پایان نامه تحلیل محتوای کیفی و استدلال استقرایی

دانلود پایان نامه

– استفاده ازنظام مقوله بندی: لازم است پژوهشگر با استفاده از دو روش استقرایی و قیاسی به توسعه نظام مقوله بندی خود بپردازد؛ چرا که هسته اصلی در تحلیل محتوای کیفی، ایجاد مقولات و طبقات است.


براساس نظر کریپندورف ،مقولات یا طبقات باید جامع، فراگیر ومانع باشند؛ به این معنا که هیچ داده ای نباید به دلیل آنکه در یک طبقه خاص جای نمی گیرد، حذف شود و نیز هیچ داده ای نباید بین دو طبقه یا دربیش ازیک طبقه قرار گیرد. مقولات یا طبقات می توانند شامل مجموعه ای زیر مقوله یا زیر طبقه با سطوح متفاوت به صورت انتزاعی باشند.
– اصلاح نظام مقوله بندی براساس داده ها: پس ازتعیین مقولات براساس داده های تحقیق، پژوهشگر بایدنظام مقوله بندی را اصلاح و در صورت نیاز، برخی مقولات را حذف و تعدادی دیگر اضافه کند.
– ارائه گزارش از داده های کیفی: در مرحله پایانی، با توجه به داده های موجود، باید گزارشی تهیه و ارائه شود. در این زمینه لازم است محتوای مقولات توصیف شوند. در صورت نیاز، می توان از شمارش و فراوانی مقولات و نیز از دیگر مطالعات کیفی استفاده کرد.
تحلیل محتوای کمی، به طور عمده در یک ارتباط جمعی بعنوان روشی برای شمارش عناصر یا عوامل متنی آشکار استفاده می شود که جنبه ای از این روش برای بی توجهی لغوی و اطلاعات معناشناختی نهفته در متن مورد انتقاد قرار می گیرد. در مقابل، تحلیل محتوای کیفی بطور اساسی در انسان شناسی، جامعه شناسی کیفی و روانشناسی، به منظور بررسی کردن پیامهای فیزیکی اصلی و اساسی معانی توسعه یافته است.
دوم اینکه، تحلیل محتوای کمی، برای تست کردن فرضیه ها و یا توجه کردن به سوالات جمع آوری شده از تحقیقات تجربی قبلی و نظری، مطلوب و استنتاجی است. در مقابل، تحلیل محتوای کیفی، بطور اساسی استقرایی است و پایه بررسی موضوعات و مضمون ها آنگونه که از داده ها نتیجه می شود می باشد. در بعضی موارد تحلیل محتوای کیفی تلاش هایی برای خلق تئوری است. سوم اینکه ، تکنیک های نمونه گیری داده ها ، توسط دو روش که متفاوت هستند ، انجام می شود .
تحلیل محتوای کمی نیاز دارد که داده ها با استفاده از نمونه گیری تصادفی یا دیگر رویکردهای احتمالی، به دلیل اینکه از اعتبار نتیجه گیری مطمئن باشند انتخاب می شوند. در مقابل، نمونه های تحلیل محتوای کیفی معمولا شامل متنهای انتخاب شده هدفمند می باشد که می تواند به سوالات تحقیقی که بررسی شده است، شکل ببخشد.
آخرین مورد اینکه دستاوردهای دو روش متفاوت هستند . رویکرد کمی، چیزهایی را تولید می کند که می تواند با روشهای آماری متفاوت بطور صحیح بکار برده شود. در مقابل، رویکرد کیفی معمولا نوع شناسی و توصیفات را در طی اظهاراتی که از موضوعاتی که منعکس کننده دید دنیای اجتماعی است، ایجاد می کند. با توجه به این مفهوم، چشم اندازهای مولدان متن می تواند نه فقط از سوی محقق بلکه از سوی خوانندگان نتایج متن بهتر درک شود.
تحلیل محتوای کیفی به مضمون منحصری توجه می کند که گستره معانی پدیده را نسبت به اهمیت آماری متداول متنها یا مفاهیم خاص بررسی می کند. در کار تحقیق واقعی، دو رویکرد منحصر به فرد نیستند و می توانند التقاط گردند. همانگونه که بوسیله اسمیت پیشنهاد شد ” تحلیل کیفی با صورتها و الگوهای نتایج پیشین از فرم و شکل سرو کار دارد در حالی که تحلیل کمی به مدت و کثرت و فراوانی فرم و صورت می پردازد.
بدین ترتیب تحلیل محتوای کیفی شامل یک فرایند طراحی شده برای متمرکز کردن داده های خام به سمت موضوعات و طبقه بندیهایی براساس استنباط و تفسیر معتبر می باشد. این فرآیندها از استدلال استقرایی، بوسیله چنین موضوعات و طبقه بندیهایی که از داده ها از طریق بررسی دقیق محقق و مقایسه همیشگی حاصل می شود، استفاده می کنند. اما تحلیل محتوای کیفی به کنار گذاردن استدلال استنباطی نیازی ندارند. همچنین ایجاد کردن مفاهیم و متغیرها از نظریه یا مطالعات قبلی برای تحقیق و بررسی کیفیت، مخصوصا در ابتدای تحلیل داده ها بسیار مفید می باشد.
4-1-3- مزیت های تحلیل محتوای کیفی در مقایسه با تحلیل محتوای کمی
تحلیل محتوای کیفی در نهایت منجر به تدوین یا تکمیل نظریه می شود، در حالی که این امر در خصوص تحلیل محتوای کمی صدق نمی کند.
همچنین پژوهشگران کیفی با ارائه تفاسیر خود به ارائه مطالبی تحلیلی درباره متون می پردازند تفاسیر درتحلیل محتوای کیفی بخشی از مراحل تحقیق است.(ینسن، 2002 : 103)
به عبارت دیگر،درتحلیل محتوای کمّی، تفاسیرازمقوله های منتسب به داده های آماری اخذ می شوند، در حالیکه در تحلیل محتوای کیفی، تفاسیر به دلالت های ضمنی متکی هستند.
همچنین براساس نظر برلسون، تحلیل محتوای کمّی، فنی پژوهشی برای توصیف عینی، منظم و کمّی محتوای آشکار پیام است (برلسون، 1959: 18) . در حالیکه در تحلیل محتوای کیفی، محتوای پنهان پیام مورد توجه است و به این دلیل نگاه عمیق تری به کلمات و عبارات داده های کیفی وجود دارد. در تحلیل محتوای پنهان، ادراکات و تفاسیر پژوهشگر از یک معنای ارتباطی کدگذاری می شود، درحالیکه درتحلیل محتوای آشکار پیام، کدگذاری روی محتوای قابل مشاهده وسطحی صورت می گیرد.
پژوهشگری که تحقیق کیفی را انجام می دهد باید درمورد تجزیه و تحلیل و کنترل داده های کیفی ، آگاهی داشته باشد و این موضوع را به اثبات برساند که می تواند استراتژی هایی درخور تحقیق ارائه نماید.کسی که تحقیق کیفی را انجام می دهد مدعی نیست که می توان آن تحقیق را تکرار کرد . پژوهشگر آگاهانه شرایط حاکم برتحقیق را کنترل نمی کند و فقط پیچیدگی های محتوایی آن شرایط را ثبت و ضبط می نماید و آنها را همانگونه که رخ می دهند ، منتقل می کند. این پژوهشگر با هدف کشف یک معما با تغییر دادن استراتژی های تحقیق در چارچوب طرح انعطاف پذیر تحقیق کاری را انجام می دهد و این چیزی نیست که پژو هشگران آینده بتوانند آنرا تکرار کنند. (مارشال ، 1377 : 200 )
در تحلیل محتوای کیفی، پژوهشگر باید حضور معنای پنهان را تفسیر کند و این امر تا حدی برای کدگذار دشوار است ، زیرا برای این کار ، نیاز به آشنایی با متن اشیا دارد و در صورتی که فرد با اصطلاحات خاص آشنایی نداشته باشد، ممکن است معانی ضمنی را از دست بدهد .
اگر ما بگوییم که تحلیل های محتوای کیفی درصدد حفظ مزیت های حاصل از تحلیل های محتوای کمی در مورد تفسیرهای متون کیفی هستند، پس این پرسش پیش می آید که این مزیتها چه هستند؟ در اینجا به چهار نکته اشاره می کنیم:
– قرار دادن مطالب یک متن در قالب مدل ارتباطی: باید مشخص شود که کدام بخش از استنتاجات ارتباطی را بایدبرای جنبه های مربوط به شخص برقرار کننده ارتباط (تجربیات و احساسات وعقاید او)، برای موقعیت هایی که در آنها متون شکل می گیرند، برای زمینه های اجتماعی – فرهنگی، برای خود متن تولید شده و برای کارآمد بودن و تاثیرگذاری پیام حاصل ازاین متون مورد استفاده قرار داد.
– قوانین مربوط به تحلیلها: مطالب موجود در یک متن را باید به شکل مرحله مرحله مورد تحلیل قرار داد و همچنین باید در این تحلیل از فرآیندهای قانونی پیروی کرده و بتوانیم مطالب را در قالب واحدهای تحلیلی مفهومی تقسیم بندی کنیم.
– دسته بندیهای موجود در کانون مرکزی تحلیلها: جنبه های موجود در تفسیر یک متن و همچنین سوالات مطرح شده در مورد آنها در قالب دسته بندیهایی قرار می گیرند که باید آنها را با دقت فراوان در چارچوب فرآیند آنالیز اصلاح و ویرایش کرد (حلقه های بازخورد)
5-1-3- سه رویکرد به تحلیل محتوای کیفی