پایان نامه دیوان بین المللی کیفری و سازمان همکاری اسلامی

دانلود پایان نامه

8. هـندو در برمه: اصل دین هندو با دین رسمی بودایی برمه چندان فرقی ندارد، اما‌ این‌ دو‌ در بعضی از اعتقادها و فرهنگها با یکدیگر متفاوت‌اند. هندوها‌ هم در اصل از هـندوستان بـه برمه مهاجرت کرده‌اند و پوشش، زبـان محلی، مراسم ازدواج و آیینهای ویژه‌ای‌ دارند. اصول دین هندو عبارت از اعتقاد و احترام به کتابهای باستانی‌ و سـنتهای دینی برهمنان و پرستش خدایان دوران قدیم است. اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات‌ اجتماعی‌ در‌ معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، مخصوصاً گاو، از اصول‌ آن‌ دین‌ است. هندویان در دین خود ثابت‌اند، اما آن را تبلیغ نمی‌کنند( گلی زواره: 1391، 42).
9. مسیحیت در برمه: دو‌ درصد‌ جمعیت مسیحی برمه در شهرهای مختلف پراکنده‌اند. البته کلیساهای بسیاری در پایتخت شهر دیده‌ می‌شوند‌ و مسیحیان در آنها به کارهای علمی می‌پردازند و در بعضی اوقات مراسم‌ عبادی،‌ مراسم‌ ازدواج و جشن برگزار می‌کنند. بیشتر مسیحیان برمه کاتولیک‌اند. کلیسای آگوستین، کلیسای صلیب مقدس،‌ کلیسای‌ متودیست،‌کلیسای امانوئل و کلیسای ارامنه، مهم‌ترین پایگاههای مسیحیان برمه به شمار می‌آیند.
10. یهودیت‌ در‌ برمه: پیروان دین یهود در برمه اندک‌اند و در پایتخت سکونت دارند. مراسم عبادی و فرهنگی یهودیان‌ در‌ این کشور شوری ندارد و محل برگزاری آیینهای آنان، منحصر بـه معبدی‌ کوچک‌ در‌ پایتخت است( توفیقی: 1381، 63).
پنجاه سال پیش، ادیان و مذاهب برمه‌ ارتباطی‌ وثیق‌ با حکومت داشتند، اما امروزه تنها مذهب بودایی در حکومت ایفای نقش‌ می‌کند.‌ اکنون حتی سربازان هم فقط از مذهب بودایی پذیرفته می‌شوند و پیروان مذاهب دیگر حق ندارند‌ وارد‌ ارتش شوند. با این حال، اکنون حکومت با ادیان رابطه‌ای مسالمت‌آمیز دارد‌ و هر مذهب و مسلک می‌تواند اعمال خاص‌ خود‌ را‌ آزادانه انـجام دهد( پیشین، 65).
5-1-5- منازعات سیاسی
فضای سیاسی و اجتماعی میانمار و حتی رگه‌های اقتصادی این کشور در حالت کنونی نارضایتی مردمی را به وجود آورده که نهایتاً منجر به خیزش‌های پنهان و آشکار خواهد شد و فضا دادن به سوچی و هواداران لیگ ملی برای دموکراسی هم تا حدودی برای جلوگیری از وخیم شدن بیشتر وضعیت است. لذا یکی از دلایلی که انتخابات پارلمانی میانمار پس از ۲۵ سال نسبتاً مورد توجه جامعه جهانی به خصوص کشورهای آسیایی قرار گرفته است، تا حدودی عبارت «پس از ۲۵ سال» است، اما قسمت مهم و قابل توجه این موضوع در حقیقت احتمال روشن شدن چراغ سبز غربی‌ها در ساختار سیاسی این کشور بوده است. پس از آن که چهره آنگ سان سوچی در میان رای‌دهندگان عیان شد، بسیاری از رسانه‌ها تیتر «پیروزی اپوزوسیون» در میانمار و مشتقات آن را آماده انتشار می‌کردند. دلیل این که چهره سوچی به یکباره آن هم در میان بیش از شش هزار نامزد از حداقل ۹۰ حزب سیاسی برجسته شد، این است که در واقع رقابت اصلی میان حزب حاکم یعنی حزب اتحادیه همبستگی و حزب اپوزیسیونی اتحاد ملی برای دموکراسی بوده است. از این رو می‌توان فهمید که مابقی احزاب در میانمار که ۹۰ درصد مردم این سرزمین بودایی هستند، یا حرف و برنامه‌ای برای ارائه ندارند یا اینکه به دلیل خط و ربط‌های خارجی نتوانسته‌اند جای پای خود را در فضای سیاسی این کشور باز کنند تا در نهایت بتوانند پایگاه اجتماعی قوی و مستحکمی را بنا کنند. همین دلیل می‌تواند فضای دو قطبی حاکم بر انتخابات پارلمانی میانمار را به بهترین نحو تشریح کند. به یاد داریم که حدود سه ماه پیش؛ « شو من» رهبر حزب اتحادیه همبستگی پس شکست در نبرد قدرت در مقابل رئیس‌جمهوری میانمار از سمتش برکنار شد و کار به جایی رسید که نیروهای امنیتی مقر حزب اتحادیه همبستگی در نایپیداو، پایتخت میانمار را محاصره و از خروج اعضای این احزاب از محل خودداری کردند و این خبر با عنوان محاصره رئیس پارلمان میانمار منتشر شد که به معنای واقعی کلمه می‌توان گفت که موضوع مهر تاییدی بر عدم وجود نهاد یا احزاب تاثیرگذار در میانمار به حساب می‌آید. اما اینکه آیا آنگ سان سوچی و حزبش بهتر خواهند بود یا شو من، مساله‌ای است که شاید ذهن بسیاری از مردم میانمار را به خود مشغول کرده باشد. سوچی به لحاظ پرستیژ سیاسی در مقابل شو من از درجه و رتبه بالاتری قرار دارد. البته باید به «اصل علل مفید در شخصیت‌سازی سیاسی» هم توجه داشت.بدیهی است که فضای سیاسی و اجتماعی میانمار و حتی رگه‌های اقتصادی این کشور در حالت کنونی نارضایتی مردمی را به وجود آورده که نهایتاً منجر به خیزش‌های پنهان و پس از آن آشکار خواهد شد. اما استفاده اپوزیسیون میانمار از بزنگاه موجود، منجر به پیروزی حزب اپوزیسیونی اتحاد ملی برای دموکراسی شد. مساله مهم دیگر در انتخابات اخیر، عدم حضور مسلمانان روهینگیا بود؛ مسلمانانی که دستخوش افراط‌طلبی و خشونت سازمان‌یافته که گاه رگه‌های فرقه‌ای و سیاسی در آن دیده می‌شود، شده بودند و عدم موضع‌گیری سوچی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، نارضایتی و خشم آنها را به دنبال داشت.  پیش‌تر شاهد این بودیم که سازمان همکاری اسلامی با استقبال از قطعنامه‌ای که در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو تحت عنوان «وضعیت حقوق بشر اقلیت مسلمان روهینگیا و دیگر اقلیت‌ها در میانمار» به اتفاق آراء به تصویب رسید، تاکید کرد این قطعنامه نشان‌دهنده حمایت گسترده جامعه جهانی به ویژه کشورهای عضو شورای حقوق بشر از مسلمانان در میانمار است اما بازهم اپوزوسیون میانمار خاموش ماند( خبر گزاری کار ایران( ایلنا)، 20/8/13940، کد خبر320768).
5-1-6- نسل زدایی و نژاد پرستی در میانمار
در این قسمت به نسل زدایی علیه گروه های مذهبی، نژادی و گروه های اقلیت می پردازیم.
5-1-6-1- نسل زدایی علیه یک گروه مذهبی
به استناد ماده ی ۲ کنوانسیون ۱۹۴۸، موضوع کشتار مسلمانان میانمار، مصداق بارز نسل کُشی است. موج جدید کشتار و آواره سازی مسلمانان میانمار از زمانی آغاز شد که بوداییان افراطی قوم «ماگ» به بهانه ی کشته شدن یکی از بودایی ها به دست یک مسلمان در یک نزاع، با هجوم به مناطق مسلمان نشین به کشتار مسلمانان پرداختند. بودایی های افراطی که از حمایت دولت میانمار نیز برخوردار بودند، بسیاری از مسلمانان را کشتند و شمار زیادی از آن ها را نیز آواره کردند. آمار مختلف و بعضاً متناقضی از تعداد کشته شدگان مخابره شده است. اعدادی نظیر ۲۰ هزار نفر تا ۵۰ هزار نفر و یا حتی بیشتر در رسانه ها منتشر شده است. بنابر گزارش سازمان ملل، در موج اخیر حملات برضد مسلمانان، بیش از ۹۰ هزار نفر از مسلمانان آواره شده اند. روزنامه ی انگلیسی «ساندی تایمز» در گزارشی به جنایت های هولناک برضد مسلمانان، از جمله کشتار مردان و تعرض به زنان در منطقه ی روهینگیا اشاره می کند. در این میان، دولت و ارتش میانمار، با سکوت خود، نوعی همکاری با بوداییان افراطی را در پیش گرفته اند. مدعیان حقوق بشر اینکه تعداد کشته شدگان در منطقه‌ی روهینگیا دقیقاً چه میزان است، در تحقق جنایت نسل‌زدایی تأثیری ندارد. زیرا بر اساس ماده‌ی (6) اساسنامه‌ی دیوان بین‌المللی کیفری، «تفاوتی نمی‌کند که تعداد قربانیان نسل‌زدایی یک نفر یا بیشتر باشد، کافی‌ست این افراد به یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی خاص تعلق داشته و مرتکب، قصد نابودی کلی یا جزئی گروه مورد نظر را به دلیل برخورداری از این ویژگی‌ها داشته باشد»( طاهری: 1392، 124).
برای اثبات اینکه کشتار مسلمانان در میانمار، مصداق جنایت نسل کشی در حقوق بین الملل کیفری می باشد یا خیر، باید بررسی کنیم که آیا واقعیت های میانمار قابل تطبیق با اصول حقوقی ناظر بر جنایت نسل کشی هست یا خیر؟
1. جامعه ی مسلمانان میانمار، بر طبق تعریفی که از یک گروه مذهبی آورده شد، مصداق قطعی یک گروه مذهبی هستند و تنها به دلیل برخورداری از این ویژگی، یعنی مسلمان بودن، مورد هجمه ی بوداییان افراطی قرار گرفته اند.
2. کشتار مسلمانان میانمار، مصداق بند (الف)، ماده ی (۲) کنوانسیون ۱۹۴۸ جلوگیری و مجازات نسل زدایی است. در واقع عنصر مادی جنایت نسل زدایی در این موضوع دقیقاً محقق شده است. اینکه تعداد کشته شدگان در میانمار دقیقاً چه میزان است، در تحقق جنایت نسل زدایی تأثیری ندارد. «زیرا بر اساس ماده ی (۶) اساسنامه ی دیوان بین المللی کیفری، تفاوتی نمی کند که تعداد قربانیان نسل زدایی یک نفر یا بیشتر باشد، به شرط آنکه این افراد یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی خاص تعلق داشته و مرتکب قصد نابودی کلی یا جزئی گروه مورد نظر را به دلیل برخورداری از این ویژگی ها داشته باشد»( پیشین، 132).
3. در مورد عنصر روانی جنایت نسل زدایی که همان نیت و قصد خاص برای نابود کردن یک گروه مشخص می باشد نیز می توان گفت که بودایی های میانمار طی سالیان دور گذشته با انگیزه ی غصب ایالت راحنین که سکونت گاه تاریخی مسلمانان بوده است، به این منطقه مهاجرت کرده اند و با همکاری دولت، به کشتار و آواره کردن مسلمانان پرداخته اند. موج جدید کشتار مسلمانان این ایالت نیز با قصد و نیت از بین بردن مسلمانان و غصب این سرزمین صورت می گیرد. از این رو عنصر روانی جنایت نسل زدایی نیز در موضوع کشتار مسلمانان میانمار قابل تحقق است.
4. دولت میانمار را نیز می توان به دلیل سکوت دولت و حتی در برخی موارد همکاری با بوداییان در جنایت برضد مسلمانان، براساس حقوق بین الملل کیفری مسئول دانست. زیرا همان گونه که انجام فعل، با ویژگی های پیش گفته، موجب تحقق جنایت نسل زدایی می گردد، ترک فعل نیز موجب تحقق این جنایت می شود. «بر اساس حقوق بین الملل کیفری، نسل زدایی می تواند هم از طریق فعل و هم از طریق ترک فعل صورت پذیرد.» حمایت نکردن دولت از شهروندان خود و حتی همراهی با بوداییان در انجام این جنایت، مصداق بارز ترک فعل در تعریف یاد شده است. رئیس جمور میانمار «تین سین» به طور رسمی اعلام کرده است که جمعیت ۸۰۰ هزار نفری مسلمانان میانماررا قومیتی خارجی می داند که باید یا در اردوگاه های آوارگان متمرکز شوند و یا اخراج شوند.
با توجه به توضیحات یاد شده، می توان گفت که فرضیه ی مورد نظر این یادداشت، که کشتار مسلمانان میانمار، مصداق بارز نسل زدایی در حقوق بین الملل کیفری است، به اثبات می رسد و می توان ادعا کرد که کشتار مسلمانان در میانمار، مصداق بارز جنایت نسل زدایی در حقوق بین الملل کیفری است( طاهری: پیشین، 149).
5-1-6-2- نسل زدایی علیه یک گروه نژادی
در طول چند سال فشار های بسیار قوی و خطرناک نژادپرستی در میان بودایی های میانمار که در اخراج کل جمعیت مسلمان شرکت کردند پدید آمده است. جنایاتی به نام ناسیونالیسم بودایی که در میانمار رخ می دهد، با ایده ال محبت سازگار نیست. راخین بودایی، کودکان جوان میانمار را پیش چشم اعضای خانواده در شعله های آتش خانه های خود می افکندند. در 3ژوئن در شهرهای راخین، حدود 300 مایلی غرب رانگون، پایتخت سابق 10 زائر خارج استانی مسلمان به دست بیش از 100 مرد بودایی از یک اتوبوس بیرون کشیده شدند و تا حد مرگ کتک خوردند. یکی از تکان دهنده ترین جنبه های نژادپرستی ضد روهینگیا است، این تژادپرستی که اثر قریب به اتفاق برمه ای ها، به ویژه در مرکز قسمت های شمالی برمه، هرگز یک فرد روهینگیایی را ندیده اند، چون بسیاری از آنان در ایالت راخین برمه غربی در مجاورت بنگلادش زندگی می کنند. حضور فیزیکی جدا از زبان، دین و فرهنگ و طبقه نشانه جدایی ناپذیری جماعت ملی گراست. در بیشتر موارد اهمیت رنگ هنگام بررسی نژاد پرستی در سراسر آسیا نادیده گرفته شده است، روهینگیا افرادی با پوست تیره تر هستند که گاهی اوقات به طعنه بنگالی کالار نامیده می شودن. در واقع بودایی های برمه ای با پوست روشن تر در برخورد با افراد تیره پوست چندان واهمه ای ندارد و بر این باورند که هر چه پوست فرد روشن تر باشد، مطلوبیت احترام و مصونیت بیشتری دارد.
5-1-7- وظایف جامعه جهانی در قبال نسل زدایی علیه مسلمانان میانمار
به طور کلی در زمینه مسئولیت دولت ها می توان گفت عمده ترین زمینه تعارض و عدم تحقق مجازات جنایات کاران دولتی است و دولت هایی که دستشان به خون مردم خود یا مردم دیگر ملل آلوده است و حقوق بین المللی را ناتوان کرده است، تعارض حاکمیت دولت ها با مسئولیت کیفری آنهاست. گفته می شود که نمی توان یک دولت را با توجه به استقلالی که در دارد در ارتباط با اعمالش مورد سئوال قرار داد. در این زمینه پلاوسکی با زیر سوال بردن این تعارض اظهار می دارد« به نظر ما طرح مسئله حاکمیت دولتها، توانایی حل مشکلات مسئولیت کیفری دولت را خواه در جهت مثبت یا منفی آن دارا نیست. این سئوال قابل طرح است که مفهوم واقعی حاکمیت چیست؟ با این نظر موافقم که حاکمیت معنای استقلال را می دهد ولی تحت عنوان اصل حاکمیت غالبا گفته می شود که دولت در برابر افراد، صاحب اختیلار مطلق است و همین اختیار را در مورد صاحب دولت هایی که از او ضعیف ترند دارد، این نوع برتری غیر محدود دولت بوده که پیوسته منشا جنایات بی شمار و بی عدالتی های بسیار در تاریخ شده است. چنین تعبیری از مفهوم حاکمیت نهایت آمال و ایده یک دولت خودکامه است که زشت ترین تظاهر خود را در دولت نازی پیدا کرد. اگر بخواهیم در روابط بین الملل، در آینده از این نوع بی عدالتی ها بپرهیزیم باید بپذیریم که مفهوم حاکمیت حق اعمال بی عدالتی یا صدمه زدن به افراد انسانی را به دولت نمی دهد(استانیسلاو پلاوسکی: 1371، 130).
شکست حاکمیت مطلق دولت نه تنها در دکترین بلکه در اسناد رسمی حقوق بین الملل نیز به چشم می خورد. در فصل هفتم منشور ملل متحد که به اقدام شورای امنیت در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز اختصاص پیدا کرده، حاکمیت دولت ها در این موارد نسخ شده است. این نظر در مورد جنایات نسل کشی که مسئولیت کیفری برای دولت ایجاد می کند استوارتر است. و چون دولت موجودی فرضی است این افراد هستند که باید مورد مجازات قرار گیرند. زیرا این افراد هستند که تصمیم می گیرند و اختیار عمل دارند لذا هم او باید مجازات شود( پیشین، 83).
در کنار این موضع نباید فراموش کرد که مخاطب حقوق بین الملل دولت ها هستند نه افراد. ولی هدف این است که حقوق بین الملل توسط دولت ها که تابع حقوق بین الملل هستند اجرا شود. و از اینجاست که مسئولیت فردی که به نام دولت انجام وظیفه می کند ثابت می شود. علاوه بر این رویه عمل جامعه بین الملل بر این منوال است که در این گونه جرایم، افراد نیز مسئولیت دارند و مورد مجازات قرار می گیرند. برای مثال دادگاه نورنبرگ یکی از فصول حکم خود را به مسئولیت های فردی اختصاص داده بود. همچنین ماده 4 پیمان منع نسل کشی مقرر می دارد اشخاصی که مرتکب نسل کشی و یا اعمال مشروحه در ماده سوم شوند اعم از اینکه حکومت یا مستخدمین دولت و یا اشخاص عادی باشند، مجازات خواهند شد، چنانچه که می بینیم ماده 4 اشخاص عادی را در ارتباط با جنایت نسل کشی قابل مجازات می داند( رجایی باغی: 1390، 179).
5-2- ساختار سیاسی منازعات قومی ومذهبی در سوریه
در این قسمت ابتدا به بیان مختصری از موقعیت کشور سوریه می پردازیم سپس به بحث نسل زدایی در این کشور وارد می شویم.