پایان نامه کلیشه های جنسیتی و گروههای اجتماعی


Widget not in any sidebars

خشونت علیه زنان در حوزه عمومی عرصه های گسترده تری را در بر می گیرد.
1- آداب و رسوم
در بسیاری از موارد خشونت علیه زنان را به کمک آداب و رسوم غیر مذهبی توجیه می کنند. بطور کلی، گروههای اجتماعی – اعم از شهری، روستایی و عشایری – ویژگیهای فرهنگی و قومی خاصی دارند.
نمونه هایی از رسوم رایج در مناطق جنوب ایران در زیر آورده شده است: اگر مردی از مردان یک قبیله مردی دیگر را به قتل برساند برای ختم خصومت پنج زن از قبیله جانی به عقد نکاح پنج مرد از قبیله مقتول در می آیند که این رسم فصل یا خون بس گفته می شود در جریان این رسم زنانی که انتخاب می شوند حق اعتراض ندارند.
علاوه بر آداب و رسوم محلی، برخی آداب و رسوم و سنت ها در کل جامعه قدرت اجرایی دارد برای مثل آداب و رسوم مربوط به شب زفاف که در تمام ایران رفتارهای خشونت آمیز جنسی علیه زن را تجویز می کند مراسم شب زفاف از تبعات روابط مالکانه ای است که مرد بر زن خود دارد و از همان اولین شب عروسی آغاز می شود. نوع دیگر خشونت جنسی فلج کردن اندام تناسلی زنان (ختنه) می باشد که در جوامع اسلامی صورت می گیرد که عبارت است از بریدن قسمتی یا همه اندام تناسلی خارجی زنان است. در شدیدترین نوع آن اندام تناسلی خارجی را بریده و لبه های آن را به هم می دوزند و فقط یک سوراخ کوچک برای آمیزش و قاعده شدن باقی می گذارند این عمل ناانسانی در 28 کشور آفریقایی و چندین کشور آسیایی به بهانه فرهنگ و سنت بکار گرفته شده و حدود 135 میلیون دختر و زن تحت این عمل خشن قرار گرفته که در بسیاری از آنان همراه با نتایج وحشتناکی مثل عفونت و نازایی همراه بوده و تاثیرات ویران کننده بر روان و زندگی آنان گذاشته است.
برخی اشکال خشونت علیه زنان به آداب و رسوم ازدواج مربوط می شود مثل ازدواج کودکان و ازدواج اجباری با شخص تعیین شده، عروس ربایی و مرگ و خشونت مربوط به جهیزیه، ازدواج کودک و ازدواج اجباری در آفریقا، آسیای جنوبی و مرکزی و خاورمیانه شایع است.
از دیگر خشونت علیه زنان مثلا در هنگ کنگ در صورتیکه دختری قبل از ازدواج بکارتشون از بین رفته باشد را می کشند و در قبال این کار مجازات نخواهند شد یا محکوم نمودن زنی که در ظهر تابستان در حیاط خانه اش خوابیده بود و چشم عابران به تن او افتاده بود به مجازات کشیدن گرسنگی وتشنگی تا اینکه فوت نماید.که نمونه بارز خشونت می باشدوبه چشم می خورد.
2- فرهنگ شفاهی و کتبی
متون فرهنگی و اساطیری ایران و ضرب المثل هایی که عموماً رفتار خشونت آمیز مردان و دختران را تایید می کند و بیشتر در جهت اثبات و تایید فرودستی و سستی عقل و خرد و اراده زن است. مثال:
1) گربه را دم حجله باید کشت: به معنای آن است که باید زن را از همان آغاز زندگی با رفتار خشونت بار مرعوب و مطیع کرد.
2) زن ذلیل: اصطلاحی است که به عنوان صفت حقیرآمیز برای مردانی که به نظرات همسر خود احترام می گذارند اطلاق می شود.
3) باورهای مردسالارانه در ایران خشونت را طبیعت مرد می دانند و به زن می قبولانند که با لباس سفید به خانه بخت می رود و هر چه که بر سرش آمد باید با کفن سفید از آن خانه بیرون بیاید.
4) از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته، زن زبان دراز، سگ گیرنده.
5) زن خوب فرمانبر پارسا / کند مرد درویش را پادشاه. یعنی اگر مطیع باشد، شایسته و قابل احترام است.
6) زن که رسید به بیست باید به حالش گریست ، این ضرب المثل به پیری زودرس زن توجه می دهد و جاذبه های جنسی او را تا مرز 20 سالگی تایید می کند و هر نوع تکامل دفاعی و عقلی زن را نفی می کند.
7) زن و شوهر جنگ کنند ابلهان باور کنند.
8) زن از پهلوی چپ شده آفرید / کس از چپ راستی هرگز ندیده.
اشاره به داستان آفرینش در قران است که می گوید زن از باقی مانده گل آدم و یا از دنده چپ مرد آفریده شده است و در فرهنگ ایران یکی از معنای مجازی چپ (انحراف است) و یکی از معانی راست (برگزیدن راه درست در زندگی است.)
3- سنت ها و پاره ای تفاسیر سنتی از دین
برداشت های خشونت آمیز نسبت به زنان بازتابی است از ارزش ها و عقاید یک اجتماع که اغلب چندین نسل را در بر میگیرد. برخی عملکردهای دیدگاه سنتی درباره نگاه اسلام نسبت به زن را میتوان نیرومندترین عامل تاثیرگذار به شمار آورد که ذهنیت نسل های بسیاری از ایرانیان را تسخیر کرده است. پیروی کورکورانه از دستورات ملهم از این تفاسیر سنتی چنان است که سلامتی جسمی و روانی زنان ایرانی را به خطر می اندازد. علاوه بر آن، اسلام را از منظر عمومی با عملکرد همین دیدگاه می سنجد و در نتیجه آن را مجموعه ای از دستورات خشونت آمیز نسبت به زنان می انگارند.
چند نمونه از ارکان سنتی به زن عبارتند از : دوگانگی کامل قوای ظاهری و باطنی زن و مرد، نیاز روحی زنان با اتکا به مردان، ساخت وجودی زنان متناسب با دو نقش اصلی بارداری و بچه داری، مردان قیم زنان هستند، محدود دانستن حق مردان در تنبیه زنان، عدم جواز حکومت و ورود به مجلس برای زنان، مضربودن حضور زنان در صنعت و فعالیتهای اجتماعی، مخالفت با دستاوردهای علوم تجربی (طبیعی – اجتماعی) در مورد زنان و …
بسیاری از موانع پیش گفته ممکن است با عنوان نگرش دینی به زنان تبلیغ و ترویج شود. اما برای کسانی که به گفتگوها و مباحث چند سال اخیر در میان سنت گرایان و نواندیشان دینی آشنا هستند روشن است که از متون وقایع و تاریخ دین می توان تدبیرهای دیگری نیز ارائه کرد که کاملاً قابل دفاع و با منابع دینی موجود متناسب باشند. از این روبه نظر می رسد ادعای اینکه نگرش سنتی بیش از آنکه برآمده از آموزه های دینی باشد ریشه در سنت های اجتماعی و فرهنگی وارد و حاصل نگریستن از پشت عینک سنت گرایی به متون دینی است، ادعایی گزاف و بیجا نخواهد بود. متون دینی را هم می توان با نگاهی سنتی درک و تفسیر کرد و هم با نگاهی نواندیشانه و متناسب با مقتضیات زمان.
4. موسسات اجتماعی
موسسات اجتماعی نمی توانند به گونه ای عمل کنند که زن و مرد با حقوق مساوی از فرصت های اجتماعی، فرهنگی وهنری بهره مند شوند. در مدرسه که مهمترین موسسه اجتماعی است، کتاب های درسی کلیشه ی ارائه می دهد که بر محدودیت فضای زندگی زنان تاکید دارد. کتابهای درسی در مقطع دبستان ذهنیت دانش آموزان را از شش سالگی با کلیشه های جنسیتی، که جداسازی دو جنس در نهاد ها و موسسات اجتماعی نتیجه حتمی آن است، تحت تاثیر قرار می دهد. کلیشه ها افراد جنس زن را محکوم به انجام امور خانگی یا شبه خانگی و محدود شدن در نقش های خاص می کند و به افراد جنس مرد اجازه می دهد فضای اجتماعی خود را تا بی نهایت گسترش دهند.