پایان نامه ارشد رایگان درباره دانشجویان، فیزیولوژی، سبک زندگی، مشکلات تحصیلی

دانلود پایان نامه

بیشتر دستگاه عصبی سمپاتیک در مقابل تهاجمات زیانبخش تاکید می‌ورزد و معتقد است که سلولهای عصبی مولد آدرنالین و دوپامین به خاطر تنظیم زیادی از فرآیندهای تعادل حیاتی همچون تنظیم درجه حرارت، ترشح هورمونهای هیپوفیز، ضربان قلب و فشار خون شریانی در جریان استرس فعال هستند و دخالت استرس هر گونه پاسخ مناسب فیزیولوژیک را از فرد سلب می‌کند. چنانچه سیستم ایمنی بدن بصورت منفی تحت نفوذ هورمون آدرنالین قرار گیرد امکان بروز بیماری در طی دوره‌های استرس‌آور زندگی امری حتمی است. نقش آدرنالین از سوی دیگر نیز حائز اهمیت است و آن اینکه فرد را برای برخورد فعالانه در برابر استرس برمی‌انگیزد. پژوهشها نشان می‌دهندکه فقدان یا جدایی از فرد ‏مورد علاقه، تغییر محل زندگی باکاهش ایمنی بدن در برابر بیماریها همراه است(اسلا گر۶۴ ، ریت۶۵ ۱۹۸۴). واکنشهای انفعالی فرد در برابر بیماریهای مزمن و شدید عامل دیگری است که به از هم پاشیدگی سیستم ایمنی بدن می‌افزاید. به عنوان مثال سرطان بیماری شدیدی است لیکن واکنش فرد افسرده در برابر چنین موقعیتی روند بیماری را شدت می‌بخشد(گلدبرگ،۱۹۸۴). تغییرات رفتاری که به عنوان راهبردهای مقابله‌ای در نظر گرفته می‌شوند نیز سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مثلاً اشخاص تحت استرس گرایش دارندکه بهداشت را کمتر رعایت کنند. آنان ممکن است سیگار بیشتری دود کرده، الکل بیشتری نوشیده، خوراک و خواب کمتری داشته باشند(کوهن، و ویلیامسون۶۶ ، ۱۹۸۸‏). افزایش مصرف سیگار و الکل همچنین ممکن است همه پاسخهای ایمنی را متأثر سازد(گلاسر ،۱۹۸۸).
سالزانو۶۷ (۲۰۰۳) خاطر نشان ساخت که مواجهه با استرس منجر به فعالیت هورمون گلیکوکورتیکوئید خواهد شد که این امر منجر به ترشح زیاد نوراپی‌نفرین می‌گردد. در افراد با سرسختی پائین، این فرایند تسریع خواهد شد در حالیکه افراد واجد سرسختی بالا از آن مصون خواهند بود.
به هر حال با اینکه از استرس به عنوان عاملی که توان سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌سازد، نام می‌برند لیکن مکانیزم اثرگذاری استرس بر سیستم ایمنی بدن وچگونگی ایجاد اختلال درآن هنوز روشن نیست.

استرس و فرایندهای فکری
اثر زیانبار فشارزاها در برآشفتگی فیزیولوژیکی آشکار می‌شود. بدین گونه که سطح متوسطی از برانگیختگی، عملکرد فرد را بهبود می‌بخشد لیکن برانگیختگی پایین‌تر از سطح مطلوب یا بالاتر از سطح مطلوب با پردازش درست اطلاعات و عملکرد بهتر تداخل می‌نماید. برانگیختگی پایین‌تر از سطح متوسط و بالاتر از آن هر دو خطرناک است. در حالت نخست ممکن است یک کارگر در راه آهن در انجام وظیفه خود در فشار دادن سویچ اعلام ورود قطار، کوتاهی نماید و نهایتا تصادف مرگباری را بوجود آورد. نمونه‌ای از موقعیتهای دوم (بالاتر از سطح متوسط) در حا لتهای اضطراری ترافیک هوایی دیده می‌شود. اصولاً برانگیختگی مفرط به علت استرس ممکن است عملکرد فرد را در انجام وظایف و تکالیف مشکل و سخت دچار آسیب نماید. استرس دامنه توجه را برای بررسی راه حلهای مختلف دچار آشفتگی می‌کند. ناتوانی متعاقب آن نیز ممکن است بر واکنش و توانایی حل مشکل و استدلال تأثیرگذارد (دارک، ۱۹۸۸؛ کینان، فریدلندوبن پورات،۱۹۸۷).
استرس همچنین ممکن است ازطریق انفکاک توجه،کارکردهای عقلانی فرد را مخدوش سازد. به عنوان مثال هنگامی‌که افراد سعی می‌کنند تحت موقعیتهای فشارزا تکالیف پیچیده‌ای را انجام دهند بیشتر به پی‌آمد از دست دادن زمان توجه دارند (باوم میستر ،۱۹۸۷). فرآیند تصمیم‌گیری نیز هنگام رویارویی با استرس دچار دگرگونی می‌شود. افرادی که پیش از تصمیم‌گیری تمامی جوانب یک موقعیت را در نظر می‌گیرند ممکن است تحت استرس به طور احمقانه عمل نمایند(کینان ، فریدلند و بن پورات،۱۹۸۷‏). اثر تخریبی فشارزاها بر کارکرد شناختی موضوعی است که بایستی هنگام ارزیابی عملکرد فرد مورد توجه قرار گیرد. چانچه فرد تحت استرس قرار دارد و تست هوشی در مورد وی اجراگردد به احتمال زیاد نمره پایینی بدست خواهد آورد.

عوامل فشارزای دانشجویی
عوامل فشارزا طیف وسیعی از عوامل محیطی را در بر می‌گیرند. فشارزاها تغییراتی هستند که در طول زندگی برای هر فرد به وقوع پیوسته و واکنشهایی را در وی ایجاد می‌کنند. واکنشهای استرس ممکن است به صورت پاسخهای جسمانی، روانی و رفتاری تجلی یابند. همانند تهوع ، عصبانیت و خستگی که افراد در هنگام رویارویی با عوامل فشارزا از خود نشان می‌دهند.
تحصیلات عالی امتیازی است که فقط برای درصدی از جامعه خشنودی بدنبال دارد‏. برخی متخصصان عنوان می‌د‏ارندکه دانشجویان تغییرات زیاد‏ی را در زندگی خود ‏تجربه می‌کند، و به نظر می‌رسدکه دوران دانشجویی، مملو از عوامل فشارزا است. تحقیقات نشان می‌دهدکه در حدود ۸۰% دانشجویان دوره‌هایی تحصیلی خود را به طور رضایت بخشی به پایان می‌رسانند و در حدود ۲۰% بنا به علل و عواملی گوناگونی با شکست مواجه می‌شوند(دابسن،۱۹۸۲).

تغییر در سبک زندگی
مسایل و مشکلات تحصیلی بیشتر در سال اول ورود آنان به دانشگاه بروز می‌کند. دانشجویانی که پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه می‌شوند فشارزاهای مختلفی را تجربه می‌کنند. اصولاً تغییرات زندگی که فرد با آن روبرو می‌شود، استرس بیشتری را ایجاد نموده و احتمال داردکه بیماریهای مختلفی را درپی‌داشته باشند. تحصیل در دوره دبیرستان معمولاً با آرامش خیال بیشتری همراه بوده و بطور کلی سالهای راحتی به حساب می‌آید. حال آنکه ورود به دنیای دانشگاه تغییرات چشمگیری را دنبال دارد. دانشجو در معرض انواعی از تغییرات زندگی قرار می‌گیردکه هر یک به صورتی فشارهایی را می‌آفرینند. هنگامیکه متوجه می‌شویم بیشتر دانشجویان از خانواده خود د‏ور می‌شوند، دوستان قدیمی را ترک می‌کنند. دوستان جدیدی باید انتخاب نمایند، مسئولیتهای جدیدی را پذیرا می‌شوند و در شهر جدیدی سکنی می‌گزینند، تعجب آور نیست که افت تعصیلی ‏دانشجویان را به استرس نسبت دهیم تا نمرات‏. آنان بایستی وقت کافی برای خرید، پخت و پز، نظافت، شست و شو و دیگر کارهای بی شمار روزمره اختصاص می‌دهند. وانگهی نظم و زمانبندی کردن امور نیز به عهده خود دانشجو است. علاوه بر آنچه گفته شد مشکلات دیگری نیز بر دانشجویان تحمیل می‌شود. آنان بایستی مسکن یا خوابگاهی را برای خود ‏پیدا کنند، هم اتاقی برای خود بیابند. تکالیفی کلاسی انجام دهند، خود ‏را برای امتحانات آماده نمایند و… . بنابراین می‌بینیم که ورود به دنیای جدید همراه با تغیبراتی در سبک زندگی است که هر یک به نحوی بر عملکرد عادی فرد ‏تأثیر می‌گذارند. درکنار همه این گر فتاریها دانشجو بایستی برای حفظ سلامت روانی خود در زمینه‌های زیر موفقیت کسب کند:
۱ – رشد شایستگی و خود بسندگی
۲- توانایی کنترل هیجانها
۳- توانایی در برقراری روابط بین فردی
۴- هدفدار شدن
۵- وحدت و یکپارچگی خویش
۶-رشد هویت در خود (هویت یابی)
۷- رسیدن به استقلال و خودکفایی
بنابراین بی‌جهت نیست که آنفلونزا بطور پیوسته در بین جمعیت دانشجویان گزارش می‌شود. یا اینکه خودکشی بعنوان دومین علت مرگ و میر در بین دانشجویان قلمداد می‌گردد، زیرا که سیستم ایمنی بدن آنان در برابر چنین تغییراتی تحلیل می‌رود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ارزیابی اثربخشی و کیفیت محصولات

ازدحام و شلوغی
ازدحام در زندگی روزمره به گونه مختلف مورد بررسی است. ایستادن در صف‌های طولانی به مدتهای زیاد، سوار بر اتوبوس شدن که جای نفس کشیدن درآن نیست، سکونت در اتاقهای خوابگاهی که به جای ۲ نفر، ۶ نفر را در هر اتاق جای داده‌اند، شرکت درکلاسی که تا درب کلاس صندلی چیده‌اند و… از جمله شلوغیهایی است که افراد با آ ن دست به گریبان هستند. نخستین تحقیقات در زمینه تأثیر ازدحام بر زندگی حیوانات انجام شده است. آزمایش کلهون(۱۹۷۱) با موشها پیشاهنگ تحقیقات بعدی بود. وی برای موشها مقدار زیادی آب و غذا فراهم کرده بود، اما محیط با موشهایی مانند خودشان شلوغ شده بود. نتایج نشان داد که پرخاشگری، خوردن همنوع و بیماریهای جسمانی افزایش یافت.(برج واندر۶۸،۱۹۸۰). پژوهشهایی که درباره خوابگاههای دانشجویی انجام گرفته نشان می‌دهد که تعداد بیش از حد دانشجویان در اتاقهای دانشجویی باعث ایجاد ارتباطات و ارزشیابیهای منفی از یکدیگر می‌شود. بررسیهایی نیز درباره جمعیت دانش‌آموزان انجام شده است. مک کین و همکارانش (۱۹۸۵‏) دو مدرسه یکسان را مطالعه کردند. یکی از این مدارس ۴۳% از میزان ثبت نام خود کاست. حال آنکه مدرسه دیگر چین نکرد. دانش‌آموزان مدرسه‌ای که تراکم اجتماعی آن کاهش یافته بود نگرش مثبت‌تری درباره محیط آموزشی پیداکردند و غیبت از مدرسه بطور بالقوه کاهش یافت. خلاصه اینکه تراکم و بویژه تراکم اجتماعی‌حالتی منفی پدید می‌آورد که برکارکردهای مختلف روانی و جسمانی افراد مؤثر است.

امتحانات
یکی از منابع مهم استرس در بین دانشجویان دانشگاه امتحانات است. با وجود اینکه چنین امری محتمل است که دانشجویی عدم موفقیتهای خود را در یادگیری و انجام تکالیف در طول دوره تحصیلی پنهان نماید لکن شکست در امتحان با هر عذر و بهانه‌ای هم که همراه باشد، باز هم برای خانواده و دوستان و همکلاسیها مشخص و آشکار می‌گردد. اصولاً هر نوع آزمون با محدودیت زمانی سطوحی از اضطراب را برمی‌انگیزاند که با این حال امتحانات از این قاعده مستثنی نیستند. همچنانکه روزها در پرتوی امتحانات به سرعت سپری می‌شوند،کاملاً طبیعی است که دانشجویان از مشکلات خواب، اضطراب و اشتها، گله و شکایت داشته باشند. چنین علایمی حتی درباره ‏دانشجویان زرنگ و باهوش که از لحاظ روانی دچار مشکلاتی نیز نیستند صادق است و بهتر است که اینها را ترسها و اضطرابهای مختص امتحان نامید. مکانیک۶۹ ( ۱۹۸۷‏) طی پژوهشی چگونگی ظهور علایم روانی را در طی هفته آخر پیش از امتحانات نهائی چنین شرح داد. برخی دانشجویان از دردهای شکمی، تنگی نفس و جوشهای صورت سخن راندند و تعداد اندکی از آنان نیز عنوان داشتندکه به علت خستگی مفرط روانی و جسمانی بیمار شده‌اند، معدودی نیز دچار اسهال شدن در صبح روز امتحان را گزارش دادند. یکی از آنان تجربه خود را چنین بازگو کرد : “من واقعا هراسان بودم، تاکنون در زندگیم چنین هراسناک نبوده‌ام. واقعاً چکار خواهم کرد. آیا قادرم از عهده امتحان برآیم. احساس می‌کردم دارم از هم می‌پاشم”. همین دانشجو پس از پایان امتحان چنین گفت: “امتحان دادن به اندازه پیش بینی کردن آن ، اضطراب زا نیست”. در طول دوره امتحانات رفتارهایی ممکن است مشاهده شود که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم ؛
* چنانچه دانشجو در جلسه امتحان فکرکند که خوب دارد پیش می‌رود با اطمینان بیشتری به پرسشها پاسخ خواهد داد.
* چنانچه فکر کندکه دارد امتحان را

دیدگاهتان را بنویسید