برد؛ با این حال ممکن است شرایطی ایجاد شود که تمایل افراد تحریک شود برای اینکه نسبت به محیط پیرامون خود درگیر شده و به آن علاقه‌مند شوند و بهترین موفقیت را کسب نمایند. تعداد زیادی از تعلیم دهندگان، مربیان و رهبران، اغلب این کار را انجام می‌دهند؛ پس انگیزش امری جادویی نیست که بتواند در مردم نفوذ کرده و افراد را به کاری وادارد(کلر، ۱۹۸۷).
مطالعات نشان داده است که عوامل متعددی در انگیزش یادگیری دانشجویان مؤثر است، بر این اساس استفاده از روش‌های نوین آموزش، تجهیز دانشگاه‌ها و مدارس به امکانات مورد نیاز و بهبود فضای آموزش از جمله عواملی است که به افزایش انگیزش و یادگیری می‌انجامد. بعلاوه اثربخشی هر برنامه آموزشی تا حد زیادی بستگی به افراد یادگیرنده و تمایل آنان دارد، برخی افراد انگیزشی درونی دارند و خودکارآمد در آموزش شرکت می‌کنند اما ایجاد پاداش و تشویق جهت کسب آموزش ضروری است. بنابراین طراحی برنامه آموزشی باید بگونه ای باشد که انگیزش تداوم داشته باشد تا آموزش اثربخش

دیدگاهتان را بنویسید