پایان نامه با کلید واژه های مدارس هوشمند، دانش آموز، دانش آموزان

ر کنکور
علیرغم مشکلات موجود و برخی نگرانی هایی که ممکن است بی مورد هم نباشد ، ولی ضرورت توجه به اینگونه طرح ها و به تدریج عمومی کردن برای همه دانش آموزان امری اجتناب ناپذیر است . (زمانی و همکاران،1389).
1-2-2 سیاست‌ها
سیاست‌های حاکم بر مدرسه هوشمند شامل سیاست‌های قانونگذاری و مقرّرات مدرسه هوشمند و همچنین عملکرد مؤثّر آن‌‌هاست تا فرآیند عملیات که به شکل زیراست، با موفقیت انجام گیرد. به منظور عملیاتی کردن طرح هوشمند‌سازی مدارس سیاست‌های خاصی را باید اعمال نمود که در برگیرنده اهداف و آرمان‌های مدرسه هوشمند و سیاست‌ها و مقررات آموزشی موجود باشند. علاوه بر این برای اطمینان از اجرای موفقیت‌آمیز طرح، تغییر در سیاست‌ها و مقررات موجود برای انطباق آن با مدارس هوشمند و سازماندهی سیاست‌ها و مقررات جدید در جهت بالا بردن میزان موفقیت مدارس هوشمند ضروری است(پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384). در عملیاتی کردن این سیاست‌ها، هریک از حیطه‌های طرح مدرسه هوشمندکه شامل «فرایند یاددهی– یادگیری»، « مدیریت»، «مردم، مهارت‌ها و مسئولیت‌ها» و «فناوری» مورد بحث قرار می‌گیرند(شکل ‏21).
سیاست‌های حاکم بر مدرسه هوشمند
فرایند یاددهی ویادگیری: یاددهی و یادگیری، ارزشیابی، انتخاب وتصویب مواد یاددهی- یادگیری.
مدیریت: امور مدیریتی مدرسه، امور دانش‌آموزی، منابع آموزشی، منابع خارجی، امورمالی، تجهیزات، منابع انسانی، امنیت و فناوری.
مردم، مهارت‌ها و مسئولیت‌ها: معلمان، کارکنان اداری، کارمندان فنی، پرسنل سیستم آموزشی، پشتیبان عملیات مدرسه هوشمند، والدین و جامعه
1-3 اهمیت و ضرورت
ظهور پدیده های نو و اختراعات در هر عصری تمامی جوانب زندگی انسان ها (اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی) را تحت تاثیر خود قرار داده است. در عصر حاضر نیز با ظهور و توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات1 تحولات جهان با محوریت اطلاعات با شتابی فزاینده در حال گسترش است. پدیده ی نو ظهور اینترنت اند زمانی پس از ظهور،کلیه ی عرصه های فعالیت آموزشی در بسیاری از کشورها را فرا گرفته است. این پدیده با داشتن انبوه اطلاعات و امکان توزیع سریع آن با شتابی فزاینده وارد نظام های تعلیم و تربیت شده و روش های آموزشی را متحول نموده و همچنین روش های جدید را با توجه به خاصیت های غنی بودن از نظر اطلاعات به نظام های آموزشی معرفی کرده است. در این رابطه مدارس هوشمند را می توان به عنوان یکی از نمادهای حضور فناوری در عرصه ی آموزش در نظر گرفت. (( مدارس هوشمند به آن گروه از واحد های آموزشی اطلاق می شود که با استفاده از یادگیری الکترونیکی و به صورت حضوری و با حفظ فضای فیزیکی مدرسه،معلم، دانش آموز و با برخورداری از نظام آموزشی هوشمند و با رویکرد تلفیقی و جامع نسبت به ارائه خدمات آموزشی و پرورشی به دانش آموزان تلاش می کند)) (شریفی و همکاران،1391).
سالیوان و فراست2 (2005) نیز معتقد هستند کارکرد مدارس هوشمند دقیقآ متناسب با تحولات علمی و فناوری روز دنیا است. آماده ساختن کودکان و نوجونان برای مواجه با مسائل حال و آینده و پاسخگویی به نیازهای آتی جامعه مستلزم ایجاد، توسعه و تجهیز مدارس هوشمند است . درسند راهبردی مدارس هوشمند با اشاره به گسترش ارتباطات الکترونیکی در جهان معاصر نظام هایی چون مدارس هوشمند را تنها نقطه ی آغازین آموزش الکترونیکی در نظر گرفته ودر مزایای آن و امکان یادگیری در طول حیات انسان ها توجه کرده است. یادگیری که از پایه های پیش از دبستان شروع شده تا پایه ی 12 دانشگاه و آموزش در دوران بازنشستگی ادامه دارد(بوند و همکاران،2007).
با این وجود موضوع تاثیرات استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در عرصه ی آموزش یکی از مباحث چالش برانگیز است. از یک سو فناوری ارتباطات و اطلاعات با افزایش سرعت وانعطاف پذیری زمانی و مکانی فرصت های بسیاری را برای گسترش و انتشار علم فراهم کرده است و از طرفی دیگر با کاهش تعاملات و ارتباطات رو در ور نگرانی هایی را در جهت کاهش مناسبات انسانی ایجاد کرده است. این مساله باعث شده که در سال های گذشته همزمان با گسترش ورود فناوری های اطلاعات و ارتباطات به عرصه ی تعلیم و تربیت پژوهش در خصوص تاثیرات و پیامدهای آن نیز روز به روز گسترش یابد. ادغام ICT در آموزش و پرورش از روش های متعددی بر سیستم های آموزشی اثر می گذارد و به نحوی حتی زندگی خصوصی تمام بازیگران صحنه ی آموزش را با توجه به میزان درگیری آنها در تکنولوژی های جدید تحت تاثیر قرار می دهد (اونگ و همکاران،2010).
ارستاد3(2009) در بررسی 10 رساله در کاربرد ICT در مدارس نروژ به مساله ی پیچیدگی ابعاد تاثیر این نوآوری پی برده است. وی با بررسی پژوهش های که در این زمینه انجام شده نتیجه می گیرد که در سال های گذشته تمایل بر این بوده است که مطالعات مربوط به تاثیر ICT شاخص های متعددی را در این خصوص نظر بگیرند. وی در این زمینه به پژوهش های انگسترون،انگسترون و سانتیور و تامسون اشاره می کند و بر این عقیده است که برای فهم بهتر تاثیر ICT بر مدارس نیاز داریم که آن را در ابعاد مختلف بررسی نماییم. زیرا به گفته ی وی هنوز سوال های بی جوابی در خصوص تاثیر ICT در کوتاه مدت و بلند مدت بر یادگیری وجود دارد (ارستاد،2009،ص15).
در ابتدا بیشتر بررسی های مرتبط با ورود فناوری های ارتباطات و اطلاعات در مدارس بر عملکرد یادگیری دانش آموزان تمرکز می کرد. در این رابطه کاواناف، گلین، کرمری، هس و بلومیر4(2004) در فرا تحلیل 116 پژوهش در خصوص تاثیرات دوره های مختلف آموزش های با استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات که در سال های 1999تا 2004 انجام شده اند. به این نتیجه رسیده اند که این دوره ها در مقایسه با دوره های سنتی از نظر پیش رفت تحصیلی و یادگیری می توانند همان نتایج را داشته باشند. ولی در حال حاضر توجه به سایر کارکرد های مدارس در این خصوص مورد توجه قرار گرفته است. اسمیت5(2008) در پژوهش های خود با عنوان تاثیر ICT بر مدارس از دیدگاه دانش اموزان و معلمان در فنلاند، سه فاکتور را در این رابطه مورد بررسی قرار داده است که شامل کسب صلاحیت های علمی، محیط کلاس و مدرسه، و فعالیت های معلمان می باشد. نتایج پژوهش های وی نشان می دهد که دانش اموزان انگیزه ی خوبی برای استفاده از تکنولوژی دارند. در این پژوهش مدرسه به عنوان محیطی با ابعاد علمی، اجتماعی و روانی در نظر گرفته شده است. در این خصوص کمیسیون اروپایی پژوهش وابسته به سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی و اروپا6 یکی از اولویت های خود را تعیین شاخص ها، معیارها و بنچ مارک های مر تبط با تاثیر ICT بر آموزش و پروش قرار داده و در این رابطه کتابی را نیز منتشر کرده است.
همچنین در خصوص پیامدهای مدارس هوشمند در ابعاد مختلف نیز پژوهش گران دیدگاه های متفاوتی دارند. به عنوان مثال چن7(2002) با بیان اینکه مدرسه ی هوشمند مکانی است که درآن از فناوری دیجیتال برای آموزش و تدریس استفاده می شود (چن،2002). افزایش موفقیت تحصیلی و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را از جمله مهم ترین دستاوردهای این مداری در نظر می گیرد. در حالی که سالیوان و فراست8 (2005) عنوان می کند که مدارس هوشمند از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش باعث کاهش وابستگی دانش آموزان به مدرسه و کاهش تعاملات دانش اموزان با همدیگر می شوند(سالیوان وفراست،2005)، بلدریان9 (2006) با توجه به مطالعه ی بررسی های انجام شده بیان می دارد که استفاده از تکنولوژی های جدید بر خلاف تصور عمومی باعث افزایش تعاملات و روابط افراد با یکدیگر احساس جامعه بودن و وابستگی به مدرسه در میان آنان و در مجموع باعث افزایش احساس تعلق آنان به مدرسه می شود(بلدریان،2006).
با توجه به چالش های موجود در خصوص تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر آموزش و پرورش مساله ی اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در مدارس هوشمند بر کارکردهای مدرسه در ارتباط با دانش آموزان است و از آنجا که در پژوهش های مختلف در خصوص تاثیر فناوری های جدید در ایران بیشتر بر برون دادهای آموزشی توجه شده است ولی بررسی کارکرد مدارس در ارتباط با دانش آموزان نمی توانند فقط به برون دادهای آکادمیک، که بیشتر با نمرات میانگین سنجیده می شوند، محدود شود و باید ابعاد دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد لذا در این پژوهش ابعاد روانی و اجتماعی نیز در کنار ابعاد آکادمیک مورد توجه قرار گرفته است. به همین منظور پیش رفت تحصیلی به عنوان مهم ترین متغیر آموزشی و آکادمیک مورد بررسی قرارر گرفته است . انگیزه ی پیشرفت به عنوان نماد کارکرد روانی تحصیلی در نظر گرفته شده است(رضوان و همکاران،1392).
با در نظر گرفتن این نکته که مهترین دغدغه و نگرانی صاحب نظران در مورد استفاده از فناوری های جدید در آموزش ،کاهش سطح و کیفیت تعاملات انسانی می باشد، در زمینه ی بعد اجتماعی نیز تعلق به مدرسه به عنوان نماد پیوستگی و تعامل دانش آموز با مدرسه انتخاب شده است. تعاریف متعددی درباره احساس تعلق به مدرسه عنوان شده است. جامع ترین تعریف مبتنی بر دیدگاه زیست بوم شناسانه با مبتنی بر بعد اجتماعی است. در این رویکرد احساس تعلق به صورت عمومی عبارت است از توصیف کیفیت ارتباطات در سطح جامعه و به صورت اختصاصی تحساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد که باعث افزایش پیوند آنان با محیط مدرسه می شود تعریف می گردد(یاکوب،آزمن،2005).
چن (2002) مهمترین عناصر این تعلق را عبارت از ارتباط موثر افراد با اعضای جامعه مدرسه، میزان تعلق افراد به اهداف جمعی و شمول یا میزان دخالت اعضا در فعالیت های اجتماعی می دانند. در این رویکرد سعی شده است به مدرسه به عنوان بخشی از جامعه نگاه شود که برای بررسی آن می بایست آن را در بافت اجتماعی مورد بررسی قرار داد .در این پژوهش به منظور افزایش اعتبار یافته ها، همزمان در سه متغیر در مورد دانش آموزان در مدارس عادی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
با درنظر گرفتن این امر چار چوب مفهومی پژوهش به شرح زیر صورت بندی شده است:
محدویت های موجود در ایجاد مدارس هوشمند و در عین حال برتری های که این مدارس نسبت به مدارس عادی دارند، برای ایجاد یک تعادل در این بده بستان نیاز است که عواملی که بیشترین تاثیر را دارند با استفاده از یک رویکرد علمی شناسایی شوند و این عوامل را در مدارس عادی ایجاد کرد.
از آن جایی که زیر ساخت مدارس هوشمند بر اساس فن آوری اطلاعات و ارتباط است مشکلات زیر هم برای استفاده از این فن آوری وجود دارد:
کمبود نیروی انسانی متخصص در اجرای نرم افزاری و سخت افزاری فناوری‏های آموزشی در مدارس
افزایش هزینه های آموزشی در کوتاه مدت
فقدان برنامه های راهبردی و اعمال سلیقه های فردی در بکارگیری فناوری‏های آموزشی (نگاه سخت افزاری به توسعه فناوری تهدیدی جدی است )
1-3-1 مشکلات مدارس هوشمند در ایران
همراه نبودن معلمان با فناوری‏های آموزشی (چون اغلب معلمان آمادگی کافی برای بهره مندی از فن‏آوری آموزشی نوین را ندارند که این عدم آمادگی به نوعی مقاومت در برابر تغییر و نوآوری تبدیل می شود.)
در دانشگاه های کشور، در زمینه تخصص‎‏های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش بویژه تهیه محتوای آموزشی مناسب و نرم افزارهای لازم، فعالیت آموزشی قابل توجهی صورت نمی گیرد.
• ناکارآمدی شبکه و تجهیزات مخابراتی کشور در تامین ارتباط آسان، ارزان و مطمئن برای استفاده از فناوری آموزشی
• فقدان قوانین مناسب برای دفاع از حقوق مادی و معنوی پدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *