پایان نامه عناصر داستانی و داستان پردازی

دانلود پایان نامه

چشمهای تو – این میان –خمیازه می کشد،
و خمار آمدن من است،
با این همه سوار و ستمکار و نیزه دار،
دختر: چشمهایت را هم بگذار،
چگونه می توانم بیایم؟» (همان،16:1350)
در این مجموعه، تنها 3 داستان کوتاه وجود دارد که آنها نیز بی شباهت به روایت های گزارش گونه نیستند. خوف راه، یکی از همین داستان هاست که روایت کننده اش نوجوانی است که مشغول ماهی گیری در کنار رودخانه ای است. دختر غریبه ای که کلاه حصیری آبی بر سر دارد، به کنارش می آید و با او به گفتگو می نشیند. خانواده دختر پس از پایان گردش خود قصد رفتن می کنند. پدر به دنبال دختر او را صدا می زند و دختر، ناکام در هدف بر می گردد. راوی که اینک حسّ نوع دوستی اش گل کرده است، او را از قُرق بودن راه و خطرناکی آن آگاه می کند، اما دختر بی اعتنا می گذرد، پس از لحظاتی در حالی که راوی در افکار خود غرق بود، کلاه آبی حصیری را با شاخه ای از تمشک در آب می بیند، چوب ماهی گیری را پرتاب می کند و تمام فاصله را با صدایش در حالی که دختر را صدا می کند، می رود.
در این داستان، طیّاری با گفتگوی دو طرف، فضای داستان را گسترش می دهد و عمل داستانی را پیش می برد. شخصیّت ها بدون معرفی در داستان حاضر می شوند و استعارات و کنایات استفاده شده در گفتگوهای افراد، از سادگیّ و روانی نثر کاسته است.
از دیگر مشخصه های داستان های طیّاری نحوه پایان دادن آنهاست و اینکه خواننده در انتظار پایان داستان و سرانجام ماجراها دچار سردرگمی و ابهام می شود و ناگزیر خود نتیجه ای به آن می دهد.
همه این شاخصه ها در پاییز و تنهایی نیز دیده می شود. در این قطعه که نمی توان نام داستان بر آن گذاشت، از ابتدا تا انتها گفتگوی تلفنی آدم های ناشناخته داستان است که فقط با عنوان دختر و پسر خطاب می شوند و حتّی گاه در این گفتگوها، درک تعداد شخصیّت ها و تمایز آنها از هم دشوار است. هیچ ماجرا و حادثه ای در داستان دیده نمی شود و از لحاظ شخصیّت پردازی، داستان پردازی، صحنه پردازی و پیرنگ و غیره کاملاً ضعیف است. هر چند، کوشش نویسنده بر این بوده تا با محور قرار دادن گفتگوهای طولانی، لباس داستانی بر نوشته هایش بپوشاند، امّا غفلت و بی توجهی از بسیاری از عناصر اولیّه و اساسیِ یک داستان چون شخصیّت، پیرنگ، صحنه، تعلیق و گره گشایی به ساختمان بسیاری از نوشته -هایش آسیب و لطمه وارد کرده است.
اصلی ترین داستان این مجموعه با عنوان صدای شیر، روایتی است گزارش گونه، که در آن راوی با عنوان مأمور بهداشت به جنگلی می رود. در راه با دختری که بار هیمه دارد برخورد می کند. دختر، ابتدا او را به چشم مأمور می نگرد که به دنبال دایی اش آمده است. اما راوی اعتماد او را جلب می کند و دختر از دایی اش که از ترس مأموران دولتی در جنگل پنهان شده است سخن می گوید و اینکه هر غریبه ای را در آن حوالی ببیند، با درآوردن صدای شیر آنها را می گریزاند و بعد او را به کومه خود راهنمایی می کند، تا مادر مریضش را درمان کند، سپس راوی بدون همراهی دختر از جنگل می گذرد.
ویژگی اولی که در این داستان ها دیده می شود حقیقت نمایی آنهاست. در همه این داستان ها، راوی از یادبودهای گذشته خویش، روایتی خاطره ای یا گزارش گونه حکایت می کند. بدون اینکه در این خاطره ها حادثه و رخدادی وجود داشته باشد و همین فقدان طرح و پیرنگ که نقش اساسی در داستان نویسی دارد، از تأثیرگذاری داستان و زیبایی آن می کاهد. تنها گفتگوست که به داستان های طیّاری ماهیّت می بخشد و به فضاسازی و گسترش و زیبایی آن کمک می کند.
زبان در همه این داستان ها، ساده و گفتاری است و در نوشته های دیگر واژه های آهنگین و زبان استعاری به آن نثری شاعرانه داده است.
طیاری در ابتدای این کتاب، قصّه را ازدیدگاه خود این گونه توصیف می کند: «قصّه، یک جور معماری با کلمات است و در مایه های شعر قشنگ تر می نشیند. مثل یک بندر روی آب و با صدای باد نزدیکی هایی دارد. بندر در شب با چراغها و قصّه در ابهام با نشانه ها زیباست. موسیقی ضمنی کلام در تاب های قصّه، همان پچپچه باد است در آبهای بندر و جمله در قصّه، مثل یک قایق بادبانی می تواند ظریف باشد. ظرفیّت قایق به مثابه ظرفیّت جمله است، کلمه و آدم با احتیاط می نشیند.» (همان،6:1350)
طیّاری در تمام توصیفات خود از قصّه، از معماری کلمات، شعرگونگی، ابهام، موسیقی کلام و گردش زبانی کوتاه سخن گفته است، اما به سایر عناصر مهمّ واساسی قصّه هیچ اشاره ای نکرده است؛ نقصی که در همه داستان هایش به وضوح مشاهده می شود. او آن مقدار که به زبان و جمله اهمیّت می دهد، اگر به سایر عناصر داستانی توجه نشان می داد، ساختار داستان هایش به گونه ای دیگر می شد. طیّاری از محدوده بسته تجارب زندگی شخصی اش فراتر نرفت و همین، سبب در جا زدن او در همان قصّه های تکراری و پرداختن به شخصیّت هایی یکسان شد و این روند، در مجموعه های بعدی او نیز ادامه یافت.
3-5) بخش پنجم: مجموعه آن سال برفی
آخرین مجموعه از داستان های کوتاه طیّاری، درسال 1379 با عنوان آن سال برفی، انتشار یافت. این مجموعه شامل بیست داستان کوتاه است که به دلیل پیوستگی و نقاط مشترک موجود در آنها می توان، با بررسی و مطالعه ترتیبی داستانها، به تصویری کلّی از زندگی نویسنده دست یافت.
4 داستان کوتاه از کتاب های دیگر طیّاری به این مجموعه اضافه شده که به دلیل بررسی آنها در مجموعه قبل، در این جا از بررسی مجدّد آنها خودداری می کنیم.
قبل از پرداختن و بررسی تک تک داستان ها، باید بگوییم که در مجموع، در این داستان ها سهم خاطره گویی بیشتر از داستان پردازی است و نوستالوژی گذشته فضای تمام داستان های این مجموعه را فرا گرفته است. بیان ماجراها به صیغه اول شخص مفرد در اکثر داستان ها، نشان دهنده این است که برای نویسنده، قالب داستان وسیله بیان خاطرات و یادبودهای شخصی بوده است و این عوامل او را از داستان پردازی، شخصیّت آفرینی و حادثه پردازی دور می کند.
در حقیقت، وجود «من» در همه داستان ها، به عنوان شخصیّت اول داستان و روایت کننده داستان ها این فرصت را به طیّاری نمی دهد تا با تخیّل خود شخصیّتی نو بیافریند و حتّی در اکثر موارد، راوی، خود داستان را با اندیشه ها و پندارهای خود هدایت می کند و پیش می برد.
اغلب داستان نویسان در داستان های خود، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته، شخصیّت اصلی داستان را به گونه ای انتخاب و طراحی می کنند که شباهت ها و تطابق های زیادی، با شخصیّت و خلقیّات خودشان دارد امّا طیّاری در اکثر داستان هایش، خود حضوری مستقیم دارد و راوی و شخصیّت اول داستان های او، به علّت بافت خاطره ای وزندگینامه -ای داستان ها، در حقیقت کپی برداری از خود نویسنده است.
درونمایه و محتوای بیشتر داستان های طیّاری، ریشه در آرزوها و دریغ های گذشته دارد و در حقیقت، یادآوری خاطرات دوران کودکی تا بزرگسالی برای او، نوعی تجدید میثاق با آرزوهای گذشته و تلاش برای مقابله با فراموشی آنهاست. ماجراهای ایام کودکی و نوجوانی، فقر خانواده، زندگی در کنار همسایگان مختلف در یک خانه استیجاری، از مهم ترین مشغله های ذهنی و فکری نویسنده در این اثر است.
محیط مشترک (خانه اجاره ای، درخت انجیر و حوض وسط حیاط، زغال خانه و…) در اغلب داستان ها و شخصیّت -هایی که در بیشتر داستان ها، همان نقش های گذشته وخصایص یکسان را دارند. فقر، اعتیاد همسایه ها و بسیاری از مسائل و مصائب خانوادگی مشترک، ساختار مشترک مطرح در همه داستان هاست.
3-5-1) زغال پزان
زغال پزان، اولین داستان از این مجموعه است که کودکیِ نویسنده و موضوع تنگدستی خانواده را ترسیم می کند.