پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امام علی (ع)، فرهنگ و تمدن

« ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْکِتَابَ نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِیحُهُ وَ سِرَاجاً لَا یَخْبُو تَوَقُّدُهُ وَ بَحْراً لَا یُدْرَکُ قَعْرُهُ وَ مِنْهَاجاً لَا یُضِلُّ نَهْجُهُ وَ شُعَاعاً لَا یُظْلِمُ ضَوْءُهُ وَ فُرْقَاناً لَا یُخْمَدُ بُرْهَانُهُ وَ تِبْیَاناً لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُه23:
سپس کتاب آسمانى یعنى قرآن را بر او نازل فرمود؛ نورى که خاموشى ندارد، چراغى که افروختگى آن زوال نپذیرد، دریایى که اعماقش را درک نتوان نمود، راهى که گمراهى در آن وجود ندارد، شعاعى که روشنى آن تیرگى نگیرد، فرقان و جدا کننده حق از باطلى که درخشش دلیلش به خاموشى نگراید، بنیانى که ارکان آن منهدم نگردد.»

در گونه دیگر از سخنان امام علی (ع)، وحی محمدی (ص) موضوع اصلی کلام است و از ویژگی های همان سخن رفته است. در این دسته از سخنان می توان هم مفاهیمی درباره پدیده وحی به دست آورد و هم ویژگی های قرآن کریم را پیدا نمود؛ مانند :

« فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ حُجَّهُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَخَذَ عَلَیْهِ مِیثَاقَهُمْ وَ ارْتَهَنَ عَلَیْهِمْ أَنْفُسَهُمْ أَتَمَّ نُورَهُ وَ أَکْمَلَ بِهِ دِینَه‏ 24 :
قرآن فرمان دهنده‏اى است باز دارنده، ساکتى است گویا، حجت خداوند است بر مخلوقش، خداوند پیمان عمل به قرآن را از بندگان گرفته و آنان را در گرو دستورات آن قرار داده، نورانیت آن را تمام و دینش را با آن کامل ساخته است.»

2ـ1. فلسفه و علل بعثت پیامبر(ص)
مراد از فلسفه، وجه عقلانی بعثت پیامبر اکرم(ص) است. در حقیقت، تشریح فلسفه بعثت، پاسخی است به این مسئله که ضرورت بعثت پیامبر اکرم(ص) چه بوده و چه نیاز یا نیازهای خردمندانه ای را برآورده است. فلسفه و علل بعثت، با اهداف آن هم پوشانی هایی دارد و از این رو، ما در اینجا دیگر از اهداف بعثت بحث نخواهیم کرد. تردیدی نیست که برای حل این مسئله می بایست نگاهی به پیش زمینه جامعه ای که پیامبر(ص) در آن ظهور کرد و نیز جامعه بشری آن روزگار بیندازیم. بخشی از بحث به مسئله اخلاق و رفتار باز می گردد که در مبحثی جداگانه بدان پرداخته شده است.25 در کلمات امام علی(ع) نیز بدین مسئله بسیار پرداخته شده که در صفحات آتی شرح آن خواهد آمد.

2ـ1ـ1. اصلاح تباهی و فساد دنیا و نجات تمدنهای بشری
این حقیقت در آثار محققان تاریخ به اندازه کافی بحث شده است که در قرن هفتم میلادی، عصری که پیامبر اکرم (ص) ظهور کرد، دو امپراتوری بزرگ آن روزگار، ساسانی و روم شرقی بر جهان متمدن حکمفرما بودند. ارائه تصویری از وضعیت این دو امپراتوری می تواند تا حدودی شرایط حاکم بر جهان متمدن آن روزگار را بر ما نمایان سازد. امپراتوری ساسانی و روم شرقی، افزون بر آنکه خود از درون دچار معضلات و مشکلات اجتماعی، اخلاقی و مذهبی بودند، سالها بود که با یکدیگر در یک سلسله نبردهای فرسایشی خسارت بار از جمله نبردی که از سال 603م. آغاز شده بود، به سر می بردند.26به گفته ویل دورانت، در این دو کشور، طبقات مختلف اجتماعی در حال نزاع با یکدیگر بودند و حکومت هایشان به گونه ای بی رحمانه از مردم مالیات می گرفتند و انواع ظلم و ستم را بر آنان روا می داشتند. طبقه حاکم و اشراف، غرق شهوات و امیال نفسانی بودند و از سرانجامی که در پیش داشتند در غفلت به سر می بردند و موجبات زوال خود را فراهم می آوردند. حکومت ساسانی اندکی بعد از ظهور اسلام سقوط کرد و حکومت روم شرقی هرچند مدتی بعد نیز دوام آورد، اما آن نیز عاقبت به زیر آمد و از میان رفت.27 ساسانیان جامعه را به طبقات مختلف تقسیم کرده بودند و در عرصه اقتصاد و مالکیت به شدت تبعیض روا می داشتند.28 مملکت ساسانی افزون بر این دچار تفرقه مذهبی نیز شده بود. آیین زرتشت دچار تشریفات و ظاهرگرایی و از تعالیم اخلاقی و معنوی تهی شده بود29 و مردم برای گریز از فشار اشراف و و موبدان می کوشیدند از زیر بار گران این ناملایمات خود را بیرون آورند و بدین سان، در مقابل آیین رسمی زرتشتی، که مذهب دولت و دربار بود و به آن «بهدین» می گفتند، مذاهب دیگری نیز در میان زرتشتیان، پدید آمد.30
باید گفت که دو امپراتوری یاد شده، در حقیقت عصاره فرهنگ و تمدن بشر تا آن زمان بودند و میراث گذشتگان را در شرق و غرب عالم در خود به هم رسانده بودند. آنچه از امام علی (ع) در منابعی همچون نهج البلاغه موجود است، به صراحت تمام با گزارش های تاریخی درباره اوضاع بغرنج مردم جهان همخوانی دارد. امام (ع) در بخشهایی از این سخنان از تفرقه، فساد اخلاقی و حکومت هوا و هوس در جهان سخن گفته است :

« إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (ص) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ کَرِیماً مِیلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ 31 :
تا این که خداوند سبحان، براى وفاى به وعده خود و کامل گردانیدن نبوت، محمد (ص) رسول خویش را مبعوث ساخت؛ کسى که از همه‏پیامبران براى بشارت به آمدنش پیمان گرفته شده بود، نشانه‏هایش مشهور و میلادش پسندیده بود، در آن روز (که او قدم به جهان گذارد) مردم زمین داراى مذاهب پراکنده و خواسته هاى ضد و نقیض و جمعیت هایى متشتت بودند.»

تعبیر «اهل الارض» که در کلام بالا آمده است، در تمامی مردم زمین ظهور دارد و نشان
م
ی دهد که امام علی(ع) در این گفتار، قصد توصیف وضعیت دنیای آن روزگار را دارد نه فقط حجاز. آن حضرت در سخنی دیگر باز به کلمه «دنیا» تصریح کرده و از این خبر می دهد که اساسا از فلسفه های ظهور پیامبر اکرم(ص) نجات دنیا از نابودی بوده است. این دور از ذهن نیست؛ زیرا چنان که گفتیم، بخش عمده دنیای آن روزگار متشکل از دو تمدن ساسانی و روم شرقی بود که هر دو در شُرُف نابودی و اضمحلال بودند. این نکته نیز جالب توجه است که هر دو تمدن چندی بعد و با فاصله، به دست مسلمانان افتادند و بقای آن دو تمدن و سپردن دستاوردهایشان به مردمان روزگاران بعدی، وامدار اسلام است :

« ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) بِالْحَقِّ حِینَ دَنَا مِنَ الدُّنْیَا الِانْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَهِ الِاطِّلَاع‏ 32 :
خداوند، محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) را هنگامى به حق مبعوث ساخت که دنیا به پایان یافتن نزدیک شده، نشانه‏هاى آخرت روى‏آور گردیده بود.»

وضعیت عرب و جزیره العرب بسی بغرنج تر از جهان ساسانی و روم شرقی بود. این دوره از تاریخ حجاز را دوره جاهلی می نامند. دوره جاهلی را پژوهشگران غالبا تا حدود 150 سال قبل از اسلام تحدید کرده اند.33 عرب در دوره جاهلی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دچار بیماریهای سختی بود. خوشبختانه آن بخش از سخنان امام علی(ع) که این دوره را به تصویر کشیده است، امروزه در دسترس است و در این کلمات امام علی(ع) توضیحاتی همه جانبه از جامعه عرب ارائه شده است.
در عربستان یا حجاز آن روزگار معدود کسانی سواد خواندن و نوشتن داشتند.34 جهل بر جامعه تسلط داشت و قساوت حکومت می کرد؛ چنانکه امام علی(ع) می فرماید:

« الْجَهَالَهِ الْغَالِبَهِ وَ الْجَفْوَهِ الْجَافِیَهِ وَ النَّاسُ یَسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یَسْتَذِلُّونَ الْحَکِیمَ یَحْیَوْنَ عَلَى فَتْرَهٍ وَ یَمُوتُونَ عَلَى کَفْرَهٍ 35 :
جهل بر افکار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقیر مى‏کردند و بدون آئین الهى زندگى کرده و در حال کفر و بى دینى جان مى‏سپردند. »

عرب نه کتاب خواندن می دانست و نه سابقه نبوت داشت و نه پیامبری در میانشان ظهور کرده بود:

« إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لَا یَدَّعِی نُبُوَّهً 36:
خداوند هنگامى محمد (ص) را مبعوث ساخت که هیچکس از عرب کتاب آسمانى نداشت و ادعاى نبوت نمى‏نمود. »

اندک مردمانی که از علم و معرفت و خرد بهره می بردند، در آن فضای جهل آلود توان سخن گفتن نداشتند و گفتار آنان شنیده نمی شد:
« بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَمٌ 37 :
در سرزمینى که دانشمندش به حکم اجبار لب فرو بسته و جاهلش گرامى بود. »

وضعیت اخلاقی و رفتاری عرب نیز چنانکه در بخش مربوط به اخلاق در پژوهش حاضر تشریح شده است، بسیار نابسامان و غیر انسانی بود.38 اوضاع زندگی و معیشتی آنان چنان که در منابع تاریخی و نیز کلمات امام علی(ع) آمده است، به دشواری می گذشت :

« أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَهٍ خُشْنٍ وَ حَیَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَهٌوَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَهٌ 39 :
شما ای ملت عرب بدترین دین و آئین داشتید و در بدترین سرزمینها زندگى مى‏نمودید، در میان سنگهاى خشن و مارهائى که فاقد شنوائى بودند (و به همین جهت از هیچ چیز نمى‏ترسیدند) آبهاى آلوده را مى‏نوشیدید و غذاهاى ناگوار را مى‏خوردید، خون یکدیگر را مى‏ریختید و پیوند خویشاوندى را قطع مى‏نمودید، بتها در میان شما بر پا بود (و پرستش بت شیوه و آئین شما) و گناهان سراسر وجود شما را فرا گرفته بود.»

این نوع زندگی و دور بودن آنها از تعالیم آسمانی و انسانی باعث شده بود تا همواره در نزاع و ستیز باشند، امام علی(ع) در برخی خطابه های دیگر، نمایی کلی از اختلاف و پراکندگی و اضمحلال اجتماعی عرب را خطاب به آنان یادآوری کرده؛ از جمله آنجا که فرموده :

« فَلَمَّ اللَّهُ بِهِ الصَّدْعَ وَ رَتَقَ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَلَّفَ بِهِ الشَّمْلَ بَیْنَ ذَوِی الْأَرْحَامِ بَعْدَ الْعَدَاوَهِ الْوَاغِرَهِ فِی الصُّدُورِ وَ الضَّغَائِنِ الْقَادِحَهِ فِی الْقُلُوبِ 40 :
بوسیله او شکافهاى اجتماعى را پر کرد و فاصله‏ها را پیوستگى بخشید، بین خویشاوندان یگانگى برقرار ساخت، بعد از آنکه آتش دشمنى در سینه ها ‏و کینه‏هاى بر افروخته در دلها جایگزین شده بود. »

2ـ1ـ2. راهنمایی مردمان به توحید
رشد بعد انسانی آدمی، در گرو توحید است و انحرافات او در عرصه های مختلف، به واقع، در گروه ایمان نداشتن به خدای واحد و تسلیم نبودن در برابر اراده و مشیت او است. این مضمون را می توان از کلمات پرشماری از امام علی(ع) به وضوح دریافت. نگاهی به کلیت نهج البلاغه نشان می دهد که پیام اصلی این کتاب توحید است و و نیز این پیام که والاترین درجه توحید و اتمام و ابلاغ رسالت و احیای توحید، در بعثت پیامبر اکرم (ص) نمود یافته است:

«أَنَّ أَحَداً لَمْ یُنْبِئْ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ کَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (ص)41: هیچکس از خدا همچون پیامبر اسلام (ص) خبر نیاورده است.»

از این رو، به نظر می رسد، فلسفه نخستین بعثت از دیدگاه امام علی(ع) راه نمودن مردم به ارکان توحید و هدایت آنان به سوی مرحله ای است که کسی را جز خدا در جهان، مؤثر راستین و اصیل ندانند و جز او را گردن ننهند و بدین سان، ظرفیتهای انسانی و ذخایر نهفته درون آدمی با ایمان به توحید و عمل بر طبق آن شکوفا گردد. در نظر امام علی(ع) رسیدن بدین مرحله مرهون کوششهای همه پیامبران است :

« وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِیَاءَ أَخَذَ عَلَى الْوَحْیِ مِیثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِیغِ الرِّسَالَهِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَّهِ إِلَیْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اجْتَالَتْهُمُ الشَّیَاطِینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ‏وَ یُذَکِّرُوهُمْ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *