پایان نامه ارشد رایگان درباره دانشجویان، سلامت عمومی، دانشجویان دختر، عزت نفس

جایگاه مهار درونی نسبت به گروه دارای جایگاه مهار بیرونی در یادگیری تکلیف بهتر بوده است و این نتیجه در سطح ۹۹% معنی دار بود. بررسی نتایج آشکار کرد عملکرد افرادی که روی منبع استرس کنترل دارند بهتر از افرادی بودکه امکان کنترل منبع استرس را نداشتند. تنها تفاوت جنسی دیده شده دراین زمینه عملکرد بهتر زنان نسبت به مردان بود.
پولادی ری شهری (۱۳۷۴) با مطالعه ای بر روی عوامل استرس زای دانشجویان نشان داد که بین عوامل استرس زای روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد، همچینین در این پژوهش بین دانشجویان دختر و پسر در زمینه عوامل استرس زای دانشجویی تفاوتهای معنی داری بدست آمد.
همچنین مطالعات آثار استرس بر روی گروهی از دانشجویان در ایران (مکارمی،تفتی،۱۳۷۴) نشان دهنده این نکته است که بررسی فاکتورهای فشارزا و آگاهی از آنها و نحوه مقابله و رویایی با این عوامل می‌تواند در پیشگیری از ابتلا به مشکلات روانی در این گروه موثر باشد.
هومن در پژوهش خود بر روی۵۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در سال ۱۳۷۷ نشان داده است که بطور کلی در هنگام رویارویی با موقعیتهای استرس‌زا چهار نوع راهبرد مقابله‌ای بیشتر از سایر روشها مورد استفاده دانشجویان قرار گرفته است که به ترتیب عبارتند از: راهبرد متمرکز بر روی آوردن به مذهب، برنامه ریزی، تفسیر مجدد، مقابله فعال. همچنین دانشجویانی که در اثر رویارویی با مسائل و مشکلات شخصی، خانوادگی، هیجانی، عاطفی، داغدیدگی، مسائل و رویدادهای غیر مترقبه، استرس بیشتری تجربه کرده‌اند، راهبردهای مقابله‌ای کمتر مفید و غیر موثری را برگزیده‌اند. قرار گرفتن مداوم در برابر موقعیتهای استرس‌زا موجب بروز واکنشهای انفعالی و بی هدف و بدون طرح و نقشه برای مبارزه با آنها می‌شود.
نصری در سال ۱۳۸۰ با انجام پژوهشی بر روی دانشجویان مراکز تربیت معلم تهران بین میزان عوامل استرس‌زای دانشجویی و میزان مشکلات روانی رابطه مثبت و معنی‌داری بدست آورد. همچنین بین میزان عوامل استرس‌زای دانشجویان و میزان نگرش مذهبی، وبین مشکلات روانی و میزان نگرش مذهبی دانشجویان رابطه منفی معنی‌داری بدست آمد.
مطالعه‌ای که توسط امینی و یوسفی در سال ۱۳۸۰ صورت گرفت نشان داد که دانشجویان پسر و دختر از منابع متفاوتی استرس دریافت می‌کنند و نحوه واکنش آنان به استرس نیز با یکدیگر متفاوت است.
بررسی منابع استرس‌زا در دانشکده‌های پرستاری شهرهای رشت، مشهد، زاهدان و شیراز عنوان تحقیقی است که توسط اباذری و همکارانش در سال ۱۳۸۱ انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین منابع استرس مربوط به ادامه تحصیل ، بدست آوردن شغل درآینده، نگرش و انتظارات سایرین نسبت به حرفه پرستاری و اختلاف بین آموزش تئوری کلاسی با آنچه در بیمارستانها اجرا می‌شود، بوده است. همچنین در این تحقیق بین منابع استرس برحسب جنس و وضعیت دانشجو (شبانه یا روزانه) تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید.
شیخ الاسلامی و لطییفیان در مطالعه‌ای به بررسی رابطه ابعاد خودپنداره با سلامت عمومی و مؤلفه‌های آن در دانشجویان دانشگاه شیراز در سال ۱۳۸۱ پرداختند. نتایج نشان داد دانشجویانی که خودپنداره ارزشی بالاتری داشتند از سلامت عمومی بیشتری نیز برخوردار بودند و عامل جنسیت با سلامت عمومی و مؤلفه‌های آن رابطه معناداری نشان نداد.
دالبند فرهادی نسب به بررسی عوامل استرس‌زای محیط آموزشی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی همدان در نیمسال تحصیلی ۸۲-۱۳۸۱ پرداخته‌اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که محیط دانشکده دندانپزشکی و فرایند تحصیل در رشته دندانپزشکی محیطی پر استرس می‌باشد و بین سطح استرس و کارایی آکادمیک دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد.
در مطالعه‌ای که دژکام در سال ۸۲ بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام داد، نشان می‌دهد که بین نمرات عوامل استرس‌زا در دانشجویان پزشکی دختر و پسر با نمره سلامت روان آنها در کل همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین در این تحقیق تفاوت معناداری بین دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان مشاهده شد ولی از نظر شدت استرس بین دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود نداشت.
مصباح و عابدیان در پژوهشی با عنوان بررسی میزان استرس با ناامیدی در دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۸۲-۱۳۸۱ نشان دادند که هرچه عوامل استرس‌زای شخصی، تحصیلی، اقتصادی، جسمی و بهداشتی ، هیجانی، اجتماعی، خانوادگی و رفاهی به ترتیب در محیط کاری یا تحصیلی و زندگی دانشجویان بیشتر گردد میزان ناامیدی آنان فزایش خواهد یافت.
دانشجویان مشروط دارای ویژگیهایی هستند که همزمان بروی وضعیت تحصیلی، عزت نفس و سلامت عمومی آنها تأثیر می‌گذارد، مثل گرفتاری‌های خانوادگی بیشتر ( مثلاً شلوغی خانواده) یا مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی. در مطالعه‌ای که فتحی آشتیانی و همکارانش در سال ۱۳۸۳ انجام داده‌اند این نظر تأیید شده است، یعنی با افزایش میزان استرس و اضطراب ، تصور از خود و حرمت خود (عزت نفس) در نوجوانان کاهش داشته و این کاهش عزت نفس نیز بر کارآمدی تحصیلی مؤثر بوده است.
زارع و همکارانش در مهرماه ۱۳۸۴ به بررسی سلامت عمومی و عزت نفس در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز پرداختند. نتایج آن حاکی از آن است که کسانیکه عزت نفس بالاتری داشتند دارای سلامت عمومی بهتری نیز بوده‌اند به عبارت دیگر نتایج حاکی از همبستگی بین عزت نفس با سلامت عمومی می‌باشد. همچنین بررسی سلامت عمومی دانشجویان نشان داد که معدل کل سلامت عمومی و نمره علایم جسمانی دانشجویان دختر بالاتر از دانشجویان پسر بود که بیانگر وضعیت سلامتی کمتر در دانشجویان دختر می‌باشد.
نتایج پژوهشی با عنوان مقایسه عوامل استرس‌زا در دانشجویان سال آخر پرستاری و مامایی دانشگاههای منتخب علوم پزشکی شهر تهران که توسط تقوی لاریجانی و همکارانش در سال تحصیلی ۸۳-۸۴ انجام گرفت، نشان داد که تعدادی از عوامل استرس‌زا نظیر مبهم بودن آینده شغلی، عدم کفایت حرفه‌ای هنگام فارغ التحصیلی، مراقبت از افراد در حال مرگ، فقدان هماهنگی بین آموزش و بالین، و… به طور مشترک توسط دانشجویان پرستاری و مامایی عنوان شده است. همچنین بین برخی از عوامل استرس‌زا در حیطه تحصیل در دانشگاه ( نظیر نارضایتی از رشته تحصیلی )، حیطه بالین ( نظیر نداشتن دانش بالینی کافی)، و حیطه شخصی ـ اجتماعی (نظیر نداشتن اعتماد بنفس) با رشته تحصیلی ارتباط معناداری مشاهده می‌شود.
استرسورهای دانشجویی (شرایط تحصیلی، محیط آموزشی، فارغ التحصیلی و محیط خوابگاه) با عملکرد تحصیلی دانشجویان دارای نگرش مذهبی بالا، متوسط و پائین رابطه معکوس دارند این رابطه در دانشجویان دارای نگرشهای مذهبی پایین از دانشجویان دارای نگرشهای مذهبی متوسط و بالا به طور معنی‌داری بیشتر است. این یافته‌ها، از جمله نتایج تحقیق ابوالقاسمی با عنوان بررسی رابطه ساده و چند گانه استرسورهای دانشجویی با عملکرد تحصیلی در دانشجویان با نگرشهای مذهبی در سال تحصیلی ۱۳۸۲-۱۳۸۱ می‌باشد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که نگرش مذهبی می‌تواند استرسورهای دانشجویان را تعدیل نماید.
امید شکری و همکارانش در سال ۱۳۸۵ تحقیقی را با عنوان عوامل ایجاد کننده استرس تحصیلی و واکنش ها نسبت به آن عوامل در دانشجویان دختر و پسر انجام داده‌اند. یافته‌های تحقیق نشان داده است که دانشجویان دختر نمرات بالاتری در واکنش چهارگانه به عوامل استرس ( ناکامی، فشار، تغییر، استرس خود تحمیل شده ) گزارش کرده‌اند، در حالی که پسران تنها در عامل تعارض نمرات بالاتری بدست آوردند.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
نوع مطالعه :
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی است .
جامعه و نمونه آماری و روش نمونه گیری:
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر مقیم خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال تحصیلی ۸۷-۸۶ است که مجموعاً ۲۲۷۶ نفر [دختران (۱۳۵۱ نفر) و پسران(۹۲۵ نفر)] می باشند. به منظور تعیین حجم نمونه لازم، مطالعه مقدماتی انجام گرفت. پس از آن با توجه به مطالعات انجام شده و جمعیت جامعه ، حدود ۲۰۰ نفر از دانشجویان خوابگاهی دختر و پسر خوابگاههای مذکور که بصورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده بودند بعنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد.
ابزار گردآوری اطلاعات
داده‌ها تحقیق توسط پرسشنامه‌های ذیل جمع‌آوری شده است :
۱- پرسشنامه مشخصات فردی ؛
شامل مشخصات دانشجو اعم از جنسیت ، وضعیت تاهل ، مقطع تحصیلی و مدت زمان اقامت در خوابگاه می باشد .
۲- پرسشنامه سلامت عمومی ((GHQ28 :
این پرسشنامه در سال ۱۹۷۲ توسط گلدبرگ۹۶ و هیلر ۹۷با استفاده از روش تحلیل عاملی بر روی فرم بلند تدوین گردید. دارای چهار مقیاس (علایم جسمانی ، اضطراب و اختلال خواب، اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی شدید ) می‌باشد که هر مقیاس حاوی ۷ سوال است.
روایی :
گلدبرگ(۱۹۸۰) همبستگی نمرات GHQ و نتیجه ارزیابی اختلالات را ۸۰% گزارش نمود. خزاییلی (۱۳۷۵) می‌نویسد ” به نظر گلدبرگ ( به نقل از آریا و همکاران، ۱۹۹۲) فرم‌های مختلفGHQ درای روایی و کارایی بالایی هستند. تقوی(۱۳۸۰) برای مطالعه روایی پرسشنامه مزبور از دو روش روایی همزمان و همبستگی خرده مقیاس‌های این پرسشنامه با نمره کل استفاده کرد. ضریب همبستگی پرسشنامه سلامت عمومی با پرسشنامه بیمارستان میلدلکس(MHQ) 55/0 و ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس‌های این پرسشنامه با نمره کل، بین ۷۲/۰ تا ۸۷/۰ متغییر بوده است.
پایایی:
در داخل کشور نیز تحقیقات متعددی روی جمعیت های مختلف آماری دانشجویان ، دانش‌آموزان و کارمندان به عمل آمده است . برای نمونه ، هومن ۱۳۷۶ ؛ پالهنگ ۱۳۷۴؛ یعقوبی ۱۳۷۵؛ مجاهد ۱۳۷۴؛ یزدان‌پناه ۱۳۷۵؛ میرخشتی۱۳۷۵؛ صولتی ۱۳۷۷ و شیرازی ۱۳۷۸، پایایی پرسشنامه GHQ در این تحقیقات به ترتیب ۸۴% ،۹۱% ، ۸۸% ، ۶۲% ، ۹۲% ، ۸۹% و ۸۲% گزارش کرده‌اند. تقوی (۱۳۸۰) ضرایب پایایی این پرسشنامه را با استفاده از روش دوباره سنجی، تنصیفی و آلفای کرونباخ به ترتیب ۷۰/۰ ، ۹۳/۰، ۹۰/۰ گزارش نموده است.
روش نمره گذاری :
بهترین و مناسب‌ترین روش نمره‌گذاری استفاده از روش ساده لیکرت برای گزینه های مربوط به سوالات پرسشنامه است(گلدبرگ،۱۹۷۱،به نقل از هومن،۱۳۷۶).
گزینه ها
خیر
کمی
زیاد
خیلی زیاد
روش لیکرت
۰
۱
۲
۳
با توجه به اینکه هر یک از مقیاسهای تشکیل دهنده پرسشنامه شامل ۷ سؤال و کل مجموعه شامل ۲۸ سؤال است. بر این مبنا حد پایین نمره ها مربوط به کسانی است که طی یک ماه قبل از تکمیل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *