مقاله با موضوع لیلی و مجنون و فلسفه و منطق

دانلود پایان نامه

بخش اول :
شرح احوال و آثار شاعران

فصل اول :
شرح احوال و آثار نظامی گنجه ای
1. زندگی تولد نظامی :
« نظامی، الیاس فرزند یوسف، در سال 1141 م ( 536 هـ ) در گنجه یکی از شهرهای باستانی آذربایجان چشم به جهان گشود . بنا به گفته ی خود شاعر، مادر او، دختر یکی از سران کُرد، بوده است. صاحب نظران برآنندکه نیای او مؤیدالدین مردی فاضل و دانشمند بوده است .»
(مبارز1360/11)
البته در مورد تولّد او اختلاف نظر وجود دارد که مورد بحث ما نیست .
ابیاتی در مثنوی لیلی و مجنون موجود است که پیر گنجه در آنها به نام پدر ومادرش اشاره کرده است .
گر شد پدرم به سنت جد یــوسف پسر زکی مؤید
گر مادر من رئیسه کــرد مادر صفتانه پیش من مرد
(لیلی و مجنون،75و74)
2. دانش های نظامی :
نظامی در علوم عقلی و نقلی و ادبی زمان خود تبحّر داشته است:
« غیر از معلومات ادبی، استعداد و قریحه ذاتی که نظامی در فنون شاعری و سخنوری داشته است در علوم عقلی از قبیل فلسفه و منطق و ریاضیات و نجوم و نیز در علوم نقلی از قبیل اخبار و قرآن و فقه و احادیث و سایر علوم وفنون متداول زمان تبحّر و مهارت کامل داشته است »
(شهابی1337/31)
«علاوه بر این او با زبانهای آذری، فارسی، عربی و پهلوی آشنایی کامل داشته است و آثار علمی و ادبی نگاشته شده به این زبانها را مطالعه کرده است .»
(مبارز1360/11)
دانش نظامی، فقط منحصر به علوم عقلی و نقلی نمی شود، بلکه او در علوم و فنون رزمی هم ظاهراً تبحّر داشته است :
«شرح و توصیف دقیق حرکات اسب و سوار وآیین نیزه داری و شمشیر بازی که در جای جای آثار نظامی جلوه گر شده است خبر از آشنایی او با فنون سلاحداری را می دهد .»
(زریّن کوب1372/18)
3. اخلاق و سلوک نظامی :
از نظامی به عنوان مردی گوشه نشین و منزوی یاد شده است: « سیمای نظامی درین سالهای عمر سیمای متفکری آرمان گرای را به تصویر می آورد. عزلت جویی او ظاهراً از استقلال طبع ناشی می شد … گرایش به زهد، هم که تا آخر عمر شیوه ی سلوک او را از آنچه معمول عصر بود، جدا می کرد. به احتمال قوی از تاثیر تربیت خانوادگی یا عکس العمل نسبت به ریا کاری رایج در عصر و محیط ناشی بود. این عزلت گزینی زاهدانه و عاری از تظاهر که او را از هماهنگی با ناروایی های عصر مستقل می داشت و آزادی فردیش را از آزار بد اندیشان تا حدی ایمن می کرد، در عین حال به حیثیت اجتماعی او در نظر اهل عصر هیبت و حرمت قابل ملاحظه یی می داد.»