پایان نامه : تحلیل اطلاعات

مات و طبیعت آسان گیر می‌باشند. (4)

اندازه گیری هوش هیجانی :
ظهور مفهوم هوش عاطفی با تلاش های همه جانبه ‌برای اندازه گیری آن همراه بود.
اندازه گیری علمی و تجربی هوش عاطفی هم زمان با ارائه ی اولین نظریه در مورد هوش عاطفی آغاز شد و از آزمون های شخصیتی موجود که به ارزیابی اسنادهای مثبت می پرداختند به عنوان ابزارهای اندازه گیری مرتبط با هوش عاطفی استفاده شد. (2)
امروزه آزمون های هوش عاطفی را به دو دسته تقسیم می‌نمایند.
آزمون های عملکردی ( Performance tests )
2- پرسش نامه های خود سنجی (Self – Report Questionaires)
آزمون های عملکردی، دارای مجموعه ای از پاسخ ها هستند که می توانند به صورت عینی ‌و بر حسب ملاک های مشخصی نمره گذاری گردند، در حالی که در پرسشنامه های خود سنجی از افراد خواسته می‌شود تا سطح هوش عاطفی خودشان را گزارش دهند.
به عنوان مثال، برای ارزیابی سطح ادراک هیجانی، شما می توانید از افراد بخواهید تا هیجان هایی که دیگران تجربه می‌کنند را از روی چهره شان حدس بزنند ( عملکردی )، یا می توانید از آنان بخواهید به درستی هیجان ها را از چهره ی خود بخوانند ( خود سنجی ).

آزمون های عملکردی هوش عاطفی
1- مقیاس چند عاملی هوش عاطفی
( MEIS ) (Multi factorial Emotional Intelligence Scale)
2- آزمون هوش عاطفی مایر، سالووی، کاروسو
(MSCEIT) (Mayer , Salovey , Caruso Emotional Intelligence Test)

آزمون های خودسنجی
پرسشنامه ی هوش عاطفی بار – ان (EQi ) (Emotional Quotient Inventory)
پرسشنامه خود سنجی اسکات ( SSRI ) (Schutte self – report inventory)

پرسشنامه هوش هیجانی بار – ان ( EQ i ) ( Emotional Quotient Inventory )
آزمون هوش هیجانی بار – ان در سال 1980 با طرح این سؤال که « چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغاز گردید. استراتژی وی ( جهت ساخت آزمون ) شامل چهار مرحله اصلی است :
طبقه بندی متغیرهای مختلف و تشخیص این که این متغیرها، تحت چه واژه‌های کلیدی قرار می‌گیرند (جهت تعیین عملکرد مؤثر و موفق و همچنین سلامت هیجانی مثبت)
تعریف عملیاتی این عوامل
ساختن طرحی از پرسشنامه ،‌جهت آزمون این عوامل
تفسیر نتایج و به کارگیری آنها برای دسترسی به پایایی، ساختار عاملی وروایی آزمون

مشخصات آزمون هوش هیجانی بار – ان
این آزمون دارای 117 سؤال و 15 مقیاس می‌باشد که توسط بار – ان بر روی 3831 نفر از 6 کشور ( آرژانتین، آلمان، هند، نیجریه و آفریقای جنوبی ) که 8/48 درصدآنان مرد و 2/51 درصد آنان زن بودند، اجرا شده و به طور سیستماتیک درآمریکای شمالی هنجار یابی گردید.
نتایج حاصل از هنجاریابی نشان داد که آزمون از حد مناسبی از اعتبار وروایی برخوردار است. این گونه ادعا شده است که EQi یکی از جامع ترین آزمودنی های خود سنجی هوش عاطفی است. (3)
پاسخ های آزمون نیز بر روی یک مقیاس 5 درجه ای در طیف لیکرت ( کاملاٌ موافقم، موافقم، تا حدودی، مخالفم و کاملاٌ مخالفم ) تنظیم شده است. مقیاس های آزمون عبارتند از :
خودآگاهی هیجانی Emotional Self – Awarness ( ES ) : توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود
خود ابرازی Assertiveness ( AS ) : توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و بر حق خود.
عزت نفس Self – Regard ( SR ) : ‌توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود
خود شکوفایی Self – Actualization ( SA ) : ‌توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن
استقلال Independence (IN) :‌توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی
همدلی Empathy ( EM ) :‌توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن.

مسئولیت پذیری اجتماعی Social Responsibility ( RE ) : توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، مؤثر و سازنده در گروه
روابط بین فردی lnterpersonal Relationship ( IR ) :‌توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می‌شود.
واقع گرایی Reality Testing ( RT ) : توانایی سنجش هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد.
انعطاف پذیری Flexibility (FL) : توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها.
حل مسأله Problem solving ( PS ) :‌توانایی تشخیص و تعریف مشکلات. به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های مؤثر و بالقوه
تحمل فشار روانی Stress Tolerance ( ST ) : توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، بدون جا زدن و یا رویارویی فعال و مثبت با فشار
کنترل تکانش Impulse control ( IC ) :‌توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سائق یا فعالیت های آزمایشی و یا کاهش دادن آنها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود.
خوش بینی Optimism ( OP ) :‌توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز بدبختی و احساسات منفی
شادمانی Happiness ( HA ) :‌توانایی احساس خوشبختی کردن بازندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ
بر اساس اظهارات بار – ان طراح و سازنده این آزمون پرسشنامه EQi و خرده مقیاس های آن با توجه به مطالعاتی که در فرهنگ های متفاوتی بدست آمده است از ضریب پایایی هم سانی درونی و بازآمایی رضایت بخشی برخوردار است و آزمون مفید و سودمندی برای سنجش هوش عاطفی می‌باشد .(8)

هوش هیجانی و بهره هوشی :
از یک جهت مغز انسان شامل دو فکر و دو نوع مختلف هوش است. عقلانی و هیجانی. این دو نوع هوش که به شکل اساسی با یکدیگر اختلاف دارند با عمل متقابل زندگی فکری ما را تشکیل می‌دهند.
افکار عقلانی و هیجانی تواناییهای( استعدادهای ) نیمه مستقلی هستند، که هر کدام انعکاس عملکرد یک مدار خاص و در عین حال مرتبط در مغز می‌باشند. مکمل بودن سیستم لیمبیک و نئوکورتکس بخصوص آمیگدال و لوبهای پره‌فرونتال بدین معنی است که هر کدام از این دو نوع هوش شریک مساوی در زندگی فکری هستند.
در اکثر قسمتها، افکار عقلانی و هیجانی به شکل جفت عمل می‌کنند – هیجان در عملکردهای فکر عقلانی مشارکت داشته و آن را آگاه می‌سازد و فکر عقلانی ورودیهای هیجان را تصفیه کرده و گاهی از بین آنها انتخاب می‌کند-.
هنگامیکه هر دوی این شرکاء تقابل خوبی داشته باشند هم هوش هیجانی و هم توانایی عقلانی ارتقاء می یابد.
منتهای مراتب، ارتباط کمی‌بین IQ و جنبه‌های خاصی از هوش هیجانی وجود دارد بطوریکه این ارتباط آنقدر کم است که به طور مشخص ایندو را مقدار زیادی مستقل کرده است. وقتی افراد با IQ بالا در زندگی اشتباه می‌کنند و افراد با IQ متوسط به شکل شگفت انگیز عمل می‌نمایند، تفاوت اغلب ممکن است مربوط به هوش هیجانی باشد. افراد با IQ بسیار بالا اما هوش هیجانی پایین یا IQ پایین و هوش هیجانی بسیار بالا نسبتاٌ نادر هستند و تواناییها در هر دو حوزه، توزیع بهنجاری دارد .(4)

تعاریف و مدلهای هوش هیجانی :
در حال حاضر دو رویکرد عمده در زمینه هوش هیجانی مطرح و تعاریف و مدل های هوش هیجانی در حوزه این دو رویکرد ضابطه بندی شده اند :‌
الف ) رویکرد توانایی(ability approach) مبتنی بر مهارتهایی که هوش هیجانی را به مشابه یک هوش مبتنی بر هیجان در نظر می‌گیرند .
ب ) رویکرد مختلط(mixed approach) ( مبتنی بر توانایی و سایر ویژگی ها مانند انگیزش و حالت های هوشیاری ) که هوش هیجانی را با سایر مهارتها و ویژگیها
مانند سلامت، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می‌کند.
تعاریف اولیه هوش هیجانی در قالب رویکرد توانایی، توسط مایر و سالووی در سال 1990 بیان گردید. این تعاریف یک رویکرد دو بخشی ( شامل پردازش اطلاعات هیجانی عمومی، و مهارتهای درگیر در چنین پردازشی ) را برای بیان مفهوم هوش هیجانی به کار برده اند.
اولین نسخه تعریف که توسط مایر و سالووی بیان گردید، عبارت بود از « نوعی پردازش اطلاعات هیجانی شامل ارزیابی صحیح هیجان ها در خود و دیگران، تظاهر مناسب هیجان، و تنظیم انطباقی هیجان به شکلی که موجب تقویت زندگی می‌شود. ». سپس مایر، کاروسو و سالووی در سال 1999 این مفهوم را با حفظ شکل دو سنجشی آن گسترش داده و هوش هیجانی را بدین صورت تعریف نمودند : « هوش هیجانی بر توانائی شناسایی معانی هیجان ها و روابط بین آنها و استدلال و حل مسئله مبتنی بر آنها اشاره دارد هوش هیجانی با ظرفیت درک هیجان ها، درونسازی احساسات مرتبط با هیجان، فهم اطلاعات هیجان ها و اداره آنها سروکار دارد. (1)
در پی عمومیت یافتن مفهوم هوش هیجانی، تعریف آن نیز به طور اساسی تغییر یافت. در تعریف گلمن در سال 1995، هوش هیجانی واجد پنج حوزه زیر گردید :‌آگاهی از هیجان های خود ، مدیریت هیجان ها ، خود انگیزی ، شناسایی هیجان ها در دیگران و اداره روابط. با این تغییر مختصر، توجه مؤلفان در تعریف هوش هیجانی به سمت مفهوم انگیزش درروابط اجتماعی ( اداره روابط ) تغییر جهت یافت. این تغییر مفهومی موجب شد که توانایی فهم و پردازش هیجانی با برخی از ویژگیهای دیگر ترکیب شود و یک رویکرد در حوزه هوش هیجانی به نام رویکرد مختلط به وجود آید.
در قالب همین رویکرد مختلط، یک مدل متفاوت دیگر توسط بار – ان در سال 1997 ایجاد و هوش هیجانی را شامل :‌« مجموعه ای از توانایی ها ،‌کفایت ها و مهارت های غیر شناختی که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرارمی‌دهد »، تعریف نمود.(1)

مدل هوش هیجانی مایر و سالووی ( 1990 و 1999 )
آنها آغاز گران نظریه هوش هیجانی هستند و زمانی که برای نخستین بار این مفهوم را به کار بردند، مقصود آنها این بود که توجه روشن تری نسبت به رابطه بین هیجان و شناخت ( استدلال ) ایجاد کنند. نوشته های آنها در این زمینه به میزان زیادی بر نظریه‌های بعدی نفوذ داشت و پایه ای برای اکثر تحقیقات علمی و تأمل در این مفهوم بوده است.
دراین مدل، هوش هیجانی به عنوان « توانایی درک و تظاهر هیجان ها و فهم و به کارگیری هیجان ها و اداره هیجان ها جهت تقویت رشد شخصی» تعریف می‌شود. اما اخیراٌ سالووی و مایر در تجدید نظر در مورد تعریف اولیه خود، این بحث را مطرح کردند که این تعریف بر « تفکر در مورد احساسات » تأکید ناکافی دارد.
بنابراین، آنها در یک تعریف تجدید نظر شده و پیچیده هوش هیجانی را براساس کفایت های اختصاصی آن شامل :
توانایی درک، ارزیابی و ابراز هیجان به شکل صحیح
تسهیل هیجانی تفکر
فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی، و به کارگیری آگاهی هیجانی
توانایی تنظیم هیجان ها جهت ارتقاء رشد هیجانی و عقلانی و سلامت ،‌تعریف نمودند.

چارچوب هوش هیجانی : ( جدول مایر و سالووی 1999 )
ادراک، ارزیابی، و تظاهر هیجان
توانایی شناسایی هیجان در حالات جسمانی و روانشناختی خود
توانایی شناسایی هیجان در سایر افراد
توانایی ابراز صحیح هیجان ها، و بیان نیازهای مرتبط با آن احساسات
توانایی تمایز بین درستی یا نادرستی و صحت و سقم ابراز احساسات

تسهیل هیجانی تفکر
توانایی هدایت مجدد و تقدم بخشی به تفکر خود بر پایه احساسات مرتبط با موضوعات، رویدادها و سایر افراد
توانایی ایجاد رقابت بین هیجان های زنده برای تسهیل قضاوت ها و خاطرات مرتبط با احساسات
توانایی تسلط بر نوسانات خلقی به منظور آغاز دیدگاه های گوناگون
توانایی یکپارچه سازی این چشم اندازهای القاء شده از طریق خلق
توانایی استفاده از حالت هیجانی جهت تسهیل حل مسأله و خلاقیت

فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی ؛ به کارگیری آگاهی هیجانی
توانایی فهم نحوه ارتباط بین هیجان های مختلف
توانایی درک علل و پیامدهای احساسات
توانایی تعبیر احساسات مرکب، مانند ترکیب هیجانی و حالات احساسی متضاد
توانایی فهم و پیش بینی انتقال های احتمالی بین هیجانها

تنظیم هیجان
توانایی پذیرش احساسات، شامل هر دو احساس خوشایند و ناخوشایند
توانایی بازنگری و تفکر در مورد هیجان ها
توانایی درگیر شدن، تداوم و رها شدن از یک حالت هیجانی، بسته به قضاوت در مورد سودمندی و ارزش اطلاعاتی آن
توانایی اداره هیجان های خود و دیگران
در واقع این مدل چهار رشته ای اساس دیدگاه جالب ماری و سالووی را تشکیل می‌دهد(7)
در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که مایر و سالووی هوش هیجانی را به عنوان توانایی و استدلال در باره هیجانها تعریف می‌کنند. از نظر آنها، هوش هیجانی نقش مهمی‌در بسیاری از حوزه های زندگی، بازی می‌کند، اما سایر مهارت ها و کفایت ها نیز مهم هستند. بنابراین، توانایی شخص برای انطباق و مقابله در زندگی به کار کرد های یکپارچه ظرفیت های هیجانی و عقلانی او بستگی دارد. هوش هیجانی، توانایی به کارگیری هیجانها برای کمک به حل مسائل و داشتن یک زندگی مؤثرتر است. هوش هیجانی بدون هوش یا هوش بدون هوش هیجانی، تنها بخشی از یک راه حل است. در واقع پژوهشگران اصرار ندارند که هوش هیجانی بیش از هوش عمومی‌در پیش بینی « موفقیت » اهمیت دارد ،‌در هر حال، آن چه پژوهش ها نشان داده اند این است که هوش هیجانی احتمالاً جایگاهش را به عنوان یک عامل پیش بینی کننده مهم در کنار سایر متغیرهای مهم روانشناختی حفظ خواهد کرد.

رویکرد مختلط (Mixed model) : که مبتنی بر توانایی و سایر ویژگی ها مانند انگیزش و حالت های هوشیاری است که هوش هیجانی را با سایر مهارت ها و ویژگی ها مانند انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می‌کند.
در پی عمومیت یافتن مفهوم هوش هیجانی، تعریف آن به طور اساسی تغییر یافت. در تعریف گلمن در سال 1995، هوش هیجانی واجد پنج حوزه زیر گردید :‌
آگاهی از هیجان های خود، مدیریت هیجان ها، خود انگیزی، شناسایی هیجانها در دیگران واداره روابط. با این تغییر مختصر، توجه مؤلفان درتعریف هوش هیجانی به سمت مفهوم انگیزش ( خود انگیزی ) و روابط اجتماعی ( اداره روابط ) تغییر جهت یافت. این تغییر مفهومی موجب شد که توانایی فهم و پردازش هیجانی با برخی از ویژگی های دیگر ترکیب شود و یک رویکرد جدید در حوزه هوش هیجانی به نام رویکرد مختلط به وجود آید.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در قالب همین رویکرد مختلط، یک مدل متفاوت دیگر توسط بار – ان در سال 1997 ایجاد و هوش هیجانی را شامل :‌« مجموعه ای از توانایی ها و کفایت ها و مهارت های غیر شناختی که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با شرایط و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرار می‌دهد، تعریف نمود.(7)
گسترش مطالعات در زمینه تعریف و تبیین هوش هیجانی با تلاش هایی جهت سنجش عینی این مفهوم نیزتوأم بوده است. بنابر توصیه بار – ان کسانی که درصدد تعریف و سنجش مفهوم هوش هیجانی هستند، بایستی تا حد امکان این مفهوم را روشن، دقیق و عملیاتی تعریف کنند. در نتیجه این رویکرد موجب می‌شود که مفهوم هوش هیجانی ملموس تر شده و فهم، سنجش و کاربرد آن آسان‌تر گردد.
نکته اساسی در تعریف و مدل سازی هوش هیجانی این است که مفهوم جدید و چالش برانگیزی بوده و طبیعی است که نمی توان بین پژوهشگران توافق یا همگرایی زیادی را انتظار داشت. با وجود این، می توان از طریق نظری به یکپارچه سازی و همگونی رویکردهای مختلف تحت عنوان هوش هیجانی مبادرت نمود. بدین معنی که از یک رویکرد هوش هیجانی به عنوان یک هوش، مجموعه ای از استعدادهای هیجانی را در نظر می‌گیرد و در نتیجه می تواند به عنوان معادلی برای بهره هوشی ( IQ ) به حساب آید. از سوی دیگر هوش هیجانی به عنوان مجموعه ای از کفایت هایی اکتسابی، بررسی چگونگی سازگاری با محیط اش را امکان پذیر می‌سازد. (7)

مدل هوش هیجانی گلمن
یکی از برجسته ترین نظریه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *