پایان نامه با کلید واژه های دانش آموز، انگیزه پیشرفت، دانش آموزان

کننده است بلکه گیج کننده هم هست. اگر نسبت به موضوعی انگیزه پیدا کنید کار دیگری را که باید انجام دهید سبب سردرگمی خواهد بود، این حالتی است که ترجیح می دهید کاری را پی بگیرید و از سوی دیگر مجبورید کار دیگری را برگزینید(ویسانی و همکاران1391).انگیزش به فراگیرندگان نیرو می دهد. این نیرو سبب می شود که آنان فعال و درگیر در کار و مسوول شوند. انگیزش عاملی برای پافشاری در کار و تداوم فعالیت است. انگیزش هدف محور است، انگیزش یادگیرندگان را برای تکمیل کردن کار و برآورد درک یک هدف عینی مطلوب رهنمون می سازد. انگیزش انتخابی است. انگیزش تعیین می کند که انجام دادن چه فعالیتی را باید پذیرفت. همچنین معین می کند که تکلیف یا کار چگونه انجام می شود. انگیزش اولویت را مشخص می کند(روشن میلانی و همکاران،1390).
انگیزش به رفتار یادگیرنده الگو می دهد، انگیزش به فعالیتها سازمان می دهد بر نیروی کار و کارایی می افزاید و سبب پدید آوری نقشه یا طرح می شود. آثار چهار عامل پشتکار جهت یابی اولویت بندی و رفتار برنامه ریزی شده برای یادگیری ضروری است. آنها منبع غنی ای را پدید می آورند که مربیان و معلمان و یادگیرندگان می توانند از آن بهره مند گردند(تمنایی فر،گندمی،1390).
2-7-1 اهمیت انگیزش
انگیزش عامل بسیار مهم و اغلب مهمترین شرط یادگیری است. اهمیت آن اغلب از هوش کلی نیز بیشتر است. بارها دیده شده است دانش‌آموزانی که از لحاظ توانایی و استعداد تحصیلی و به عبارت دیگر هوش کلی بسیار شبیه به هم هستند، اما در پیشرفت تحصیلی تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. در واقع دانش‌آموزان با انگیزه به یادگیری اشتیاق دارند(عطار خامنه،سیف،1388). علاقه‌مند، کنجکاو، سختکوش و جدی هستند و زمان بیشتری را برای مطالعه و انجام تکالیف صرف می‌کنند. شاید بتوان گفت که چنین رفتارهایی فاصله آنان را از افراد با هوش کلی بالاتر، جبران می‌کنند. موفقیت یا شکست تحصیلی نیز برانگیزش و یادگیری تاثیر می‌گذارند. به‌عبارتی دیگر، انگیزش نه تنها بر پیشرفت تحصیلی مؤثر است، بلکه خود نیز تحت تأثیر تجارب تحصیلی (موفقیت، شکست و پیامدهای آنها ) قرار دارد(روشن میلانی و همکاران،1390). تجارب یادگیری دانش‌آموزان در درسهای مختلف وقتی به صورت موفقیتها یا شکست‌های پی درپی اندوخته می‌شوند به ایجاد تصورات و باورهایی در آنان نسبت به توانائیشان در یادگیری موضوعات مختلف می‌انجامد. این باورها و پندارها، انگیزش آنان را نسبت به تلاش برای یادگیری موضوعات مشابه تحت تاثیر قرار می‌دهد.چنین وضعیتی تاثیر قابل توجهی براعتماد و احترام به نفس، خود- کارآمدی،‌ سبک زندگی آینده و به‌ویژه سلامت روانی یادگیرندگان دارد(ویسانی و همکاران1391).
2-7-2 تاریخچه انگیزش
انگیزه پیشرفت یکی از انگیزه های مهم اجتماعی است که رفتار آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد این انگیزه را می توان به عنوان آرزو برای پیشی گرفتن بر یک رفتار معیاری ویژه تعریف کرد. (کورمن 1976). انگیزه پیشرفت یعنی این که فرد تمایل دارد کاری را در یک زمینه به خوبی انجام دهد و عملکردش را به طور خودجوش ارزیابی کند. انگیزه پیشرفت دیوید مک کللند (1961) جان اتکینسون (1965) ارائه شده است. مک کللند و همکارانش (1953) نشان داده است که انگیزه پیشرفت می تواند یادگیری را تسهیل کند افرادی که انگیزه پیشرفت زیادی دارند با کوشش و جدیت بیشتری به تحصیل می پردازند. کاکس (1962) در مورد انگیزه پیشرفت و تأثیر آن بر نمره های درس دانش آموزان مدارس تحقیقی انجام داد. نتایج این تحقیق نشان داد که همبستگی مثبت معنی داری میان نمره های انگیزه پیشرفت و نمره های درسی وجود دارد. رانیور (1970) در خصوص ارتباط میان انگیزه موفقیت و پیشرفت تحصیلی به انجام تحقیقی دست زد. مزلو (1970) نیازهای انسان را به دو دسته کلی تقسیم می کند.
1. نیازهای کمبود
2. نیازهای رشد یا بالندگی
رالف (1988) در پژوهش خود رابطه میان انگیزه پیشرفت و عملکرد در تکالیف شناختی را نشان داده است. نیومن وریچل (1988) نیز نشان دادند که میان انگیزه پیشرفت و نمره دوره دانشگاه ارتباطی نسبتاً قوی وجود دارد. بلوم (1982)معتقد است علاقه و انگیزه دانش آموز در جریان یادگیری هم نقش علت را بازی می کند و هم معلول. بدین معنای که یاد گیرند. علاقمند به موضوع در مقیاس یادگیرنده کم علاقه موفقیت بیشتری کسب می کند و این موفقیت بیشتر سطح علاقه و انگیزه آن ها را نسبت به یک موضوع افزایش می دهد.
در یک مطالعه تازه تر، کیت و کول (1992 به نقل لفرانسوا 1997) آثار چند عامل مهم مانند توانایی یادگیرندگان، آموزش معلمان، و انگیزش بر یادگیری را در تجاوز از 25000 دانش آموز مورد بررسی قرار دادند مهمترین عاملی که مستقیماً با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد سطح توانایی یادگیرندگان و دو عامل مهم دیگر یکی آموزش معلم و دیگری انگیزش بر یادگیری.
آرندز (1994) معتقد است بین نحوه رفتار و برخورد والدین با کودکان خود و انگیزش پیشرفت کودکان رابطه نیرومندی وجود دارد. لفرانسوا (1997) در کتاب روانشناسی برای آموزش معتقد است اگر دانش آموزان به این جهت هدایت شوند که موفقیت و شکست خود را به کوشش ها و تلاش های شخصی نسبت دهند می توان انگیزه موفقیت را در آن ها افزایش داد.
2-7-3 تأثیرانگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی
کودکان و نوجوانان در طی دوران تحصیلی نسبت به خود و محیط اطراف نگرش مثبت و منفی بدست می آورند که این مسئله به تجارب موفق و ناموفق آنان در دوران تحصیل بستگی دارد. آنها با پیشرفت در تحصیلات و افزایش میزان یادگیری علاوه بر رشد علمی به سلامت روانی نیز دست می یابند.در صورت عدم موفقیت تحصیلی و فشار روانی ناشی از آن بهداشت روانی شان بر هم خورده و جامعه و خانواده متحمل خسارتهایی می شوند(عطار خامنه،سیف،1388).
پیشرفت در تحصیل و یادگیری نتیجه عوامل گوناگونی است که یکی از مهمترین این عوامل انگیزش است. انگیزش مهمترین شرط یادگیری است، تلاش برای افزایش انگیزش تحصیلی از اهمیت بسزایی برخوردار است. نداشتن انگیزه تحصیلی یکی از دلایل افت تحصیلی می باشد، بی انگیزه بودن نسبت به تحصیل گذشته از افت تحصیلی منجر به ناامیدی و دلسردی دانش آموز شده و زمینه را برای ایجاد مشکلات روحی و انحرافات اجتماعی فراهم می کند(تمنایی فر،گندمی،1390). همچنین کاهش انگیزش تحصیلی زیانهای علمی و فرهنگی و اقتصادی را متوجه جامعه و خانواده می کند.انگیزش چیزی است که به ما انرژی می دهد و فعالیتهای ما را هدایت می کند. انگیزش در واقع موتور حرکت هر فردی است. انگیزش نیرویی است که به فعالیتهای ما جهت و شدت می بخشد. هر قدر فعالیتهای آموزشی همراه با انگیزه باشد بر انگیزنده تر خواهد بود و میزان یادگیری افزایش می یابد. اصطلاح انگیزش در مورد عاملی بکار می رود که دانش آموز و یا بطور کلی یادگیرنده را برای آموختن درس به تلاش و کوشش وامی دارد و به فعالیت او شکل و جهت می دهد(رستگار خالد،1389).
پژوهشگران در مورد انگیزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگیزه بیرونی و انگیزه درونی. در انگیزه بیرونی یک عامل خارجی فرد را به انجام کاری خاص برمی انگیزد. مثلا کودکی که تکالیف مدرسه اش را بخوبی انجام می دهد تا اجازه شرکت در بازی فوتبال را داشته باشد. در این مورد کودک کاری را بخوبی انجام می دهد لکن انجام تکالیف بخاطر خود آن کار نبوده است بلکه تلاش او فقط جهت دستیابی به چیز دیگر است(خدیوی ،وکیلی مفاخری 1390). اما هنگامیکه انسان با انگیزه درونی کاری را به انجام می رساند، صرفا آنرا برای خود آن می خواهد و نتیجه ای جداگانه را نمی طلبد و حتی اگر از کار خود نتیجه مطلوبی هم نگیرد باز هم از این که آن را انجام داده است احساس پشیمانی نمی کند. در مورد چنین کسی هرگز به تشویق نیازی نیست. انگیزش درونی یعنی اینکه فرد فعالیتی را بخاطر خود آن عمل و نفس آن عمل انجام می دهد و رضایت خود شخص عامل انجام آن فعالیت است(عطار خامنه،سیف،1388).
در افراد با انگیزش درونی فهمیدن مطالب درسی ، افزایش اطلاعات و یادگیری مطالب درسی (بطور فراموش نشدنی) سبب غرور و افتخار می گردد. زمانیکه افراد خود را با کفایت و خود مختار ادراک می کنند مایلند دارای انگیزش درونی باشند.انگیزش درونی به ایجاد احساس استقلال و تقویت اعتماد به نفس بیشتر دانش آموزان کمک می کند و باعث می شود تا فرد نسبت به یادگیریهای خود کنترل بیشتری داشته باشد(تمنایی فر،گندمی،1390).
2-8 تقابل انگیزش پیشرفت و مدارس هوشمند
اسمیت(2008) در پژوهش خود به عنوان سبک های یادگیری و احساس تعلق در ارتباط با دوره های آموزشی با واسطه ی کامپیوتر به این نتیجه رسیده است که فراگیرانی که سبک یادگیری مشارکتی دارند از طریق خلق یک محیط تعاملی احساس تعلق خوبی داشته اند و به طور کلی نتایج بیانگر رضایت خاطر فراگیران است.(اسمیت،2008)
بهرامی و قادری (2008) درتحقیقی به بررسی تفاوت هاو تاثیرات آموزش در مدارس هوشمند مالزی نسبت به مدارس عادی پرداخت. نتایج حاکی از این می باشد که بازده های انش آموزان در مدارس هوشمند بیشتر از مدارس عادی می باشد. بازده های دانش اموزان شامل انگیزش یادگیری، مهارت فراگیری علوم و موفقیت تحصیلی می باشد.(بهرامی،قادری،2008).
ویتینگ (2006) در تحقیقی به بررسی تاثیر بر روی احساس عضوی از جامعه ی کلاسی بودن پرداخت. نتایج بیان کننده ی این مطلب است که استفاده از کامپیوتر در کلاس درس دارای تاثیرات مثبت روی احساس جامعه ی کلاسی دانش آموزان و موفقیت تحصیلی آنها می باشد.(ویتینگ،2006).
بلدریان (2006) در تحقیقی به بررسی احساس عضوی از جامعه بودن در دوره های آموزش از راه دور پرداخت. نتایج تحقیق بیان کننده ی این مطلب است که احساس جامعه ی کلاسی در میان دانش آموزانی که در دوره های آموزش از راه دور شرکت داشتند، نسبت دانش آموزان دوره های عادی کمتر است.(بلدریان،2006).
ویتینگ (2006) در پژوهشی به مقایسته ی تعلق اجتماعی، در بین دانشجویان دوره های ترکیبی با دوره های سنتی و دوره های آنلاین پرداخته اند. نتایج نشان میدهد که در دوره های ترکیبی احساس تعلق اجتماعی بیشتری در مقایسته با دوره های سنتی و دوره های کاملا آنلاین وجود دارد. دراین پژوهش احساس تعلق و یادگیری به عنوان دو متغیر مهم در نظر گرفته شده اند.(ویتینگ،2006).
روسشل، پنویل و آبراهامسون(نقل دروایتنگ، 2006)، در فرا تحلیل 26 تحقیق انجام شده درباره استفاده از تکنولوژی های جدید در آموزش به این نتیجه رسیده اند که استفاده از این تکنولوژی ها درآموزش باعث افزایش مشارکت دانش آموزان در مدرسه و افزایش لذت بردن آنان از یادگیری، و همچنین افزایش یادگیری آنها می شود. همچنین روبلایر و ادوارد (نقل در وایتنگ،2006) در تحقیقی عنوان می کنند که استفاده از تکنولوژی های جدید در آموزش باعث افزایش احساس عضوی از جامعه ی کلاسی و مشارکت در کلاس درس و رابطه با همسالان می شود.
کلارک(2000) در پژوهشی درباره ی رسانه های جدید( شامل رایانه و شبکه های جهانی) و تاثیر آن بر انگیزش به این نتیجه رسید که در میان سه بازده ی انگیزشی تنها انتخاب فعال دارای افزایش بود و بقیه ی بازده ها مثل تلاش ذهنی و پایداری بدون تفاوت بودند.(کلارک،2000).
در یک مطالعه ی فراتحلیل محققان کولیک (1991، نقل در کولیک،2003) به بررسی تاثیر کامپیوتر بر روی گرایش دانش آموزان در جهت یادگیری و میزان یادگیری آنها پراختند. نتایج نشان داد که دانش آموزانی به وسیله ی کامپیوتر آموزش می بینند، 1-دارای گرایش بیشتری نسبت به فعالیت در مدرسه هستند، 2- دارای پیشرفت تحصیلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *