پایان نامه ارشد درمورد تألیف، ابوشادی، شادی

نیست.
لیس وَ هماً تَسمُعی تلک الأحان تداوی کالوصلِ قلبی الجریح.
گمان نیست شنیدن صدای آن آهنگ ها چون رسیدن قلب مجروح مرا مداوا می کند.
و الهه وء السحریٌ تملُوهُ الألحان سمعاً و منظراً للقلوبِ.
آن آرامش سحرآمیزی که نغمه ها گوش و چشم و قلبها را با آن لبریز می کنند.
لایراها و لیس یسمَعُها إلا حبیبٌ مستِلهمٌ مِن حبیب
آنرا نمی بیند و آنرا نم شنود مگر دوستی الهام گرفته از یک دوست.
آنهِدا النارنج یا صاحبی الشادی بأحلامِ عالَمٍ مسحورٍ.
ای نارنج! ای مونس نغمه پرداز رؤیاهای جهان سحرآمیز!
ها هنا نحنُ من عبیرکَ نستأف جمالاً مرصلاً فی الدهُور.
ما از شمیم دل انگیز تو زیبایی همه دوران را استشمام می کنیم.
لا نملُّ الوقوفَ و الجلسه الحلو فی نورکَ الظلیل العجیب
و از ایستادن و نشستن شیرین در سایه بان نور اعجاب آور تو ملول نمی شویم.
تَحجبُ الشمسُّ حینما أنت اقمارٌ محالٌ لمثلها أن تغیبَ
ماه بی مثال و افول ناپذیر تو خورشید را در پرده می کند.
و کانی أنهَ مجتُ مِنک فأصبَحْتُ قلیلا من عطرک الجذّابِ.
و گویا که من با تو در آمیخته ام و اندکی از عطر جذّاب تو شده ام.
ثُمَّ أنعشتُ من أقدسٍ فی قربی و قَبَّلْتُ ثغرها الأهّابِ.
سپس از مقدسترین چیز در کنارم حیات یافتم و دهان کاملاً آماده اش را بوسیدم.
و تعمقتُ فی نُهاها و عانَفْتُ فوأدَکُم ناجیتُهُ فی صُمُوتِ.
و در زیرکی او اندیشیدم و قلب شما را تسخیر نمودم و در سکوت با او صحبت کردم.
فتفانیتُ فیه دونَ أنْ ارجوا رُجُوعاً فقیه روحٌ و قوتٌ
پس در آن فنا شدم بدون اینکه بازگشت از آن را بخواهم سپس در آن روح و نیرو یافتم.
أیُّ شی ءٍ کالنورِ فی صُورِ العطرِ ینیلُ الخیالَ أشهی محالِ
چه چیز مانند نور خواستنی ترین محال را در تصاویری معطر برای خیال فراهم می کند.
هکذا أر توی بعالم أحلامی إذا کانَ کُلُّ عیشی ظماءُ
و این چنین از جهان رویاهایم سیرآب می شوم اگرچه تمام زندگی ام عطش و تشنگی باشد.
هکذا عابدُ الضیاء أغانیه عبیرٌ مُجنَّحٌ بالضیاءِ.
و این چنین بنده ی نور ترانه هایش بوی خوش آغشته به نور است.
تحلیل:
“در این ابیات نجوای شاعر را با نارنج می بینیم که باز طبیعت و نجوای آن موضوع شعر شاعر است. در واقع آنچه بیشتر در این شعر دیده می شود، استفاده شاعر از صنعت تشخیص یا جان بخشی است که در آن شاعر با شکوفه ها و نارنج و شب و زمانه صحبت می کند و این مناظره چقدر زیبا بیان شده است. شاعر تشنه است و این تشنگی را هیچ چیز فرو نمی نشاند مگر عالم و جهان رویایی که در آن غوطه ور شده و با آن در آمیخته است.”89
عوامل مؤثر در شعر ابو شادی
“ابو شادی ثروت شعری عظیمی را درموضوعات، افکار و معانی و اسلوب و الفاظ از خود به جای گذاشت. وی علاوه بر داستانها و نمایشنامه های منظوم خود که تعداد آنها به ده عنوان می رسد در ادب و نقد نیز آثاری دارد. ولی عوامل مؤثر در شعر او به طور خلاصه عبارتند از:
1- وی شاگرد مدرسه ی شعری شوقی و حافظ بود و بعصی از مفاهیم و اصول فنی قصیده ی عربی را از آنها فرا گرفت. حافظ و شوقی از دوستان پدر ابو شادی “محمد بک ابو شادی” بوده اند.
2- تأثیرپذیری از مطران در دعوت تجدید در عرصه ی ادب و شعر، رابطه ی ابو شادی با مطران به جلسات ادبی ای برمی گردد که در منزل پدرش به صورت هفتگی برگزار می شد.
3- اطلاع و آگاهی وی بر ادبیات انگلیسی و مطالعه ی وسیع در مکتبهای مختلف شعر آن به خصوص در ده سالی که (1922- 1912) در دانشگاهای انگلیس به تحصیل مشغول بود.
4- ارتباط مستقیم با ادبیات آمریکایی از سال 1946 که به آمریکا مهاجرت کرد تا هنگام وفاتش در سال 1955م
5- اطلاع از ادبیات قدیم و معاصر عرب و تسلط بر گرایشها و حرکتهای فکری موجود در آن وجود همه ی این عوامل، از ابو شادی ادیبی چند بعدی ساخته بود که ضمن آگاهی از ادب قدیم عرب به گرایشهای نوین ادب جهانی آشنایی کامل یافته بود و آراء و نظریات نوگرایانه ی خود را در انجمن ادبی آپولو و مجلّه آن مطرح ساخت.” 90
گرایشهای ادبی اجتماعی ابوشادی
“مکتب ابوشادی، مکتب، عشق، برادری و فهم عمیق از ارزشهای والای انسانی حتی در نقد ادبی بود. وی اهداف گوناگونی را در کارهای ادبی خویش دنبال می کرد.
ابوشادی در تفکر پیشرو و انقلابی خود، شاعری آزادی خواه بود. وی به آزادساختن قلم و جامعه فرا می خواند و آزادی عقیده و بیان را به خاطر رسیدن به خیر و سعادت خواستار بود. ابوشادی معتقد بود که خیر، پایه و اساس سعادت است و در جوی ظلمانی و تیره و تار نمی توان بدان دست یافت”91
“ابو شادی جمود و تقلید را سخت ترین دشمن آزادی می دانست و به انسانیت و گرایشهای انسانی در فرهنگ ایمان داشت این گرایش مهمترین ویژگی در زندگی وی بود.
ابوشادی از مکاتب ادبی جهان آگاهی داشت، از این رو ارتباط ادبی میان شرق و غرب را ضروری می دانست و معتقد بود که اطلاع با ارتباط و تفکر عمیق و تعاطی اندیشه ها از ویژگیهای گرایش نوین جهانی در ادب و شعر است”92
ابوشادی در کتاب “مسرح الأدب” مقالاتی دارد که همگی نشانگر علاقه ی وی در جهت آگاهی از ادب جهانی می باشد. این مقالات در فاصله ی سالهای 1926-1928 به رشته ی تحریر در آمده است موضوعات مندرج دراین مقالات گویای این گرایش اوست که با ذکر عنوان عبارتند از:
“فی صحبه تاجور- ص 5 و لهم مولر ص 42، اخا الأدب العالمی ص 97، بیرون الشاعر ص 195 الأدب الاروبی فی عصور الرومانطیقیه ص 207، الشعر الیابانی ص 210، توماسی هاردی شاعر الإنسانیه ص 117، آناشید شکسبیر ص 138″93
“ابو شادی این همزیستی را تنها برای محافل ادبی- نقدی مصر و حتی جهان عرب نمی خواهد بلکه برای همه ی جهان ضروری می داند. وی عمیقاً ایمان داشت که رسوبات تقلید و واپس ماندگی فکری و ادبی بی درنگ از بین خواهد رفت و دعوت به سوی تجدید و نوآوری بدون شکل در چارچوبی سالم و آرام به پیروزی خواهد رسید وی با توجه به اینکه در مسائل ادبی با احمد شوقی اختلافاتی داشت با ایجاد جوی مناسب و در اثر تبادل نظر با وی به تفاهم رسید و حتی شوقی در جمعیت آپولو به عنوان رئیس آن برگزیده شد”94
ابوشادی در مقابل دوست و دشمن گرایشی انسانی داشت و عشق را میان دشمنان و دوستانش به یک اندازه تقسیم می کرد. در قصیده ی “محال” که در “دیوان اطیاف الربیع” آورده است. گرایش انسانی او را نظاره گر هستیم.
مُحالٌ أن تُحاولَ هَدْمَ حُبِّی و إنْ لم ألْقَ بینَ الناسِ حُبّا
صَفَحْتُ عَنِ الخضومِ و إنْ أساءُوا و کادُوا و أعتَبَرْتُ الکُلَّ صَحْبا
لهم أسَفی و إشفاقِی و قَلْبِی و إن لَمْ یَعرِفُوا أسَفاً و قَلْبا.
و مَهْما خِلَتنِی أشکُو بیأسِی ذُنُوب النّاسِ خِلَتُ الیأسَ ذَنْبا
سَیَطْوِینا الزَّمانُ و کُلُّ ذَنبٍ سَیَمْحُوهُ الزَّمانُ لِمَنَ تیوبا95
ابو شادی هنگامی که در سال 1922 از انگلیس به وطن خود بازگشت دیوانهای خود را با سبک و سیاق جدیدی در موضوع اندیشه و روشن بیان منتشر ساخت. محافظه کاران به او حمله کردند و او در جراید و مجلات به ایشان پاسخ داد.
ابوشادی در مقدمه ی دیوانهای خود که به بیش از 23 دیوان می رسد و روش کار خود را بیان می کرد و در همه ی دیوانهای او پژوهش هایی پیرامون، شعر، اهداف و رسالت آن وجود دارد.
دیوان “الشفق الباکی” که در سال 1926 به چاپ رسید اولین دیوان در زبان عربی بود که صفحات آن به 1336 صفحه می رسید، در این دیوان همه گرایشهای شعری و آراء و نظریات وی نسبت به زندگی، عشق، ملیت و صلح منعکس شده است. در این دیوان می توانیم روحِ عصری را که ابو شادی و نسلی از شعرای وی در آن زندگی می کردند مطالعه کنیم همچنین اختلاف وی با شعرای تقلید در این دیوان نمایان گردیده است.”96
آثار ابوشادی
دکتر ابوشادی تألیفات فراوانی دارد از جمله در فنون مختلف مانند ادبیات و نقد و فرهنگ و فکر و اجتماع و پزشکی و زنبورداری و کشاورزی و اقتصاد.
از مشهورترین دیوانهای وی
1- انداء الفجر تألیف سال 1910م
2- زینب تألیف سال 1924م
3- مصریات تألیف سال 1924م
4- الأنین و الرنین تألیف سال 1925م
5- شعر الوجدان تألیف سال 1925م
6- الشفق الباکی تألیف سال 1926م
7- الشعله تألیف سال 1932م
8- اطیاف الربیع تألیف سال 1932م
9- أغانی ابی شادی تألیف سال 1933م
10- الکائن الثانی تألیف سال 1934م
11- الینبوع تألیف سال 1934م
12- الشعر الریف تألیف سال 1935م
13- فوق العباب تألیف سال 1935م
14- عوده الراعی تألیف سال 1942م
15- من السماء تألیف سال 1942م97
16- وطن الفراعنه تألیف سال 1926م
17- وحی عام تألیف سال 1928م
18- اشعهُ و الظلال تألیف سال 1931م”98
و او چهار دیوان دیگر دارد که بعد از وفات ایشان به چاپ رسیده است که آنها عبارتند از:
1- الإنسان الجدید
2- النیروز الحر
3- ایزیس
4- من اناشید الحیاه”99
تألیفات دکتر ابوشادی در نقد و ادب و اجتماع
1- قطره من یراع فی الأدب و الإجتماع: در دو جزء می باشد
2- نمایش ادبی: در مورد نقد و ادب در 252 صفحه می باشد
3- الأدب الجدید: و آن یک کتاب نقد می باشد.
4- حداثتی الأدبیه
5- روح الماسونیه
6- قطرتان من النثر و النظم
7- اصداء الحیاه
8- الطبیعه فی شعر المنیبی.
9- من نافذه التاریخ
10- الأحادیث المائه (که ان مجموعه سخنان را دیویی دکتر در صدای آمریکا است که در خصوص: فرهنگ، علم- فکر، ادب، شعر- فن و ادیبان و تحلیل می باشد.
11- سفینه الهجره
12- ملعب الحیاه
مجلّه هایی که ابوشادی به چاپ رسانده است عبارتند از:
1- “مجله ابولو الشعریه”100
2- مجله الأدبی
3- مجله الإمام
4- مجله مملکه النحل
5- مجله الدجاج
6- مجله الصناعات الزراعیه
7- حدائق الظاهر”101
8- مجله منیرفا
– کتابهای علمی و غیره
1- مبادی الأنفلطوریا: آن یک کتاب علمی و عملی در مورد عریزه ماده می باشد.
2- اولیات النحاله: آن درباره عالم زنبورداری زمانی که رئیس مجله مملکه النحل بوده)
3- انهاض تربیه النحل فی مصر
4- مملکه العذاری: در مورد زنبور تربیت زنبور می باشد.
5- الطبیب و المعمل
6- ترجمه کتاب نکلسون در ادبیات زبان عربی
7- ترجمه رباعیات حافظ شیرازی و اناشید الشیرازی- رباعیات خیام
8- ترجمه قصه هایی که به صورت نثر در آمد در شاعر جهانی شکسپیر
9- الإسلام الحی (که آن پنج سخنرانی درباره