پایان نامه منشور ملل متحد و حقوق بین الملل

دانلود پایان نامه

ضوابطی عینی نظیر خویشاوندی قومی و نژادی و اشتراک در زبان، مذهب، فرهنـگ و سـرزمین را در تشـکیل
ملت لازم می داند و دومی بر ضوابطی ذهنی و شخصی نظیـر تصـورات جمعـی، نظـام ارزشهـای مشـترک و
خواست زیست جمعی تأکید می کند. در تفصیل بیشتر این دو نظریه باید اضافه کرد که نظریه اول از یک حالت جرمگرا برخوردار است و صرفاً بر همان عناصر مشترک تأکید می کند، در حالی که نظریه دوم بدون انکار ایـن
عناصر، تأکید می ورزد «آن افراد انسانی که خود را متعلق به یک جامعه کل یا یک جامعه سیاسی متمایز می دانند
و سرنوشت خود را با سرنوشت سایر افراد عضو آن جامعه، پیوند یافته می بینند، می توانند عامل تشـکیل یـک
ملت باشند، ملت با احساس تعلق تحقق می یابد»( قاضی: 1370، 207).
پروفسور موریس دوژوره از طرفداران نظریه شخصی، می گوید« نژاد، زبان یا مذهب نیست که ملت را شکل می دهد بلکه ایده ای اسـت کـه از نـژاد، زبـان یـا مـذهب در مخیله ها پروریده می شو»( دوژوره: 1367، 59).
«رنان» از دیگر طرفداران این نظریه از «میل به زندگی جمعی» یاد کرده و جمله معروف «ملت یک جان یا
یک اصل معنوی است» را در این راستا بیان کرده است(بیرو: 1375، 39).
و بالاخره پروفسور «کلود آلبر کلییار» متفکر حقوق بین الملل نظریه شخصی را ترجیح مـی دهـد و کشـور
سوئیس را به عنوان شاهد ادعای خود می آورد و می نویسد« جامعه سوئیس به رغم یکسان نبودن در نژاد و زبان و مذهب، در اثـر داشـتن میـل بـه زنـدگی مشـترک، جامعه ای ملی به نام ملت سوئیس را به وجود آورده است»(کلییار: 1368، 63).
پرسش عمده ای که مطرح می شود این است که آیا ملت منطبق بر کشور می باشد یا خیر؟ به عبارت دیگـر،
وجود حکومت در تعریف ملت ضروری است یا خیر؟ در پاسخ به پرسش بالا، نظریات متفاوتی از سوی متفکرین ارائه گردیده به گونه ای که عده ای پاسخ مثبـت می دهند و عده ای عنصر حکومت را در تعریف ملت لازم نمی دانند. «ای.اف.ک.ارگانسکی» می گوید: «ملت بنابر قاعده عمومی، گروههای متعددی از مردم می باشند که در یک یا چند قطعه سرزمین مجاور به صورت دسته جمعی تحت یک حکومت زندگی می کنند»(ارگانسکی: 1355، 77).
«جی.گولد» می گوید« یک ملت می تواند به عنوان یک اجتماع تاریخی و یک بافت فرهنگی پدید آید بدون آنکه به خودمختاری سیاسی و حکومت دست یافته باشد»( جوانمردی صاحب: پیشین، 24).
این تعاریف نمونه هایی از دو دیدگاه موجود می باشند. از حیث کاربرد این واژه در متون سازمان ملـل نیـز
این دوگانگی مشاهده می شود. در بیشتر متون سازمان ملل مترادف با کشور و ساختار سیاسی به کار رفته اما در
بند د ماده 76 منشور ملل متحد ملل در معنای یک گروه ملی و بدون ساختار سیاسی به کار رفته است. از نظر تاریخی نیز این اختلاف به چشم می خورد به عبارت دیگر آنچه در عمل اتفاق افتاده آن است که از سویی کشورهایی وجود داشته اند که چند ملت را در خود جای داده بودند که از آنها بـه کشـورهای «فراملـی» تعبیر شده مانند امپراتوری اتریش- مجار و از سویی ملتهایی وجود داشته اند که کشـوری واحـد نداشـته انـد، مانند ملت چک و لهستان( کلییار: پیشین، 18).
آنچه از مطالب بالا نتیجه می شود این است که عنصر حکومت در تشکیل یک ملت لازم نبوده و آنچه تحت
عنوان ملت دارای نظام سیاسی مطرح است فرد اجلی از گروه ملی است. به عبارت دیگر، مجموعه انسانهایی
که دارای خصوصیات یک ملت هستند و دارای نظام سیاسی می باشند ملت اند و مجموعـه انسـانهـایی کـه
دارای خصوصیات ملت بوده اما دارای حکومت نمی باشند گروه ملی هستند( جوانمردی صاحب: پیشین، 23).
به هر حال گروه ملی به اقلیتی اطلاق می شود که در تابعیت یک دولت به سر می برند و با حفـظ علایـق
قومی، مذهبی و زبانی از اکثریت حاکم متمایزند. گروه ملی متشکل از افرادی است که خواستگاه ملی مشـترک
دارند؛ اما ممکن است ملیت کشور دیگری را پذیرفته باشند. بنابراین ملیـت نشـان دهنـده وضـعیت سیاسـی-