پایان نامه درمورد سازمان بهداشت جهانی و استعمال مواد مخدر

دانلود پایان نامه

درتعریف اعتیاد،سازمان بهداشت جهانی،اعتیادرامسمومیت تدریجی یاحادی دانسته که به علت استعمال مداوم یک دارواعم ازطبیعی ویاترکیبی ایجادمی شودوبه حال شخص و اجتماع زیان بخش است.همچنین قربانی هرنوع وابستگی دارویی یاروانی به موادمخدر نیزمعتادشناخته می شود.بین گیاهان وموادی که برای بشرازطرفی سودمندوازطرف دیگراعتیادآوروزیان بخش است،موادمخدرمقام مهمی رااحرازکرده وجوامع بشری راچه ازنظرملی وچه ازنظربین المللی متوجه خودساخته است.وابستگی شیمیایی به مواد (اعتیاد)یک بیماری نخستین،مزمن،پیش رونده وبالقوه کشنده است.ازمنظرتشخیصی،این پدیده به استفاده ی اجباری مداوم وپیش رونده ی غیرقابل کنترل موادویاالکل اطلاق می گردد.درمواردشدید اعتیاد،فردمعتادقادربه حفظ شغل،خانواده،دارایی وپایبندی به اخلاقیات وارزش هانمی باشد.این افرادپیامدهای هیجانی،اجتماعی و فرهنگی ویژه ای راتجربه می کنند.درسطح هیجانی بسیاری ازمعتادان،کاهش اعتمادبه نفس،ازدست دادن کنترل تکانه،خشم،گناه،اضطراب وافسردگی راتجربه می کنند.درسطح اجتماعی وفرهنگی، اعتیادموجب آسیب هایی به شغل،خانواده،اقتصاد،روابط وزندگی معنوی مبتلایان می گردد.علاوه براین مواردمشکلات قانونی نیزبرای قربانیان وجوددارد.انکارونپذیرفتن اعتیاد،افرادمعتادرابه این باورغلط سوق می دهدکه علت اینکه آنان اقدام به مصرف افراطی موادمی کنندوجوداسترس موجوداست.برای بسیاری ازمردم مشکلات اقتصادی،فرهنگی وخانوادگی،فشارروانی بالقوه می باشند.استفاده ازداروویاالکل،یک مکانیسم مقابله ای کارآمدبرای چالش بامشکلات وفشارزاها نیست.دربسیاری ازموارد مصرف آن موادنه تنهاموجب کاهش فشارزاهانمی گردد بلکه دراغلب شرایط سطح استرس راتشدیدمی سازد.افرادمعتادممکن است پیامدهای منفی تجربه کنندکه نتوانندآن رابه یادآورند.فراموشی ناشی ازدارویافراموشی موقت از مشخصه ی بیماری اعتیاد است.فراموش دارویی شکل مجزایی ازناهوشیاری مسمومیت دارویی است.درفراموشی دارویی،فرد هوشیاربه نظرمی رسد.موقعی که فردمعتادازمستی ونئشگی بیرون می آید ممکن است وقایع ورویدادهایی را که درآن حالت اتفاق افتاده به یادنیاورد.افرادمعتادیا الکلیک،به انکارپیامدوتأثیررفتارهای مخرب خودبر دیگران می پردازند.پدیده ی فراموشی موقت می توانددرپیدایش حالت انکاردخیل باشد. ماده ی مخدربه سادگی قابل تعریف نمی باشد.زیرالفظ ماده ی مخدرتنهایک نام گذاری ساده نیست وبرآن آثارحقوقی وکیفری مترتب است.ازاین روماده ی مخدررامی توان ازدوبعدلغوی وحقوقی موردبررسی قرار داد.درمتون انگلیسی ازلفظ«دراگ»استفاده می کنندکه شامل تمام چیزهایی است که به عنوان دارومورداستفاده قرارمی گیرد،اعم ازاینکه مجازوقانونی باشدیاغیرمجازوغیرقانونی.ازنظرداروشناسی«دراگ»به هرماده ای غیر ازغذاکه به دلیل آثارشیمیایی اش ساختاریاکارکردارگانیسم موجودزنده ای راتحت تأثیرقراردهداطلاق می شود.داروی مخدرعبارتست ازیک ماده ی شیمیایی که عملکردزیستی درانسان وحیوانات راتحت تأثیر قرارمی دهد.ماده ی روان گردان ماده ای است که روی مغزانسان اثرمی گذاردوخلق،فرآیندهای تفکرورفتار راتغییرمی دهد.سازمان بهداشت جهانیدرسال1982پیشنهادکرده است که ماده ی مخدردرمفهوم کلی آن هرماده یاترکیبی ازچندماده ی شیمیایی است که ازجمله ی موادموردنیازبدن برای بقاءسالم آن بشمارنرفته و مصرف آنهااحتمال تغییری رادرکارکردبیولوژیکی وحتی ساخت بیولوژیکی بدن مطرح می سازد.اصطلاح موادمخدرکه اغلب به غلط برای نامیدن تمام موادغیرقانونی به کارمی رود،دربسیاری از افراد واکنش های منفی بسیارشدیدی برمی انگیزدوباجرم متداعی می شود.درحالی که این اصطلاح مقوله ای ازموادراپوشش می دهدکه ازافیون یاتریاک به دست می آیندیاآنکه به صورت مشابه درآزمایشگاههای داروشناختی ساخته می شوند.اماماده ی مخدر خطرناک،مخدری است که اغلب به دلیل مصرف بیش ازحدآن لزومانیازمنددرمان ومراجعه به بیمارستان بوده وبه بیماری هایی مرتبط باموادمخدر ازجمله ایدز،هپاتیت و…،مرگ ومیرهاوسایر معضلات اجتماعی مربوط به موادمخدرمانندجرائم وخشونت های مرتبط باموادمخدر منجرمی گردد.


2-4-1.تاریخچه ی مواد مخدر واعتیاد درایران:
درطول تاریخ انسانهاباموادمخدرآشنابودند.درزمانی به عنوان داروبرای ازبین بردن والتیام دردهااستفاده می کردندوزمانی نیزبرای ایجادلذت یافرارازناراحتی های خود و همچنین درجشنهاومراسم مذهبی وگاهی توسط جادوگران مورداستفاده قرارمی گرفته است.به استنادات تاریخی،رواج موادمخدردرایران توسط عوامل انگلستان صورت گرفته است که درعصرصفویه راههای کشت خشخاش واستفاده ازتریاک رارواج دادندبه نحوی که ابتدابه دربارصفویه راه یافت وبعدازآلوده کردن شاهان وشاهزادگان ودرباریان صفوی به درون مردم سرایت کردونحوه ی گسترش آن به نحوی وسیع وسریع بودکه بعدازگذشت زمانی کوتاه تبدیل به اپیدمی شده ودرون قهوه خانه هابه صورت رسمی به عنوان تفنن استعمال می شد.نکته ی قابل توجه اینکه دردوران صفویه،تریاک به صورت خوردن حب یاشربتهای مخصوصی به نام کوکنار(جوشانده ی خشخاش)معمول بوده واز کشیدن تریاک ذکری به بیان نیامده است.طبق نقل سیاحان ومورخان شاه طهماسب صفوی وشاه عباس که تااندازه ای به مضرات این موادپی برده بودند،دستورات،قوانین و مجازات هایی راجهت منع مصرف موادمخدروضع کردندولی دراین امرموفقیت چندانی نیافتند.اساسااستفاده ازتریاک تازمان تشکیل دولت صفوی(907تا1148ه.ق)رواج چشمگیری نداشت.عواملی که سبب اشاعه ی اعتیادبه تریاک درعصرصفویه شده بود عبارتنداز:1-باتوجه به همزمانی تشکیل کمپانی هند شرقی بااوایل تشکیل دولت صفوی و فعالیت این کمپانی درتولیدوقاچاق تریاک به چین،‌ایران وبرخی کشورهای دیگرکه سرانجام منجربه جنگهای تریاک بین انگلیس وچین شد،این کمپانی وعمال فرومایه ی داخلی آن درمعتاد کردن ایرانی هانقش فراوانی داشت.بنابراین سیاست استعمارگران انگلیس رادراشاعه ی اعتیادایرانیان دراین عصربایدمهم ترین عامل تلقی کرد.2-درآن زمان که علم پزشکی وداروسازی پیشرفت نکرده بودگرایش مردم به مصرف تریاک برای تسکین دردهای خودزمینه سازاعتیادبه شمارمی رفته زیراناآگاهی مردم از زیانهای جسمانی وروانی تریاک وعدم توجه آنهابه اینکه تسکین دادن دردوعلاج نکردن منشاء بیماری موجب مزمن شدن بیماری می شودوباعث می شودکه بیماردردراباتریاک وبه طورموقت تسکین دهدودرپی تکرارمصرف آن معتادشود،غافل ازآنکه علاوه برمعتاد شدن بیمار،مرض هم،همچنین مسیرپیشرفت خودرا طی می کند.3-درعصرصفویه مراجع تقلیدمصرف تریاک رابرخلاف مصرف الکل حرام اعلام نمی کردندچراکه درآن روزگارزیانهای تریاک کشف نشده وازسویی فایده ی تسکین بخشی مصرف آن شناخته شده بود.باتوجه به این مطالب،مصرف تریاک نه تنهادرجامعه ی شیعه ی ایران قبح وحرمتی نداشت، بلکه دست قوی استعماربه منظورتباه کردن نیروهای جسمی وفکری مردم به اشاعه ی اعتیادچنان دامن زد که اعتیادبه تریاک دربین درباریان هم رواج یافت وحتی برخی ازعالم نماهاهم تریاک مصرف می کردندو استعمارگران که خواستار بی قیدی،بی تحرکی وعدم احساس مسئولیت افراددرقبال مسائل اجتماعی، اقتصادی،فرهنگی،سیاسی وحتی استقلال کشوربودندباحربه ی اعتیادبه تریاک بدون نیازبه لشکرکشی توانستندبرامورایران مسلط شوند.4-درزمان صفویه روش معالجه ی علمی وبهداشتی برای نجات معتادان وجودنداشت وموادافیون جسم وجان آنهاراتسخیرمی کرد وتانابودی وفنا،گریبانگیرآنهابود.بنابراین افرادی هم که تریاک رابه صورت تفننی مصرف می کردنددراندک زمانی به جرگه ی معتادان می پیوستندوبه شمار آنهامی افزودند.
2-4-1-1.وضعیت موادمخدردرحکومت قاجار:
درزمان حکومت قاجارباحیله ی انگلیسی هابسیاری ازمزارع کشت گندم ودیگر محصولات مفیدزراعی به مزارع کشت خشخاش اختصاص داده شدوخریدوفروش مواد مخدررواج یافت به نحوی که روزبه روز درآمدشاهان ودرباریان وقت بابت تریاک افزایش می ‌یافت واساساخریدوفروش آن درانحصاردولت درآمده بود.ازآنجاکه صدورمواد مخدرازخاوردوربه نقاط مختلف جهان بایستی ازایران وترکیه صورت می گرفت،برای گسترش اعتیاددراین مناطق نیزاهتمام وافربه عمل آمد.گردانندگان این تجارت خانمانسوزبه منظورکسب منافع افزون تروآلوده ساختن بیشترجامعه باوضع قوانین مختلف به تشویق وترغیب مردم به استعمال تریاک پرداختندوبرای مصرف هرچه بیشترآن جایزه تعیین کردند.بطوری که دردوازدهم ربیع الاول سال1329هجری قمری دولت وقت،قانونی راجهت رشدوگسترش وتشویق کشت وفروش تریاک ومصرف آن تدوین کرد.ماده ی دوم این قانون آشکارامردم رابه تریاک کشی دعوت می کردوبیان می داشت(دولت) سوخته تریاک راباقیمت مناسبی ازدودکنندگان بخرد.برای هرمثقال سوخته،سه عباسی حق الزحمه داده می شدوبه جهت افزایش درآمد کشورهرروزبرشمارمعتادان اضافه گردیدواداره ی انحصارتشکیل شدودر سراسرایران شعباتی دایرشدوهرکجا که شعبه ای نداشت پاسگاههاچنین وظیفه ای راعهده داربودند.ازطرفی پایین بودن فرهنگ عمومی نیزعامل مؤثری درجهت بهره برداری استعمارگران برای گسترش کشت خشخاش واعتیادبه تریاک بود.به طوری که پزشکان انگلیس وحکیم باشی های وابسته،تریاک رابه عنوان داروی مؤثری برای درمان وبیماری های مختلف همچون سردرد،دندان درد،گوش درد،و…معرفی وتجویز می کردندوچیزی نگذشت که این ماده ی مخدربه صورت دارویی خانگی درهرخانه وکاشانه ای راه یافت.
2-4-1-2.وضعیت موادمخدردرحکومت پهلوی:
درحکومت پهلوی باتوجه به وضعیت روبه رشدسیستم حمل ونقل جاده ای،ریلی،هوایی، قاچاق موادمخدر وتوزیع آن درسطح کلان درجامعه صورت گرفت واین امردرانحصار خاندان پهلوی وبخصوص بردار و خواهرشاه به نام شاهپورغلامرضاواشرف پهلوی بود وبه موجب شواهدومدارک دفترمبارزه باموادمخدر سازمان ملل متحد(دراوایل دهه ی 1960)خاندان پهلوی قاچاق موادمخدررادرابعادوسیع به همراه سرمایه گذاری های چند میلیون دلاری انجام می دادندومیلیاردهادلارتریاک ازطریق افغانستان وترکیه خریداری می شدکه قسمتی ازآن به طورخام دربازارداخلی ایران به فروش می رسیدوقسمت دیگری در لابراتوارهای مخفی تهران به هروئین تبدیل شده وعلاوه برعرضه در بازارهای داخلی درخط توزیع شبکه ی بین المللی قرارگرفته وبه اروپاوآمریکامی رفت و درطول این مدت برای خاموش ساختن اعتراضات مردم گاهی سخت گیری هاو محدودیت های ظاهری وممنوعیتهایی نیزاعمال می شدکه درحقیقت نوعی تصفیه حساب بارقبای شاه درمسیرموادمخدربه حساب می آمدودرهمین زمینه تبلیغات مفصل وگسترده ای نیزاز سوی رژیم وقدرتهای جهانی درارتباط بااقدامات بین المللی مبارزه با موادمخدرصورت می گرفت و کنگره های بین المللی متعددی درمورداعتیادبرپامی شدومتجاوزاز30عهد نامه ی بین المللی مبنی بر محدودیت تولید،ساخت،کشت،تجارت و مصرف موادمخدرمنعقدشده است که موضوع فوق درقالب فیلم سینمایی با نام دستاوری به نمایش گذاشته شدکه گوشه ای ازاین فاجعه ی عظیم بود.
2-4-1-3.وضعیت موادمخدربعدازانقلاب اسلامی:
پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران،استعمارگران که دست خودراکوتاه می دیدندبرای نابودی انقلاب یا کنترل آن،اشاعه ی بیشترموادمخدررابه عنوان یکی ازحربه های خودبه کارگرفتند.مسئولان دولتی بادرک صحیح ازاین معضل،مطالعات اولیه درسطح کشوررا آغازنمودندودرتاریخ19/3/1359توسط شورای انقلاب، قانونی به تصویب رسیدکه باعث تشدید مجازات مرتکبین به جرائم موادمخدرواقدامات تأمینی ودرمانی گردیدکه این امردر نوع خودفصلی جدیددرراه مبارزه باموادمخدرگشود.طبق این قانون سهمیه ی تریاک معتادان لغوودوره ای شش ماهه برای ترک اعتیادمقررگردیدوهمچنین برای کسانی که مکان استعمال مواد مخدردایرکندمصادره ی اموال ومجازات سنگین وضع گردید.مع الوصف تنها را ه مبارزه ومهارموادمخدر اراده ی ملی وعزم همگانی است.(هسته جوان،1391)
2-4-2.عوامل اعتیاد:
اعتیادبه یک دلیل خاص محدودنمی گردد.مطالعات به عمل آمده عوامل عمده ای که خطرات فردی در زمینه ی مصرف موادمخدرراافزایش می دهندوعوامل بازدارنده وحفاظت کننده که افرادرادربرابرآن ایمن می سازند،مشخص نموده است.اگرچه برخی ازعوامل ازجمله کنجکاوی،افسردگی وتنهایی،کسب لذت، هیجان طلبی،میل به خطر کردن،پیوستن به گروههای خاص،احساس بزرگ شدن و…جهانی بوده وچندان مهم به نظرنمی رسند،اماباعث اعتیادمیلیون هاانسان شده است.بعضی دیگرازعوامل دراشخاص وجوامع مختلف به شکل های مختلف بروزمی کنند.به طورکلی دلایل فردی مصرف موادمخدردرتعامل پیچیده با عوامل فردی،خانوادگی،اجتماعی ومحیطی ونیزعوامل ژنتیکی،زیست شناختی وشخصیتی می باشد.اماعوامل بازدارنده بیشترجنبه ی حمایتی داشته ودرجهت پویایی،حمایت یاحفاظت افراد،خانواده ها،جوامع و اجتماعات به کارگرفته می شوند.برای بسیاری ازافرادعلت سوءمصرف موادهمچنان به صورت یک معما باقی مانده است.اگرچه فهم تمایل قاچاقچیان وفروشندگان این موادبرای رسیدن به منافع سریع،آسان است اماتوجیه بی توجهی به سوءمصرف موادمخدرکه مشکلات فردی و اجتماعی شدید به همراه خواهدداشت چندان ساده نیست.
1)خانواده واعتیاد:
یکی ازعوامل مهم ومؤثردرایجادوگسترش اعتیاد،وضعیت نابسامان خانوادگی است.باتوجه به اینکه خانواده مهمترین نهاداجتماعی است که تأثیربسزادرتکوین وتحول شخصیت فرددارد،کیفیت روابط والدین نسبت به یکدیگروفرزندان ازعوامل مؤثر تأثیرگذاربررفتارکودک است.روان شناسان اجتماعی معتقدندکه الگوهای استعمال مواد مخدرممکن است حاصل مشاهده ی انجام این عمل توسط والدین باشد.بزرگسالانی که در حضورفرزندان خودموادمصرف می کنندیابه آنهامشروبات الکلی می دهند،کودکانی که درمحیط آلوده و مخرب خانواده ناگزیرازتهیه ی موادمخدرازتوزیع کنندگان موادبرای پدرومادرمعتادندسرمشق یک زندگی بزهکارانه برای فرزندان خودمی باشند.عوامل دیگرخانوادگی مرتبط به سوءمصرف موادمخدرتوسط نوجوانان شامل دلبستگی اندک والدین نسبت به فرزندان،والدین بی توجه وسهل انگار،تضادواختلافات خانوادگی،ازهم پاشیدگی خانواده براثرطلاق وناکارآمدی والدین درکنترل ومراقبت وتربیت فرزندان است،که همگی باسوءمصرف موادتوسط جوانان درمراحل بعدی زندگی مرتبط گردیده است.پژوهشی نشان می دهد 75درصدازمجرمین ومعتادان خردسال دریک محیط خانوادگی متلاشی بدون تفاهم زندگی می کردند (معظمی،1382: 110).رابطه ی بین سوءمصرف موادمخدرتوسط والدین ورفتارنوجوانان ممکن است مبنایی ژنتیکی داشته باشد.شواهدجدیدی مبنای ژنتیک برای استعمال موادمخدرراتأییدمی کند.
2)گروه همسالان واعتیاد:
گروهی معتقدندسوءمصرف موادمخدرنوعاتجربه ای مرتبط باهمسالان است.مطالعات اهمیت شبکه های همسان رادرزمینه های شروع وتشدیدسوءمصرف موادمخدرنشان می دهد.یکی ازعواملی که دررفتار نوجوانان تأثیرمی گذاردگروه همسالان است.اعضای گروه همسالان،نسبت به هم احساس همبستگی دارندو ازاینکه باهم به فعالیت بپردازندلذت می برند.(معظمی،1382: 113)آشنایی باگروه های هم سن وسالی که بابزهکاری، زندگی وامرارمعاش می کنند وعضویت درگروه های بزهکاری جوانان وپذیرش ارزش های گروه،عامل مهمی در بزهکاری افراداست.مرحله ی انتقال ازخردسالی به جوانی به عنوان مرحله ی تغییر ارزش هاازآنچه والدین به فردآموخته اندبه آنچه ازگروه های همسن خودمی آموزند محسوب می شودکه نشانگراهمیت دوستان وهمسالان دربوجودآوردن فرصت هابرای مصرف موادمخدروحمایت ازاینگونه رفتارهامی باشد.بیش ازنیمی ازمعتادان اولین بارمصرف موادرابه وسوسه ی دوستانشان آغازکرده اند،به ویژه زمانی که نظارت والدین ضعیف است یاچنین نظارتی وجودندارد.
3)شخصیت های خاص:
تعدادی ازعوامل خطربه شخصیت فردی مصرف کنندگان مربوط می شود.به عنوان مثال افرادخجالتی که توان«نه»گفتن ندارندویاافرادی که اعتمادبه نفس پایین دارندویا بواسطه ی اعتمادبه نفس بالاادعامی کنندکه هرگزمعتادنخواهندشد،همچنین افرادمنزوی وکسانی که توانایی برقراری ارتباطات اجتماعی ندارند، افسردگی،حساس بودن شدیدواتفاق هاورویدادهای غیرمعمول وپرفشارزندگی نیزافرادرادرمعرض خطر اعتیادقرارمی دهد.بسیاری ازافرادی که معتادمی شوندتصوروباورشان این است که هرگزمعتادنخواهندشد.در شهرهای بزرگ باندهای قاچاق موادمخدرمانع ازاطلاع رسانی اثرات ناگوارموادمخدربه افرادجامعه می شوند.افرادممکن است موادمخدرمصرف کنندتاازآثاراین موادلذت ببرند،نشئه شوند،احساس آرامش کنند یاخلاقیت خودرابهبودببخشندویااز واقعیت های زندگی فرارکنند.این افراداهمیت زیادی به پیامدهای منفی بعدی آن نمی دهند.ازاین روسوءمصرف موادمخدرممکن است نتیجه ی گزینش اشتباهی عقلانی آنهاباشد.
4)محیط واعتیاد:
ازجمله عوامل اعتیاددردسترس بودن مواداست.زندگی درمحله های جرم خیزونبود برنامه های سرگرم کننده ی تفریحی،ورزشی وهنری درصورت ناکارآمدی یاعدم وجودنظارت والدین ویابی توجهی والدین خطراعتیادراافزایش می دهد.یکی دیگرازمهمترین عوامل خطر،گسترش فرهنگ عادی شدن اعتیاددرجامعه است.دربسیاری ازمناطق کشورمصرف موادمخدروقاچاق وفروش موادعلی رغم دستگیری ومجازات کار ناپسندی شمرده نمی شودواین خطری است که نسل های آتی رابه شدت تهدیدمی کند.نکته ی دیگرخطر شیوع مصرف موادمخدردربین افرادی است که دردوران نوجوانی تجربه ی مصرف الکل،سیگارواستعمال حشیش داشته اند،که درمقایسه باافرادی که این تجربه رانداشته انداحتمال معتادشدن آنان بیشتراست.
2-4-3.نظریه های اعتیاد:
آنچه مسلم است رویکردهای متفاوتی درموردعلل وابستگی به موادوجوددارندکه البته نظرات هیچ کدام ازآنهاباهم متناقض نیست.
1)نظریه های علوم اعصاب: