پایان نامه جامعه شناسی دین و هند و اروپایی

دانلود پایان نامه

باشند، یا گروهی است که خود را چنین میپندارد یا گروهی که دیگران از جمله مرتکبـان جـرم، آن را چنـین می پندارند»( میرمحمد صادقی: پیشین، 22).
3-1-1-1-2-1-3-گروه نژادی
نژاد از ریشه هند و اروپایی Wradبه معنی «ریشه و شاخه» گرفته شده است. در انسان نگاری نـژاد شـامل
گروهی از انسان هاست که بر پایه ویژگی های زیستی خاص و دایمی منقسم و معـین شـده اسـت. واژه نـژاد
خالص برای مشخص ساختن گروهی محدود که به جهت انزوا و شرایط زندگی، دارای ویژگی های جسـمانی نسبتاً خاص و همگنی هستند، به کار می رود. همچنین در معنایی مخصوص اسلاف و اخلاف یک خانواده نیز
یک نژاد را تشکیل می دهند. در بعضی از موارد به نادرست واژه های نژاد، ملت، مردم، گروه زبانی و فرهنـگ
مشتبه می شوند اما باید توجه داشت که اینان از یکدیگر تمایز دارند( بیرو: پیشین، 316).
محور تعریف در نژاد، زیستی است. از این دیدگاه نژاد را این گونه تعریف کرده اند:« یک گروه انسانی است که از سایر گروهها به وسیله مجموعه ای از صفات جسمانی- توارثی متمـایز شـده است، صفات تشریحی یا جسمانی مانند رنگ پوست، شکل سر و غیره…..»( شبث: پیشین، 103).
ویژگیهای نسبی پذیرفته شده برای نژاد را به شرح زیر خلاصه کرده اند:« اتکاء بر مشخصات جسمانی نظیر رنگ پوست، چشم و قد و… پذیرش ضمنی تأثیر مشخصات جسمانی بر حالات روانی نظیر اندیشه، رفتار و… اتکاء بر طبیعی و ارثی بودن مشخصات، تأکید بر خلوص گـروههـای نژادی و عدم اختلاط، اتکاء بر دایمی بودن این مشخصات و عدم تغییر آنان بر اثر اکتسـاب»( پانوف: پیشین، 212).
اعتقاد بر این است که دهها نژاد وجود دارند که جزء چهار گروه بزرگ می باشند. ایـن نژادهـا سـفید، زرد، سیاه و نژادهای اولیه هستند. خاطر نشان می شود، با توجه به اینکـه همیشـه خصوصـیات جسـمانی مشـخص نیستند طبقه بندی های گوناگونی از نژادها صورت می گیرد. براساس آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که در تعریـف نـژاد، بـه خصوصـیات فرهنگـی، تـاریخی و سرزمینی توجه نمی شود( بیرو: پیشین، 317).
گروه نژادی مجموعه ای از انسان هاست که از ویژگی های مشترک بدنی و زمینه هایی همانند رشد روانی
برخوردارند. واژه نژاد در کنوانسیون 1948صرفاً در مفهوم زیست شناسی آن به کار رفته و مراد از آن بیان یک
سلسله همانندی های بدنی گوناگون در بین انسان ها است که از نسلی به نسل دیگـر بـه ارث رسـیده اسـت( اردبیلی: پیشین، 69).
دیوان روآندا معتقد است که «تعریف کلاسیک گروه نژادی مبتنی است بر ویژگی های جسمانی ارثـی کـه
معمولاً در منطقه جغرافیایی خاصی مورد شناسایی قرار گرفته و مستقل از عوامل فرهنگی، زبانی، ملی یا مذهبی هستند». دیوان روآندا هیچ اشاره ای به منبع تعریف ارائه شده نمی کند، تعریفـی کـه عـلاوه بـر توجـه صـرف بـه خصوصیات صرفاً آناتومیک مجموعه ای از افراد و نادیده گرفتن ویژگی های عام و روانی یک گروه، با معنای علمی مدرن لفظ «نژاد» و کاربرد حقوقی رایج آن نیز مطابقت لازم را ندارد. به عنوان مثال کنوانسیون بین المللی حذف هر گونه اشکال تبعیض نژادی واژه نژاد را به ویژگی های جسمانی نژادی محدود نمی کند، بلکه بر طبق این کنوانسیون تبعیض نژادی عبارت است از: «هر گونه تمایز، استثناء، محدودیت یا ترجیح مبتنی بر نژاد، رنگ، ریشه یا اصالت ملی و یا قومی»( آذری: پیشین، 76).
3-1-1-1-2-1-4-گروه مذهبی
مذهبی (دینی) منسوب به مذهب (دین) است. از مذهب تعاریفی ارائه گردیده که عنصر مشترک آنها بعد غیرمادی و مابعدالطبیعه آن است. به طور کلی و با در نظر گرفتن تمامی انسانیت در همه زمان هـا، مـی تـوان مذهب را گرایش شدید انسان ها به سوی وجود والای خداوند، یا نیروهای برین و یـا احسـاس سـاده وابستگی به آنان، به منظور تبیین علل وجودی خویشتن در جهان و بازیابی معنـایی بـرای هسـتی دانسـت. در نتیجه مذهب اعتقادات نسبت به این واقعیت ها و اشکالی که به خود می گیرنـد، مناسـک، کـیش هـا و اعمال گوناگون مذهبی را، مشخص می دارد. تعریف مذهب از نظر دورکهیم فاقد هر نوع اشارتی به الوهیت است. او در باب مذهب چنین می گوید: «یک مذهب (دین) عبارت از نظامی است به هم پیوسته متشکل از باورها، اعمالی در رابطه با اشـیاء مقدس، یعنی اشیایی خاص و متمایز که تماس با آنان ممنوع است. این باورها و اعمال تمـامی کسـانی را کـه بدان می پیوندند در یک جماعت اخلاقی، به نام کلیسا، پیوسته و متحد می سازد»(بیرو: پیشین، 320).
در تعریف مشهور دیگر که «بولی»در این باب ارائه می دهد به طور روشن به واقعیت الهی دین اشـارت می رود، به این قرار که: «مذهب (دین) عبارت است از مجموع باورها یا اعمالی در رابطه با یک واقعیت عینی یا دست کم عینی انگاشته، یکتا یا جمعی، اما تا حدودی والا و از جهاتی شخصی، که انسان به هر صورت خود را وابسته بدان می داند و میل دارد در ارتباط با آن بماند»(پیشین، 321).
لاروس قرن بیستم، در این باره می نویسد: «اشتغال فکر به امر فوق طبیعی و الهی، یکی از جهانی ترین و با ثبات ترین گرایش های انسان است. لیکن نیاز به مذهب (دین) در جریان تاریخ، صور و اشکالی گوناگون یافته است. با توجه به این که دین حاکی از گرایش انسان ها به خدایان است و احساس نـوعی ارتبـاط شخصـی و جمعی نسبت به واقعیت هایی والا و برین، اشکال و صوری مرتبط با شرایط هسـتی و سـطوح فرهنـگ یافتـه است: گروه های زراعی در عصر نوسنگی، اشکال گوناگونی از جان گرایی را معمول می داشتند و حال آن کـه امپراتوری های قدیمی، خدایان ملی پدید آوردند»(لاروس: پیشین، 966).
با این همه گروه دینی به جماعتی اطلاق می شود که از یک آرمان مشترک معنوی تبعیت می کنند. پیروان ادیان معمولاً با گذاردن اعمال و مناسک خاص که نشان دهنده وحدت عقیده در میان آنهاست از پیروان سـایر ادیان به سهولت بازشناخته می شوند( اردبیلی: پیشین، 78).
عقل به طور کلی امکان مطالعه دین را با جوانب گوناگون به دست می دهد و در دانش رشته هـای بسـیاری بدان مربوط است. از جمله: تاریخ ادیان، فلسفه دین، جامعه شناسی دین، روانشناسـی دیـن و..( بیرو: پیشین).
پس می توان گروه مذهبی را مجموعهای از افراد دانست که عامل پیوند دهنده آنان مذهب یا دینی است که مبتنی بر یک عنصر متعالی و مقدس باشد که آنها را به صورت یک کل نشـان داده و در درون، احساس همبستگی کرده و این امر در خارج شناخته شده باشد. اما مفهوم گروه مذهبی پیچیدگی موجود در مفهوم سایر گروه ها را ندارد و می توانـد شـامل هـر جامعـه مذهبی باشد که از طریق یک ایده آل معنوی به هم پیوند می خورد. از نظر دیوان کیفری بـرای روآنـدا گـروه مذهبی گروهی است که اعضای آن از دین، اعتقاد یا روش عبادت مشـترکی برخوردارند( آذری: پیشین).
3-1-1-1-2-2-گروه هایی که از حمایت برخوردار نیستند
3-1-1-1-2-2-1-گروه سیاسی