پایان نامه حرفه و شغل و گره گشایی

دانلود پایان نامه

تهوع، توصیفی از فضای تاریک حاکم بر جامعه ای است که در زوال فرهنگی – اجتماعی خود غرق شده است. طیّاری در این داستان از دو شخصیّت با نام های «پ» و «ف» استفاده کرده است که این اشخاص نیز مانند فضا و محیط داستان، رازگونه و معمّاوار مطرح شده اند. از جنسیّت و سنّ و سال شخصیّت ها و نسبتشان با هم و دیگر خصوصیّات انسانی شان هیچ صحبتی در داستان نشده است.
خلاصه داستان: «پ» و «ف»، بعد از خوردنِ مداومِ چند شیشه حاوی مشروبات الکلی از حالت عادی خارج می شوند. حرف های بی سر وتهی به هم می زنند. «ف» از لکه درشتی که روی زمین افتاده و همیشه به مچ پایش زنجیر شده است و شکل و شمایل بدترکیبی دارد، شکایت می کند و با ریختن تُف بر روی آن، می خواهد لکه را از بین ببرد، «پ» اما این تف را سر بالا می داند و می گوید که این لکه، همان سایه توست و هیچ گاه نمی توانی از دست آن خلاص شوی. «پ» در پایان به حالت تهوّع می افتد و از سوختن جگرش می نالد. این بار «ف» به دلداری او می پردازد ولی باز، درگیر این لکه و این بو و … می شود و خودش نیز به تهوّع می افتد.
شخصیّت های داستان حالت تعادل ندارند. از طریق مستی و بیخودی می خواهند دنیای کثیف و پُر از رنج و دردشان را فراموش کنند، به همین سبب شیشه هایشان را به خوشی همه انسان هایی که پنهانی رنج می برند می نوشند. پوشش شخصیّت ها و صحنه ها در هاله ای از ابهام و کوتاه و موجزنویسی، از مشخّصات بارز داستان به حساب می آید. اتفّاق افتادن داستان در شب و تاریکی اتاق و سکوت شب، فضای اندوه و تاری به داستان می دهد. نویسنده این داستان را هم با گفتگو آغاز می کند و بدون هیچ وصف و مقدمه ای، خواننده وارد موقعیّت و ماجرای داستان می شود و صحبت های شخصیّت ها را می شنود. طیّاری داستان تهوّع را از زاویه دید سوّم شخص روایت می کند.
3-1-2-7) «ف» نفی می کند
«ف» نفی می کند بدون این که اتّفاق و حادثه ای را مطرح کند، محلّی را نشان می دهد که در آن چند دختر و پسر برای ساختن محفلی شاعرانه و رمانتیک گرد هم آمده اند.
خلاصه داستان: یکی از شخصیّت ها به نام «ب ب»، در مورد مشخّصات مردی به طور غیرمستقیم شروع به صحبت کردن می کند و دوستانش به قهقهه می افتند، چون آن مرد را می شناسند و از احساسات «ب ب» درباره او خنده شان می گیرد. «ب ب» از عکس العمل آنها ناراحت می شود و به بیرون می رود و آن دو نفر به نام های ساپل و ژنوس شروع به خواندن شعر می کنند، بعد با ورود «ب ب» مردی دیگر وارد داستان می شود که از دوستان «ب ب» است و در ادامه، با خواندن شعر توسط شخصیّت ها، داستان خاتمه می یابد.
داستان به شیوه سوم شخص نقل شده، اما طیّاری همه چیز را بر عهده شخصیّت ها گذاشته و آن ها را با گفتگو وارد داستان کرده، در این گفتگوها، خواننده متوجه کشمکش فکری و ذهنی می شود. اشخاص داستان، همه در یک سطح و راستا هستند و شخصیّت محوری که در مرکز داستان قرار بگیرد، وجود ندارد. حساسیّت و لطافت روح و نگاه شاعرانه و رمانتیک شخصیّت ها، فضای این داستان را نسبت به داستان های دیگر این دفتر که از تیرگی و آشفتگی لبریز بود، متفاوت می کند. در این داستان، طیّاری به اشخاص داستانش اسمی داده، اما این اسامی را از فرهنگ لغت ذهن خود بیرون کشیده است. «ب ب»، ژنوس، ساپل، «ف» و مشکی اسامی آدم های داستان او هستند
3-1-2-8) چپاول
در چپاول، طیّاری به ماجرای انتظاری بی پایان می پردازد. نه بی پایان از لحاظ زمانی، بلکه از این نظر که در پایان داستان نیز به این انتظار خاتمه نمی دهد.
خلاصه داستان: «ف»، شخصیّت منتظری که برای آمدن «پ» لحظه شماری می کند، ساعتها و لحظه ها را می شمارد. فضا و موقعیّت خانه را متناسب با ورود «پ» آماده می کند، اما مهمان های سرزده دیگری که او اصلاَ حوصله آنها را ندارد، با آمدنشان حالت انتظار او را مشکل تر و خراب تر می کنند. «ف»، در خاموشیِ بیرون سایه ای را می بیند و این بار یقین دارد که انتظارش سرآمده است، اما باز اشتباه کرده است. پس از گذشت ساعت ها و ناامیدی «ف» از آمدن «پ»، او در تنهایی و خلوتگاه خود زمزمه ای را از سر یأس و دل شکستگی سر می دهد تا آرامشی یابد و این گونه روزش را در انتظاری بی پایان می گذراند.
«پ» همان شخصیّت مورد انتظار «ف»، با وجود این که در داستان عملی و گفتگویی ندارد، اما چون ماجرا بر حول محور او می چرخد، شخصیّت اصلی داستان محسوب می شود، علاوه بر «ف»، مانی و مخمل از دیگر شخصیّت های داستان هستند که نقش چندانی ایفا نمی کنند.
زمان در جای جای این داستان، ذکر می شود و صدای تیک تاک ساعت و اِعلام هر نیم ساعت آن در فضای داستان شنیده می شود. توصیف انتظار در حال وهوای داستان، شخصیّت ها، وضعیّت ها و موقعیّت های مختلف ترسیم زنده و خوبی است و خواننده را نیز با خود همراه و علاقمند به دیدن «پ» و شناختن او می کند. زبان ساده داستان و لحن عامیانه و محاوره ای شخصیّت ها و حتّی خود نویسنده که آن را به شیوه سوّم شخص روایت می کند، در آفرینش نثری روان و ساده که ویژه داستان نویسی است، مؤثر عمل می کند.
3-1-2-9) سقوط
طیاری سقوط، را در بیان احوال انسان هایی بی بند و بار و غریزی و اسیر لذّت جویی می نویسد. داستان در فضایی متعفّن و بویناک و تیره غرق است.
خلاصه داستان: راوی از گم شدن گربه ملوس و قشنگش که دو روز بعداز ورود زنی مرده شور به خانه آنها اتفّاق افتاده بود، دلواپس و غمگین است و به جستجوی او می گردد، تا این که به اطاق پدر می رود، آن جا پدر را با آن زنِ مرده شور همبستر می بیند. زن که خود در ناپدید شدن ملوس نقش دارد، قول پیداکردن آن را در صورتی به راوی می دهد که راوی با او همبستر شود، اما راوی پیشنهاد او را ردّ کند. وقتی به بیرون خانه می رود سایه ای می بیند که از اطاق پدرش فاصله می گرفت. سایه، همان زن مرده شور است که ناگهان از دری که دیوارهای سفید کافوری داشت، به داخل می رود. نویسنده در آن جا، مرده شورخانه ای را با پیرمرد مرده شوری که در آن جا به سر می برد، توصیف می کند. راوی از میان گفتگوهای زن با پیرمردِ مرده شور، نامی از ملوس می شنود. زن، دوباره مثل سایه ای از مرده شورخانه بیرون می آید، در همین حین، راوی با پنجه هایش به گردن او چنبر می زند و از او سراغ ملوس را می گیرد. زن او را به داخل می برد، راوی ملوس را می بیند، با دهانی کف آلود و پاهای لزج و خونی که روی ملافه یک مرده شور افتاده است و ….
طیاری در سقوط، فضایی جدیدتر با توصیفات ناتورالیستی از صحنه های داستان آفریده، فضایی مسموم و فاسد که در آن گفتگوهای مرده شورها و توصیف زشتی محیط و دنیای شهوانی آن و وضعیّت بیمارگونه آدم های داستان را به تصویر کشیده است. او آدم های داستان را چونان حیوانات می انگارد که رفتار غریزی شان به حدّی است که حتّی به گربه- ای هم رحم نمی کنند.
حادثه پردازی در داستان، با ایجاد تعلیق یا هول و ولا شکل گرفته که دیدن صحنه های مرده شورخانه و شنیدن سخنان زن و مردِ مرده شور در مورد ملوس، همان حالت تعلیق داستان است که در صحنه آخر با آشکار شدن معمّای داستان و دیدن ملوس، گره گشایی داستان رخ می دهد.
طیّاری بر عکس داستان های قبلی اش در این داستان، نکته مبهمی قرار نداده و بر عکس در شفّاف گویی و ترسیمِ زنده صحنه ها و پلشتی های محیط و انسان ها، با بیانی بی پروا کوشیده است. این داستان او، داستان های صادق چوبک و توصیفات ناتورالیستی او را به یاد می آورد.
شخصیّت پردازی در این داستان، به هر دو شیوه صورت گرفته، هم توصیف و توضیح درباره شخصیّت ها آمده است و هم رفتار و گفتارشان معرّف شخصیّت آنها شده است. شیوه روایت نیز، اوّل شخص است. هیچ کدام از اشخاص، نامی در داستان ندارند و بر اساس روابط و نسبت هایی که با دیگران دارند، یا به خاطر حرفه و شغل شان نامیده می شود، مثل پدر،مادر، زن مرده شور، پیر مرد مرده شور و اما نثر داستان، ساده و روان و گفتاری بیان شده است.
3-1-2-10) شبانه
شبانه در واقع نوعی نوشته توصیفی به شمار می رود. توصیفی از سایه های در حال حرکت در تاریکی و سکوت شب و نامی را که نویسنده برای هرکدام از سایه ها برگزیده، برای نشان دادن خصوصیّات آنهاست، زیرا از صفت هایی چون «گیج»، «باریک» و «خمیده» استفاده کرده است.
سوّم شخصی که روایت داستان را بر عهده دارد، سه شخص را در تاریکی شب در حال رفتن می بیند که یکی از آنها بلندقد و دیگری اندکی خمیده پشت و سوّمی در حال تلوتلوخوردن است. آنها در حین رفتن مشغول صحبت و گفتگو هستند و در همین گفتگوها که شکل اعتراف گیری و بر ملا کردن نقایص دیگری دارد، لحن تند و تیزی به کلام خود می دهند. از کلام شان نه بوی خیرخواهی و نصیحت که بوی تمسّخر و تهمّت استشمام می شود.
3-2) بخش دوّم: مجموعه طرح ها و کلاغ ها
دومّین اثر داستانی منتشر شده از محمود طیّاری، طرح ها وکلاغ هاست که شامل 18 طرح می باشد که درسال 1344 به چاپ رسیده است.