کبر و غرور و اخلاق اجتماعی

دانلود پایان نامه

عملیات بینامتنی: این بیت از شعر کمیت، اشاره به آیهی 23 سوره شوری دارد، البته به طور صریح به آن اشاره نکرده است، بلکه با تحقیق بین متون دینی درمییابیم که منظور از «آیَه»، که کمیت آن را در این بیت از شعر خود آورده است کدام آیه است. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل چنین روایت میکند که، أبو أمامه باهلی از رسول خدا(ص) نقل میکند: «خدا انبیاء را از درختهای مختلف آفریده است، ومن و علی را از یک درخت خلق فرمود، پس أصل آن درخت من هستم و علی فرع آن و فاطمه پیوند و حسن و حسین میوه‌های آن و شیعیان ما برگهای آن درخت می‌باشند، پس هر کس از شاخههای آن آویزان شود نجات می‌یابد، و کسی که منحرف شود نابود می‌گردد. و اگر بنده‌ای هزار سال بین صفا و مروه خدا را عبادت کند، پس از آن هزار سال و سپس هزار سال، تا همچون مشکِ خشکِ پوسیده‌ای گردد، پس آنگاه دوستی ما را درک نکرده باشد، خدا وی را به رو در آتش می‌افکند، سپس تلاوت فرمود: « قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى» (حسکانی،1407هـ ،ج2: 203). همچنین امیر المؤمنین علی(ع) در خطبه‌ای که برای مردم ایراد کرد فرمود: ما از اهل بیتی هستیم که خداوند متعال مودّت آنان را بر هر مسلمانی واجب کرده و فرموده: « قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى» (نهج البلاغه، خطبه 24). و از آنجا که ابلاغ رسالت از سوى پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، گاه این توهّم را ایجاد میکرد که او چه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از مردم میطلبد، به دنبال این سخن به پیامبر(ص) دستور میدهد: «بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم» دوستى ذویالقربى اشاره به بازگشت به مسألهی ولایت و قبول رهبرى أئمهی معصومین(ع) از دودمان پیامبر(ص) میکند که در حقیقت تداوم خط رهبری پیامبر(ص) و ادامهی مسألهی ولایت الهیّه است و پر واضح است که قبول این ولایت و رهبری همانند نبوّت پیامبر(ص) سبب سعادت خود انسانهاست و نتیجهاش به خود آنها باز میگردد (ر.ک: زمخشری، 1407هـ، ج4: 221-219؛ الطباطبایی، 1372ش، ج 18 :48-42؛ مکارم شیرازی، 1361ش، ج24: 156). رابطهی بینامتنی این فراز از شعر کمیت با آیات قرآنی از نوع نفی جزیی میباشد؛ چرا که با ذکر کلمهی «آیَه» اشاره به متن غایب را برای مخاطب سادهتر کرده است.
متن حاضر:
وَ الرَّاکِبُ الطَالِبُ المُسَخَّرَهُ الـ
وَ الطَّیَّبُونَ المُسَوَّمُونَ أُولُو الـ
رِّیحُ لَهُ ناصِرَینِ و الرُعُبُ
أَجنِحَهِ المُدرِکُونَ مَا طَلَبُوا
(کمیت،1406هـ :114)
ترجمه: پیامبر اکرم(ص) را که شافع روز جزاست و در روز قیامت سوار بر مرکبی میآید، بادهای مسخّر و ترسآور و فرشتگان نشاندار و بالدار که آنچه را که خواسته شده را درک میکنند، یاریگر هستند.
متن غایب:
بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلآئِکَهِ مُسَوِّمِینَ (آل عمران/125)
ترجمه: آرى اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید و با همین جوش و خروش بر شما بتازند، همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد کرد.
عملیات بینامتنی: این دو بیت از شعر کمیت، اشاره به آیهی 125سورهی آل عمران دارد. مبنی بر اینکه موضوع این آیه در سورهی مذکور، به غزوات مسلمانان در سالهای اول هجرت مربوط میشود و مسلمانان از شکست مقابل کفار ناامید شده بودند و این آیه به ایشان امیدواری و نوید میدهد. از روایات و تواریخ اسلامى درباره حادثهی احد چنین استفاده میشود: هنگامی که قریش در جنگ بدر شکست خوردند و با دادن هفتاد کشته و هفتاد اسیر به مکّه مراجعت کردند، ابوسفیان به مردم مکّه اخطار کرد نگذارند زنان بر کشتههاى بدر گریه کنند؛ زیرا اشک چشم، اندوه را از بین میبرد و عداوت و دشمنی را نسبت به محمّد(ص) از قلبهای آنان زایل میکند. پس از این اتفاق آیاتى براى تقویت روحیه شکست خوردهی مسلمانان در یک حالت بحرانی بر پیامبر(ص) نازل گردید. نخست به پیروزی چشمگیر مسلمانان در میدان بدر اشاره شده تا با یادآورى آن خاطره، به آیندهی خویش دلگرم شوند. میفرماید: «خداوند شما را در بدر یارى کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت)، در حالى که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید، پس از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفت فرمان پیامبر(ص) نکنید)، تا شکر نعمت او را به جا آورده باشید در آن هنگام که تو به مؤمنان میگفتى: آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، که (از آسمان) فرود میآیند، یاری کند؟ آری (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودى به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانههایی با خود دارند، مدد خواهد رساند (ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج4: 6؛ زمخشری، 1407هـ، ج1: 411). رابطهی بینامتنی، این دو بیت از شعر کمیت با کلام وحی از نوع بینامتنی لفظی و معنوی است، و با توجّه به واژهی کلیدی «المُسَوَّمُونَ» رابطهی بینامتنی از نوع نفی جزئی بوده و با توجّه به مضمون بیت از نوع نفی متوازی بوده؛ چرا که به جریان یاری رساندن به کمک فرشتگان نشاندار اشاره دارد.
متن حاضر:
و اسمٌ هُوَ المُستَفَادُ لا النَبَزُ الـ
کَاذِبُ مَن قَالَهُ وَ لا اللَّقَبُ
(کمیت،1406هـ :118)
ترجمه: و اسم همان چیزی است که خواننده آن را میگوید و مورد استفاده قرار میدهد نه القاب دروغین.
متن غایب:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَ لا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَ لا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (حجرات/11).
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانى زنان(دیگر) را (ریشخند کنند) شاید آنها از اینها بهتر باشند و از یکدیگر عیب نگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت ندهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.
روابط بینامتنی: در این آیه در زمینه مسائل اخلاق اجتماعى به سه حکم اسلامى به ترتیب عدم سخره، ترک عیبجویی و تنابز به القاب اشاره کرده، در اینجا مخاطب مؤمنان هستند، اعم از مردان و زنان، قرآن به همه هشدار میدهد که از این عمل زشت بپرهیزند؛ چرا که سرچشمهی استهزاء و سخره همان حس خود برتربینی و کبر و غرور است که عامل بسیاری از جنگهای خونین در طول تاریخ بوده است. بسیارى از افراد بیایمان در گذشته و حال اصرار داشته و دارند که بر دیگران القاب زشتی بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر کنند، شخصیتشان را بکوبند، و یا احیاناً از آنان انتقام گیرند، و یا اگر کسی در سابق کار بدی داشته سپس توبه کرده و کاملاً پاک شده باز هم لقبی که بازگوکنندهی وضع سابق باشد بر او بگذارند. اسلام صریحاً از این عمل زشت نهی میکند، و هر اسم و لقبی را که کوچکترین مفهوم نامطلوبی دارد و مایهی تحقیر مسلمانی میشود ممنوع شمرده است(ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج18: 351-350؛ مکارم شیرازی،1361ش،ج22: 180-177؛ زمخشری، 1407هـ، ج4: 371-367). رابطهی بینامتنی در این بیت از شعر کمیت هم نفی جزیی بوده؛ چرا که با کلمهی «النَبَزُ» مخاطب را به متن غایب رهنمون میسازد و هم نفی متوازی؛ چرا که در مضمون بیت از آیهی قرآن که در موضوع مسایل اخلاق اجتماعی است بهره گرفته است.