پایان نامه انسان موجودی اجتماعی است و فعالیت های اقتصادی


Widget not in any sidebars
عقاید و هویت سیاسی یک شخص، تأثیر تعیین کننده ای بر عمل سیاسی او می گذارد. در سیاست و مشارکت سیاسی و اجتماعی، بر خلاف علوم طبیعی، بین نظر علمی و عقاید، یعنی بین معرفت سیاسی و عقیده ی سیاسی فاصله ای نیست و نمی توان تأثیر عقاید و هویت یک شخص بر عمل سیاسی اش را انکار کرد. بیشتر مردم و فعالان سیاسی، عقاید و هویت سیاسی خود را در دوره ی جوانی کسب می کنند، اگرچه در آینده ممکن است تحت تأثیر شرایطی تغییر عقیده دهند. عواملی مثل جامعه پذیری و تأثیرپذیری کودک و نوجوان از اندیشه ی حاکم در محیط تولد، احترام اجتماعی به یک عقیده، سازگاری عقیده ای و میزان سازگاری با عقاید و تجربه ی شخصی، در شکل گیری هویت سیاسی شخص در دوره ی رشد شخصیتی مؤثر هستند. (مجله صباح حوزه: بهار 1385، ص13)
1-10-2)رویکرد فرهنگی در تبیین مشارکت
فرهنگ از مهم ترین متغیرهای مشارکت سیاسی و اجتماعی است. در جامعه ی دارای فرهنگ سیاسی مشارکتی، مشارکت افراد گسترده تر است و در جامعه ای که فاقد چنین فرهنگی است، مردم با پدیده های سیاسی و اجتماعی برخوردی انفعالی دارند.
در جامعه شناسی سیاسی درباره ی عوامل مؤثر بر مشارکت، نظریه های گوناگونی وجود دارد. نظریه ی «ماکسوبر» است که نقش فرهنگ را پررنگ تر از سایر عوامل می داند در حالی که نظریه ی «دترمینیستی مارکس» عامل اقتصادی را زیربنای روابط اجتماعی، از جمله مشارکت می داند. به نظر می رسد فرهنگ های مختلف انگیزه ها و توقعات متفاوتی را در افراد جامعه به وجود می آورند. ممکن است در فرهنگ هایی که عامل اقتصادی قوی وجود دارد و پیشرفت اقتصادی آرمان افراد آن جامعه است، مردم برای گسترش یا تداوم فعالیت های اقتصادی راه های سیاسی را طی کنند.
در فرهنگ هایی نیز ممکن است انسان ها به خاطر احساس نیاز به عوامل معنوی در سیاست مشارکت کنند; بنابراین با زمینه سازی های فرهنگی مناسب در جوامع می توان افراد را به مشارکت در امور سیاسی ترغیب کرد.
به طور عمومی می توان گفت که یکی از دلایل شرکت افراد در امور سیاسی و اجتماعی پیوستن به جمعیتی است که به گونه ای آرزوها، ارزش ها و نارضایتی های آنان را منعکس می کند و اساساً انسان موجودی اجتماعی است و اجتماعی بودن او تنها برای برآوردن نیازها نیست، بلکه بهره مندی انسان از قوه ی تفکر، این حیات اجتماعی را به طور فطری در او پدید می آورد که یافته های فکری و مکنونات خویش را با دیگران در میان بگذارد. هر قدر شهروندان به تعلقات مشترک میان خود آگاهی بیشتری داشته باشند، بهتر می توانند تصمیم های سیاسی را که به مصالح عام نزدیک تر است، تشخیص دهند. البته این در صورتی است که امکان واقعی انتخاب و مشارکت را در اختیار داشته باشند.
در متون اسلامی نیز به تعلقات دینی و اجتماعی انسان در مشارکت بسیار توجه شده است. شهید صدر منشأ مشارکت سیاسی و اجتماعی را محتوای درونی انسان ها می داند. محتوای درونی انسان ها اندیشه و اراده ی او را تشکیل می دهد و اساس جنبش ها را پدید می آورد; به عبارت دیگر، محتوای درونی انسان ها، زیربنا، و مجموعه ی پیوندهای اجتماعی و ساختار زندگی بشر، روبنای زندگی اجتماعی محسوب می شود. پیوند محتوای درونی انسان ها با وضعیت اجتماعی، بیانگر نوعی رابطه ی علّی است که آیه ی شریفه ی (إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْم حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) بر آن دلالت می کند. این آیه به صراحت اعلام می کند که تغییر سرنوشت اجتماعی انسان ها به تغییر اراده ی فردی آنها بستگی دارد و نقش آگاهی های عمومی را در گسترش مشارکت سیاسی نمی توان نادیده گرفت.
درجه ی آگاهی سیاسی و اجتماعی شهروندان، با میزان و کیفیت جریان اطلاعات، سهولت دسترسی به آن و اعتماد عمومی به منابع تغذیه ی اطلاعاتی، رابطه ای مستقیم دارد. معمولا گرایش های حزبی، صنفی، گروهی، اجتماعی و سیاسی مردم و واکنش آنان در برابر عمل کرد حکومت در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی به پیش زمینه های آگاهی بستگی دارد.(همان)
1-11-2)قانون مداری
حاکمیت قانون در تمامی ارکان نظام و سطوح مختلف جامعه، از اهداف و آرمان های مهم دانشجوی سیاسی است؛ بر این اساس، یکی دیگر از ویژگی های دانشجوی سیاسی، آگاه بودن از چارچوب های قانونی و حقوقی فعالیت های سیاسی و رعایت این ضوابط در کلیه فعالیت های خویش است. بدیهی است التزام به رفتار قانونی از یک سو، نمایانگر مشروع پنداشتن نظام ها و از سویی نشان از عقلانیت رفتارکنندگان است و هر نوع حرکتی خارج از ضوابط پذیرفته شده و قانونی، نظیر خشونت و عدم تحمل سیاسی و…، نه تنها با واکنش لایه ها و سطوح مختلف جامعه مواجه خواهد شد، بلکه آثار زیان باری را نیز برای دانشگاه، مجموعه های دانشجویی و نظام اسلامی به دنبال خواهد داشت.
بررسی حوادث تاریخی نیز به خوبی بیانگر این واقعیت است که بیشترین خطر و آفت برای نهضت های الهی و مردمی، اقدامات غیر قانونی و افراط و تفریط هاست. از این رو نظام اسلامی، همواره با حرکت های خودسرانه و غیر قانونی مخالف بوده است و رهبر معظم انقلاب نیز در این زمینه می فرمایند: «بارها گفته ام، باز هم تکرار می کنم، من معتقدم که جوان مملکت بایستی در همه میدان ها حضور و آمادگی داشته باشد، منتها با انضباط، این گونه حرکاتی که ملاحظه شد، کسانی به دانشگاه حمله کنند،
ناشی از بی انضباطی است؛ با هر نامی انجام بگیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام بگیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام بگیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته ام که در اجتماعات کسانی که مخالف اند هیچ کس نباید رفتار خشونت آمیز داشته باشد. چون این کار دشمن را خوشحال می کند…»(بیانات مقام معظم رهبری:1378، ص 2 )
2-11-2)نقش دین در گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی
متغیر مستقل «دین» در گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی، اهمیت زیادی دارد. تأثیر «دین» به عنوان یکی از مهم ترین عوامل گسترش مشارکت مردمی در طول تاریخ به ویژه در جهان اسلام انکارناپذیر است. ابن خلدون؛ جامعه شناس بزرگ اسلامی درباره ی نقش دین در مشارکت می گوید: «دین در بین نیروها وحدت می آفریند، رقابت ها و حسادت ها را از بین می برد و به افراد، روحیه ی ایثار می بخشد. این روحیه به افزایش مشارکت و ایجاد دولت های وسیع می انجامد. چنان چه باورهای مذهبی به دلیل تجمل پرستی و غیره، به رکود گراید، وحدت اجتماعی متزلزل می شود».1 از این رو، یکی از اهداف تلاش استعمارگران برای سکولارسازی جوامع مسلمان، بی تفاوت ساختن آنان در قبال سرنوشت اجتماعی خود و زمینه سازی برای تسلط آسان بر جوامع اسلامی بوده است.( ملکوتیان: 1376، ص 21.)
در متون اسلامی نیز به فرهنگ و تعلقات دینی ـ اجتماعی انسان در مشارکت بسیار توجه شده است. شهید صدر منشأ مشارکت سیاسی و اجتماعی را محتوای درونی انسانها می‌داند. محتوای درونی انسانها در حقیقت اندیشه و اراده او را تشکیل می‌دهد و اساس جنبشها را پدید می‌آورد. به عبارت دیگر محتوای درونی انسانها، زیربنا و مجموعه پیوندهای اجتماعی و ساختار زندگی بشر، روبنای زندگی اجتماعی محسوب می‌شود. پیوند محتوای درونی انسانها با وضعیت اجتماعی بیانگر نوعی رابطه علّی است که آیه شریفه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم» (رعد، آیه11) بر آن دلالت می‌کند. این آیه به صراحت اعلام می‌کند که تغییر در سرنوشت اجتماعی انسانها به تغییر در اراده فردی آنها بستگی دارد(بشیریه:1389 بخش اول)
3-11-2)نقش سنت، آداب و رسوم
سنت، حلقه اتصال گذشته و حال و آینده است. اگر سنت و آداب و رسوم یک جامعه، مثبت و مشارکت‌جو باشد، با بازتولید این سنت و آداب و رسوم، نسل جدید به آسانی در فعالیت‌های سیاسی جامعه مشارکت می‌کنند. در غیر این صورت تغییر سنت به سنتهای مشارکت‌جو، به زمان و هزینه بسیاری نیاز دارد. هر جامعه‌ای دارای سنن و آدابی است که برای استفاده از امور جدید باید بعضی از آنها تغییر پیدا کنند و این در حالی است که بعضی از سنت‌ها عقلانی و منطقی باید حفظ شوند. شهید مطهری در این‌باره می‌گوید: «انسان نباید اسیر عرفها شود. آدم باید تابع منطق باشد، البته مثل امروزی‌ها نباید بی‌جهت سنت‌شکن بود و گفت من با هرچه سنت است، مخالفم.(مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، ص56)
1-12-2)اهمیت و جایگاه مشارکت سیاسی در جهان امروز
امروزه اندیشمندان و صاحب‌نظران سیاست مشارکت سیاسی را یکی از شاخصه‌های جوامع مردم‌سالار می‌دانند. هر جامعه‌ای که ادعای مردم‌سالاری را داشته باشد، اما نتواند مشارکت مردم را در اعمال حاکمیت به وسیله‌ی نهادهای مدنی و تشکل‌های سیاسی و یا مشارکت مستقیم آن‌ها فراهم کند، ادعای آن حرف بی‌معنایی خواهد بود. در حقیقت یکی از مؤلفه‌های تعیین کننده‌ی حاکمیت مردمی، فراهم بودن شرایط برای تمامی شهروندان جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی است. به بیانی: تنها از راه مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می‌گردد و میزان توسعه‌ی سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلفه‌ی اساسی دارد. (اسکندری و علایی، همان) در واقع: فقدان مشارکت عمومی، حکومت و اداره‌ی سیاسی جامعه را در دام خودکامگی و استبداد گرفتار می‌کند.
(جمشیدی محمد حسین: 1385)
1-13-2)پیشینه پژوهش
چون انسان ذاتاً موجودی اجتماعی و گریزان از تنهایی است، حیاتش نیز به مشارکت اجتماعی او وابسته است . بر خلاف مشارکت اجتماعی که بسیار زود در حیات بشر رخ داد، مشارکت سیاسی پدیده ای نو است ،زیرا مفاهیم حکومت و ساختار سیاسی در دوره های اولیه وجود نداشت و دلیل آن نیز باید در وفور منابع طبیعی،کمبودجمعیت و نبود تنازع بقا جست . توسعه شهرنشینی، پیدایش طبقه متوسط و پیشرفت تکنولوژی ، سبب شد به تدریج نهادهای مشارکت مردمی پدیدار شوند . تقسیم و پیچیدگی روزافزون سازمان ها و فراگردها ، نیاز به افراد کاردان را بیش از پیش هویدا ساخت و به افزایش تحرک اجتماعی افراد ، کاهش تدریجی نظام اشرافی گری و سلسله مراتب طبقاتی در جوامع انجامید.(میرسپاسی :1353شماره 53)
تحقیقات لایگلی نشان می‏دهد که داشتن دوستان فعال در امور سیاسی موجب افزایش احتمال مشارکت خود افراد می‏شود. وی نتیجه می‏گیرد بحث با دوستانی که به سیاست علاقه‏مند هستند یا به فعالیت سیاسی می‏پردازند، می‏تواند در یادگیری فرد به فعالیت در امور سیاسی کمک کند (مک کوئل:2003 ص 48-64)در تحقیقی تحت عنوان «مشارکت سیاسی جوانان» علاقه سیاسی را عاملی مهم برای شرکت در فعالیت‏های سیاسی می‏داند. در تحقیق مورد اشاره به تفاوت فرهنگ‏های سیاسی سه دسته از کشورهای اروپایی نیز اشاره شده است. نتیجه تحقیق حاکی از آن بوده که کشورهای آلمان، دانمارک، هلند و تا حدودی انگلیس از فرهنگ مدنی پیشرفته‏تری برخوردار بوده‏اند. فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و بلژیک در گروه دیگر قرار گرفته‏اند. با توجه
به مشارکت در انتخابات (تا سال 1990م.) جمهوری فدرال آلمان از جمله کشورهایی بوده است که میزان مشارکت در انتخابات، در آن کشور نسبتاً بالا گزارش شده است. تفاوت میان کشورها را از نظر مشارکت سیاسی می‏توان تا حدودی به دلیل سنت‏های سیاسی فرهنگی و یا ملی آنان دانست.
(رجیک جیسر:2008 ص541-555)