پایان نامه مسئولیت بین المللی دولت و مسئولیت بین المللی

دانلود پایان نامه

براساس مقررات ماده 4 طرح‌ پیش‌نویس‌ مسئولیت بین‌المللى‌ دولتها‌ در‌ حقوق بین‌الملل، رفتار رکن‌ دولت، اعم از ارکان تقنینى، اجرایى و قضایى عمل دولت تلقى مى‌شود. رکن دولت شامل فرد‌ یا‌ هر شخصیت حقوقى است. علاوه بر‌ این‌، برخى‌ اعمال‌ افراد‌ یا اشخاص غیر‌ رکن‌ دولت ممکن است براساس حقوق بین‌الملل به دولت قـابل انتساب باشد. این موضوع در تصمیمات قضایى‌ بین‌المللى‌ تایید‌ شده است. امکان نقض تعهدات بین‌المللى دولتها در زمینه نسل‌کشى به دو صورت قابل فرض است: فرض نخست آنکه نقض تعهدات به وسیله ارکان دولت، فاقد‌ وصف کیفرى نسل‌کشى یا یکى از جرائم مرتبط با آن باشد. فرض دوم اینکه تعهدات نقض شده وصف کیفرى داشته باشد. به طور کلى، دولت به واسطه عمل ارکان خود‌ مسئول‌ شناخته مى‌شود و در واقع این افراد منتسب به ارکان دولتى هستند که مرتکب رفتارى غیر قانونى بین‌المللى مى‌شوند. انتساب عمل افراد به دولت زمانى است که فرد به عنوان‌ کارگزار‌ دولت یا از جانب دولت و یا به نام دولت یا به عنوان کارگزار واقعى و بدون اختیار قانونى اقدام کرده باشد. باید گفت که‌ ارتکاب‌ نسل‌کشى موبج مسئولیت کیفرى فردى‌ است‌ اما مسئولیت کیفرى فردى لطمه‌اى به مسولیّت دولتها در حقوق بین‌الملل وارد نمى‌کند. مسولیت بین‌المللى دولت در ارتباط با جرم نسل‌کشى ممکن است ناشى‌ از‌ عمل ارکان دولتى یا‌ ناشى‌ از عمل اشخاص خصوصى باشد. بنابراین، نقض تعهدات مربوط به نسل‌کشى به وسیله دولتها موجب مسئولیت بین‌المللى آنهاست و این اثر حقوقى نقض تعهدات بین‌المللى است و نظام مـسولیت بـین‌المللى دولتها ناشى از نسل‌کشى ماهیّتى خاص دارد( ماده 28 طرح پیش نویس مسئولیت بین المللی دولت ها).
به طور کلى، مسئولیت بین‌المللى دولت ناشى از یک عمل نادرست‌ بین‌المللى‌، متضمن آثار‌ حقوقى است. این آثار حقوقى در درجه نخست تعهدات جدید مـانند تعهد به جبران خسارت براى دولت‌ متخلف ایجاد مى‌کند. از سوى دیگر، این آثار براى دیگر دولتها‌ و به‌ طور‌ مشخص براى دولتها یا دولت‌هاى لطمه دیده و در بعضى موارد، جامعه بین‌المللى حقوقى جدید ایجاد مى‌کند(مستقیمى‌ و ‌‌طارم‌ سرى: پیشین، 199).
آثار حقوقى نقض تعهدات مربوط به نسل‌کشى لطمه‌اى بـه مـسئولیت‌ مستمر‌ دولتها‌ براى انجام تعهدات نقض شده نمى‌زند. ضمن این که مستنبط از مواد 29 و 30 طرح‌ پیش‌نویس مسئولیت بین‌المللى دولتها این است که دولت ناقض تعهدات مربوط به مساله‌ نسل‌کشى تعهد دارد عمل‌ را‌ متوقف کند و به آن پایان دهد و تضمین کند که آن را در آینده تکرار نکند. در واقع، این تضمینى براى پیشگیرى از تکرار جرم در آینده است. توقف عمل ناقض تعهد‌ بین‌المللى در زمینه نسل‌کشى نخستین شرط لازم براى از بین بردن آثار عمل ناقض و یکى از آثار مهم آن عمل اسـت. نقش تعهد به توقف نقض تعهد این است که به‌ نقض‌ حقوق بین‌الملل پایان دهد و اعـتبار قاعده اولیه مهم را تضمین کند. تعهد دولت مسئول براى توقف عمل ناقض، هم از منافع دولت لطمه دیده و هم از منافع جامعه بین‌المللى حمایت‌ مى‌کند‌. تضمینات براى عدم تکرار ممکن است از طریق جلب رضایت صورت بگیرد( خالقی و جاویدزاده: پیشین، 222).
فصل پنجم: نگرش کلی بر آغاز مخاصمات در سوریه و میانمار
5-1- ساختار سیاسی منازعات قومی و مذهبی در میانمار
در این قسمت ابتدا به موقعیت میانمار خواهیم پرداخت سپس ساختار سیاسی و گروه های قومی و نژادی آن را مطرح می نماییم.
5-1-1- موقعیت
اتحادیه جمهوری میانمار کشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است. میانمار با مساحت 678500 کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور 1900 کیلوتر مرز آبی دارد. سه رشته کوه اصلی در میانمار وجود دارد که هر سه از شمال (هیمالیا) به جنوب کشیده شده‌اند. در سال 1824 برمه یا میانمار توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال 1937 بریتانیا برمه را به همراه منطقه «آراکان» که اکنون به آن راخین نیز می‌‎گویند، مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال 1948 بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به میانمار تغییر نام یافت. نظامیان پس از کودتای سال 1962 توسط ژنرال “«نِ وین» که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخست‌وزیر «او نو» شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری میانمار تحت کنترل رهبر نظامی درآمد. این شرایط تا سال 2011 ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال 2010 منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد. میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 2005 از جمعیتی بالغ بر 40 میلیون نفر برخوردار است(پوریا: 1387، 22).
5-1-2- ساختار سیاسی دولت میانمار
در سال‌های اخیر به‌ویژه از دهه 1990 پدیده فساد مالی توجه بسیاری از جهانیان را به خود جلب کرده است. در بسیاری از کشورها از توسعه یافته و در حال توسعه، کوچک یا بزرگ، بازارگرا و غیربازاری فساد مالی سبب شده دولت‌هایی سقوط کنند، دولتمردانی برجسته سمت‌های خود را از دست بدهند و حتی در برخی موارد طبقات سیاسی جابه‌جا شوند. انتظار می‌رود با افزایش فساد مالی هزینه‌های دولت‌ها به سوی کارهایی کشیده شود که در آن شفافیت کمتر و امکان بهره‌مند شدن از درآمدهای غیر‌قانونی بیشتر باشد. در همان حال با افزایش فساد مالی گرایش به اجرای پروژه‌های بزرگ و سرمایه‌بر افزایش می‌یابد که از این نظر کشورهای در حال توسعه بسیار مستعد فساد هستند. پژوهش‌های مختلف انجام گرفته نشان می‌دهد که رابطه فساد مالی و هزینه‌های دولت به گونه‌ای است که با افزایش فساد مالی هزینه‌های دولت در بخش آموزش و سلامت به گونه‌ای معنا‌دار کاهش می‌یابد و در نتیجه هزینه‌های نظامی و هزینه‌های مربوط به کالاهای با تکنولوژی بالا و نیز هزینه‌ها در زمینه رفاه و امنیت اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در اکثر کشورهای در حال توسعه که دارای درجه بالایی از فساد هستند، نقش دولت در آن انکارناپذیر است. به گونه‌ای که در این کشورها یا خود دولت از مولفه‌های اصلی فساد بوده و ساختار فاسد دارند یا اینکه به دلیل ضعف در ساختار، عملکرد و عدم توان کنترل بر فعالیت بخش‌ها و گروه‌های مختلف در مبارزه با فساد ناموفق هستند. بنابراین در کشورهای در حال توسعه ارتباط فساد و ساختار و عملکرد دولت بسیار معنی‌دار است. کشورهای که به عنوان نمونه معرفی شده‌اند معنی‌داری این ارتباط را نشان می‌دهند. به طوری که در این کشورها دولت و ساختار سیاسی از علل اصلی فساد می‌باشد به این ترتیب که خود درگیر فساد بوده یا به دلیل ضعف در عملکرد به این پدیده دامن زده است. در کشور میانمار که دارای ساختار حکومت دیکتاتوری است، فساد در تمامی بخش‌ها واضح و قابل درک است. عملکرد این دولت بر اساس منطق مشت آهنین بوده و توسط گروهی از نظامیان توتالیتر اداره می‌شود، اجازه هیچ نوع نارضایتی و ابراز ناخرسندی داده نمی‌شود. برای دسترسی به پایه‌ای‌ترین خدمات دولتی، مردم مجبور به پرداخت‌های خارج از روال و غیر‌قانونی به ارائه دهندگان این خدمات هستند(اسدی: 1391، 12).
5-1-3- گروه های قومی و نژادی میانمار
برمه کشوری باستانی است. نخستین سکنه این سرزمین، در سالهای‌ اولیه مسیحیت در برمه اقامت گزیدند. اعقاب برمه‌ای‌های فعلی در قرنهای یازدهم تا سیزدهم میلادی، پادشاهی پاگان را‌ بنیانگذاری‌ کردند. مهم‌ترین‌ آثار و نشانه‌های اولیه تمدن و فرهنگ در این سرزمین، مربوط‌ به‌ همان دوران است. برمه‌ایها در این دوران از نظر کشاورزی، سیستمهای آبیاری و معماری بسیار‌ پیشرفته‌ بودند.‌ هنوز هم ویرانه‌های بسیاری از معابد بودایی پادشاهان پاگان در گوشه و کنار‌ این‌ سرزمین دیده می‌شود که بعضی از آنها نظیر معبد آناندا پاگودا از شاهکارهای مـعماری‌ جـهان‌ مـحسوب‌ می‌شود. دامنه جنگ و سلطه انگلستان بر کشور هند که از سالهای 1824 تـا‌ 1885م‌ ادامه داشت، کشور برمه را نیز در برگرفت که به طور کلی سبب‌ نابودی‌ رژیم‌ امپراتوری شد و برمه بـه عـنوان قسمتی از شبه قاره هند، جزو مستعمرات انگلستان‌ قرار‌ گرفت. اکثر مردم این کشور از نژاد برمه‌ای‌اند، لکن اقوام و نژادهای مختلف دیگر نیز در این کشور زندگی می‌کنند.‌ در‌ این کشور از چهارده قوم آثار تمدن به جا مانده است. علاوه بر این، مردمانی از نژادهای تبتی، هندی و تایلندی نیز به ایـن کـشور مهاجرت کرده‌اند و در‌ آن‌ زندگی‌ می‌کنند. قبل از استقلال کشورهای‌ شبه‌ قاره‌ هند، تعداد فراوانی از اتباع هندی و بنگالی به برمه مهاجرت نمودند. تعدادی ایرانی نیز از یک قرن و نیم پیش‌ در‌ برمه‌ زندگی می‌کردند که اکنون تنها اندکی از اعقاب‌ آنان‌ باقی مانده‌اند(مفصلی: 1373، 27).
5-1-4- گروه های مذهبی در میانمار
مسلمانان در برمه فرقه‌های گوناگون دارند. گروههای شافعی، حنفی، مالکی، حنبلی، چولیامسلم، بودامسلم، اصل حدیث، قادیانی، سوفیست، طریقه، گرانه، بنگالی‌مسلم، سورطی‌مسلم و وهابیت از‌ آن‌ جـمله‌اند. تاریخ‌نویسان اشاره‌هایی به حضور مسلمانان در برمه نموده‌اند که خود پیشینه شگفت‌انگیزی از گسترش دیـن مـبین اسلام‌ در نواحی آسیای جنوب شرقی بـه دست می‌دهد. تاریخ گسترش اسلام‌ در‌ برمه‌ به قرن اول هجری برمی‌گردد. اعراب و ایرانیانی که قرنها قبل از ظهور اسلام، به سفرهای تجاری ‌‌تا‌ آسیای جنوب شرقی و سواحل شرقی چین دست می‌زدند، بعدها از طریق سواحل‌ برمه‌ راه‌ کوتاه‌تری برای خرید کالاهای خود یافتند. بـه این طریق، آنان به سواحل و داخل کشور‌ برمه رفت و آمد کردند. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به آیـین محمدی(ص)،‌ دریانوردان‌ عرب و ایرانی مسافرتهای دریایی خود را به همین طریق ادامـه می‌دادند و در مسیر خود احیاناً دست به تبلیغ و دعوت مردم به اسلام می‌زدند. از سنن، اقوال، متن، سالنامه‌ها،‌ تاریخچه‌ها و کتب تاریخی برمی‌آید که تقریباً از همان سالهای اولیه قرن اول هجری، بسیاری از اولیا و مـبلغان مسلمان به ترویج دین جدید در سواحل مختلف آسیا مشغول بودند. مائونگ‌ تان‌ لویی، از محققان بودایی برمه، نـوشته است که در سال 680 میلادی (48 هجری)، محمد حنفیه، فرزند حضرت امـیرالمؤمنین(ع)، پس از عدم توفیق درخونخواهی حضرت امام حسین(ع) از بنی‌امیه،‌ همراه‌ با طرفداران و نیروهای خود به شرق کوچ کرد تا بالاخره در سواحل آراکان بـه برمه رسید و در آنجا کایاپوری، ملکه قبیله منطقه را شکست داد، او را‌ بـه‌ دین اسـلام درآورد و آن گاه بـه زنی گرفت و به ترویج اسلام در آن منطقه پرداخت. در حال حاضر دو مزار در ارکان به نامهای حنیفر تونکی وکایاپوری‌ تونکی‌ وجود‌ دارد که همراه با «عرب‌ شاه‌ پارا»؛‌ یعنی منطقه فتح حنفیه در برمه، به صورت زیارتگاه مسلمانان این منطقه درآمده است(پیشین).
یکی از ملوک برمه به اسم میندون‌ در‌ بعضی‌ از شهرها مساجدی برای مسلمانان ایجاد کرد و حتی‌ برای سربازان مسلمانان در داخل قصر خود مسجدی ساخت. او همچنین هیأتی را به مکه اعزام داشت تا در‌ آنجا‌ مسافرخانه‌ای‌ برای حجاج بنا کنند. بعضی از مورخان نوشته‌اند که وی‌ در اواخر عمر خود مسلمان شد. با گسترش ممالک اسلامی در هند و ترویج اسلام در بنگال و تبدیل‌ آن‌ منطقه به سلطان‌نشین اسلامی، منطقه عربی برمه؛ یعنی ایالت آرکان، تحت‌ نفوذ‌ مسلمانان بنگال و هند قرار گرفت. بعضی از منابع تاریخی حکایت از آن دارد کـه در‌ سـال‌ 1531‌ میلادی پادشاه وقت ایران یک هیأت سه نفره مذهبی را‌ به‌ آرکان‌ اعزام داشت که به ساختن مساجد و تبلیغ اسلام همت گماشتند و عده‌ای از‌ علمای‌ آرکان‌ را جهت سفر به ایران دعـوت کـردند. زبان فارسی که زبـان رایـج اهالی غرب‌ برمه‌ بود، در زبان برمه‌ای نیز تأثیر گذاشت. در دوران معاصر، دولت برمه از‌ 1959م‌ به‌ آیین بودایی ارج و بهای رسمی داد و در 1961م با تصویب قانونی آیین‌ مزبور‌ را به صورت دین رسمی برمه درآورد. دولت ژنرال نوین پس از سرکار‌ آمدن‌ در‌ 1962م رفتن مسلمانان به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980م و پس‌ از‌ گذشت هجده سال، به هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد جهت‌ انجام‌ فرایض‌ حج به مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‌ای از مسلمانان نـیز جهت شرکت در‌ کنفرانسهای‌ مختلف‌ اسلامی اعزام شدند. اما متأسفانه فشارهایی که بر مسلمانان وارد می‌آمده،‌ موجب‌ آواره شدن آنها در کشورهای مختلف شـده است. گفته می‌شود بیش از نیم میلیون از مسلمانان‌ برمه‌ای‌ به کشورهای بـنگلادش، هـند، پاکستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، امارات متحده عربی و ممالک‌ دیگر مهاجرت نموده‌اند و هزار مسلمان برمه‌ای‌ نیز‌ در‌ عربستان سعودی سکونت ‌ ‌گزیده‌اند. دولت برمه کنترل‌ شدیدی‌ بر فعالیتهای مساجد اعمال می‌کند و حتی آمار ازدواج و تمایل مردم‌ جهت‌ انجام قربانی گوسفند در مراسم‌ عید‌ قربان و نیز‌ آمار‌ افرادی که در مساجد به آموختن‌ قرآن‌ کریم مشغول می‌شوند، به دولت گزارش داده می‌شود( پیشین، 30).
بیشتر مسلمانان برمه سنی‌ و بیشتر اینان نیز حنفی‌اند. این مسلمانان‌ مساجد، مدارس و پایگاههای‌ مستقلی‌ برای گروه خود دارند، ولی‌ در‌ عین حال متحد نیستند. گروه وهابیت نیز در برمه فعالیتهای بسیار می‌کند. وهابیان‌ با‌ نوشتن کتابها و انجام دادن‌ سخنرانیها‌ در‌ همه شهرهای برمه‌ فعالیت‌ دارند، تبلیغ می‌کنند، هر‌ ماه‌ جوانان را گرد می‌آورند و هر هفته هم در مساجد مختلف جلسه برگزار می‌کنند.‌ بیشتر‌ وهابیان ثروتمندند و به بازسازی مسجد،‌ مدرسه،‌ کمک به‌ تهیدستان‌ و کارهای هنری و فنی‌ می‌پردازند. نکته این است که وهابیان حافظان قرآن بـسیار را می‌پرورند و برای آن مدرسه‌های‌ جداگانه‌ در شهرهای مختلف دارند( پیشین، 31).
برای‌ هر‌ چه‌ روشن‌تر شدن سیمای‌ مسلمانان‌ در برمه، اکنون بعضی از گروههای مسلمان این کشور را معرفی می‌کنیم:
1. چولیامسلم: چولیامسلم یکی‌ از‌ این‌ گروههاست. اجداد این گروه سالها پیش هندو‌ مذهب‌ بوده‌اند‌ و بعداً‌ به‌ اسلام گرویده‌اند. اکنون نیز زبان اصلی این گروه هندوست. چولیامسلم با وهابیت اختلاف دارند، چون پنج تن اهل‌بیت(ع) را قبول دارند، گاه به نام پنـج تن فاتحه‌خوانی‌ می‌کنند، ایام محرّم اعمال خاصی دارند و احترام ویژه‌ای برای اهل‌بیت رسول(ص) قائل‌اند.
2. بودامسلم: در کشور میانمار کسانی که تا امام ششم را پذیرفته‌اند، بودامسلم نامیده می‌شوند. این گروه‌ فعالیت‌ چندانی ندارند و فـقط در پایـتخت سه مسجد متعلق به آنان است. شمار اینان نیز بیش از دو هزار تن نیست. بعضی از آنها در مراسم شیعه شرکت می‌کنند‌ و تولد امام صادق(ع) را جشن می‌گیرند.
3. اهل حدیث: این گروه نـیز با وهابیت متفاوت و مخالف‌اند. اینان همه احادیث را‌ حجت‌ مـی‌دانند، بـه زبان عربی بسیار‌مسلط‌اند‌ و آموختن عربی را واجب می‌دانند. شمار اهل حدیث بیش از سه هزار نفر است و در پایتخت فقط سه مسجد به نام اهل‌ حدیث‌ وجود دارد.
4. قادیانی: مسلمانان‌ این گروه را کافر می‌دانند، اما آنها خود را مسلمان می‌شمارند. اینان به خدا و رسول معتقدند، اما پیامبر را آخرین پیامبر نمی‌دانند. اهل این گروه به کسی بـه نام‌ احمد‌ طهور معتقدند و احمد را کسی غیر از پیامبر اکرم(ص) می‌دانند. گروه قادیانی در برمه انگشت شمارند و در پایتخت شهر بیش از دو مسجد ندارند.
5. سوفیست، طریقه، گرانه: این‌ گروهها مانند‌ هم‌اند و هر سه پیـرو اولیا و پیران‌اند. دو گروه سوفیست و طریقه پیرو شیخ عبدالقادر جیلانی‌اند.‌ گروه گرانه سلسله اولیا را تا امام علی(ع) می‌رساند. البته اینان‌ به‌ آل‌ محمد(ص) معتقدند، در شعرهای خود فضایل اهل‌بیت(ع) را می‌سرایند و با وهابیت سخت مخالف‌اند. شمار پیروان این ‌‌گروهها‌ به بیش از پنج هزار تن می‌رسد.
6. بنگالی‌مسلم و سورطی‌مسلم: این دو‌ گروه‌ مهاجرند،‌ به زبان خود حرف زنند و مساجدی هم برای خود دارند. بیشتر اینان پیرو شافعی‌اند‌ و البته با وهابیت نیز موافق‌اند. گروه سورطی نیز زبان مادری جداگانه دارند‌ و پیرو مذاهب چهارگانه‌اند.‌ می‌توان‌ گفت که ایـن گروه با وهابیت تفاوتی ندارند.
7. شیعه در برمه: شیعیان در برمه از نسل ایرانیان یا هندیان‌اند. ایرانیان در گذشته از شـهرهای شیراز، کاشان، بهبهان و یزد به‌ برمه مهاجرت نموده‌اند و بیشتر هندیان نیز که بعد از جنگ جهانی دوم بـه میانمار مهاجرت کرده‌اند از شهر «نگر» هستند. شیعیان برمه بیش از سی هزار نفر نیستند و البته‌ نسبت‌ به گذشته افزایش یافته‌اند. شیعیان یک مسجد بزرگ ساخت ایرانی و یک مسجد کوچک ساخت هندی دارند. در شصت سال اخیر، کسانی از ایران و هند برای تبلیغ در ماههای‌ رمضان،‌ محرّم و صفر بـه این دو مسجد آمده‌اند و در آن به اقامه نماز جماعت و سخنرانی پرداخته‌اند و نیز نماز جمعه خوانده‌اند. از سال 1995 میلادی نماینده‌ای از‌ سوی‌ ولایت فقیه به برمه اعزام شد و همین مایه نشاط و فعالیتهای دینی شیعیان این کشور بوده است. شیعیان در کل سال برنامه‌های دینی و مذهبی خاصی دارند‌ و در‌ تولد و شهادت معصومان(ع) مراسم‌ ویژه‌ای‌ برگزار‌ مـی‌کنند. در ماه رمضان برنامه قرآن‌خوانی و در ماه محرّم و صفر مراسم عزاداری نیز با شکوه خاصی برگزار می‌شود. گفتنی‌ است‌ که‌ سایر مذاهب برمه هم بـه شـیعیان این کشور‌ با‌ نظری مثبت می‌نگرند.