پایان نامه دادگاه کیفری بین المللی و دیوان کیفری بین المللی

دانلود پایان نامه

مصادیق مزبور حاکی از تحقق دو نوع ژنوسید فیزیکی و بیولوژیکی است و به جهت مخالفت کشورهایی مثل شوری سابق، مشمول ژنوسید فرهنگی و سیاسی نشد، همچنین تحقق اکثر مصادیق نسل کشی، از طریق رفتار مثبت مجرمانه (فعل)، به معنای عدم تکافوی ترک فعل در وقوع برخی از موارد آن نیست؛ چندان که در قضیه ی کامباندا (نخست وزیر رواندا،) دادگاه وی را به جهت عدم انجام وظیفه اش در توقف قتلعام های رخ داده به رغم آگاهی، مقصر به نسل کشی شناخت( کریانگساک: 1382، 102).


3-1-1-1-کشتن اعضای گروه
در این قسمت ابتدا به مفهوم شناسی و بیان انواع گروه خواهیم پرداخت.
3-1-1-1-1- مفهوم گروه
تنویر ذهن نسبت به گروههای خاص ملی، قومی، نژادی و مذهبی، به عنوان موضوع جنایت، پیش از تشریع اعمال پنجگانه ی مندرج در ماده ی 2کنوانسیون منع و مجازات نسل کشی و ماده ی 6 اساسنامه ی دیوان کیفری بین المللی، از این حیث ضروری است که صرفاً این اقشار آماج این جنایت قرار گرفته و گروهها و دسته های دیگر، از این جرگه خارج و در زمره عناوین دیگر جنایی همچون جنایت علیه بشریت قرار می گیرند. در اسناد مورد اشاره، مفهوم گروه تبیین نشده است؛ لاجرم رویه ی قضایی منبعث از دادگاههای کیفری بین المللی مانند رواندا، در پرونده ی اشخاصی چون آکایزو، در صدد رفع این خلاء برآمده و گروه را دارای ماهیتی با ثبات و با دوام توصیف نموده است، به نحوی که عضویت در آن به نحو غیر ارادی، از طریق تولد و غیرقابل برگشت میباشد. بر همین پایه، گروه های شکننده و کم دوام مثل گروه های سیاسی و اقتصادی، از شمول این جنایت خارج گردیدند( شریعت باقری: پیشین، 45). معهذا تاثیر غیرقابل انکار گروه های سیاسی در تکامل، پویایی و تحولات جوامع بشری و نقش محسوس آنها در تنویر اذهان عمومی در فرایند حاکمیت آنان در تعیین سرنوشت خویش و ترسیم خط مشی حاکم بر کشورشان، به ویژه این که در این مسیر رو به پیشرفت، مقبولیت و ثباتی بیش از پیش یافته اند، ایجاب می نماید که در کنار سایر گروه های موصوف تحت حمایت قرار گیرند. همچنین است اهتمام به گروههای دیگر اجتماعی و فرهنگی؛ چه اینکه، عدم توجه به آنان، به منزله ی نادیده انگاشتن کشتار پانزده تا بیست میلیون تبعه ی شوروی سابق به عنوان «دشمنان طبقاتی» و «دشمنان ملت» در فاصله ی سالهای 1920تا 1939و قتل عام حدود سیصد هزار نفر از افراد مختل المشاعر از سوی نازیها به عنوان «کسانی که ارزش زندگی ندارند»( میرمحمد صادقی: پیشین، 131).
3-1-1-1-2- انواع گروه
1. گروه ملی
کنوانسیون در اساسنامه، برای تعریف گروه های مورد نظر و روشن نمودن مفهوم آنان تلاشی به خرج نداده است. با این وجود، رویه ی قضایی بین المللی در قضایایی نظیر نوته بام و آکایزو، علقه ی تابعیت و شهروندی را شاخصه ی تشخیص گروه ملی قلمداد نموده است. چنانچه این معیار به معنای خروج اقلیت های ملی شناسایی نشده ی حقوق داخلی باشد، قابل انتقاد به نظر می رسد( شریعت باقری: پیشین، 46).
2. گروه قومی
اطلاق گروه قومی، متوجه مجموعه اشخاصی است که به علت هم زبانی و هم فرهنگی، جایگاهی متمایز را برای خود رقم زده، یا از سوی جنایتکاران تحت این عنوان شناخته می شوند. همین ضابطه باعث شد که به رغم پذیرش توتسیها به عنوان گروهی قومی توسط برخی از شعب دادگاه کیفری بین المللی رواندا، شعبه ی اول این دادگاه، به این استدلال که زبان و فرهنگ گروه موصوف، همسان با توتسی هاست، قائل به عدم لحاظ آنان به عنوان گروه قومی شد، به گونه ای که حتی به جهت عدم وابستگی به کشور یا ملیتی دیگر و به واسطه ی عدم برخورداری از علایم فیزیکی در خور تفاوت و به سبب داشتن مذهب مشترک با سایر گروهها (کاتولیک،) آنان را به ترتیب از حوزه ی گروههای ملی، نژادی و مذهبی نیز خارج ساخت(به نقل از عزیزی: 1386، 15).
3. گروه نژادی
به مجموعه ای از اشخاص گویند که از حیث جسمانی و روانی و به طور کلی علایم فیزیکی، تمایز قابل ملاحظه ی نسبت به سایرین پیدا نموده اند. دادگاه کیفری بین المللی رواندا در همین چهارچوب، گروه های نژادی را بر مبنای صفات فیزیکی موروثی و با توجه به وضعیت جغرافیایی خاص به رسمیت شناخت( پرونده کایشما پاراگراف 98).
4. گروه مذهبی
دسته ای از اشخاص که اعتقادات، آداب و شعایر دینی واحدی داشته و خاستگاه عبادی آنان مشترک باشد را گروه مذهبی می نامند. عده ی کثیری از ارامنه که در 24آوریل 1915در ترکیه قتل عام شدند، مصداقی روشن از نسل کشی علیه یک گروه مذهبی به شمار می آید. معیار و ضابطه ی ذهنی در شناسایی تعلق افراد به یک گروه خاص کافی است؛ اعم از ایم که مجنی علیه معتقد به تعلق خود به یکی از گروه های چهارگانه ی مذکور باشد، یا چنین باوری نداشته باشد. بر همین پایه، دادگاه یوگسلاوی سابق در رأی رادوان کارادزیچ و راتکا ملادیچ با تاکید بر تفوق معیار ذهنی بر عینی، تصور هر یک از مرتکبان نسل کشی یا قربانیان جنایت مبنی بر تعلق قربانی به گروه خاص را کافی دانسه است( جونز: 1996، 221).
دادگاه روآندا نیز با همین دیدگاه در پرونده ی جلیسیک عنوان می دارد:« ….و یا گروهی که خود را چنین می پندارد و یا گروهی است که دیگران، از جمله مرتکبان جرم، آن را چنین می پندارند……»( شریعت باقری: پیشین، 47).
3-1-1-1-2-1-گروه هایی که از حمایت برخوردارند
کنوانسیون منع و مجازات نسل زدایی و اساسنامه دیوان کیفری بین المللی صرفاً چهار گروه ملـی، قـومی،
نژادی و مذهبی را تحت حمایت خود قرار می دهد که تعریف هر یک از این گروه هـا دارای اهمیـت خـاص
خود می باشد که ذیلاً به آن پرداخته می شود.
3-1-1-1-2-1-1-گروه ملی
واژه ملی منسوب به ملت می باشد. از نظر لغوی، دایره المعارف لاروس ملت را این گونه تعریف می کند: « مجموعه افراد انسانی که در یک سرزمین زندگی می کنند و از حیث اصالت، تاریخ، آداب و عـادات و در بیشتر موارد در زبان اشتراک دارند»(لاروس: 1385، 327).
فرهنگ لیتره نیز چنین بیانی از ملت دارد« کشور یا مجموعه کشورهایی که ساکنان آنها بـه واسـطه همبسـتگی ارادی و نهادهـای مشـترک، گـردهم آمده اند»( موسی زاده: پیشین).
و بالاخره فرهنگ فلسفی لالاند« مجموعه افرادی که تشکیل یک دولت- کشور دهند و به عنوان یک کلیت اجتمـاعی مشـخص، در برابـر حکومت در نظر گرفته شوند ملت را تشکیل می دهند»( جوانمردی صاحب: 1384، 19).
اما از نظر اصطلاحی که منظور نظر است دو نظریه مشخصی در زمینه تعریف ملت وجود دارند کـه اولـی