پایان نامه با کلید واژه های انتقال سهام، صاحبان سهام، انحلال شرکت

دانلود پایان نامه

اینکه برابر ماده 164. ل. ا. ق. ت، اساسنامه شرکت نمی‌تواند متضمن اختیار افزایش سرمایه برای هیات مدیره باشد. اما این به آن معنی نیست که مجمع مزبور نتواند اختیار انجام آن را به دیگری واگذار نماید. مطابق ماده 162. ل. ا. ق. ت مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند اجازه افزایش سرمایه را به هیات مدیره بدهد. نحوه آن به این صورت است که مجمع عمومی فوق‌العاده با مشخص کردن مدت افزایش سرمایه (که حد اکثر آن 5 سال است) و همینطور مشخص کردن میزان افزایش سرمایه، به هیات مدیره اجازه میدهد که به یکی از روشهای مذکور در قانون تجارت، اقدام به افزایش سرمایه نماید.

مبحث نهم: واگذاری اختیار به هیات مدیره جهت تعیین شرایط مربوط به فروش سهام جدید و تادیه قیمت آن
بعد از پیشنهاد هیات مدیره و بازرس و بازرسان شرکت و پس از قرائت گزارش آنان ودر زمان اتخاذ تصمیم راجع به افزایش سرمایه ، مجمع عمومی می‌تواند در همان جلسه شرایط مربوط به فروش سهام جدید و تادیه قیمت آنرا تعیین نماید. اما در صورت تمایل می‌تواند اختیار مربوط به فروش سهام جدید و تادیه قیمت را به هیات مدیره شرکت واگذار نماید.

مبحث دهم: محدود نمودن یا افزایش اختیارات هیات مدیره
هر چند انتخاب هیات مدیره با مجمع عمومی عادی است اما از آن جائیکه یکی از مواردی که در اساسنامه شرکت می‌بایستی لحاظ شود طبق بند 16 ماده 8 ل.ا.ق.ت مربوط است به تعیین وظایف و حدود اختیارات مدیران، لذا هرگونه تغییر در حدود اختیارات مدیران به منزله تغییر در اساسنامه است و تغییر در اساسنامه هم برابر ماده 83 ل.ا.ق.ت در صلاحیت مجمع عمومی فوق‌العاده است.
درست است که برابر ماده 118 ل.ا.ق.ت، جز درباره موضوعاتی که موجب مقررات این قانون اخذ تصمیم و اقدام درباره آنها در صلاحیت خاص مجامع عمومی است، مدیران شرکت دارای کلیه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت در چارچوب موضوع شرکت می‌باشند، اما به موجب قسمت اخیر همین ماده مجمع عمومی می‌تواند اختیارات آنان را محدود نماید. هر چند این تحدید اختیارات نسبت به اشخاص ثالث باطل است ولی بین مدیران و صاحبان سهام معتبر است. به عنوان مثال مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند مصوب نماید که مدیران تا سقف مبلغ معینی حق انعقاد قرارداد را با دیگران دارند و مازاد بر آن می‌بایستی با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده انجام شود.

مبحث یازدهم: انتخاب مدیر یا مدیران تصفیه و عزل آنها
بعد از تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده راجع به انحلال شرکت و یا پس از صدور حکم دادگاه مبنی بر بطلان یا انحلال شرکت، دوران تصفیه شرکت شروع می‌شود. مجموع عملیاتی را که پس از انحلال شرکت به منظور پرداخت قروض و وصول مطالبات وتقسیم مازاد دارائی شرکت انجام می‌دهند، تصفیه امور شرکت می‌گویند 50.
در برخی از موارد در اساسنامه نحوه انحلال اختیاری شرکت و ترتیب تصفیه امور پیش‌بینی می‌شود.51 در مواردی که در اساسنامه شرکت مدیر تصفیه پیش‌بینی نشده باشد، اصولاً امر تصفیه با خود مدیران شرکت است. اما مجمع عمومی فوق‌العاده که رای به انحلال شرکت می‌دهد می‌تواند ترتیب دیگری مقرر نماید و مدیر یامدیران تصفیه را انتخاب نماید 52.
در رابطه با عزل مدیر یا مدیران تصفیه برابر ماده 216 ل. ا. ق. ت اگر مجمع عمومی فوق‌العاده آنها را انتخاب کرده باشد خود نیز حق عزل آنها را دارد.

مبحث دوازدهم: تصویب و یا عدم تصویب آورده‌های غیرنقدی که در موقع افزایش سرمایه تادیه می‌شود.
از اختیارات دیگر سهامداران اکثریت در مجمع عمومی فوق‌العاده بحث تصویب و یا عدم تصویب آورده‌های غیرنقدی است. هر چند قیمت آورده‌های غیرنقدی توسط کارشناس رسمی دادگستری تعیین گردیده است ولی اکثریت سهامداران می‌توانند در جلسه مجمع عمومی فوق‌العاده با آراء خود مانع از تصویب آورده‌های غیر نقدی گردند. بدیهی است اگر آورده‌های غیر نقدی یا حتی اشخاص آورنده سرمایه غیر نقد مورد تائید آنان باشد آنرا تصویب می‌نمایند.

مبحث سیزدهم: تغییرات در حقوق نوع مخصوصی از سهام شرکت
از دیگر اختیارات مجمع عمومی فوق العاده، تغییر در حقوق نوع مخصوصی از سهام شرکت، مطابق ماده 93 ل. ا. ق. ت می‌باشد. تغییر در حقوق مربوط به سهام، مستلزم تغییر در اساسنامه است که تغییر در اساسنامه جزء اختیارات مجمع عمومی فوق‌العاده است. بنابراین هر چند در ماده 93 از تغییر در حقوق نوع مخصوصی از سهام، توسط مجمع عمومی فوق‌العاده صحبتی نشده است ولی از آنجایی که نوع سهام و خصوصیت آن در اساسنامه ذکر می‌شود، تغییر در حقوق مربوط به آن باید توسط مجمع عمومی فوق‌العاده بعمل آید.
برای تغییر در حقوق نوع مخصوصی از سهام شرکت، ابتدا باید مجمع عمومی فوق‌العاده تشکیل جلسه داده و تغییرات مورد نظر را تصویب کند. برای آنکه تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده در این زمینه معتبر باشد، لازم است که لااقل نصف دارندگان اینگونه سهام در جلسه خاصی که به همین منظور تشکیل می‌شود حاضر باشند.. اگر در دعوت اولی نصف دارندگان اینگونه سهام حاضر نشوند، دعوت دوم از دارندگان اینگونه سهام بعمل می‌آیدکه در دعوت دوم لازم است حداقل یک سوم دارندگان اینگونه سهام حاضر شوند. تصمیمات جلسه مذکور همواره با اکثریت دو سوم آرامعتبر است و در صورتیکه در دعوت اول و یا دوم اکثریت دو سوم آرا با تغییرات انجام شده توسط مجمع عمومی فوق‌العاده موافقت ننمایند، تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده در رابطه با تغییرات
مذکور بی‌اثر است.
نکته دیگری در اینجا قابل بیان است و آن اینست که بین قسمت اخیر ماده 42 ل. ا. ق. ت با ماده 93 نوعی تعارض وجود دارد. مطابق ماده 42 برای تغییر در امتیازات وابسته به سهام ممتاز، باید موافقت دارندگان نصف به علاوه یک اینگونه سهام جلب شود. اما در ماده 93 آمده که تصمیمات همواره با اکثریت دو سوم آراء معتبر خواهد بود.
توضیحات بیشتر مربوط به سهام موضوع ماده 93 در مبحث صدور سهام ممتاز در همین پایان نامه آمده است.

مبحث چهاردهم: تغییر اساسنامه
بعد از تأسیس و ثبت شرکت، هرگونه تغییر در اساسنامه شرکت برابر ماده 83 ل.ا.ق.ت در اختیار مجمع عمومی فوق‌العاده است.موارد مذکور در ماده 8 ل.ا.ق.ت جنبه حصری ندارد و می‌توان در هنگام تأسیس و یا بعد از تأسیس شرکت موارد دیگری را به اساسنامه اضافه کرد. بعنوان مثال پرداخت پاداش به اعضای هیات مدیره از موارد الزامی که می‌بایستی در اساسنامه پیش‌بینی شود نیست. و پس از تأسیس شرکت مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند موضوع تعیین پاداش را در اساسنامه بگنجاند. منتهی این اختیارات در بعضی موارد توسط قانونگذار محدود شده است بنابراین مجمع عمومی فوق‌العاده نمی‌تواند در موارد محدودیت قانونی در اساسنامه تغییر دهد به عنوان مثال در ماده 164 ل.ا.ق.ت آمده اساسنامه شرکت نمی‌تواند متضمن اختیار افزایش سرمایه برای هیات مدیره باشد لذا مجمع عمومی فوق‌العاده نمی‌تواند چنین امری را در اساسنامه لحاظ کند یا موارد دیگری مثل
1- تغییر تابعیت 2- افزایش تعهدات صاحبان سهام 3- ایجاد محدودیت در اقامه دعوی از سوی یک پنجم دارندگان سهام شرکت علیه مدیران 4- افزایش مدت مدیریت مدیران به بیش از دو سال 5- ایجاد محدودیت برای هیات مدیره در عزل رئیس و نائب رئیس هیات مدیره 6- تغییر در ترتیب مقرر شده برای انتخاب مدیران موضوع ماده 88 ل.ا.ق.ت، که مجمع عمومی فوق‌العاده حق تصمیم در مورد انها را ندارد.
بدیهی است قوانینی که از دیدگاه قانونگذار جزء قواعدآمره است را نمی‌توان با تغییر اساسنامه تغییر داد خصوصاً قوانینی که قانونگذار برای حمایت از سهامداران اقلیت در نظر گرفته است.
اما در سایر موارد که جزء قواعد آمره نیست و قانونگذار هم صراحتاً به محدودیت مجامع عمومی اشاره نکرده است می‌توان هر نوع تغییری را انجام داد یا هر موردی را به اساسنامه اضافه نمود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق درمورد تهدید علیه بهداشت عمومی و سازمان بین المللی کار

مبحث پانزدهم:تبدیل سهام
تبدیل سهام و طریقه آن اصولاً در اساسنامه شرکت پیش‌بینی می‌شود ولی اگر اساسنامه اجازه تبدیل سهام را نداده باشد، شرکت می‌تواند به موجب تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده مبادرت به تبدیل سهام نماید. این تبدیل به دو گونه صورت می‌گیرد:
1 – تبدیل سهام با نام به بی نام
2 – تبدیل سهام بی‌نام به با نام

تبدیل سهام با نام به بی نام
سهام با نام، سهامی است که متعلق به شخص معینی است و نام دارنده آن در دفتر سهام شرکت ثبت شده است. به همین دلیل در هنگام انتقال آن به شخص دیگر باید این انتقال در دفتر سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی اوباید انتقال را در دفتر مزبور امضاء کند.
تبدیل سهام با نام به بی‌نام در مواردی اتفاق می‌افتد که شرکت مطابق ماده 30.ل.ا.ق.ت. به علت عدم تأدیه تمامی مبلغ اسمی سهام، بناچار مبادرت به صدور سهام با نام کرده ولی بعداً به لحاظ مزیتهای سهام بی‌نام تصمیم به تبدیل سهام با نام به بی‌نام گرفته است دلایل متعددی وجود دارند که باعث می‌شود اشخاص سهام بی‌نام را به سهام بانام ترجیح بدهند که در اینجا تعدادی از آنها آورده می‌شود:
1 – نقل و انتقال سهام بی‌نام به صورت خیلی ساده انجام می‌شود. بدین صورت که مطابق ماده 39.ل.ا.ق.ت. نقل و انتقال سهام بی‌نام به دلیل اینکه سهام بی‌نام بصورت سند در وجه حامل تنظیم می‌شود با قبض و اقباض صورت می‌گیرد. ولی نقل و انتقال سهام با نام تشریفات بیشتری دارد بدین صورت که مطابق ماده 40.ل.ا.ق.ت.”انتقال سهام بانام باید در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر مزبور امضا کند”.
2 – بعضی از سهامداران مایل نیستند که توسط سهامداران و یا اشخاص دیگر شناخته شوند به همین دلیل از سهام بی‌نام استفاده می‌کنند.
3 – عده‌ای برای فرار از مالیات، سهام بی‌نام را با سهام به نام ترجیح می‌دهند. در اکثر کشورها به درآمد حاصله از فروش سهام مالیات تعلق می‌گیرد به همین خاطر اشخاص با خرید سهام بی‌نام از پرداخت مالیات فرار می‌کنند.
4 – نقل و انتقال سهام بی‌نام نمی‌تواند مشروط به موافقت مجامع عمومی صاحبان سهام یا مدیران شرکت شود.
برای تبدیل سهام بانام به سهام بی‌نام “مراتب فقط یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن نشر می‌گردد منتشر و مهلتی که نباید کمتر از دو ماه باشد به صاحبان سهام داده می‌شود تا برای تبدیل سهام خود به مرکز شرکت مراجعه کنند. بعد از انقضای مهلت مذکور برابر تعداد سهامی که تبدیل نشده است سهام بی‌نام صادر و در مرکز شرکت نگاهداری خواهد شد تا هر موقعی که دارندگان سهام بانام به شرکت مراجعه کنند سهام بانام آنان اخذ و ابطال و سهام بی‌نام به آنها داده شود”53. پس از تبدیل کلیه سهام بانام به سهام بی‌نام و یا بعد از مهلت دوماهه‌ای که برای تبدیل سهام بانام به بی‌نام در نظر گرفته شده است شرکت باید مرجع ثبت شرکت‌ها را از تبدیل سهام خود کتباً مطلع سازد تا مرات
ب طبق مقررات به ثبت رسیده و برای اطلاع عموم آگهی شود.54
در لایحه تجارت 91 و برابر ماده 419 آن تبدیل سهام بی‌نام به با نام مجاز نیست.

تبدیل سهام بی‌نام به بانام
سهام بی‌نام سهامی است که نام صاحب آن بر روی آن قید نمی‌شود و هر کسی که آن را در اختیار داشته باشد مالک آن است. به عبارت دیگر سهام بی‌نام سهم در وجه حامل محسوب می‌شود که حامل آن مالک آن است و برای مطالبه وجه آن محق محسوب می‌شود. زمانی یک شرکت می‌تواند مبادرت به صدور سهام بی‌نام نماید که تمامی مبلغ اسمی سهم پرداخت شده باشد زیرا به موجب ماده 30ل.ا.ق.ت. “مادام که تمامی مبلغ اسمی هر سهم پرداخت شده صدور ورقه سهم بی‌نام یا گواهی نامه موقت بی‌نام ممنوع است”.
سهام بانام با وجود معایبی که دارد، مزایایی نیز دارد که از این مزایا می‌توان موارد زیر را نام برد:
1 – سهام با نام مشکل گم شدن، سرقت یا تلف شدن را ندارد. به این خاطر که نام دارنده سهام در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت رسیده است. به همین خاطر اشخاصی که کمتر دنبال خرید و فروش و نقل وانتقال سهام هستند

دیدگاهتان را بنویسید