پایان نامه کشورهای خاورمیانه و حزب عدالت و توسعه

دانلود پایان نامه

5-2-1- موقعیت استراتژیک
جمهوری عربی سوریه با جمعیتی بالغ بر 22 میلیون نفر و مساحتی حدود 185180کیلومتر مربع، هشتاد و هفتمین کشور جهان از نظر وسعت محسوب می شود. سوریه در منطقه ی آسیای غربی واقع شده و به عنوان مرکز ارتباطات سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا شناخته می شود. این کشور از دیرباز، مرکز بازرگانی میان شرق و غرب بوده است. موقعیت ژئوپلتیکی سوریه، این کشور را در نقطه اتصال خاورمیانه نفت خیز با اروپای صنعتی نموده است. سوریه یک بازیگر ژئوپلتیک محور است که سه عامل؛ واقع شدن در منطقه ی استراتژیک خاورمیانه، قرار گرفتن بر کناره ی شرقی دریای مهم مدیترانه و برخورداری از 186 کیلومتر ساحل و همسایگی با فلسطین اشغالی، لبنان، ترکیه و عراق، به وضوح اهمیت ژئوپلتیکی و نقش راهبردی این کشور را در مناسبات منطقه ای و بین المللی نمایان می سازد. به دلیل همین اهمیت و نقش استراتژیک، بسیاری از کارشناسان روابط بین الملل، سوریه را بزرگترین کشور کوچک جهان می نامند. سوریه تنها بازیگر عربی است که در میان کشورهای خاورمیانه و آفریقای عربی، نقش مستقلی را در مناسبات منطقه ای و بین المللی ایفا می نماید. درگیری رژیم صهیونیستی با سوریه، محور اهمیت نظامی و استراتژیک این کشور در منطقه می باشد. در حال حاضر نیروهای مسلح سوریه، تنها ارتش کالسیک عربی است که می تواند امنیت رژیم صهونیستی را در معرض خطر قرار دهد. از این رو مقامات رژیم جعلی اسرائیل، سوریه را به عنوان تهدید استراتژیک به حساب می آورند. نقش آفرینی سوریه در مبادلات سیاسی لبنان و قرار گرفتن دمشق به عنوان دولت حامی مقاومت اسلامی، بر اهمیت استراتژیک سوریه افزوده است. این کشور می تواند از طریق بنادر «بانیاس» و «طرطوس» در ساحل مدیترانه، مسیر بسیار مهمی برای صادرات نفت و گاز عراق و ایران به اروپا باشد. مسیر سوریه وابستگی عراق و ایران را برای صادرات انرژی به خلیج فارس، کانال سوئز و حتی ترکیه تقلیل می دهد. این موقعیت باعث برانگیخته شدن حس رقابت ژئوپلتیکی ترکیه با سوریه گردیده است. سوریه در اکثر مسایل خاورمیانه، دارای نقش کلیدی است، عدم حمایت از رژیم بعثی صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران و ممانعت از عربی– فارسی شدن جنگ، حمایت از مقاومت اسالمی لبنان و فلسطین در جنگهای 33 روزه و 11 روزه و مخالفت با روند سازش و به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی، از جمله این موارد است. همچنین نزدیکی دیدگاه رهبران سوریه به جمهوری اسلامی ایران و قرار گرفتن این کشور در محور ایران، اهمیت و نقش استراتژیک سوریه را فزآینده ساخته است. رقابتها و معادلات راهبردی در بی ثبات سازی سوریه اهمیت و نقش استراتژیک سوریه در مناسبات منطقه ای و بین المللی و همچنین رقابتهای ژئوپلتیکی و معادالت راهبردی، بیشترین سهم را در ایجاد ناآرامی های سوریه دارند. به عبارت دیگر بی ثبات سازی سوریه، امتدادی از جنگ محورهاست که اوردگاه آن، پس از لبنان و فلسطین در جنگهای 33 روزه و 11 روزه و جنگ8 روزه، اکنون به سوریه منتقل شده است. از منظر راهبردی بی ثبات سازی سوریه، ملهم از معدلات و رقابتهای راهبردی زیر می باشد: الف) تضعیف مقاومت اسالمی و مهار جمهوری اسلامی ایران ب)سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه و دکترین نوعثمانی ترکیه ج) اقدامات آل سعود به عنوان یکی از بازیگران محور آمریکا و رژیم صهیونیستی از منظر محور آمریکا تضعیف مقاومت اسلامی. براین اساس تمرکز بر روی سوریه و بی ثبات سازی آن، به عنوان کلیدی ترین حلقه ی محور مقاومت اسلامی و عمق استراتژیک ایران، در واقع هدفی جز برقراری توازن بین محورها و تضعیف مقاومت اسلامی و مهار ایران را دنبال نمی کند. از دیگر بازیگران موثر در بی ثبات سازی سوریه، ترکیه می باشد. سیاست خارجی این کشور بر این پایه شکل گرفته است که ترکیه باید بازیگر اصلی و دیپلماتیک در حل مسایل منطقه ای و قابل اعتناء برای غرب باشد(رجبعلی: 1391، 39).
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مشکلات رفتاری


5-2-1-1- ساختار سیاسی دولت سوریه
تمایلات سیاسی در سوریه هنگام استقلال این کشور در سال1941 متمرکز بر دو حزب ملی و مردم بوده است. حزب اقلیت مردم متشکل از بازاریان و زمین داران بود و حزب ملی را وکلا و سرمایه داران تشکیل
می دادند که اکثریت کرسیهای مجلس سوریه را از آن خود نموده بودند. کودتای سال 1949 «کلنل حسنی زعی »، با کاهش نقش دو حزب در دولت و صحنه سیاسای ساوریاه همراه شد و دخالت نظامیها و اقلیتها در امور سیاسی، اداری و نظامی افزایش یافت. با توجه به ضعف احزاب از جمله حزب ملی و کمونیست، حزب بعث به تدریج حکومت سوریه را به دست گرفته است، حزبی که در سال 1946 تاسیس شد و اجرای برنامه های اصلاحی، اقتصادی، اجتماعی، اتحاد بین کشورهای عربی و ناسیونالیس عرب و رابطه بین اسلام و عربیت اساس این حزب را تشکیل داده بود. این حزب در سال 1956 وارد دولت شده و به تدریج ایدئولوژی حزب در سوریه توسعه یافت. در سال1963 با کودتای نظامیان بعثی، حزب بعث قدرت را در انحصار خود درآورد و به عنوان حزب حاکم درآمد و سوریه که تا قبل از آن یکی از کودتا خیزترین کشورهای جهان به شمار میرفت وارد مرحله جدیدی از ثبات و آرامش شد. حافظ اسد رهبران میانه رو حزب بعث، در 12 مارس 1970میلادی دست از اعلام جنبش اصلاح طلبانه ی خود به نخست وزیری سوریه رسید و در 1971م در یک همه درسی به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد. حافظ اسد در پایان همان سال از سوی تشکیلات رهبری کشوری حزب بعث به عنوان دبیرکل این حزب برگزیده شد. پس از آن که صدام قدرت را در عراق تصاحب کرد، روابط میان دمشق و بغداد که به ترتیب محل استقرار دو جناح چپ و راست حزب بعث بود، تیره شد، تا به آن جا که، هر دو کشور به مخالفان سیاسی یکدیگر پناه می دادند. این وضعیت بحرانی، به سبب حمایت سوریه از جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی عراق، به قطع کامل روابط سیاسی دمشق و بغداد انجامید. ولی از بهار سال1997 میلادی روابط دو کشور به تدریج جان تازهای گرفت. حزب بعث حاکم بر سوریه پس از درگذشت حافظ اسد در خرداد سال 1379 فرزند او، بشار اسد به جانشینی پدرش برگزید. بشار اسد یک ماه پس از درگذشت پدرش، در یک همه پرسی به عنوان ریس جمهور سوریه انتخاب شد(رجبعلی: پیشین، 46).
5-2-1-2- گروه های مذهبی در سوریه