پایان نامه استعاره و کنایه و عناصر داستانی

دانلود پایان نامه

عنوان داستان بعدی از این مجموعه را، طیّاری درختزاران برگ خاطره ریخته قرارداده، تا خود میزان و سهم خاطره گویی را در داستان هایش نشان دهد. او دوباره در این داستان حضور خود را نشان می دهد و باز ایفاگر نقش راوی می شود.
خلاصه داستان: راوی این بار، از روزگار پس از جدایی و متارکه همسرش پرده بر می دارد. آن روزها او با مادرش در آپارتمانی نُقلی زندگی می کردند و به قول خودش «من و پسرم، هر کی با مادر خودش زندگی می کرد» (طیاری ،104:1379) مادرِ راوی تازه از مریض خانه برگشته، انسیه همسایه قدیمی آنها، یک روز به همراه عروسش به ملاقات مادر راوی می آید. پس از گفتگوها و آگاه شدن از متارکه راوی و همسرش، فیلش یاد هندوستان می کند، اما دست تقدیر به گونه ای دیگر رقم خورده است. زیرا «بیچاره انسیه به فکرش نمی رسید این داستان تمام نشده می افتد می میرد. همان جور که مادرم افتاد و مرد، وقتی این داستان هنوز شروع نشده بود.» (همان،106:1379)
داستان، فاقد طرحی منسجم است و اساس آن بر خاطره گویی استوار شده است. هیچ حادثه ای در داستان دیده نمی شود تا به عنوان چارچوب و طرح اولیه داستان نویسی به حساب آید و اگر از نظر نویسنده خاطره ای به یاد ماندنی است و درخورِ نوشتن، اما از دیدگاه منتقد و مخاطب، نمی توان آن را به عنوان داستان محسوب کرد. شخصیّت پردازی نویسنده در حقیقت، کپی برداری از روی اصل است، زیرا او آدم های واقعی دنیای خود را بدون کوچکترین تغییر و تحوّلی در داستان خود می آورد.
3-5-13) باد با ما نیست
باد با ما نیست گزارشی است مستند از سفر راوی به شهر رودبار و بیشتر به گزارشی کوتاه شبیه است. علاوه بر راوی، شخصیّت دوّمی در داستان حضور دارد که ناشناخته و نامعلوم است. راوی هیچ علاقه ای به معرفی کردن همسفر و همراهش ندارد، تنها نشانه هایی که از لابه لای گفتگوها بیرون می آید، حکایت از این دارد که او یک مبارز سیاسی بوده و دردی که امروز او را می آزارد، یادگاری از آن دوران است.
هیچ وضوح و صراحتی در میان گفتگوها دیده نمی شود، ضمن اینکه گوینده آن ها نیز نامعلوم و مبهم است. همه این عوامل، به علاوه بی توجهی به عناصر داستانی، فقدان پیرنگ داستانی و بازی با کلمات و آرایشِ متن، نثری ملال آور را به وجود آورده است.
3-5-14) کلت
داستان کلت فضایی کاملاًَ متفاوت با دیگر داستان های طیّاری دارد و این بار نویسنده، موضوعی نسبتاً سیاسی را دستمایه خود ساخته است. زمانِ داستان اوایل انقلاب و اوضاع متشنّج آن سال ها، بی اعتمادی و مبارزات آن دوران را بازتاب می دهد.
خلاصه داستان: روایت داستان با توصیف راوی از فضای درون گاراژ، بازرسی اثاثیه ها، آدم ها، ضبط اسلحه و دستگیری شروع می شود تا حرکت اتوبوس و گذشتن از فضای شهر و رسیدن به جاده بیرون شهر. بعد از آن، راوی از دستگیریِ دو عامل کُرد در گاراژ و تحت تأثیر قرار گرفتن مسافران و اضطراب حاکم بر آنها صحبت می کند.ناشناس نشسته در کنار راوی، یک مبارز سیاسی است که تازه از زندان آزاد شده. معمّایِ اصلی داستان کیفی است که همراه ناشناس است و از همان ابتدای سفر، کنجکاوی راوی را برانگیخته بود و سؤالات زیادی ذهن او را به خود مشغول کرده بود. سرِ صحبت را که باز کردند، از هر دری که سخن شروع می شد به سیاست و امثال آن ختم می شد، تا اینکه سرانجامِ داستان، پایان بخشیدن به همه کنجکاویهای راوی است، زیرا او شاهد بیرون آوردن کلت از داخل کیف است.
طیّاری در این داستان موفق می شود با ایجاد فضایی تازه و متفاوت با دیگر داستانهای مجموعه، علاقه و کشش خواننده را به دنبال داشته باشد. توصیف فضای داخل اتوبوس و همچنین سرنشینان آن از نقاط قوّت داستان است. شخصیّت های داستان، همه، سرنشینان اتوبوس هستند و هر کدام تیپ و طبقه خاصی را نشان می دهند، مثل دو زن با پوشش اسلامی، چند طلبه، یک نظامی و چند سرنشین با نشریات حزبی.
گفتگوهای داستان، هر چند مشخّصاَ بین راوی و ناشناس انجام شده، امّا ابهامی در آن وجود دارد که از روانی و آسانی نوشته و نثر می کاهد. ولی با توجه به نقشِ مؤثر گفتگوها در پیشبرد ماجرای داستان و گستردگی زمینه و فضای آن و ترسیم خطوط اصلی چهره شخصیت ها، عنصری مطرح و اساسی محسوب می شود. جملات کوتاه و زبان ساده و عامیانه در گفتگوها و پایان مطلوب داستان نیز، در ارزش گذاری آن مؤثر است.
3-5-15) شیروانی در باد
شیروانی در باد با مضمونی خانوادگی از نظرگاه سوّم شخص روایت شده است. طیّاری علی رغم این که نقش راوی را در این داستان ایفا نمی کند، امّا حضورش باز در داستان احساس می شود، زیرا این داستان نیز بخشی از دفتر خاطرات اوست که ورق می خورد.
خلاصه داستان: همه چیز در یک آپارتمان نُقلی و نوساز روی می دهد. مرد و زن پس از تصمیم به طلاق، دچار آشفتگی و اضطراب می شوند. آن ها در درونشان احساس تنهایی می کنند امّا خود را ظاهراً بی اعتنا و خونسرد نشان می دهند. مرد به دنبال پایانی رمانتیک برای زندگی خود است، زن امّا، مسئله بچّه ها را مهم تر می داند و دختر و پسری که حاصل زندگی چهارده ساله آنهاست، مهم ترین دغدغه ذهن او را تشکیل می دهد. مرد می رود و بچّه ها در کنار زن، با چشمانی خیس و نگران نظاره گر رفتن پدر هستند.
طیّاری خاطره ای تلخ، از تجربه آزاردهنده زندگی اش را از جدایی همسرش به عنوان آخرین نوشته ها و داستانهایش در این مجموعه جای داده است. چرایی و علّت ماجرا، از زبان شخصیّت های داستان و درمیان گفتگوهایشان شنیده می شود. نویسنده به عنوان دانای کلّ و ناظر بر حوادث، گاه با توصیفاتی از شخصیّت ها و فضای داستان و حال و هوای محیط به میان صحبت ها می آید و فرصتی به خواننده می دهد تا به تشریح خصوصیّات شخصیّتی آنها و حالات روحی شان بپردازد. او در توصیفات خود، با به کاربردن جملات بلندِ سرشار از تشبیه و استعاره، گاهی از نثر ساده داستانی خارج می شود و ذهن خواننده را درگیر یافتن رابطه این تشبیهات و استعارات می کند.
3-5-16) پنگوئن ها
آخرین داستان از این مجموعه با عنوان پنگوئن ها، آمده که به دلیل شیوه خاصّ نوشتن آن و فقدان عناصر سازنده داستانی، گزارش گونه است و بی شباهت به مقالات گزارشی ستون های روزنامه ها نیست و با زبانی بی پروا، گزنده و طنزآمیز از آمدنِ یک وزیر، با هواپیمای شخصی و اختصاصی برای افتتاح یک نمایشگاه کاردستی سخن رانده است.
زبانِ تند و بی پروای طیاری، نشانه اعتراض او به وضعیّت و موقعیّت ماجراست. او این زبان را در همه جای این متن به کار برده است. زبانی با ویژگی های سبک کهن و پُر از آرایه های زبانی و صنایع تشبیه و استعاره و کنایه، برای رساندن پیام خود به خواننده که البته برای چنین متنی سزاوار و درخور است، اما داستان نویسی زبانی دیگر می طلبد تا خواننده را درگیر زبان نکند.
«و اما چگونه باشد مراتب باژگونه آویزی جناب شان از درخت مناصب، با احلیل! جشن های دو هزار و پانصد و چه بود و کار نمایشگاه بازی، سکه! فضای باغ محتشم با آن درخت های غان و نارون و عمارت کلاه فرنگی که حالا چایخانه دولتی است و بوی گوشت و کباب. تا زیر سرستون های تالار چوبی و بام سفالینه آن، معلق و نفس گیر به زین و آذین! پرچم های سه گوش، چراغ های الوان و پارچه هایی که چند سال بعد صرف تدفین تندیس های بهشتی شد به کار شعار، به در و دیوار! کوچه های درختی بدل به تونل کتاب! ادارات و سازمانها و شرکتها و تجّار و ناشران و محصّلان و در یک کلام، ذینفعان در رقابت فشرده!» (طیاری،168:1379)
علاوه بر توصیف مکان و فضای داستان، توصیف چند تن از شخصیّت ها چون: وزیر، مدیر کلّ و خانم پروانه نیز در گوشه و کنار داستان آمده است.
همان گونه که در ابتدای بررسی مجموعه آن سال برفی ذکر شد و در بررسی تک تکِ داستانها آمد، باید این نکته را ذکر کرد که داستان ها از نظر گستردگی حوادث و ترسیم و تجسّم صحنه ها و شخصیّت ها ضعیف است. در اکثر آنها خواننده، ناگهان وارد ماجرای اصلی داستان می شود بدون این که از رابطه شخصیّت ها و گذشته شان و آن چه بین آن ها رخ داده است، اطلاّعی داشته باشد. گفتگو، در برخی موارد گنگ و نامفهوم ادا می شود. جملاتِ توصیفی بلند و همراه با تشبیهات متعدّد، بازی با کلمات، نثر آهنگین و شعرگونه، از مختصّات اصلی زبانیِ این داستان هاست. فقدان طرح و پیرنگ و غفلت از برخی عناصر داستان پردازی و زبان ورزیهای خاص طیّاری، از قابلیّت های داستانی آنها کاسته و به همین دلیل در ادامه پیام به خواننده و تأثیرگذاری بر مخاطب ضعیف عمل کرده است. اغلب داستان های طیّاری به مانند ساختمانی بدون پایه و ستون است و نویسنده بدون دقت در کاربرد مصالح زیر بنایی و تنها با روی هم گذاشتن آجرهای زبان و بیان زیبا، اقدام به بالابردن دیوارهای این ساختمان می کند، غافل از این که بدون ستون پیرنگ و کاربرد مصالح اساسی قصّه، ساختمان داستان، شکننده و از بین رفتنی است.
3-6) بخش ششم: رمان سینما
تنها داستان بلند محمود طیّاری، با عنوان رمان سینما، در سال 1383 منتشر شد. طیّاری در این اثر، اندکی متفاوت ظاهر می شود و با درآمیختن واقعیّت و خیال، ساختار و دورنمایه ای جدید ارائه می دهد. هر چند برای خواننده تمام آثار طیّاری، این رمان نیز، شاید ادامه دهنده همان مضامین گذشته و فضا و محیط همیشگی است، امّا در نوع خود، رمانی نو به حساب می آید و با وجود استفاده از زاویه دید اوّل شخص، تکرار شخصیّت ها و صحنه های گذشته و آرایش کلام و بسیاری از نقاط مشترک با آثار قبلی او، با شاخصه هایی چون چرخش مکانی، جابجایی های زمانی، درآمیختن واقعیّت و خیال، امکانات سینمایی و … تفاوت خود را آشکار می کند.
خواننده در رمان سینما نیز متوجه می شود که با رمان زندگی نامه ای مواجه است. چند فصل اوّلِ کتاب به گذران ایام کودکی و نوجوانی راوی در همان مکان آشنای تمام داستان هایش اختصاص یافته است. در همین فصول آدم ها و اشخاص تکراری ذکر شده اند و تصاویری واقع بینانه از فقر و نیاز خانواده، قحطی، گرسنگی، مرگ و میر نوزادان خانواده بر اثر بی شیری و بسیاری از مضامین آشنای دیگر دیده می شود.