پایان نامه رایگان درباره سرمایه اجتماعی و دموکراسی و پیمایش ارزش های جهانی

دانلود پایان نامه

زونیس قبل از انقلاب در ایران تحقیقی به نام نخبگان سیاسی ایران انجام داده است وی در مطالعه خود سعی کرده برخی از پارامترهای فرهنگ سیاسی نخبگان آن دوره را بررسی کند متغیرهای محوری وی که بطور دقیقی اندازه گیری شده اند عباتند از بد بینی سیاسی بی اعتمادی در روابط شخصی ، احساس عدم امنیت و سوء استفاده بین افراد . به نظر وی این نگرش ها اساس رفتار های سیاسی در ایران بوده اند . ماروین زونیس در این اثر ،تاثیرات ساخت قدرت بر گسترش برخی از شاخص های فرهنگ سیاسی تابعیت را مورد بررسی قرار داده است و مثلا در یکی از این تحلیل ها نشان داده است که بد بینی به عنوان یکی از این شاخص ها با احساس بی کفایتی و ناتوانی سیاسی و یا ناتوانی در تاثیر گذاری بر تصمیمات سیاسی رابطه دارد . در بررسیهای آماری زونیس درجه پایینی از احساس توانایی سیاسی با درجه بالایی از بدبینی همراه بوده است . نتیجه ای که گرفته می شود اینست که اصولا احساس بی قدرتی ، به احساس بیگانگی و بدبینی سیاسی می انجامد .
زونیس در یکی از تحلیل های آماری خود ، رابطه بدبینی سیاسی را با امکان تحرک اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد و در می یابد که عدم امکان تحرک اجتماعی با احساس بد گمانی و بدبینی ملازمت دارد . زونیس با تحلیل هایی از این قبیل نتیجه می گیرد که بد بینی و بی اعتمادی با احساس بی قدرتی و ناتوانی سیاسی همراه اند و بویژه نحوه عملکرد نظام سیاسی در ایجاد این نگرش بد بینانه نسبت به زندگی سیاسی تعیین کننده است .
2-1-3-3- آر .دی . گاستیل:
گاستیل پژوهشی درباره ویژگیهای عمده فرهنگ سیاسی و نظام ارزشی در بین طبقه متوسط ایران انجام داده است . بر اساس این پژوهش فرهنگ سیاسی ایران زمینه مساعدی برای مشارکت و رقابت سیاسی ایجاد نمی کند . در این پژوهش نشان داده شده است که ایرانیان معتقدند که آدمیان طبعا شرور و قدرت طلبند . همه چیز در حال دگرگونی و غیر قابل اعتماد است ، آدم باید نسبت به اطرافیانش بد بین و بی اعتمادباشد حکومت دشمن مردم است و … ( به نقل از بشیریه ، 1376)
حسین بشیریه در تحلیلی تاریخی از موانع توسعه یافتگی سیاسی، فرهنگ سیاسی گروههای حاکم را یکی از عوامل موثر دانسته ، معتقد است فرهنگ و نگرش گروههای حاکم به دلایل تاریخی و روانشناختی نگرشی پاتریمونیالیستی و سنتی است که در آن ساخت قدرت رابطه ای عمودی و آمرانه و از بالا به پایین میان حکام و مردم بوده است .
2-1-3-4-حسین بشیریه( 1375) :
بشیریه فرهنگ سیاسی ایران را فرهنگ تابعیت و آمریت معرفی کرده است که درآن حاکم موجودی برتر ، قهرمان و حتی مقدس تلقی می شده و از دیدگاه مردم حق دخالت در همه امور را داشته است . وی رابطه میان فرهنگ سیاسی تابعیت و ساخت قدرت مطلقه در ایران را از نوع رابطه بازتولید متقابل ارزیابی می کند و ویژگیهایی مانند فرصت طلبی ، فرد گرایی منفی و ترس آلود ، فقدان اعتماد و همکاری متقابل را از شاخص های مهم آن می داند .
2-1-3-5- کتابی و همکاران (1380) :
پژوهش دیگری که در این ارتباط صورت گرفته تحقیقی است با عنوان گونه شناسی فرهنگ سیاسی دانشجویان شاغل به تحصیل در ایران که توسط محمد کتابی ، فریدون وحیدا و و حید قاسمی انجام گرفته است . محققین نامبرده در این تحقیق ابتدا با مطالعه برخی متغیر های کلیدی به گونه شناسی فرهنگ سیاسی در جامعه دانشجویان ایران پرداخته اند و در مرحله بعدی عوامل موثر بر شکل گیری این گونه های فرهنگی را مشخص کرده اند .
در مطالعه فرهنگ سیاسی بر چهار بعد ارزش های سیاسی ، باورهای سیاسی ، احساسات نسبت به نظام سیاسی و دانش سیاسی توجه کرده اند و سه گونه فرهنگ سیاسی را در بین دانشجویان از هم تمیز داده اند .
گونه اول را فرهنگ مشارکت پس رونده نام نهاده اند . این گونه مختص افرادی است که به ارزش هایی مانند آزادی نشر تاکید بسیار داشته و از نظر باور درونی به اثر بخشی سیاسی و توانایی در مشارکت سیاسی ، خود را در سطوح بالایی ارزیابی کرده اند اما سطح این آزادی ها را در دنیای واقعی بیرون پایین دانسته و اعتماد بسیار کمی به مسئولان سیاسی جامعه دارند و نیز احساس کاملا منفی نسبت به نظام سیاسی از خود بروز داده اند .
گونه دوم گونه افراد میانه رو است در این گروه سطح و میزان ارزشی که برای آزادی قائلند با باور آنها نسبت به وجود چنین آزادی هایی در واقعیت تطابق دارد . میزان اعتماد این گروه به مسئولان سیاسی متوسط بوده و احساسشان نسبت به نظام سیاسی نیز در همین حد ارزیابی شده است .
گونه سوم تحت عنوان فرهنگ مشارکت پیش رونده معرفی شده است . این گروه افرادی را در برمی گیرد که نسبت به نظام سیاسی خود احساس مثبتی داشته و مسئولان سیاسی را قابل اعتماد می دانند در این گروه میزان باور نسبت به وجود آزادی ها از میزان اهمیتی که برای چنین ارزشی قائلند بالاتر بوده است .
2-1-3-6-سرمایه اجتماعی و گونه های دمکراتیک فرهنگ سیاسی:
تحقیق دیگری توسط یعقوب احمدی و آزاد نمکی (1389) انجام شده است . این پژوهش به تحلیل ثانویه داده های حاصل از پیمایش ارزش های جهانی برای استان های ایران پرداخته است . در این تحقیق تاثیر شاخص های سرمایه اجتماعی ( شامل اعتماد و مشارکت ، اطمینان به نهادها و سازمان های دولتی و مدنی و درستکاری مدنی ) در شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است .
در این پژوهش محققان برای اندازه گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک از مدل ارزش های ابراز وجود رونالد اینگلهارت و ولزل بهره گرفته است که چهار شاخص فرامادی گرایی ، گرایش به استقلال ، برابری جنسیتی و ارزش های دموکراتیک را دربر می گیرد .
نتایج این تحقیق حاکی است که بعضی از شاخص های سرمایه اجتماعی مانند اعتماد و مشارکت از تاثیر مثبت بر فرهنگ سیاسی دموکراتیک برخوردار بوده و بالعکس . شاخص اطمینان به نهادها دارای تاثیر منفی در بروز این ارزش ها بوده و شاخص درستکاری مدنی نیز در خلق فرهنگ دموکراتیک از تاثیر معناداری برخوردار نبوده است .
2-1-3-7- مسعود گلچین و همکاران (فرهنگ سیاسی دموکراتیک و عوامل مرتبط با آن) (1378)،
عنوان تحقیق دیگری است که توسط مسعود گلچین ، مژگان حق خواه و فرشته امیری انجام گرفته است در این پژوهش میزان شکل گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک در بین اساتید دانشگاه ، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارکنان دانشگاه تربیت معلم با استفاده از الگوی والتر روزنبام مورد سنجش قرار گرفته است .
بر اساس نتایج بدست آمده ، 43 درصد از افراد جامعه آماری از نظر برخورداری از فرهنگ سیاسی دموکراتیک در حد بالایی ارزیابی شده اند . 43 درصد از افراد در حد متوسط به شاخص های این نوع فرهنگ سیاسی گرایش داشته اند و 14 درصد از افراد نیز از این نظر در حد پایینی قرار داشته اند . در بخش تبیینی تحقیق جهت گیری دینی مهمترین تبیین کننده واریانس شاخص های فرهنگ سیاسی معرفی شده است و در مراتب بعدی کسانیکه از پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالایی برخوردار بوده و در انجمن های مدنی مدرن مشارکت داشته اند و در محیط خانوادگی ، شغلی و آموزشی نیز با الگوهای دموکراتیک ارتباط بیشتری داشته اند به شاخص های فرهنگ سیاسی دمکراتیک نزدیکتر بوده اند .
2-1-3-8- سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی :
یعقوب احمدی در تحقیقی با عنوان(سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی ) درصدد برآمده تا با ارائه مدلی نو به برقراری پیوند میان سرمایه اجتماعی و دمکراسی دست یازد . وی به این نتیجه رسید که میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی ، رابطه ای دوسویه و دیالکتیکی به واسطه مولفه های جامعه مدنی ، شهروند قدرتمند و فرهنگ صلح برقرار است . از این منظر حجم وافر سرمایه اجتماعی به تقویت شاخص های تشکیل دهنده مولفه های بالا منجر شده و تقویت و تحکیم این سه مولفه ، مجموعه ای از شرایط مناسب برای رد و نضج دموکراسی یا تثبیت آن فراهم می آورد . ( احمدی ، 1385)
2-1-3-9- بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی– اجتماعی:
اکبری در این پژوهش این سوال محوری را مطرح می کند که سرمایه اجتماعی و شاخص های آن چگونه بر مشارکت سیاسی – اجتماعی تاثیر می گذارد ؟ و در این میان خانواده گرایی و فشارهای گروهی چه نقشی را ایفا می کند؟
نتیجه این تحقیق نشان می دهد که شاخص های سرمایه اجتماعی بر میزان مشارکت تاثیر می گذارد و اعتماد موجود در بین افراد مورد بررسی بیشتر از نوع درون گروهی است و خانواده گرایی بالا نیز رابطه مثبتی با مشارکت نداشته است که این خود دال بر این واقعیت است که خانواده گرایی چندان نمی تواند برای توسعه سیاسی مساعد و مناسب باشد . میزان اعتماد درون گروهی افراد بالا و و اعتماد آنها به دولت بسیار پایین ارزیابی شده است .