پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت اسلامی و اصل سوم قانون اساسی

دانلود پایان نامه

طبق نظر، اگوستین ژیرارد، در کشورهای در حال توسعه باید برای حفظ و توسعه فرهنگ ملی و نیز فراهم آوردن امکانات دستیابی به فرهنگ جهانی اقدام کرد. هر یک از این دو فرهنگ، زبان و در نتیجه نوع فکر و ساخت های ذهنی خود را دارد. کوشش در یکی کردن این دو فرهنگ یا فدا ساختن یکی به خاطر دیگری، موجب کاستی و فقر فرهنگی و کاری باطل و بیهوده است. پس با توجه به سخن اگوستین ژیرارد، به این نکته پی می بریم که توسعه فرهنگی نسبت به سایر بخش های توسعه از ابعاد و بار ارزشی بیش تری برخوردار است. و تاکید بیشتری بر نیازهای غیرمادی افراد جامعه دارد. فرهنگ وتوسعه فرهنگی باید عامل رشد وتعالی انسان وشکوفا کردن استعدادهای انسانی وتحقق وارزشهای متعالی در جامعه شود. در اندیشه امام خمینی (ره) هم توسعه فرهنگی مورد تاکید قرار گرفته و برخی از اهداف مهم توسعه فرهنگی را اینگونه بیان می کنند: 1- تعلیم و تربیت اسلامی 2- استقلال فرهنگی 3- علم، تخصص، خلاقیت و فن‏آوری. در ذیل هرکدام به طور مختصر توضیح داده خواهد شد.


1-تعلیم و تربیت اسلامی: آموزش صرف در نظام تعلیم و تربیت مد نظر امام نیست بلکه وجه تربیتی، معنوی، متعهد بودن، مستقل بودن و دینی بودن مجموعه نظام آموزشی و تربیتی مورد توجه و تأکید ایشان است. «یکی از مسائل بسیار مهم در تمام دستگاهها خصوصا دانشگاه‏ها و دبیرستانها، تغییرات بنیادی در برنامه‏ها و خصوصا برنامه‏های تحصیلی و روش آموزش و پرورش است که دستگاه فرهنگ ما از غربزدگی و از آموزشهای استعمار نجات یابد». «کوشش کنید که در این آموزشی که به مردم می‏دهید، جهت‏دار باشد. برای خدمت به خلق و برای خدمت به خدا و برای خدمت به اسلام». «تربیت کنید، مهم تربیت است، علم تنها فایده ندارد، علم تنها مضر است. تربیت و تزکیه مقدم بر تعلیم است. صدمه‏هایی که وارد می‏شود بر مملکت، غالبا از این ‏متفکرین بی‏پرورش، آموزشهای بی‏پرورش واقع می‏شود، علم را تحصیل می‏کند لکن تقوا ندارند». «باید آموزش و پرورش مردم توأم باشد، پرورش، پرورش انسانی، پرورشی که به درد انسان برسد. آموزشی که برای انسان باشد، جهت‏دار باشد، اسم رب در آن باشد، توجه به خداباشد».
2- استقلال فرهنگی: یکی از هدفهای مهم توسعه در بعد فرهنگی، دور شدن از فرهنگ بیگانه غربی و روآوری به فرهنگ اسلامی است. عدم وابستگی فرهنگی و تأکید بر استقلال در سخنان امام جزء محورهای مهم توسعه فرهنگی به شمار آمده است.
«ما می‏خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم در خدمت خود ملت، در خدمت خود ایران، ما با دانشگاهی که ما را وابسته به خارج بکند، هر خارجی می‏خواهد باشد، ما با آن دانشگاه، از اساس مخالفیم، ما دانشگاهی می‏خواهیم که ما را از وابستگی‏ها بیرون بیاورد ما را مستقل کند». «اگر بخواهید ملت شما نجات پیدا بکند، نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاهها باید طرح بشود. مادامی که ما پیوستگی مغزی داریم به خارج و اجانب، هیچ یک از این گرفتاریهایی که شمردید، نمی‏توانیم از زیرش فرار کنیم. رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است و نجات جوانهای ما از این وابستگی به غرب».
امام خمینی(ره) همچنین می فرمایند: «هیچ ملتی نمی‏تواند استقلال پیدا کند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد و تا زمانی که ملتها خودشان را گم کرده‏اند و دیگران را به جای خودشان نشانده‏اند، نمی‏توانند استقلال پیدا کنند کمال تأسف است که کشور ما حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد و این فرهنگ و حقوق را نادیده گرفته و به دنبال غرب است. غرب چنان در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می‏کنیم غیر از غرب، دیگر هیچ چیز نیست. این وابستگی فکر، عقلی و مغزی غربی منشأ اکثر بدبختی‏های ملتها و ملت ما نیز هست».
3- علم، تخصص، خلاقیت و فن‏آوری: سومین هدف توسعه فرهنگی علم و دانش، تخصص و فن‏آوری است. علم، تخصص، خلاقیت و فن‏آوری حتی با فراگیری از فن‏آوری غرب مورد تشویق و تأکید امام است و برنامه توسعه فرهنگی کشور باید بدان دست یابد. علم هم در سطح آموزش عالی و هم تشویق به سوادآموزی و فراگیری همگانی علم برای زدودن جهل و بی‏سوادی از پیکره جامعه مشروط است به آنکه جهت‏دار و هدف‏دار باشد و منجر به حاکمیت فرهنگ فاسد غربی نگردد. علمی که تعهد و اخلاق انسان را تضمین نماید، نه آنکه مایه انحطاط و موجب تباهی او گردد. «دانشگاه و حوزه‏های علمیه و روحانیون می‏توانند دو مرکز باشند برای تمام ترقیات و تمام پیشرفتهای کشور و می‏توانند دو مرکز باشند برای تمام انحرافات و تمام انحطاطات»این دو مرکز(دانشگاه و حوزه) که مرکز علم است، هم می‏تواند مرکز تمام گرفتاریهای بشر باشد و هم می‏تواند مرکز تمام ترقیات معنوی و مادی بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم می‏توانند به مراتب ترقی و تعالی برسند. دانشگاه باید علم و تخصص را به آن مرتبه عالی برساند و تعهد و اخلاق و اسلامیت را هم به آن مرتبه عالی. باید مهذب بشود هم دانشگاه و هم حوزه‏های علمیه».
«با علم است که انسان می‏تواند تأمین سعادت دنیا و آخرت را بکند، با آموزش است که انسان می‏تواند تربیت کند جوانها را به طوری که مصالح دنیا و آخرت خودشان را خودشان حفظ کنند. اگر کشور ما علم را بیاموزد، ادب را بیاموزد، جهت‏یابی علم و عمل را بیاموزد، هیچ قدرتی نمی‏تواند بر او حکومت کند. تمام گرفتاریهایی که ما در این طول مدت تاریخ داشتیم بهره‏برداری از جهالت مردم بوده است. علم و سواد است با آن جهتی که باید به او توجه کرد که می‏تواند ملت ما را از همه گرفتاریها نجات بدهد ». «باید چه طبقه جوان روحانی و چه دانشگاهی، با کمال جدیت به تحصیل علم، هر یک در محیط خود ادامه دهند و اگر دانشگاهها خالی از مردانی دانشمند و متخصص شوند اجانب منفعت‏طلب چون سرطان در تمام کشور ریشه دوانده و زمام امور اقتصادی و علمی ما را به دست می‏گیرند و بهترین و مؤثرترین راه مبارزه با اجنبی، مجهز شدن به سلاح علم دین و دنیاست و خالی کردن این سنگر و دعوت به خلع این سلاح، خیانت به اسلام و مملکت اسلامی است».
امام راحل در تشویق و دعوت به فراگیری علم و تخصص می‏فرماید: «باید کوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشته‏های مختلف، اساس فعالیت جوانان دانشجوی عزیز ما باشد که نیازمندی‏های میهن به دست خود آنها برآورده و کشور ما با کوشش شما خودکفا شود. مع‏الاسف در دورانهای گذشته اساس بر آن بود که ما را در هر چیز وابسته کنند. شما عزیزان کوشش کنید که از این وابستگی بیرون آیید و احتیاجات کشور خودتان را برآورید و از نیروی انسانی و ایمانی خودتان غافل نباشید». «ما با تخصص مخالف نیستیم، با علم مخالف نیستیم، با نوکری اجانب مخالفیم، ما می‏گوییم که تخصصی که ما را به دامن آمریکا بکشد یا انگلستان، یا به دامن شوروی بکشد، یا چین، این تخصص، تخصص مهلک است، نه تخصص سازنده. ما می‏خواهیم متخصصین در دانشگاه تربیت بشوند که برای ملت خودشان باشند. ما می‏خواهیم این علم و صنعت و همه چیزها در خدمت ملت باشد نه در خدمت اجانب. ما یک همچو تخصصی می‏خواهیم که جوری بار بیاورد کشور را و جوانهایی که در رأس امور کشور هستند، جوری بار بیاورد که اینها مغزهایشان وابسته نباشد و فکری جز اسلام و ایران در سرشان نباشد». «اسلام همه ترقیات و همه صنعتها را قبول دارد، با تباهی‏ها مخالف است، با آن چیزهایی که تباه می‏کند جوانهای ما را، مملکت ما را، با آنها مخالف است اما با همه ترقیات، همه تمدنها موافق است».
بنابراین با توجه به مطالب بالا از دید امام، فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوی سه ویژگی باشد: 1- دارای یک نظام تربیتی برای رشد و تعالی انسان باشد. 2- هیچ‌گاه دچار تحجر، انفعال و غرب زدگی نشود.3- : با محوریت فرهنگ خودی، تامین کننده استقلال فرهنگی باشد.
با توضیحاتی که داده شد می توان از رشد و تعالی فکری شهروندان، حق دانش اندوزی آنها و برابری در آموزش به عنوان حقوق فرهنگی شهروندان نام برد.
گفتار پنجم: حقوق اقتصادی شهروندان ازدیدگاه امام خمینی(ره)
حقوق اقتصادی، قواعد حقوق مربوط به اقتصاد و زندگی اقتصادی است. نخستین و مهم ترین منبع حقوق اقتصادی هر کشور را قانون اساسی آن می دانند. در این حوزه، قانون اساسی جمهوری اسلامی با الهام از اصول اسلامی، اصل را را بر رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل خویش گذاشته و با تکیه بر وسیله(نه هدف) بودن اقتصاد، زمینه سازی برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی را سر لوحه برنامه اقتصاد اسلامی قلمداد کرده و به همین جهت تامین امکانات مادی مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی انسان را بر عهده حکومت اسلامی دانسته داست. هدف اصل سوم قانون اساسی هم، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه برای ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف کردن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه را از وظایف دولت دانسته است. اسلام هم فرصتهای اقتصادی را برای همه مساوی دانسته است تا هر کس بتواند با بهره گیری از آن رشد کند. با سفارش به انفاق، خمس، زکات، قرض، هبه و غیره رشد اقتصادی را برای همه اراده کرده است تا جامعه دچار اختلاف طبقاتی نشود و عده ای بسیار غنی و ثروتمند و برخی فقیر نگردند. حضرت‌ امام‌ خمینی(ره)، بر این‌ عقیده‌ بود که‌ اسلام‌ برای‌ آن‌ که‌ جوامع‌ انسانی‌ به‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ برسند، دارای‌ نظام‌ خاص‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ است‌ و برای‌ تمام‌ ابعاد و شئون‌ زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی، قوانین‌ خاصی‌ دارد و جز آن‌ را برای‌ سعادت‌ جامعه‌ نمی‌پذیرد. ایشان در پاسخ  به استفتاءات بازرگانان و اصناف قم در تاریخ30/9/1341فرموده بودند: استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه کنند. با توجه به مطالب ذکر شده در سایت ها، بهائیان برای کسب قدرت اقتصادی و ثروت، از خود تلاش مضاعفی نشان می‌دادند و افرادی همچون هژبر یزدانی و دیگران با این حربه امتیازاتی هم از دولت کسب کرده بودند. برخی بهائیان با نفوذ در عرصه اقتصادی، کاملا در جهت تقویت امور خود تلاش می‌کردند. تمام این‌ها نشانه‌های پیوندهای مستحکم و آشکاری است که بین سران بهائی و دولت پهلوی بوده است. به طور کلی تضعیف اقتدار دولت یا اقتصاد کشور در راستای منافع بیگانگان و کسب اقتدار و ثروت گروهی بهائیان می‌تواند از جمله عواملی باشد که در نهایت منجر به انقلاب اسلامی ایران شد.
بررسی سخنان امام خمینی(ره)، در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن به عنوان رهبر جامعه اسلامی نشان میدهد که امام خمینی(ره)، لحظه ای از این نکته غفلت نکردند که دشمن همیشه در حال دشمنی است و بارها این مطلب را مستقیم و غیر مستقیم اشاره می کردند. البته امام خمینی بهائیت را به عنوان یک فرقه مذهبی قبول نداشتند و آن را ساخته استعمار می دانستند و افراد این فرقه را نیز عمال اسرائیل و عمال استعمار می خواندند ولی به هر حال وجود بهائیان در کشور ایران را به عنوان افرادی که در جامعه نیازهایی هم دارند، قبول داشتند. البته با پیروزی انقلاب اسلامی این فرقه به یکباره تمام پشتوانه سابق خود را در کشور از دست داد و تمام آرزوهای جامعه بهائیت نقش بر آب شد.
دکتر افروغ در رابطه با حق اقتصادی در کتاب حقوق شهروندی و عدالت می نویسد: همه باید از یک سطح قابل قبولی از زندگی رفاهی و اقتصادی بهره مند بشوند. اگر کسی تلاش بیشتری کرد و برخورداری بیشتری به دست آورد، حق او است. کسی مخالف بیشتر و مکتسبات ناشی از این تلاش نیست. اما حق شهروندی اقتضا می کند که همگان از یک سطح تعریف شده ای برخوردار باشند. «تنظیم نظام اقتصادی از مهم ترین راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی است. اسلام به عنوان یک مکتب زندگی ساز ضمن توجه جدی به این مسئله مهم قوانینی را وضع نموده که در پرتو آن عدالت اقتصادی تامین گردد».
«برای تحقق عدالت در حوزه اقتصاد، باید شرایطی پدید آید که حقوق مادی افراد جامعه، به نحو مناسب و منطقی در اختیارشان قرار گیرد و زمینه های کار و تولید و تامین نیازمندی های اولیه برای همگان فراهم باشد. بنابراین عدالت اقتصادی به معنای توزیع صحیح درآمدها و جلو گیری از تضییع منافع و حقوق مشروع همه افراد به ویژه محرومان است تا فاصله طبقاتی و اختلاف فاحش درآمدها ، پدید نیاید».
حضرت آیت الله خامنه ای درباره ضرورت تلاش همگانی برای تحقق عدالت به ویژه در حوزه اقتصاد می فرماید: «از آفاتی که در همین دوران متوجه حرکت رشد و توسعه عمومی کشور است، این است که با سوء سیاست ها، شکاف بین طبقات زیاد بشود. عده ای فقط به خود فکر می کنند. اینها کسانی هستند که به قشر مظلوم و مستضعف و به آینده کشور فکر نمی کنند. فقط به زندگی شخصی خودشان و به گردآوری هر چه بیشتر ثروت فکر می کنند. دستگاه های مسئول نباید اجازه بدهند که اینها فاصله ها و شکاف ها را بیشتر کنند. عدالت اجتماعی اساس است. اگر رونق اقتصادی در کشور باشد، اما عدل اجتماعی نباشد، این رونق اقتصادی محرومیت را بر طرف نخواهد کرد. همچنان که امروز در بسیاری از کشورها ملاحظه می کنید که تولید بالاست، کارخانه های بزرگ مشغول کارند، ثروت تولید می شود، اما محرومیت در آن کشورهاست؛ از جمله، همین کشورهای اروپایی و غربی. ما رونق اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی را می خواهیم. البته نمی گوییم عدالت اجتماعی باشد، اما رونق اقتصادی نباشد، زیرا در آن جا که هیچ رونق اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی عامل خیلی مهمی نیست. اگر عدل اجتماعی همراه با پیشرفت اقتصادی باشد، جامعه شکوفا خواهد شد».
تأکیدهای امام در بیانات و سخنان ایشان بر برخی شاخصهای مهمی که در حوزه اقتصاد قرار دارد نشانگر آن است که ایشان به اقتصاد به عنوان حوزه عملی و عرفی که معیشت و زندگانی مادی مردمان را تأمین می‏کند به دیده اهمیت نگریسته است. شاخصه هایی نظیر اهمیت کشاورزی، ارزش کار و کارگر، رفاه عمومی، فقرزدایی و محرومیت‏زدایی، خودکفایی در صنعت و غیره. از این‏رو توسعه اقتصادی به عنوان فرآیندی که طی آن در سطح زندگی مادی مردم تحول مثبت پدید می‏آید، مورد توجه امام بوده و به آن بهای زیادی داده است. با این حال دغدغه عمده ایشان این بوده است که توسعه اقتصادی به دنیاگرایی افراطی، وابستگی به بیگانگان، طبقاتی شدن جامعه، نادیده گرفتن عدالت اجتماعی و فراموش شدن اهداف متعالی انسان منجر نگردد.
در بالا اشاره هایی به توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کردیم. در اینجا لازم است اشاره ای هم به توسعه اقتصادی کنیم. توسعه اقتصادی را این گونه می توان تعریف کرد: «رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیان های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی جامعه است تا با دستیابی به غایات مطلوب، نوسازی اقتصادی فراهم آید».
بنابراین، در تعریف توسعه اقتصادی بر مقولاتی همچون کاهش فقر و نابرابری و رفع بیکاری تاکید می شود. اساسا توسعه اقتصادی فرآیندی است که در طی آن بنیادهای اقتصادی و اجتماعی جامعه دگرگون می شوند؛ به طوری که حاصل چنین دگرگونی و تحولی در درجه اول کاهش نابرابری های اقتصادی و تغییراتی در زمینه تولیدی، توزیع و الگوهای مصرف جامعه خواهد بود. برای رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی، امام خمینی به شاخصه هایی که عوامل توسعه محسوب می‏شوند اشاره نموده اند؛ از جمله تشویق و ترغیب روحیه علمی، فراگیری علم و تخصص و رشد صنعت، برنامه‏ریزی، موقع‏شناسی، توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی، خودباوری و اعتماد به نفس، کار و تلاش و عبادت دانستن آن، صبر و استقامت، عزت و اعتلای کشور، قطع دست بیگانگان، مشارکت مردم، صرفه‏جویی، سرمایه‏گذاری مشروع، نظارت و هدایت صحیح دولت، امنیت و ثبات، اولویت کشاورزی، تشویق صادرات غیر نفتی، منع اسراف و تجمل‏گرایی، مبارزه با رفاه‏زدگی و خوی اشرافی‏گری، عدم دنیاگرایی در عین توجه به امور دنیایی معقول و غیره.
محورهای مهم در اهداف توسعه اقتصادی از دیدگاه امام(ره) را می‏توان در تحقق اصول زیر بیان کرد: «1ـ عدالت اجتماعی‏، 2- خودکفایی ‏و قطع وابستگی، 3ـ استقلال (اقتصادی)، 4ـ کار و تولید، 5- فقرزدایی و محرومیت‏زدایی،‏ 6ـ اصلاح جامعه و غیره. امام خمینی(ره)، می فرمایند: ما خواستار یک اقتصاد سالم و غیر وابسته هستیم . هرگز اجازه نمی‏دهیم تا هستی ما را غارت کنند. ما در تمام زمینه‏های اقتصادی یک انقلاب واقعی خواهیم کرد. امر کشاورزی در حکومت ما از اولویت خاصی برخوردار است. در زمینه صنعت با ایجاد صنایع مادر از صنایع مونتاژ جلوگیری به عمل می‏آوریم. اقتصاد ما یک اقتصاد مستقل و سالم و ملی است، بر اساس تأمین اساسی‏ترین نیازهای مردم محروم و ستمدیده ایران، نه فقط یک اقتصاد مصرفی».
« اوضاع اقتصادی عوض خواهد شد و یک اقتصاد صحیح و سالم ما عرضه می‏کنیم و الان اینها اقتصاد ما را ورشکست کرده و از بین برده‏اند. اینها خرجهایی کرده‏اند که خلاف مصلحت بوده است. دزدی‏هایی کرده‏اند که خیانت بوده است و برای حفظ خود به اشخاصی پولهای بسیار گزاف داده است و ما تمام اینها را از بین می‏بریم و اطمینان داریم که دیگر اقتصاد عقب مانده نخواهیم داشت و به نیازهای مردم محروممان جواب مثبت خواهیم‏داد». «اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید، باید کاری بکنید که در همه چیز خودکفا باشید».
«ما امروز اگر بخواهیم با این قدرت بزرگ مواجه باشیم و در این میدان شکست نخوریم احتیاج به چند امر داریم، یکی اینکه ما اقتصاد خودمان را طوری کنیم که خودکفا باشیم که اولش قضیه زراعت است. شما می‏دانید که اگر یک مملکتی در اقتصاد، خصوصا این رشته اقتصاد که نان مردم است، در این احتیاج به خارج پیدا بکند. این وابستگی اقتصادی آن هم در این رشته موجب این می‏شود که ملت ایران، مملکت ایران تسلیم بشود به دیگران».