پایان نامه مشکلات اقتصادی خانواده و مشکلات اقتصادی

دانلود پایان نامه

3-3-6) یک جیپ دولتی در کوه های الموت
یک جیپ دولتی در کوه های الموت، گزارشی است مستند از یک مأموریّت دولتی که راوی با همکارش، سوار جیپ به سمت قزوین در حرکتند و در طول راه طیّ بحث و گفتگوهایی که بین آنها درمی گیرد، فضا گسترش می یابد و شخصیّتها بیشتر مورد شناسایی قرار می گیرند.
خلاصه داستان: درگفتگوهای راوی و همکارش، در راه یک مأموریّت اداری، راوی از اولین برخوردشان با هم یاد می کند. همکار راوی که اکنون در پست معاونت اداره است، آدمی محافظه کارست که تنها به مقام می اندیشد و دلش می خواهد راوی از او نیز در نوشته هایش یاد کند. ولی راوی قصد دارد گذشته او را به رُخش بکشد. با حرفی از گذشته و چیزهایی که راوی بر زبان می آورد، یکّه ای می خورد و رنگ و رویی عوض می کند. او که به آسودگی الآن خود می اندیشد، نمی خواهد از گذشته اش کسی حرفی بزند. اما اصرار راوی بر آشکار کردن آن چه او در گذشته انجام داده، همکارش را دچار بحران روحی می کند و در پایان فریادها و اعتراف هایش است که در فضای داستان می پیچد.
آن چه از محتوای داستان بر می آید، این است که هدف نویسنده، نشان دادن روانشناسی آدمی خودباخته و دلبسته پست و مقام است که با تلنگُری از آن چه در گذشته اش وجود داشته و اکنون خوشایند او نیست، می شکند و تنها به رفاه اکنون خود می اندیشد.
دیدگاه اول شخص همه داستانهای طیّاری و وجود راوی در آنها، سببی می شود که در مورد شخصیّت ها و به خصوص خود راوی، اطلاعات کمتری داشته باشیم. نویسنده سعی دارد بیشتر داستان نمایشی بنویسد، از همین رو برای خلق شخصیّت ها و آدم های داستان و فضاها و صحنه های آن کمتر از توصیف و توضیح یاری می گیرد و همه چیز را بر عهده شخصیّت ها می گذارد تا از طریق رفتار، عمل و گفتگوی خود را به خواننده عرضه کنند.
3-3-7) اقرار
طیّاری اقرار را از زبان نوجوانی بیان می کند که دلهره و نگرانی دوری پدر و رفتن او از خانه، دغدغه اصلی او به شمار می آید.
خلاصه داستان: داستان، ماجرای شبی را بیان می کند که راوی و برادرش مدّت هاست که کنار هم دراز کشیده اند امّا خوابشان نمی گیرد. آن ها نگرانند که صبح، پدر آنها را ترک گفته باشد. راوی در حالی برادر را آرام می کند که نگرانی واضطراب سراسر وجودش را فرا گرفته است. او می دانست که اگر پدرش بماند، هم نمی تواند برای آنها کاری بکند. پس بهتر اینکه برود تا مشکلاتشان را حلّ بکند. آن دو، تمام شب را در گفتگو و اضطراب سر کردند.
همان طور که می بینیم، نویسنده بسیاری از ناگفته ها را در داستان باقی گذاشته و بزرگ ترین ناگفته داستان، پایان داستانش است که سرانجام آن برای خواننده معلوم نمی شود و دیگر اینکه پدر خانواده برای چه می رود، یا به کجا می رود نیز روشن نیست. از فضای داستان و از لابه لای برخی گفتگوها، خواننده بوی فقر و برخی مشکلات اقتصادی خانواده را استشمام می کند و فرضیّات و حدسیّات خود را کامل می کند.
داستان دو شخصیّت در حال گفتگو دارد که حضورشان در داستان حس می شود، ولی سه شخصیّت دیگر که از آنها به عنوان پدر و دو دیگر یاد می شود، هیچ حضوری در داستان ندارند. علاوه بر این که تا پایان ناشناخته می مانند.گفتگوی شخصیّت ها، اساس داستان است و جز چند جمله توصیف شب، سکون و سکوت، نه رفتار و عملی ازشخصیّت ها می بینیم و نه توضیح و معرّفی آدم ها و صحنه های داستان.
در داستان هیچ حادثه و رخدادی به چشم نمی آید، بنابراین از لحاظ حادثه پردازی داستان موفّقی نیست. زیرا تنها دغدغه های ذهنی و دلهره های اشخاص داستان است که در تمام گفتگوها دیده می شود. علاوه بر آن، سادگی مضمون، به کارگیری نثر ساده داستانی، زبان ساده گفتگوها و مطابقت با لحن از شاخصه های داستان به شمار می رود.
3-4) بخش چهارم: مجموعه صدای شیر
چهارمین مجموعه داستانی طیّاری، با عنوان صدای شیر در سال 1350 به چاپ رسید. طیّاری در این مجموعه، شیوه های مختلف نویسندگی را که در مجموعه های قبل آزموده بود، مجدداً می آزماید. این مجموعه نیز شامل طرح، نمایشنامه و داستان کوتاه است. بسیاری از قطعه های این مجموعه، همانند قطعه های طرح ها و کلاغ ها، کوتاه و توصیفی است. با همان زبان ریتمیک و شاعرانه، با این تفاوت که طیّاری در طرح ها و کلاغ ها، طرح های روستایی نوشته، ولی در صدای شیر، به نوشتن طرح های شهری پرداخته و آن ها را در باب مسائل شهرنشینی مطرح کرده است.
بسیاری از این قطعات با وزن و قافیه همراه است و در حقیقت باید نام شعر نو بر آن نهاد.
«گل بوته باران می شکوفد در علفزاران،
نم نم می چینند آن را یاران،
در زهرِ نگاه ماران،
می روم تا کوهساران – با خویش،
می خوانم – :
یاران با نی لبک باران پیش» (طیّاری،11:1350)
او در نمایشنامه های این مجموعه، کاملاً زبان شعری و آهنگین دارد که در نوع خود بسیار جالب است، اما چون مبحث نمایشنامه مربوط به حیطه کار این رساله نیست، از پرداختن به آن خودداری می کنیم.
طیّاری در باب تعریف قصّه، «قصّه را یک جور معماری با کلمات می داند که در مایه های شعر قشنگ تر می نشیند.» (همان،6:1350) و آن گونه معماری زبانی که بنایش را در کاکا پی ریزی کرده بود در صدای شیر به اتمام رساند و از آن ساختمانی جدید ساخت با مصالح استعاره، تشبیه و سجع و زبان نوشته هایش را به سمت و سوی ادبیّت و شعر کشاند. به قطعه «راه» از مجموعه «صدای شیر» بنگرید:
«ماه روی جلگه ناز است،
جاده پر از رهزن است،