پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امام علی (ع)، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه

ت و شاید بدین رو، جنگ اندکی بعد آغاز شد.3
دو. آنچه از امام علی (ع) درباره پیامبر(ص) نقل شده است می تواند به عنوان نخستین اثر سیره نگاری پیامبر(ص) انگاشته شود. به عبارت دیگر، روایات امام علی(ع) در این باب را می توان آغازگر سیره نگاری پیامبر اکرم(ص) به شمار آورد که بعدها درقالب رشته علمی «علم السیره» نمودار شد و هدف آن آگاهی از ویژگی و کیفیت زندگانی فردی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی پیامبر(ص) است.4 اطلاعات امام علی(ع) در این باب نظر به نزدیکی منحصر به فرد ایشان با پیامبر(ص) و نگاه جامع و ژرفی که به شخصیت آن پیامبر الهی داشته است، بسیار معتبر و به لحاظ تاریخی ارزشمند است.
در سخنان امام علی (ع) هم به زندگی شخصی و رفتار فردی پیامبر(ص) توجه شده است و هم به رفتار اجتماعی و هم جنبه آسمانی وجود پیامبر(ص) شرح شده است و هم جنبه زمینی و انسانی او و می توان گفت که شخصیت ارزشمند و والای پیامبر(ص) در کلمات امام علی (ع) از هر جنبه ای بررسی شده و تا آنجا که کلام بشری اجازه داده است، صفحات این وجود مبارک به توضیح آمده است.
سه. بسیاری از یادکردهای پیامبر(ص) در سخنان امام علی (ع) کارکرد تربیتی دارد و بر این اصل تربیتی استوار است که غالبا معرفی الگو به مخاطبان از آنجا که محسوس و قابل مشاهده است، تاثیر گسترده و ژرف خواهد داشت. کوشش امام علی(ع) در القای شخصیت پیامبر (ص) و رفتارها و گفتارهای آن حضرت به عنوان الگو، البته در راستای آیه قرآنی است که پیامبر(ص) را الگویی مطلق و همه جانبه برای زندگی بشر معرفی کرده است :

« لَّقَدْ کاَنَ لَکُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کاَنَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا 5:
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا (ص) سرمشق نیکویى است؛ براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.»

از آن رو که مسلمانان آن روزگار، معاصر پیامبر(ص) بودند و حیات و عملکردها و رفتارهای حضرت را هنوز به خاطر داشتند، یادآوری و تذکار مداوم آن می توانست بسیار موثر واقع شود و زندگی پیامبر(ص) را به عنوان یک کتاب تحریف ناپذیر و مبین، در پیشامدهای روزگار و موارد اختلافی به عنوان راهنما مطرح سازد.

1ـ2. میزان اعتبار سندی روایات مورد استناد
از آنجا که ماده خام پژوهش حاضر، روایاتی است که در منابع روایی از امام علی (ع) نقل کرده اند، ضروری است نخست میزان اعتبار این روایات بررسی گردد. به عبارت دیگر، باید نشان داد که آیا آنچه از امام علی (ع) نقل کرده اند، به واقع از اوست و تا چه میزان می توان به این روایات اعتماد کرد؟ چون این مسئله در پژوهشهای بسیاری بررسی شده و در نوشتار حاضر مجال پرداخت مفصل آن نیست، در اینجا تنها به اختصار پاسخی به این مسئله ارائه می گردد.
روایات امام علی(ع) در منابع مختلفی نقل شده اند. این منابع شامل منابع حدیثی اهل سنت و شیعه است. عالمان، ادیبان و تاریخ نگاران بسیاری در طول تاریخ به نقل یا گردآوری خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات امام علی (ع) دست زده اند که در این میان، کار سید رضی (م. 410 ق.) برجستگی و ارزش بیشتری دارد و شهرتی بسیار کسب کرده است. اما متاسفانه منقولات او در نهج البلاغه چنین نیست که همگی با ذکر منبع و سند باشد و او اسناد و مصادری را حذف کرده است. می توان حدس زد که حذف اسناد و مصادر بدین رو بوده است که وی به صحت انتساب اطمینان داشته است؛ زیرا در مواردی که به سخنی اعتماد نداشته، مصادر آن را ذکر کرده است و او در مجموع از دوازده منبع از جمله «البیان و التبیین» تالیف جاحظ، «المقتضب» تالیف مبرد، «المغازی» تالیف سعید بن یحیی اموی، «الجمل» تالیف واقدی، «مناقب امیرالمؤمنین» تالیف ابی جعفر اسکافی و «التاریخ» ابن جریر طبری یاد کرده است.6 بدین سان، مستندات بسیاری از مطالب نهج البلاغه امروزه در دسترس است. پیش از سید رضی، شمار بسیاری از خطبه ها و کلمات امام علی (ع) را بسیاری از مردمان حفظ بوده اند7 و بدین رو سید رضی نسبت به صدور خطبه‌ها از امام علی (ع) تردیدی نداشته است و صحت انتساب این خطبه‌ها به تواتر برای سید رضی ثابت بوده است. از سوی دیگر، بسیاری از دانشمندان و ادبای مشهور و معتبر قرون سه و چهار بر وجود و شهرت کلمات امام علی(ع) در آن زمان تاکید کرده اند؛ از جمله جاحظ گفته است: «خطبه‌های علی کرم الله وجهه مدون و محفوظ و مشهور است.»8
از دیرباز تا دوران معاصر، کارشناسان اسناد روایی و تاریخی، کوشیده اند پژوهشهایی درباب اعتبارسنجی مطالب نهج البلاغه به لحاظ سندی و محتوایی ترتیب دهند و مسئله را به صورت همه جانبه بررسی کرده اند به گونه ای که امروزه کمتر تردیدی در اعتبار کلیت نهج البلاغه برای محققان باقی مانده است. برخی از این آثار عبارتند از: مدارک نهج‌البلاغه، علامه کاشف الغطاء؛ نهج‌السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، محمد باقر محمودی؛ مصادر نهج‌البلاغه، عبدالله نعمت؛ مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، سید عبدالزهراء حسینی؛ بحثی کوتاه پیرامون مدارک نهج‌البلاغه، رضا استادی؛ روش‌های تحقیق در اسناد و مدارک نهج‌البلاغه، محمد دشتی؛ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب الله خویی وتکمله المنهاج، علامه حسن زاده؛ پژوهشى در اسناد و مدارک نهج‏البلاغه، محمد مهدى جعفری و جلد دوازدهم دانشنامه امام على (ع).
در این میان برخی پژوهشگران مانند ابن ابی الحدید، ادیب، متکلم، مورخ، شاعر و
فقیه شافعی و اصولی معتزلی و از علمای سده هفتم هجری، برای رد تردید در سند و صحت انتساب مطالب نهج البلاغه به امام علی (ع)، کوشیده اند از راه ارزیابی و بررسی متنی و محتوایی نهج البلاغه وارد شوند. خلاصه و تقریر استدلال ابن ابی الحدید این است که ادعای مخالفان از دو حال خارج نیست؛ یا می گویند تمام نهج البلاغه ساخته دیگران است، یا برخى از آن. صورت اول قطعا باطل است زیرا صحت استناد بعضى از آن به امیرالمومنین(ع) به تواتر ثابت است و ما به آن یقین داریم و تمام یا اکثر محدثان و تاریخ نویسان غیر شیعه بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه را نقل کرده اند و چون شیعه نیستند نمى توان به آنها غرض ورزى نسبت داد. صورت دوم: بخشى از نهج البلاغه از امام على (ع) نیست. این احتمال نیز مردود است؛ زیرا تمامی مطالب نهج البلاغه به لحاظ ساختار متنی و محتوای صوری(فصاحت و بلاغت) بسیار شبیه و همسان یکدیگر است. آغاز نهج البلاغه، نظیر قرآن، با پایان و مطالب میانی آن هماهنگی و شباهتی شگفت دارد و این نشان می دهد که همان کلماتی نیز که از سوی محدثان و تاریخ نگاران اهل سنت نقل نشده است، از امام علی(ع) است. اگر برخى از خطبه هاى نهج البلاغه ساختگى و فقط قسمتى از آن، سخنان على (ع) بود، چنین همسان و یکنواخت نمی نمود. ابن ابی الحدید سپس دلیلی دیگر آورده است که اگر تشکیک و تردید در انتساب نهج البلاغه را بپذیریم، دیگر اطمینانى به هیچ حدیثى نخواهیم یافت و در هر نقلى از هر کسی این احتمال خواهد آمد و باید بپذیریم که به پیامبر (ص) یا خلفا به دروغ نسبت داده شده است و هر پاسخى را که برای رد تشکیک در احادیث پیامبر (ص) و یا یکى از اصحاب مى دهیم، مدافعان اصالت نهج البلاغه نیز مى توانند به همان در نسبت دادن نهج البلاغه و غیر آن به امیرالمومنین (ع) استدلال کنند.9

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان با موضوع بازگشت به خویشتن و بازگشت به خویش

1ـ3. چرایی اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)
از آنجا که «سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص) از ارزش ویژه ای برخوردار است»؛ این گزاره، یکی از پیش فرض های پژوهش حاضر است که خود مبتنی است بر آنچه در قالب چند عنوان ذیل که به اختصار توضیح داده می شود:

1ـ3ـ1. نزدیکی امام علی(ع) به پیامبراکرم(ص)
بنابر منابع کهن، بسیاری از اصحاب و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) توصیفاتی درباره آن حضرت دارند که این توصیفات همواره مورد توجه مسلمانان و پژوهشگران تاریخ اسلام بوده است. یکی از معیارهای سنجش اهمیت و ارزش این توصیفات و سخنان، چگونگی نسبت صاحب آنها با پیامبر(ص) و میزان نزدیکی و دوری او نسبت به آن حضرت است. شکی نیست که هر اندازه استحکام رابطه و نزدیکی بیشتر باشد، هم می تواند از وثاقت و حقیقت بیشتری برخوردار باشد و هم گستردگی بیشتری را در گزارش و توصیف پوشش دهد.
در باور شیعیان، امامان معصوم (ع) و اهل بیت پیامبر(ص) نزدیکی ویژه ای به آن حضرت دارند؛ چنان که امام علی (ع) درباره خود و دیگر اعضای اهل بیت (ع) تصریح کرده است :

« نحنُ الشّعارُ وَ الأصحابُ وَ السّدنهُ و الأبوابُ، لا یؤتى البیوتَ إلاّ من أبوابِها و مَن أتاها مِن غیرِ أبوابِها کانَ سارِقا لا تعدُوه العقوبه 10 :
 ماییم جامه (یعنى نزدیکان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله) و یاران و خادمان خانه و درها، به خانه‌ها جز از درهاى آنها درنیایند و هر کس از غیر درهاى خانه‌ها در آید، دزدى است که کیفرش او را دریابد.»

این موضوعی ورای خویشاوندی آنان با آن حضرت است، هرچند خویشاوندی نیز بر این نزدیکی می افزاید. با این حال، قرابت امام علی (ع) به پیامبر(ص) بیش از دیگر اهل بیت (ع) بوده است. برای راه یافتن به جایگاه امام علی (ع) نزد پیامبر(ص) و نسبت او با آن حضرت، از منابع بسیاری در تاریخ و جز آن می توان بهره جست؛ اما خطبه ای از آن حضرت نقل شده است که خطبه قاصعه نام گرفته است و حقایقی شگفت انگیز از رابطه این دو وجود مقدس را در آن می توان یافت. درباره این خطبه گفتنی است: نخست آنکه در آن روزگار امام علی (ع) دشمنان بسیاری داشته است و هیچ یک از آنان مطالب این خطبه را تکذیب نکرده اند. امام (ع) به ویژه در آغاز کلام با عبارت « قد علمتم» مردمان را به گواه گرفته است. دوم آنکه نظر به نزدیکی زمان ایراد خطبه به دوران حیات پیامبر(ص) مردمان، زندگی و شخصیت آن حضرت را به خاطر داشته اند و اگر در خطبه مطلبی خلاف واقع ایراد شده بود، بی گمان آنها آن را بر نمی تافتند و اینکه سکوت کرده اند، نشانه ای از حقیقت نمایی آن است. بخشی از خطبه چنین است:

« قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالْقَرَابَهِ الْقَرِیبَهِ وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِیصَهِ وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ وَ کَانَ یَمْضَغُ الشَّیْ‏ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ وَ مَا وَجَدَ لِی کَذْبَهً فِی قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَهً فِی فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی وَ لَمْ یَجْمَعْ بَی
ْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ خَدِیجَهَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَهِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّهِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّهَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ (ص) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّهُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَى خَیْر 11:
شما بخوبى موقعیت مرا از نظر خویشاوندى و قرابت و منزلت و مقام ویژه نسبت به رسول خدا (ص) مى‏دانید، او مرا در دامن خویش پرورش داد: من کودک بودم او مرا (همچون فرزندش) در آغوش خویش مى‏فشرد و در استراحتگاه مخصوص خویش جاى مى‏داد، بدنش را به بدنم ‏مى‏چسبانید و بوى پاکیزه او را استشمام مى‏کردم، غذا را مى‏جوید و در دهانم مى‏گذاشت. هرگز دروغى در گفتارم نیافت و

دیدگاهتان را بنویسید