مشکلات رفتاری

دانلود پایان نامه

………………………………………………………………۸۵
۵-۲ نتیجه گیری نهایی ………………………………………………………………………………………………………………………………۹۸
۵-۳ کاربرد یافته ها …………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۰
۵-۳ پیشنهادات برای پژوهشهای بعدی ……………………………………………………………………………………………………..۱۰۱
منابع و مآخذ:
فهرست منابع …………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۲
پیوستها
چکیده انگلیسی

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره (۱) : توزیع واحدهای مورد پژوهش
بر حسب مشخصات فردی ………………………………………………………………………………………………………………………..۷۰
جدول شماره (۲) : توزیع واحدهای مورد پژوهش
بر حسب مشخصات خانوادگی………………………………………………………………………………………………………………….۷۲
جدول شماره (۳) : فراوانی سبکهای فرزندپروری واحدهای مورد پژوهش………………………………………………………۷۴
جدول شماره (۴) : فراوانی مشکلات رفتاری واحدهای مور د پژوهش…………………………………………………………. ۷۵
جدول شماره (۵) : فراوانی مشکلات رفتاری درونی و برونی سازی
در واحدهای مور د پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………..۷۶
جدول شماره (۶) : ضریب همبستگی پیرسون بین سبکهای فرزندپروری
و مشکلات درونی سازی…………………………………………………………………………………………………………………………۷۷
جدول شماره (۷) تا (۱۰) : نتایج تحلیل رگرسیون مربوط به مشکلات
رفتاری درونی سازی و خرده مقیاسهای آن………………………………………………………………………………………………..۷۸
جدول شماره (۱۱) : ضریب همبستگی پیرسون بین سبکهای فرزندپروری
و مشکلات برونی سازی………………………………………………………………………………………………………………………..۸۰
جدول شماره (۱۲) تا (۱۴) : نتایج تحلیل رگرسیون مربوط به
مشکلات رفتاری برونی سازی و خرده مقیاسهای آن………………………………………………………………………………….۸۱
جدول شماره (۱۵) : نتایج تحلیل رگرسیون مربوط به ارتباط سبکهای فرزندپروری
با مشکلات درونی سازی با کنترل متغیرهای زمینه ای و مداخله گر………………………………………………………………..۸۳
جدول شماره (۱۶) : نتایج تحلیل رگرسیون مربوط به ارتباط سبکهای فرزندپروری
با مشکلات برونی سازی با متغیرهای زمینه ای و مداخله گر…………………………………………………………………………۸۴

زمینه پژوهش
کودکان به عنوان یکی از گروههای سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روانشناختی قرار دارند ، عوامل آسیب پذیری دراین سنین به فرآیند فعال رشد ومقتضیات خاص مراحل آن از یک طرف و کنترل شرایط محیطی و موقعیتی کودک توسط بزرگسالان از طرف دیگر نسبت داده می شود(۱). از طرفی دوران کودکی از مهمترین مراحل زندگی است که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده وشکل می گیرد و اغلب مشکلات و ناسازگاریهای رفتاری پس از دوران کودکی ناشی از کمبود توجه به دوران حساس کودکی و عدم هدایت صحیح روند رشد وتکامل است.این بی توجهی منجر به عدم سازش و انطباق با محیط و بروز انحرافات گوناگون در ابعاد مختلف برای کودک می شود(۲). وجود مشکلات در دوران کودکی در عین حال که به خودی خود مهم هستند ، اغلب بروز مشکلات بعدی را نیز پیش بینی می کنند، نتایج مطالعه هافسترا۱ و همکاران نشان داد که وجود مشکلات زیاد در دوران کودکی احتمال ابتلا به اختلالات بزرگسالی را تقریباً ۲ تا ۶ برابر افزایش می دهد(۳).مشکلات رفتاری۲ وهیجانی که بیشترین اشکال آسیب شناسی روانی کودک راتشکیل می دهنددرجریان رشد وتکامل برخی ازکودکان و دربرهه ای اززمان ایجادمی شود(۴). و به شرایطی اطلاق می شود که در آن پاسخهای هیجانی رفتاری کودک با هنجارهای فرهنگی، سنی و قومی تفاوت داشته باشد بطوریکه بر عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت ازخود ، روابط اجتماعی ، سازگاری فردی ،رفتار درکلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی بگذارد(۵). کرک۳رفتاری را انحرافی یا هیجانی می داند که ضمن نا متناسب بودن با سن فرد ، شدید ، مزمن و مداوم باشد ، بطوریکه اولاً تأثیر منفی بر فرآیند رشد و انطباق مناسب کودک با محیط داشته باشد ثانیاً مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط را بوجود آورد(۶). به عبارت دیگر مشکلات رفتاری رفتارهای گوناگون افراطی ، مزمن و انحرافی است که گستره آن شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی تا اعمال افسرده گونه۴ و گوشه گیرانه۵ می باشد و بروز آنها دور از انتظار مشاهده کننده است بطوریکه وی آرزوی توقف اینگونه رفتارها را دارد(۷).تاکنون طبقه بندیهای مختلفی برای مشکلات رفتاری صورت گرفته است ، برخی از پژوهشگران مشکلات رفتاری را به دو دسته بزرگ مشکلات رفتاری درونی سازی شده۶ و مشکلات رفتاری برونی سازی۷ شده تقسیم کرده اند(۵). مشکلات درونی سازی شده مشکلاتی هستند که معطوف به درون تلقی می شوند و علائم اصلی آنها با رفتارهای بیش از حد کنترل شده رابطه دارند مانند افسردگی و اضطراب هستند که با دنیای درونی فرد سروکار دارند که با تعارضهای روانی و هیجانی همراه هستند(۸). و مشکلات برونی سازی در
بردارنده رفتارهایی است که اغلب تصور می شود به سوی دیگران جهت دارند و در برقراری ارتباط با دیگران ظهور پیدا می کند مانند: رفتارهای قانون شکنی و رفتارهای پرخاشگرانه(۹).
به هر حال کودکان با مشکلات رفتاری بخشی از جامعه را تشکیل می دهند که در آن میزان پاره ای از مشکلات بیشتر از یک جامعه عادی است(۱۰). سازمان جهانی بهداشتاعلام داشت شیوع مشکلات عاطفی و رفتاری در میان کودکان ۳تا ۱۵ سال در کشورهای توسعه یافته ۵ تا ۱۵ درصد است که این رقم در کشورهای در حال توسعه نیز صادق است(۱۱).از آنجاییکه میزان شیوع مشکلات رفتاری به علت فقدان تعاریف واحد ، مشکلات روش شناختی ، سیاستهای اجتماعی و عوامل اقتصادی با دشواریهایی همراه است(۱۲). به همین علت محققین درصد شیوع رفتارهای نابهنجار یا مشکلات رفتاری را با ارقامی چون ۲? ، ۸? ، ۵/۱۰? و ۲۴? برآورد کرده اند(۷). آخن باخ۸ و رسکورلا۹ میزان شیوع اختلالات دوران کودکی را ۶ تا ۲۵درصد برآورد کرده اند(۱۳).
آنچه مسلم است مشکلات رفتاری کودکان اختلالات شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای معلمان ، خانواده وخود کودکان مشکلات بسیاری را ایجاد می کنند و با میزان بالایی از معضلات اجتماعی همراهند(۱۲).کودکان دچار اختلالات رفتاری مشکلات گوناگونی دارند , این کودکان دارای دامنه توجه کوتاهی هستند , عزت نفس پایینی دارند , درارتباط با اعضای خانواده , مردم و اطرافیان مشکل دارند و به آسانی ناکام می شوند(۱۴). همچنین تکانشگری , بیقراری , بیش فعالی , پرخاشگری , دروغگویی , دزدی , عملکرد تحصیلی ضعیف۱۰ و ادراک ضعیف ازخودکارآمدی۱۱ و شایستگی اجتماعی از دیگر ویژگیهای کودکان دارای مشکلات رفتاری است(۱۵). همچنین مشکلات رفتاری احتمال ابتلای افراد به سوء مصرف مواد , فعالیتهای بزهکارانه , اختلال اضطرابی و خلقی , ناتوانی یادگیری , اختلالات عصب روانشناختی واختلال شخصیت مرزی را افزایش می دهند(۱۷). این کودکان نمی توانند تکالیف مدرسه را در سطحی که مورد رضایت اولیاء مدرسه است انجام دهند , آنها احتمالاً از کمبودهای تحصیلی که در سطوح پیشرفت و مهارتهای خاص بویژه در خواندن منعکس می شود رنج می برند(۱۱). بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با مشکلات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان متوسل می شوند , این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه های مهم زندگی خود محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه اند(۵). اغلب کودکان با مشکلات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بد رفتاری می کنند , در بیشتر موارد معلمان و همکلاسیها , آنان را طرد می کنند و در نتیجه فرصتهای آموزشی آنان کاهش می یابد(۱۷). برخی آمارها نشان می دهد تقریباً سالانه یک نفر از هر ۵کودک دچار مشکلات قابل ملاحظه رفتاری می گردد و حدوداً از هر ۱۰ کودک یک کودک به کمک متخصص نیاز پیدا خواهد کرد(۴). اما از هر ۵ کودک نیازمند درمان تنها ۲ نفر تحت درمان قرار می گیرند و فقط نیمی از افرادی که تحت درمان قرار می گیرند توسط افراد متخصص درمان می شوند و بیشتر کودکان مبتلا به این نوع مشکلات هیجانی ، درمانی دریافت نمی کنند(۳). درحالیکه مشکلات رفتاری در کودکان قابل درمان و مانند بیماریهای جسمی قابل پیشگیری است ودر صورت تشخیص نه تنها باعث بهبودی وضعیت کودک و افزایش کارایی او در آموزش ویادگیری می شود بلکه از تبدیل شدن به اختلالات رفتاری و مزمن شدن آن در آینده پیشگیری می شود(۴). شواهد نشان می دهد که بسیاری از مشکلات رفتاری و روانی به صورت خفیف در کودکان وجود دارد بدون آنکه توسط خانواده ومعلم تشخیص داده شود و تنها زمانی که به علل مختلف که مرتبط با کودک و شیوه برخورد اطرافیان با وی و بروز بحرانهایی چون مرگ و طلاق والدین , مشکلات مدرسه و…است شدید شده وتظاهر می یابد و به دلیل عدم تشخیص و درمان به موقع منجر به عواقب نامطلوب در سنین کودکی نظیر افت عملکرد تحصیلی , عدم تبعیت از والدین و مشکلات تعاملی و در زندگی بزرگسالی نظیر بزهکاری , حادثه پذیری وسوء مصرف مواد می شود(۱۸). محققان دریافته اند که مشکلات رفتاری معمولاً نخستین بار در سالهای آغازین دوره ابتدایی مشاهده می شود و بین سنین ۸ تا ۱۵ سالگی به اوج خود می رسد(۱۹).از طرفی سنین دبستان از حساس ترین دوره های رشد است که در این دوره طی فرآیند شکل گیری شخصیت و توانائیهای ذهنی کودکان ، بیشترین نقش متوجه الگوهای رفتاری است(۱۲). کیگن وماسن۱۲بر مبنای مطالعات طولی در مورد کودکان معتقدند که چهار سال اول دبستان یک دوره سرنوشت ساز برای کودک است ، او مجبور است که بعضی از وابستگی های خود را کنار بگذارد ، به سبک مهارتهای تحصیلی و به ایجاد روابط با همسالان بپردازد ، بعلاوه او درمعرض ارزشها و نگرشهای عوامل اجتماعی تازه قرار می گیرد(مثلاً همکلاسیها و معلمان) که یا ارزشهای کنونی را تأیید می کنند یا سبب ایجاد تعارض در او نسبت به ارزشهای خود می شود(۲۰). طبق نظریه اریکسون۱۳ مرحله چهارم رشد روانی اجتماعی کودک در حدود ۶ تا ۱۱ سالگی اتفاق می افتد ، کودک در این مرحله برای اولین بار مهارتها و فعالیتهای فرهنگی اولیه را می آموزد ، بحران خطرناکی که در این دوره ممکن است بروز کند ایجاد احساس خود کم بینی و بی کفایتی در کودک است وهر نوع گرفتار شدن در این بحران خطرناک است زیرا طرز تلقی و برداشت کودک به یادگیری ، مدرسه و آموزگاران در این مرحله شکل می گیرد(۲۱).
محققین میزان شیوع مشکلات رفتاری در میان کودکان سن دبستان را بین ۵ تا ۲۰ درصد گزارش کرده اند(۱۲). که
این میزان در ایران نیز طی تحقیق خدام وهمکاران(۱۳۸۸) بر روی ۲۶۰۰ دانش آموز دبستانی شهر گرگان ۲۱ درصد و در تحقیق غباری بناب وهمکاران ۱۳۸۶ بر روی ۱۴۰۷ دانش آموز دوره ابتدایی در شهر تهران ۳/۲۰ درصد برآورد شده است(۱۸و۵). همچنین طی بررسی انجام شده توسط خوشابی وهمکاران(۱۳۸۴) بر روی ۱۵۴۶ دانش آموز دوره ابتدایی در استان ایلام میزان شیوع مشکلات رفتاری ۲/۱۰ درصد گزارش شده است(۱۵). کشکولی(۱۳۷۹) در پژوهشی که در استان بوشهر انجام داد دریافت که ۸۴/۱۶ درصد دانش آموزان مقطع ابتدایی این استان دارای اختلالات رفتاری هستند(۲۲) .
آنچه مسلم است مشکلات رفتاری تحت تأثیر تعاملات پیچیده متغیر های شخصی(عوامل ژنتیکی) وشرایط محیطی رشد و رفتار قرار دارد ، به عبارت دیگر محققین چهار چوب مشکلات هیجانی رفتاری و یادگیری کودکان را بر مبنای علل خاص توصیف کرده اند ، بطوریکه این علل به کودک و محیط و هماهنگی های میان کودک و محیط مربوط می شود(۴). به هر حال در پیدایش مشکلات رفتاری عامل واحدی را نمی توان مسؤل دانست بلکه عواملی از قبیل: والدین و الگوهای خانواده ، عوامل اجتماعی ، فرهنگی ، عوامل روانشناختی ، عوامل زیستی و عوامل زمینه ساز در بروز آن سهیم هستند(۲۳). امّا از مهمترین عوامل در علت شناسی مشکلات رفتاری کودکان ، متغیر های خانوادگی هستند، خانواده نخستین و بادوام ترین عاملی است که اگر نه در تمام جوامع ، حداقل در اکثر آنها به عنوان سازنده وزیر بنای شخصیت و رفتارهای بعدی کودک شناخته شده و به عقیده بسیاری از صاحبنظران باید ریشه

دیدگاهتان را بنویسید