اختلالات شخصیت-فروش و دانلود فایل

5-1مقدمه 80
5-2بحث و نتیجه‌گیری 80
5-3جمعبندی 84
5-4محدودیت های تحقیق 85
5-5پیشنهادات کاربردی 85

5-6پیشنهادات پژوهشی 85
منابع و مأخذ 87
پیوست 93

فهرست جداول
جدول ‏41: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب جنسیت 65
جدول ‏42: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب جنسیت 66
جدول ‏43: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان برحسب متغیر تحصیلات 67
جدول ‏44: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر حسب سن 68
جدول ‏45: داده های توصیفی برای اختلالات شخصیتی در در دو گروه اقدام کننده به خودکشی و عادی 70
جدول ‏46: نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف 71
جدول ‏47: نتایج آزمون برابری میانگین گروه ها 72
جدول ‏48: ارزش ویژه و همبستگی متعارف 73
جدول ‏49: آزمون تابع با لامبدای ویلکز 73
جدول ‏410: ضرایب استاندارد شده برای متغیرهای موجود در تابع تشخیص 73
جدول ‏411: ضرایب ساختاری برای متغیرهای موجود در تابع تشخیص 74
جدول ‏412: جدول طبقه بندی گروه ها 75
جدول ‏413: نتایج آزمون نسبت درست نمایی مربوط به برازش مدل و میزان واریانس تبیین شده توسط مدل 76
جدول ‏414: برآورد پارامترها 76
جدول ‏415: جدول طبقه بندی 78

فهرست اشکال

شکل ‏21: نمودار طبقه بندی اختلالات خلقی 46
شکل ‏22: مدل مفهومی تحقیق 57
شکل ‏41: درصد فراوانی مربوط به جنسیت 66
شکل ‏42: درصد فراوانی مربوط به وضعیت تأهل 67
شکل ‏43: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان برحسب متغیر تحصیلات 68
شکل ‏44: درصد فراوانی افراد اقدام کننده به خودکشی بر حسب سن 69

فصل اول

طرح تحقیق

مقدمه
با پیشرفت انسان‌ها و درگیر شدن آن‌ها با موقعیت‌های جدید، واکنش‌ها و رفتارهای جدیدی نیز در جامعه انسانی بروز و ظهور یافته که گاه به نام معضل از آن‌ها یاد می‌شود. امروزه در بیشتر جوامع می‌توان رفتار همراه با خشونت را در تعاملات افراد مشاهده کرد و گاه وضعیت فجیع‌تر، خشونت علیه خود و اقدام در نابود کردن خویش است که با نام خودکشی از آن یاد می‌شود.
مطالعات و پژوهش‌های متعددی در حوزه روان‌شناسی، علوم اجتماعی و پزشکی در ارتباط با این پدیده انجام گرفته است و هر کدام سعی کرده‌اند از دیدگاه خود و زاویه‌ای متفاوت به تحلیل، تبیین و سبب‌شناسی آن به جهت کاهش میزان وقوع آن بپردازند که سهم به سزایی در کاهش و انجام اقدامات پیشگیرانه داشته‌اند، اما نتوانسته‌اند به طور چشمگیری، آن را در جامعه کاهش دهند، چه بسا که باز هم در جوامعی، افزایش آن، متخصصان و کارشناسان را نگران کرده است.
جامعه ایران با فرهنگ و پیشینه قوی خود، از این آسیب مصون نمانده و نگرانی‌های مربوط به آن، هم چنان در مباحث علمی وجود دارد. طبق آخرین آمارها، سن خودکشی در ایران به سن زیر 19 سال رسیده است و فراگیری قابل توجهی که بین نوجوانان و جوانان داشته است، بیانگر این واقعیت است که باید به خودکشی فارغ از جنبه‌های سیاسی، به عنوان بحرانی اجتماعی و یک مساله پزشکی حاد و اورژانسی توجه جدی نمائیم(خزایی و پرویزی، 1382).
از این جهت، لازم است به اندازه توان و متناسب با موقعیت اجتماعی و علمی خود در جهت تبیین مسائل و موضوعات مربوط به آن اقدام کنیم و زوایای پنهانی از موضوع را با پژوهش و مطالعه علمی، روشن سازیم. مطابق با دیدگاه لستر1 (1988) وقتی دیدگاه های مختلف روانشناختی مثل رویکرد روان پویایی فروید2 ، یادگیری اجتماعی بندورا3 ، شناختی بک4 و الگوی مکعبی اشنایدمن5 نتوانستند موفق به فهم رفتار خودکشی، ارائه راهکارهای مناسب جهت کاهش آن شوند، مطالعه وپژوهش در مورد رفتار خودکشی جنبه عمل گرا به خود گرفت و لذا تحقیق در مورد متغیرهای مرتبط وتأثیرگذار
____________________________
1- Lasseter
2-Frued
3-Bendora
4-Beck
5-Shnaydman

در شکل گیری و تکوین این پدیده آغاز گردید. بر همین اساس یکی از حیطه هایی که مورد توجه محققان خودکشی قرار گرفته بررسی عوامل و اختلالات شخصیت و خلقی است. پژوهش حاضر، با نگرش بر این موضوع که این پدیده، ریشه در عاملی خاص ندارد، بلکه عوامل دخیل را باید شناخت و تعاملاتشان را درک کرد، به بررسی اختلالات شخصیت ، اختلالات خلقی و ارتباط این دو با اقدام به خودکشی می‌پردازد.
بیان مساله
از لحاظ نوع نگاه به پدیده خودکشی و تعریف آن، خودکشی اقدامی آگاهانه و با سرانجام مرگبار است که به وسیله خود فرد و با آگاهی از این سرانجام رخ می‌دهد(یاسمی صباحی وآذر، 1381) و در بهترین مفهوم، می‌توان آن را یک ناراحتی چندبعدی در انسان نیازمندی دانست که برای مساله‌ای مشخص، به عنوان بهترین راه‌حل بر‌‌گزیده می‌شود(محمدخانی،1383). این امر، پدیده‌ای شایع در کلیه کشورهای جهان است و بررسی ها و مطالعات متعدد در کشور ما نیز نشان می‌دهد که خودکشی از شیوع بالایی برخوردار است(ثقه‌الاسلام و رضایی، 1384)، شاید به این دلیل که راه خروج از بحران‌هایی است که به طور ثابتی موجب آزار شدید فرد می‌شوند و هم چنین می توان آن را واکنشی نسبت به استرس‌های داخلی و خارجی و یا ناشی از حوادث زندگی دانست(رهبر طارمسری، موسویانو دوام، 1383). از نظر همه‌گیرشناسی و دامنه گسترش بین افراد نیز در بین همه طبقات و بخش‌های مختلف جمعیتی رخ می‌دهد(خزایی و پرویزی، 1382) و یک فاجعه و مشکل بالقوه سلامت عمومی قابل پیشگیری برای تمام ملل محسوب می‌گردد، به طوری که معمولا در بین ده عامل پیشتاز مرگ در بیشتر کشورهای غربی قرار می‌گیرد(پامپیلی1 ،روبرت2 و گیرارد3 ، 2004)و در حدود 4/0 تا 9/0 درصد علل تمام مرگ‌ها را نیز شامل می‌شود(رهبر طارمسری و همکاران، 1383).

______________________________________
1-Pompili
2-Ruberta
3-Girard
خودکشی طیف‌های خاصی دارد، از افکار خودکشی که شایع‌ترین است، آغاز شده و به اقدام به خودکشی و به طور نهایی، تمایل به مرگ ناشی از خودکشی که هدف نهایی است، منتهی می‌گردد(ثقه‌الاسلام و رضایی، 1384). بنابراین اقدام به خودکشی، طیفی از انواع خودکشی است که همواره آمار اتفاق آن در جامعه، بیش از میزان خودکشی بوده است(جمشیدزاده،رفیعیو رحیمی 1383). از لحاظ مفهومی، اقدام به خودکشی عملی ناقص است که به نتیجه نرسیده(آقابیگلویی ، 1379) یا به شکلی است که آسیب، منجر به مرگ نمی‌شود(احمدی،1384)، اما در عین حال، یک پیش‌بینی‌کننده قوی برای خودکشی کامل در آینده است.
از نقطه نظر روان‌پزشکی، اقدام به خودکشی ممکن است به عنوان تظاهری از یک بیماری روانی تلقی شود(فتحی‌آشتیانی و اسلامی،1380) و در اغلب مطالعات این یافته مورد تاکید است که مهم‌ترین عامل خودکشی، ابتلا به بیماری روانی است(آگیوس، 2012) و مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز آن، اختلالات روان‌پزشکی، شامل؛ اختلالات خلقی، ناامیدی، افسردگی و سابقه سوءاستفاده جنسی و جسمی در کودکی و وجود سابقه مثبت فامیلی است(محمدخانی، 1383). تحقیقات در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیز نشان داده که یک شیوع سراسری اختلالات روانی 80 تا 100 درصدی در موارد خودکشی کامل وجود داشته و برآورد می‌کند که خطر مادام‌العمر خودکشی در افراد با اختلالات خلقی(عمدتاٌ افسردگی) 6 تا 15 درصد، الکلیسم 7 تا 15 درصد و در افراد دارای شیزوفرنی1 4 تا 10 درصد است(سازمان بهداشت جهانی2، 2000). مطالعات قبلی کالبدشکافی روان‌شناختی هم نشان داده‌اند که افرادی که مرتکب خودکشی شده‌اند، چندین عامل هم‌بخشی در اقدام آن‌ها مشارکت دارد که شامل اختلالات روانی می‌شود(پامپیلی3 و همکاران، 2004). در بین این عوامل، اختلالات شخصیت یکی از عوامل خطر قابل بررسی برای رفتار خودکشی است. مرور کلی پامپیلی و همکاران(2004) نشان می‌دهد که بعضی اختلالات شخصیت یک ارتباط قوی با خودکشی دارند. علایم روان‌شناختی می‌تواند تحت تاثیر اختلالات شخصیت قرار گیرد که شامل جسمانی‌سازی، افسردگی و اضطراب می‌شود (کیامرثی و نگراوی، 1390).

_______________________________________
1- Schizophrenia
2-World Health Orginazition
3-Pompili
هم چنین در مطالعات کالبدشکافی روان‌شناختی، افراد زیادی با اختلالات شخصیت در بین قربانیان خودکشی و اقدام‌کنندگان به خودکشی یافت شده‌اند، چنان که در مطالعه ساموئلز1، آزمودنی‌های نمونه دارای اختلالات شخصیت، به احتمال بیشتر گذشته دارای افکار و اقدام به خودکشی را گزارش کردند و هم چنین احتمال بیشتری وجود داشت که رفتار خودکشی در اقوام درجه اول و دوم آن‌ها وجود داشته باشد(پامپیلی2 و همکاران، 2004).
از لحاظ تئوریکی، اختلالات شخصیت، اختلالاتی هستند که با الگوی فرض تجربیات درونی و رفتاری مشخص شده، انعطاف‌ناپذیر بوده و در دامنه وسیعی از موقعیت‌ها حاضر هستندو از نظر سهم این اختلالات در بروز خودکشی، پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند که اقدام‌کنندگان به خودکشی با اختلالات شخصیت، بالاترین سطح تکرار را داشته‌اند(پامپیلی و همکاران، 2004).
تحقیقات متعدد دیگر مرتبط با این پدیده و شرایط افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند، نشان می‌دهند که درصد معناداری از افراد (4/80درصد)، اختلالات مختلف روان‌پزشکی به ویژه اختلالات شخصیت و افسردگی دارند (خزایی و پرویزی‌فرد،1382؛ فتحی‌آشتیانی و اسلامی،1380) و شواهد قطعی و متقنی نیز مبنی بر این که اختلالات روانی(خصوصاٌ؛ اختلالات خلقی، اختلالات سوء مصرف مواد و رفتارهای ضداجتماعی) در سبب‌شناسی رفتارهای انتحاری سهم بسزایی دارند، وجود دارد(محمدخانی، 1383) که شایع‌ترین اختلالات، اختلال افسردگی و اختلال انطباق با تابلوی افسردگی می‌باشد(خزایی و پرویزی‌فرد، 1382).
بررسی‌ها دیگر نشان می‌دهند قبل از شروع بزرگسالی، حدود 40 درصد افراد جوان افسرده در خطر اقدام به خودکشی هستند(حسین‌پور و همکاران، 1383) و 40 درصد بیمارانی که افکار خودکشی داشتند، دچار افسردگی بوده یا احساس دردناکی از وضعیت بیماری خود داشته‌اند (محمدخانی،1383). اما در منابع محدودی می‌توان تکیه و تمرکز بر یک عامل در سبب‌شناسی این پدیده را مشاهده کرد و بیشتر مطالعات تاکید دارند که اقدام به خودکشی، ریشه در منابع و موجدهای گوناگون و همسویی دارد که باید تحلیل بیشتری انجام شود.

______________________________
1- Samuels
2-Pompili

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نتایج تحقیقات فتحی‌آشتیانی و اسلامی(1380) بر نظریه ترکیب عوامل در خودکشی تاکید می‌کنند،
زیرا در بررسی آن‌ها، 3/42 درصد از خودکشی‌ها دارای اختلالات شخصیت و 9/27 درصد نیز دارای
اختلالات افسردگی بوده‌اند و برآورد می‌شود که 30 درصد بیماران ویزیت شده از افسردگی رنج برده و در خیلی از نمونه‌ها، افسردگی پوشیده مانده و بیماران فقط شکایت‌های جسمی دارند(سازمان بهداشت جهانی، 2000).
اختلالات خلقی، اولین و مهم‌ترین گروه اختلالات روانی مرتبط با اقدام به خودکشی است (اولدهام1، 2006) که با بهره گرفتن از تکنیک‌های تصویربرداری عصبی، بین این اختلال و اختلال شخصیت مرزی نیز ارتباط به دست آمده است(آگیوس2 و همکاران،2012) و پژوهشگران معتقدند که همه انواع آن با خودکشی مرتبطند. این انواع شامل؛ اختلال عاطفی دو قطبی، افسردگی ، اختلال افسردگی عودکننده و اختلالات خلقی مقاوم می‌شود (سازمان بهداشت جهانی، 2000) و از لحاظ سبب‌شناسی، مهم‌ترین عواملی است که در خودکشی هر دو جنس، نقش قابل ملاحظه‌ای دارند(خزایی و پرویزی، 1382).
نتایج پژوهش اشکانی ،(1381) و پژوهش ثقه‌الاسلام و رضایی(1384) نشان دادند که بیشترین علت خودکشی، احساس ناامیدی(45 درصد) و شایع‌ترین اختلال روانی در گروه مورد مطالعه، افسردگی(8/63 درصد) بوده است که از نظر بیماری‌های زمینه‌ای، بیشترین میزان بیماری را شامل می‌شود و آن‌هایی که دیر وقتی است که افسردگی دارند، در معرض خطر بیشتری هستند (سازمان بهداشت جهانی، 2000). از دیگر سو، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که 50 درصد افراد افسرده، 52 درصد افراد مبتلا به افسرده‌خویی و 69 درصد افراد مبتلا به افسردگی دوقطبی، حداقل دارای یکی از اختلالات شخصیت هستند و افراد دارای اختلالات شخصیت، در اضطراب و افسردگی نمرات بالایی کسب می‌کنند(کیامرثی و همکاران، 1390). این اختلالات و عوامل زمینه‌ساز دیگر باعث شده‌است که درصد فراوانی از افرادبا روش‌هایی چون؛ خودسوزی، دارآویختگی و مسمومیت (آقابیگلویی و همکاران، 1379؛ اشکانی ، 1381؛مهران ، 1383؛ ، 1384؛ آگیوس و همکاران، 2012)، اقدام به خودکشی کنند. اکنون این سوال به ذهن متبادر می‌گردد که آیا وجود این اختلالات به خوبی می‌تواند اقدام به خودکشی را در افراد خودکشی‌کننده پیش‌بینی کنند؟

_____________________________________
1-Oldham
2-Agius
و سهم هریک از این اختلالات به طور جداگانه در پیش‌بینی اقدام به خودکشی چقدر است؟ و آیا در حالی‌ که اختلالات شخصیت، یک عامل خطر قابل بررسی برای رفتار خودکشی هستند که در تعقیب و پیگیری، خودکشی را کاملا پیش‌بینی می‌کنند(پامپیلی1 و همکاران، 2004)، بین اختلالات خلقی و اختلالات شخصیتی در پیش‌بینی اقدام به خودکشی، رابطه‌ای وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به برآوردهای سازمان بهداشت جهانی، تقریبا حدود یک میلیون نفر در سال 2000 مرتکب خودکشی شده اند و یکی از سه عامل پیشرو مرگ افراد در گروه‌های سنی 15 تا 35 سال به شمار می‌رود(سازمان بهداشت جهانی، 2000). طبق گزارش WHO، میزان اقدام به خودکشی بین 10 تا 40 بار بیشتر از خودکشی موفق است(مهران ، 1383). اقدام به خودکشی به علل زیادی کاملا رسا نیست، به عنوان مثال؛ بسیاری از افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، واقعا آرزوی مرگ و خودکشی ندارند، بنابراین گروه ادینبورگ2 اصطلاح فراخودکشی3 را ابداع کرد(احمدی، 1384). امروزه خودکشی به عنوان یک اختلال چندبعدی فهمیده می‌شود که نتیجه تعامل پیچیده زیست‌شناختی، ژنتیکی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و عوامل محیطی است(سازمان بهداشت جهانی، 2000) و موضوع خودکشی به دلیل پیامدهای آن برای خود فرد و بازماندگان او(حسین‌پور،غفاری و مهرابی زاده، 1383) و این که تاثیر روان‌شناختی و اجتماعی آن بر خانواده و اجتماع غیرقابل اندازه‌گیری است(سازمان بهداشت جهانی، 2000)، مورد پژوهش فراوان قرار گرفته است.
این پدیده آسیب‌زا، با وجود تلاش‌های مفرط، پیشگویی‌های موثر و راهبردهای پیشگیرانه، باز هم در جامعه وجود دارد و فرض قریب این است که درک ما از اثر متقابل فاکتورها دخیل در خودکشی، هنوز ناقص مانده است(پامپیلی و همکاران، 2004).

________________________________
1-Pompili
2-Edinburgh
3-Parasuicide
از نظر علمی نیز، خودکشی یک معضل روانی-اجتماعی پیشگیری شونده است، اما در میان تمام پیامدهای و آسیب‌های این پدیده، تغییر ساختاری و جوان‌تر شدن افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، خود بر مشکلات پیش‌رو افزوده است(جمشیدزاده و همکاران، 1383) و نرخ بالای اقدام به خودکشی، بر اهمیت تشخیص ویژگی‌های کلینیکی تاکید دارد که ممکن است در بازشناسی، بیماران در معرض خطر رفتار خودکشی باشند(اولدهام1، 2006). پیش‌بینی کننده‌های کلینیکی رفتار خودکشی عموما قوی نیستند، به این معنا که برای هر نمونه‌ای از بیماران یا حتی برای بیماری خاص، قابل تسری نمی‌باشند (لنانابوکو2 ،2009).
شیوع اختلال شخصیت نیز در جمعیت عمومی 13-6 درصد برآورد می‌شود و حداقل یک سوم مرتکبین خودکشی(62-26 درصد) و بیش از 77 درصد اقدام کنندگان به خودکشی از اختلالات شخصیت رنج برده‌اند و گمان می‌رود در 40 درصد افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند و حدود 50 درصد بیماران سرپایی که به وسیله خودکشی مرده‌اند، این اختلالات حضور داشته باشد (اولدهام، 2006). همبودی اختلالات شخصیت با دیگر اختلالات روان‌پزشکی به طور چشمگیری خطر خودکشی را افزایش داده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *