پایان نامه توسعه اقتصادی و اجتماعی و انتخابات ریاست جمهوری

10-مشارکت کنندگان حق شرکت در تصمیم گیریها را دارند
Widget not in any sidebars

11-بر مبنای آزادی عمل و دفاع از نظرهاست
12-مخصوص یک قشر نیست
اگر مشارکتی فاقد ویژگی های مذکور باشد بنابراین تاثیرات لازم را بر جامعه خود نخواهد داشتو به صورت مقطعی قابل بهره برداری ابزاری خواهد بود(متین،1377:46)
3-3-2)سطوح مشارکت
رابرت دال سطوح مشارکت را در امور سیاسی به مقوله های جزئی تری تبدیل کرده است که قابلیت الگوگیری برای امور دیگر را نیز دارد که در اینجا به این سطوح اشاره می شود.
1-شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
2-شرکت در انتخابات محلی
3-فعالیت در یک سازمان درگیر حل مشکل جامعه
4-کار افراد دیگر برای حل برخی مسائل جامعه
5-کوشش برای اقناع دیگران در راهی که خود عمل می کنند
6-فعالیت برای یک نامزد حزب در طول انتخابات
7-تماس با دستگاه های حکومتی
8-شرکت در جلسات سیاسی
9-تشکیل گروه و سازمانی برای حل مشکلات جامعه
10-عضویت در یک سازمان سیاسی
11-پرداخت پول به یک نهاد،حزب یا نامزد انتخاباتی
علاوه بر سطوح مشارکت سیاسی برشمرده شده سطوح دیگری از جمله مشارکت های غیر رسمی مانند شورش ،تظاهرات و غیره نیز برشمرده شده که از ذکر آنها صرف نظر می شود.(رهبر،1380 :34 )
4-2)نظریه ها
1-4-2)دیدگاه هانتینگتون
هانتینگتون و نلسون مشارکت سیاسی را از عوامل اصلی توسعه سیاسی می‏دانند. آنان مشارکت سیاسی را تابع دو عامل نگرش و اولویت‏های نخبگان سیاسی و وضع گروه‏ها و انجمن‏ها و نهادهای اجتماعی واسطه در خود جامعه می‏دانند و معتقدند که فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی از طریق دو مجرا می‏تواند سرانجام به گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی بیانجامد:
الف. مجرای تحرک اجتماعی به این معنی که کسب منزلت‏های بالاتر اجتماعی به نوبه خود در فرد احساس توانایی و نگرش‏های معطوف به توانایی و تأثیر نهادن بر تصمیم‏گیری‏های دستگاه‏های عمومی را ایجاد می‏کند و این عوامل ذهنی در مجموع می‏تواند مشوق مشارکت در سیاست و فعالیت‏های اجتماعی باشد. در این حالت منزلت اجتماعی بالاتر و احساس توانایی و مؤثر بودن از نظر سیاسی به عنوان متغیرهای میانی، مشوّق مشارکت اجتماعی و سیاسی می‏شود. به نظر این دو نویسنده، از میان متغیرهای منزلتی، میزان سواد یا تحصیلات فرد بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد.
ب. مجرای سازمانی یعنی عضویت و مشارکت فعّال در انواع گروه‏ها و سازمان‏های اجتماعی (اتحادیه‏های شغلی و صنفی، گروه‏های مدافع علائق خاص و نظایر آن‏ها) است که احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر می‏کند. این عوامل در جوامعی که فرصت‏های تحرک فردی در آن‏ها محدودتر است، اهمیت بیشتری دارد زیرا همانطور که گفته شد فرد برای رسیدن به وضع اجتماعی و اقتصادی بهتر به عنوان آخرین راه حل به فعالیت در سازمان‏های اجتماعی یا احزاب سیاسی می‏پردازد اما بطور کلی دخالت در فعالیت سازمان‏ها در تبیین تفاوت سطوح مشارکت سیاسی، از منزلت اجتماعی- اقتصادی مهم‏تر است (رضایی، 1375، صص 56-54).