پایان نامه دیدگاه جامعه شناسی و ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

1-3) ویژگیهای هنری
طیّاری در آغاز فعالیّت هنری خود و در مجموعه های اولیه اش، با نگاهی به محیط اجتماعی و اقلیمی خود، ساختاری خاص و زبانی ساده و توصیفی داشت. در ابتدا توجه و دقت او به اصول و فنون داستان نویسی و انتخاب نوع شخصیت ها، او را به عنوان نویسنده ای توانا مطرح کرد.
طیّاری ابتدا با شعر شروع کرد و آن گونه که خود به آن اشاره می کند: «از بهار سی و دو که پانزده سالم بود با شعری کلاس را بهم ریختم. این کف دهان که می بینی حالا شفا می دهد، تبرّک یافته آن زمان ها است.» (حسینی،70:1373) نیز در جای دیگر می گوید: «همه چیز با شعر شروع شد: زبان نرم ایرج، زبان تصویری عشقی و زبان ستیزه جوی عارف، بار معنایی خود را به زبان من داد. تابلوی «اوایل گل سرخ است» از میرزاده عشقی، «زهره و منوچهر» از ایرج میرزا و بعدها سروده های عارف کارِ گردش زبانی مرا آسان کرد و برای همیشه «رقص پا با زبان» را به من آموخت.» (طیاری،12:1388)


جدا از شعر، اولین کار داستانی طیّاری یک رمان با نام بیداد فقر بود که طیّاری آن را به سال 1336 در سه دفتر صدبرگی نوشت، اما هرگز این رمان او چاپ نشد.(صاحبان زند،109:1384)
آن چه طیّاری در مجموعه های اول ارائه می دهد، برمبنای زبانی توصیفی، احساسی و رمانتیک است و در عین حال از بیان واقعیّت های اساسی که در لابه لای زندگی روزمرّه در جریان است، غافل نیست. او در طرح ها و کلاغ ها، نویسنده ای مطرح می شود و چون این طرح های روستایی ادراکی قوی دارد و چشم اندازی دقیق و رسا از واقعیّت های جامعه روستایی شمال کشور ارائه می دهد، در میان دیگر آثار نویسنده، ارزشی دیگر پیدا می کند.
«رمان های کرایه ایِ پلیسی ـ تاریخی، پاورقی هایی مثل «دلشاد خاتون»، «یادداشت های یک معلم» از محمد عاصمی، محرّک و برانگیزاننده من بود و شخصیت پی گیر مرا در ادبیات ساخت. اما آن چه جنبه های ژورنالیستی را از من گرفت و شأن دوباره به من داد، داستانهای چوبک، هدایت، بزرگ علوی و ابراهیم گلستان بود.» (طیاری،12:1388)
طیّاری نویسنده ای است که در همه آثارش به دنبال زبانی خاص است. این جستجو که نویسنده را به سمت کوتاه نویسی در طرح ها و کلاغ ها سوق داده، در آثار بعدی او به زبانی ادبی، شاعرانه و سرشار از آرایه ها تبدیل می شود. او این نوع کاربرد زبانی را در نمایشنامه هایش نیز پی گرفت.
هدف طیّاری از برگزیدن زبان سمبلیک در برخی داستان ها این است که نوشته هایش با دیگر نویسندگان که از دید او «کیلویی نویس» هستند، متفاوت باشد و معتقد است که نوشته ای از ارزش هنری برخوردار است که تنها خواص آن را درک کنند. تمام تلاش او این است که نوشته هایش سطحی نباشد و نگاه و دقت خواننده به عمق باشد، تا درک دقیق تری از آن به دست آورد.(ازافادات شفاهی نویسنده)
طیّاری معتقد است که زبان باید در خدمت فکر باشد و می گوید : « در کار نوشتن، زبان درکنترل و شیء درخدمت است»، او شیوه نوشتاری خود را معادل «راه رفتن مور، روی گوی بلور» می داند و می گوید « کلمه از هر طرف که برود، به خودش می رسد: جنس زبان من کریستال است». همچنین «رقص پا با زبان»، عنوان دیگری است که او برای خصیصه زبانی خود مطرح می کند. (ر.ک.پنجه ای،97:1381-50)
نکته مهمّ و قابل توجه در ساختار داستان های طیّاری توجه به فرم، نه محتوا، استفاده از زبان ورزی ها و بازی های زبانی و گفتگوهای داستانی است. او در ساخت و پرداخت گفتگوهای داستانی قدرت و مهارتی بالادارد. اساس بیشتر داستانهای او بر گفتگو استوار است.
از دیگر خصیصه های داستانی او اینکه داستان های او از مایه های اقلیمی، بومی و خانوادگی شکل گرفته اند. دنیای این داستان ها، دنیای تلخ و غم بار فقر و تنگدستی و ناتوانی است و آدم های این داستانها از اقشار و طبقات فرودست جامعه اند که در برابر واقعیّت های بی رحم زندگی به خفّت و ناتوانی راضی شده اند. بُن مایه اکثر آثار او فقر اقتصادی و فرهنگی جوامع شهری و روستایی است. «در انگیزه یابی یا شناخت عوامل مؤثر در شکل گیری منش و آثار وی باید گفت: ابتدا کتب پلیسی و پاورقی روزنامه ها و سپس اشعار ایرج میرزا و میرزاده عشقی و عارف قزوینی و بعدها داستانهای صادق هدایت و صادق چوبک به طور جنبی، در قدرت بخشی جهات دید و زبان او مؤثر می شود.» (طیّاری،www.tayari.ir)
بافت و فضای یکسان، شخصیّت های تکراری و زاویه روایت مشترک از ویژگی های مهمّ داستانهای دهه هفتاد اوست. حتّی در آخرین اثر داستانی طیاری که تنها رمان منتشر شده اوست، علی رغم تلاش در ایجاد تفاوت با سایر مجموعه ها، آنچه مشهود است، همان فضای آشناست که طیّاری با یاری جستن از تجربیّات و خاطرات خود، آن را عرضه می کند.
طیّاری در نخستین دوره نویسندگی خویش، آثاری مردم گرایانه و در جهت ارزش ها و باورهای جامعه می نوشت، اما در دوره های بعد، او را نویسنده ای درونگرا می یابیم که به انعکاس احساسات و تجربیّات شخصی و خاطرات خویش می پردازد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درباره شورای پول و اعتبار و رادیو و تلویزیون

فصل دوم
2-1) بخش اول: جامعه شناسی ادبیّات
2-1-1) درآمد
از گذشته تاکنون، متفکّران و پژوهشگران برای مطالعه و بررسی ادبیّات روش ها و دیدگاه های مختلفی را به کارگرفته اند. یکی از شیوه های نقد و بررسی ادبیّات که عمر نسبتاً کوتاهی دارد، نقد ادبی از دیدگاه جامعه شناسی است. در جامعه شناسی ادبیّات، پژوهشگر در پی شناخت روابط موجود میان جامعه و ادبیّات است و از آن جا که ادبیّات یک پدیده اجتماعی محسوب می شود، پیوندهای شکل گرفته میان ادبیّات به عنوان بازتاب دهنده واقعیّات جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر روی آن، مورد بررسی قرار می گیرد.
در این شیوه، به ادبیّات به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی نگریسته می شود، زیرا «ریشه در زندگی اجتماعی انسان دارد.» (ستوده،56:1378) از همین روست که تحوّلات زندگی اجتماعی برآن تأثیر می گذارد. از سوی دیگر ادبیّات به عنوان زیر مجموعه هنر «از ذات زندگی اجتماعی می تراود و یکی از عوامل ضروری حیات اجتماعی است و پایاپای تحوّلات جامعه تحول می پذیرد.» (آریان پور،76:1354)
جامعه شناسی به عنوان یک علم با اتّخاذ روشی علمی، عوامل و زمینه های اجتماعی شکل گیری اثر ادبی و جهان بینی خاصّ نویسنده و پیوند این عوامل با جامعه و مظاهر گوناگون زندگی اجتماعی را مورد تحلیل قرار می دهد. در این بررسی ها، محقّق، ساختار اثر ادبی را مطابق با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی می سنجد و مناسبات میان قالبهای فکری نویسنده را در پیوند با ساختارهای اجتماعی محیط او بررسی می کند. این روش های تحلیلی در هر گونه پژوهش جامعه شناختی به عنوان ابزارهای بنیادی و اساسی تلقی می شود.
جامعه شناسی ادبیّات که «بررسی و ژرفکاوی و تمرکز مطالعه در محتوای ادبیّات به عنوان هنر کلام و شناخت جوهر اجتماعی آن است» (ترابی،35:1379) با ایجاد پل میان ادبیّات از یک سو و اجتماع از سوی دیگر، ضمن تلاش در جهت شناخت و توصیف روابط جامعه و اثر ادبی، به توصیف و تبیین نحوه بازتاب جامعه و واقعیّات آن در اثر ادبی نیز می پردازد و از آن جا که «جامعه شناسی عمل توصیفی مهمّی دارد و چون توصیف صحیح اثر باید مقدم بر ارزیابی آن باشد، می توان جامعه شناسی را «خدمتگزار» نقد نامید و غالباً نیز خدمتگزاری مهمّ است.» (دیچز،52:1370 )
بدیهی است آن چه در مطالعات جامعه شناسی ادبیّات مبحث اصلی و بنیادین محسوب می شود، بحث ارتباط میان جامعه و ادبیّات است. در همین رابطه، در این مبحث سعی می شود ضمن پرداختن به تعاملات ادبیّات و جامعه، اهداف و روش های به کار رفته در جامعه شناسی ادبیّات نیز مطرح شود تا به صورت دقیق تر و روشن تر، وارد بحث نقد جامعه شناختی ادبیات (داستان و رمان) شویم.
2-1-2) رابطه جامعه و ادبیّات
تعامل جامعه و ادبیّات و مناسبات میان آن دو بحثی بوده که از دیرباز تاکنون پژوهشگران علوم انسانی به ویژه جامعه شناسان را به خود مشغول کرده است. اولین مسأله ای که هنگام نقد جامعه شناختی ادبیّات توجه پژوهشگر را جلب می کند، مسئله تأثیر و تأثر و روابط متقابل ادبیّات و جامعه است.