پایان نامه درمورد شرکت پذیرفته شده در بورس و بازده حقوق صاحبان سهام


Widget not in any sidebars

بر اساس فرضیه بازار کارا، انتظار میرود قیمت سهام در مجموع منعکس کننده تمام اطلاعات مربوطه را در زمان داده باشد. از شرکت‏کنندگان بازار با اطلاعات عالی انتظار می‏رود تا زمانی که قیمت سهم به طور مؤثر اطلاعات را حفظ می‏کند، آنها را استخراج کنند.
ECR ها عمدتاً در تحقیقات حسابداری و مالیه استفاده می‏شدند. به ویژه، اینکه در تحقیقات تئوری اثباتی حسابداری برای توضیح نظری چگونگی واکنش بازارها درمقابل رویدادهای اطلاعاتی متفاوت مورداستفاده قرار می‏گیرند.
حسابرسی صورت‏های مالی یک شرکت مکانیسمی است که به نظارت، کنترل، و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی به منظور حمایت از منافع سرمایه‏گذاران کمک میکند. حسابرسی، بیانیه‏ای واقع‏گرایانه سهامداران و سهامداران باالقوه ارائه می‏کند که در آن صورتهای مالی مدیریت عاری ازتحریفات کلی است.
همانطورکه دربعضی مدل‏های قبلی نشان داده شده است، ERC به طورکلی به نظر می‏رسد که ضریب شیب معادله خطی بین سودهای غیرمنتظره و بازده حقوق صاحبان سهام است. به هرحال، از نتایج تحقیقی معین بر می‏آید، که رابطه غیرخطی است.
درحسابداری، امورمالی و اقتصاد، ضریب واکنش سود، رابطه تخمین زده شده بین بازده حقوق صاحبان سهام و بخش غیر منتظره از اعلام سودشرکتها (اطلاعات جدید) میباشد. واکنش بازار به اطلاعات حسابداری حسابرسی شده را میتوان از طریق این پروکسی مانند ERC مشاهده کرد.
تهو و ونگ(1993) در مطالعه خود استدلال کردند که کیفیت حسابرسی دارای رابطه مستقیم قطعی با کیفیت سود مشتری و در نتیجه ضریب واکنش سود همرا خواهد بود. همچنین واکنش سرمایه گذار به سود غیرمنتظره به اعتبار سود گزارش شده بستگی دارد.
سرمایه‏گذاران، نمی‏توانند مستقیماً درآمدهای واقعی تحت تعهد شرکت را نظارت کنند؛ ازاین رو، آنها باید به مقادیر گزارش شده‏ی حسابداری تکیه کنند. برای تأمین اعتبار این اعداد گزارش‏شده، حسابرسان خارج از شرکت باید مشخص کنند که آنها مطابق با GAAP عمل می‏کنند، تا سرمایه‏گذاران را از اعتبارداده‏های مالی مطمئن می‏سازند. این اهمیت نقش حسابرسان را بازتاب می‏کند.
استدلال شده که یک حسابرس بسیار ماهر احتمالاً قادر به ایجاد هماهنگی سودهای گزارش شده مطابق با GAAP است که به نظر منطقی می‏رسد بنابراین، اگرکیفیت حسابرسی توسط سرمایه‏گذاران عالی درک شود، آنها قویاً به غافلگیری در سودهای گزارش شده واکنش نشان خواهند داد. تحقیقات ارائه شده توسط تهو وونگ و گسترش داده شده توسط کریشنان و یانگ نشان میدهد که برای اندازهگیری کیفیت حسابرسی در رابطه با نام حسابرسان با نام تجاری، ضریب واکنش سود مشتریان متخصص درصنعت، بالاتر از ضریب واکنش سود مشتریان حسابرسان غیرمتخصص در صنعت است.
در ایالات متحده، مورلند در سال 1995تأثیر هر عمل اجرایی یا تحریم‏های مقابل حسابرس توسط SEC در مورد کیفیت حسابرسی و اعتبار درک شده از مقادیر سودهای مشتریان حسابرسی را مورد بررسی قرارداد. این تحقیق ضریب واکنش سودهای مشتریان را قبل و بعد از انجام چنین اعمالی درمقابل حسابرسی با SEC را مقایسه کرد و یک کاهش را در واکنش بازاربه اطلاعات حسابداری مشتری با تشخیص یک کاهش در دقت درک شده ازچنین اطلاعاتی نشان داد. علاوه‏برآن، دریافت که ERC به طورعمده بعد از دریافت یک گزارش حسابداری با کیفیت، کاهش یافت(2014،O.OKOLiel).
2-13) پیشینه تحقیق
2-13-1) مطالعات تجربی انجام شده در خارج کشور
بال و براون درسال 1968تحقیق تجربی و سنتی در زمینه حسابداری را در بازارهای سرمایه آغاز کردند و این روش تحقیق تا به امروز ادامه دارد. نخست آنها میخواستند شواهد علمی متقاعد کنندهای را ارائه نمایند که بازده سهام شرکتها در برابرمحتوای اطلاعاتی صورتهای مالی واکنش نشان میدهد. این نوع تحقیق را تحقیق موردی مینامند. زیرا در این تحقیق درباره واکنش بازار اوراق بهادار نسبت به انتشار سود خالص بود. تحقیق بال و براون از این نظر ارزشمند است که دارای یک روش اصولی یا زیربنایی است و میتوان آن را گسترش داد (خوش طینت، 1385) .
بال و براون 261 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک را به عنوان نمونه برای مدت 10 سال (1965-1956) موردمطالعه قرار دادند.آنها توجه خود را معطوف به محتوای اطلاعاتی سود خالص نمودند و به سایر اطلاعات ناشی از اجزای تشکیلدهنده صورتهای مالی، مانندقدرت نقدینگی و ساختار سرمایه، توجه نکردند (خوش طینت، 1385).
نخستین کار دو پژوهشگر این بود که محتوای اطلاعاتی سود خالص را اندازهگیری نمایند یعنی اینکه آیا سود خالص گزارش شده از مقدار مورد انتظار بیشتر(خبر خوب) یا از مقدار مورد انتظار کمتر (خبر بد) بود. بدیهی است که دراین مورد میبایستی سود را جایگزینی انتظار بازار بود. زیرا براساس آن سودخالص غیرمنتظره تنها درقالب تغییر در سودخالص مشخص میگردید. ازاین رو شرکتهایی که سودخالص پیشبینی از سال قبل داشتند در طبقهای قرار گرفتند که خبر خوب اعلام میشد و بالعکس. دومین کار آنها این بود که بازده بازار مربوط به سهام شرکتهای نمونه را زمانی که نزدیک اعلام سود خالص بود مورد ارزیابی قرار دادند. این کار بر اساس روش محاسبه بازده غیرعادی انجام شد. تنها تفاوت در این بود که دو پژوهشگر از بازدهی ماهانه استفاده کردند. آنها خبر خوب مربوط به اعلام سود خالص را در نمونه خود مورد توجه قرار دادند. میانگین بازده غیر عادی بازار سهام در ماهی که خبر سود خالص اعلام شد، بسیار مثبت بود وبالعکس، میانگین بازده غیرعادی درمورد خبربد مربوط به سودخالص متعلق به شرکتهای موجود درنمونه بسیارمنفی بود. این نتیجه موید این میباشد که بازار در برابر خبرخوب یا بد مربوط به سودخالص (متعلق به یک زاویه بسیار محدود در مورد اعلام سود خالص) واکنش نشان میدهد (خوش طینت، 1385).
یکی از جنبههای مهم تحقیق بال و براون این بود که آنها برای طیف وسیعی متشکل از هر 11 ماه قبل و 6 ماه بعد ازخبر سود تقسیمی این مطالعه را انجام دادند. این دو پژوهشگر برای هریک از ماههای این 18 دوره میانگین بازده غیرعادی را محاسبه کردند. مهمترین نتیجه تحقیق بال و براون این بود که موجب مطرح شدن سوالات زیادی درمورد سودمندی گزارشهای مالی شد. ازدیدگاه منطقی گام بعدی پرسش این سوال است که آیا مقدار سود خالص مورد انتظار با اندازه و بزرگی واکنش بازار اوراق بهادار رابطه دارد یا نه؟ البته تحقیق بال و براون برمبنای علامت یا نشانه سودخالص غیرمنتظره قرار داشت. یعنی محتوای اطلاعاتی موجود در سودخالص، در تحقیق این دو پژوهشگر را فقط میتوان در قالب دو طبقه اعلام دو خبر خوب یا بد قرار داد که این مقیاس یا معیار نسبتا خوب است (خوش طینت و فلاح، 1385).
چوی و جیتر(1992) برای بررسی تأثیر اظهارنظرحسابرسی مشروط بر روی ضریب واکنش سود، ضریب واکنش سود برای سه ماهه قبل از اظهارنظر و سه ماهه بعد از اظهارنظرحسابرسی مشروط را با هم مقایسه و بررسی کردند. آنان بعد از تجزیه و تحلیلهای آماری نشان دادند ضریب واکنش سود بعد از اظهارنظرحسابرسی مشروط کوچکتر از ضریب واکنش سود قبل از اظهارنظرحسابرسی است. آنها نتیجهگیری کردند، اگر در مورد سودهای گزارش شده (که به عنوان یک شاخص برای سودهای مورد انتظار آتی مورد استفاده قرار میگیرند) ابهام عمدهای وجود داشته باشد، حساسیت بازار به اعلان سود کاهش خواهد یافت. این مطالعه نشان داد حساسیت بازار به اعلان سود به طور با اهمیتی بعد از انتشارگزارشهای حسابرسی مشروط کاهش مییابد. بنابراین اظهارات حسابرسی با تغییر درک بازار از سود یا تداوم سود و یا هر دو، حساسیت بازار به اعلان سود را کاهش میدهد. در نتیجه، ضریب واکنش سود نیز ممکن است کاهش پیدا کند، زیرا اظهارات حسابرسی منجر به کاهش تداوم یا افزایش پارازیت اطلاعاتی میگردد.
دی آنجلو و نئو (1993) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند، هنگامی که حسابرسان با کیفیت تر(کم کیفیتتر) انتخاب میشوند، مدیران توانایی کمتری (بیشتری) برای دستکاری سود به منظور تحقق سود پیشبینیشده دارند. آنها با توجه به نتایج تحقیقات خود استدلال میکنند که مدیران برای حداقل کردن تفاوت سودپیش بینی شده و سود گزارش شده انگیزه دارند و از اقلام تعهدی و سایر رویههای حسابداری احتیاطی برای دستکاری سود گزارش شده در جهت کم کردن این تفاوت استفاده می کنند (پورکریم،1388،ص،65).
تیهو و وونگ (۱۹۹۳) ارتباط بین کیفیت حسابرسی و ضریب واکنش سود را بررسی کردند. آنها استدلال کردند که کیفیت حسابرسی مثبت با کیفیت سود مشتری و در نتیجه ضریب واکنش سود همراه خواهد بود. مدل ارائه شده توسط تیهو و وونگ به این صورت بود:
CARit = λ0 + λ1Dit + λ2UEit + λ3UEitDit + λ4UEitMBit + λ5UEitMBitDit + λ6UEit βit + λ7UEit βitDit + λ8UEitLMVit + λ9UEitLMVitDit + λ10UEit + λ11UEit Dit + Єit
که در آن :
CARit : بازگشت غیرطبیعی تجمعی برای شرکت، به طور مداوم بین تاریخ پیش بینی و تاریخ سود.
: UEit سودغیرمنتظره