پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، پیامبر (ص)، ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه

تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ وَ یَکُنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیلِ وَ أَتَوَکَّلُ عَلَى اللَّهِ تَوَکُّلَ الْإِنَابَهِ إِلَیْهِ وَ أَسْتَرْشِدُهُ السَّبِیلَ الْمُؤَدِّیَهَ إِلَى جَنَّتِهِ الْقَاصِدَهَ إِلَى مَحَلِّ رَغْبَتِهِ أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّهَا النَّجَاهُ غَداً وَ الْمَنْجَاهُ أَبَداً رَهَّبَ فَأَبْلَغَ وَ رَغَّبَ فَأَسْبَغَ وَ وَصَفَ لَکُمُ الدُّنْیَا وَ انْقِطَاعَهَا وَ زَوَالَهَا وَ انْتِقَالَهَا فَأَعْرِضُوا عَمَّا یُعْجِبُکُمْ فِیهَا لِقِلَّهِ مَا یَصْحَبُکُمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ فَغُضُّوا عَنْکُمْ عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَیْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا فَاحْذَرُوهَا حَذَرَ الشَّفِیقِ النَّاصِحِ وَ الْمُجِدِّ الْکَادِحِ وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ‏الْأَوْلَادِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَهِ الْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لَا یَتَفَاخَرُونَ وَ لَا یَتَنَاسَلُونَ وَ لَا یَتَزَاوَرُونَ وَ لَا یَتَحَاوَرُونَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ حَذَرَ الْغَالِبِ لِنَفْسِهِ الْمَانِعِ لِشَهْوَتِهِ النَّاظِرِ بِعَقْلِهِ فَإِنَّ الْأَمْرَ وَاضِحٌ وَ الْعَلَمَ قَائِمٌ وَ الطَّرِیقَ جَدَدٌ وَ السَّبِیلَ قَصْدٌ 119 :
به وسیله او دستورات ناشناخته الهى را آشکار ساخت، بدعتهائى که به نام دین در میان مردم بود از بین برد و احکامى که هم اکنون نزد ما روشن است به وسیله او بیان داشت. با این حال، کسى که جز اسلام آئینى بر گزیند زیانش مسلم، دستگیره ایمانش گسسته و سقوط او شدید خواهد بود و سر انجام غم و اندوهى طولانى و عذابى مهلک خواهد داشت، به خدا توکل میکنم؛ توکلى با توبه و بازگشت به او، از او ارشاد مى‏طلبم به راهى که به سوى بهشتش منتهى و به محل و منزل مورد رضایش پایان یابد. اى بندگان خدا شما را به تقوا و اطاعت خداوند توصیه مى‏کنم که موجب رستگارى فردا و نجات ابدى است، (خداوند بزرگ) انذار کرده و به شدت ابلاغ فرموده و به آخرین حد ترغیب و تشویق نموده، دنیا و ناپایدارى آن و زوال انتقالش را براى شما توصیف کرده، پس از این زرق و برقهائى که براى شما اعجاب‏انگیز است به خاطر کوتاهى دورانش چشم بپوشید دنیا نزدیکترین منزل به خشم خدا و دورترین آن از رضا و خشنودى اوست، پس اى بندگان خدا، خود را همواره سرگرم آن نسازید، زیرا از فراق و دگرگونى حالات آن با خبرید، لذا همچون دوستى مهربان، ناصح کوشا که براى نجات رفیقش تلاش مى‏کند خویشتن را از دنیا پرستى بر حذر دارید و از آنچه در میدانهاى نابودى قرون پیشین دیده‏اید عبرت گیرید؛ از همانها که پیوندهاى اعضایشان گسسته، چشم و گوشهاى آنها نابود، شرافتمندى و عزتشان از میان رفته ‏و نعمتها و سرورشان‏ منقطع گردیده است، همانها که بجاى قرب فرزندان‏ به فراق آنها مبتلا شدند و بجاى همدمى همسران مفارقتشان را گزیدند، اکنون نه بر یکدیگر تفاخر مى‏کنند و نه تولید نسل مى‏نمایند نه یکدیگر را دیدار و نه با هم سخن مى‏گویند، پس اى بندگان خدا بر حذر باشید همچون کسى که بر نفس خود پیروز و بر شهوتش غالب و با چشم عقلش مى‏نگرد، زیرا امر (دنیا و آخرت) واضح، نشانه‏هاى این راه بر جا، طریق صاف و آشکار و راه مستقیم است. »

در کلمات دیگر منسوب به امام علی (ع) نیز به صورت جسته و گریخته از این موضوع سخن رفته است؛ از جمله:

«جَلا غَمرات الظّلم بنوره و قَمع مشرف الباطل بحقّه، حتّى أنار الإسلام و وضحت الأحکام120:
با نور پیامبر(ص) سیاهی تاریکی ها را زدود و با حقیقت او جلوه های باطل را به زیر آورد و احکام را برنمود. »

« أرسله… ماحیا ماحقا مزهقا رسوم أباطیل خوض الخائضین، بدار اشتباک ظلمه کفر دامس فجلّا غواشی الأظلام بلجّیّ راکد بتفصیل آیاته من بعد توصیل قوله121:
او را به رسالت برانگیخت تا رسوم باطل را از کسانی که در آن غوطه می خوردند بزداید و نابود سازد و به یُمن وجود او پرده های ظلمتِ گندابها(ی جاهلیت) را بدرد. »

برآیند کلی گفتارها این است که پیامبر اکرم(ص) شریعتهای پیشین انبیای الهی را که به ورطه فراموشی و جهالت سپرده شده بودند، باز گرداند و بدعتهایی را که بر آن داخل گردانید بودند، از میان برداشت و رسوم و سنتهای باطل را برانداخت و احکام الهی را به تفصیل بیان نمود. بدین سان، بعثت پیامبر اکرم (ص) در عرصه فقه و اخلاق، سه ثمره داشته است:
اول: بخشی از قوانین شریعت و احکام الهی که بی گمان ارتباطی وثیق با عرصه اخلاق دارند، با ظهور پیامبر اکرم (ص) شناخته و آشکار شدند. این دسته از احکام پیشتر ناشناخته بوده و جز از طریق وحی محمدی (ص) راهی به شناخت آنها نبوده است.122
دوم: پاره ای از قوانین و احکام اخلاقی و رفتاری که شناخته شده بودند، اما به تحریف و تغییر دچار گشته و بدین رو، کارکرد خود را از دست دادند، با بعثت پیامبر اکرم (ص) تهذیب شده اند.
سوم: رسوم باطل و آداب و خلق و خوی های جاهلی و غیرانسانی را که در فترت ظهور پیامبران در جها
ن پدیدار گشته بودند، برانداخت و به کنار نهاد. کلمه اباطیل که در روایت نقل شده بدان اشاره شده است، جمع «باطل» به معنای ناحق، باطل، بیهوده و مشی جاهلانه در زندگی و رفتار است.123
نکته محوری که لازم است در تحلیل گفتارهای امام علی(ع) درباره تحول اخلاقی عرب در نظر داشت، تاکید و اشارات آن حضرت بر تغییر نقطه ثقل اخلاق و رفتار از عصبیت و جاهلیت و رسوم قبیله ای به ایمان دینی، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ است. هویت قبیله ای که با هویت دینی در تعارض و پیش از اسلام بر حجاز حاکم بود، با ظهور اسلام به کنار رفت؛ اما باری دیگر در روزگار پس از رحلت پیامبر(ص) زنده شد. ارزشهای قبیله ای کلیت رفتارهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی قبایل را تعیین می کرد. در این گونه ساختار اجتماعی، افراد موظف اند در رفتارهای خود از قوانین نانوشته قبیله ای پیروی کنند و روابط آنان خاستگاه عقلی و دینی ندارد بلکه بر پایه خویشاوندی است و برای رسیدن به منافع مشترک مورد نظر با یکدیگر ارتباط و همکاری دارند.124 تمامی افراد یک قبیله به شخصی واحد نسب می برند. از این رو قبیله را چنین تعریف کرده اند: «و القَبیله من الناس: بنو أَب واحد.»125
با نگاهی به متونی مانند نهج البلاغه می توان دریافت که امام علی(ع) به پیروی از پیامبر اکرم (ص) و آموزه های قرآنی، سعی دارد رنگ و بوی قبیله ایِ مسائل اخلاقی و سیاسی را از میان بردارد و همان مبنای اخلاقی پیامبر(ص) ـ یعنی ایمان دینی، توحید و معاد ـ را باری دیگر بر جایش بنشاند و در این راه از ذکر و یاد پیامبر(ص)، که محبوبیتی بی بدیل میان مسلمانان داشت، مدد می جوید و انگیزش می آفریند. تاکید حضرت بر بازتولید ارزشهای اخلاقی پیامبر اکرم (ص) در گفتارهای امام (ع) بسیار آشکار است و نشان می دهد که حضرت از مرکز ثقل این ارزشها به خوبی آگاه بوده است. برخی تعابیر و توصیفات امام (ع) از اخلاق نبوی به گونه ای صریح، قبیله گرایی را در رفتار اجتماعی و اخلاقی رد می کند. برای نمونه در خطبه ای هنگام تبیین معیار اسلام برای دوستیها و دشمنیها، می فرماید:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تأثیرات سیاسی و منابع تاریخی

«وَ لَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَ تَسْلِیماً 126 :
در رکاب پیامبر(ص) آن چنان مخلصانه مى‏جنگیدیم و براى پیش برد (حق و عدالت) از هیچ چیز باک نداشتیم که حتى حاضر بودیم پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خویش را در این راه (اگر بر خلاف حق باشند) نابود کنیم، این پیکار بر تسلیم و ایمان ما مى‏افزود.»

روشن است که جواز نبرد با خویشاوندان نسبی، به کلی با معیارهای قبیله ای روزگار پیش از اسلام حجاز ناسازگار و یک رفتار ضد اخلاقی به شمار می رفته است؛ در حالی که همین در کلام امام علی (ع) به عنوان یک ارزش اخلاقی مطرح شده است و این بدان سبب است که معیار و پایه نظری بنیاد اخلاق در مکتب اخلاقی پیامبر(ص) از نسب و خویشاوندی به ایمان و برادری دینی تغییر کرده و امام علی(ع) همین حقیقت را گوشزد کرده است.

3ـ4. صفات اخلاقی پیامبر(ص)
امام علی(ع) در خطبه ها، نامه ها و گفتار خویش، بسیار از پیامبر(ص) یاد کرده و هنگام یادکردها، غالبا صفات و فضایل و منقبت های اخلاقی و رفتاری ایشان را نیز همزمان گوشزد کرده است. جدا از علاقه و نزدیکی خاص امام علی(ع) به شخص پیامبر(ص) که از عوامل یادکردهای آن حضرت از پیامبر(ص) بوده، عوامل دیگری نیز در کار است که در اینجا بدان اشاره می شود.
چنانکه در منابع آمده است، در همان دمادم رحلت پیامبر اکرم (ص)، جامعه اسلامی در ماجرای انتخاب یا انتصاب جانشین آن حضرت دچار چندپارگی شد و به گفته شهرستانی (م. 548ق) این از نخستین اختلافاتی بود که میان مسلمانان روی داد.127 خوی قبیله گرایی که هنوز در نهان عرب جای خویش را خالی نکرده بود، سربرآورد و باری دیگر همچون افعی افسردهِ آفتاب خورده از خواب بیدار شد. پس از رحلت پیامبر(ص) برخی ارزشهای قبیله ای عرب، بازتولید گشت و در 25 سال گوشه نشینی امام علی(ع) وضعیت قبیله ای این بار با پوششی مذهبی جانی تازه گرفت و تبعات آن در پنج سال حکومت امام علی(ع) خود را نشان داد.128 این مسئله و نیزاز طرفی دیگر، دنیادوستی، عافیت طلبی و غفلت پذیری مسلمانان پس از پیامبر(ص) و بالتبع، آلودگی اخلاقی و لغزیدن به وضعیتی که ثمرات وحی الهی و میراث پیامبر(ص) را با خطر مواجه می ساخت، باعث گشت تا امام علی (ع) به مناسبتهای مختلف در هر فرصتی، در رفتار، گفتار و نوشتار خود به اصلاح اخلاقی جامعه برخیزد و از موثرترین ابزارها برای رسیدن به این هدف در جامعه پس از پیامبر(ص) تذکر مدام و یادآوری مکارم اخلاق و صفات متعالی پیامبر(ص) به عنوان یک کتاب ماندگار و راهنمای جاوید اخلاقی بود. تذکار پیوسته امام علی(ع) به صفات اخلاقی و اجتماعی پیامبر (ص) و مرور رفتار آن حضرت از همین رو بوده است. جامعه اسلامی سخت نیازمند تذکر و هشدار و یادآوری پیامبر(ص) و سیره اخلاقی آن حضرت، نظر به تصریح قرآن به اسوه بودن پیامبر عظیم الشان129 و مشروعیت و محبوبیت آن حضرت، بسیار موثر بود :

« فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ (ص) فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَهً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ 130 :
از پیامبر پاک و پاکیزه‏ات (ص) پیروى کن زیرا راه و رسمش سرمشقى است براى آن کس که بخواهد تأسى جوید و
انتسابى است (عالى) براى کسى که بخواهد منتسب گردد و محبوبترین بندگان نزد خداوند کسى است که از پیامبرش سر مشق گیرد و قدم به جاى قدم او گذارد.»

غالب فضایلی که امام علی (ع) برای پیامبر اکرم (ص) بر می شمارد، پیشتر در میان عرب مطلوب بوده اند؛ اما چنانکه از روایت بالا بر می آید، همان فضایل در وجود پیامبر (ص) در چارچوب مفهومی جدید و روح دینی و الهی و در بافت اسلامی وجود یافته است. اینک از باب نمونه، سه فضیلت از فضایل اخلاقی را که مولای متقیان علی (ع) برای پیامبر(ص) برشمرده است، مرور و هر یک را در بافت جاهلی و اسلامی به بررسی و مقایسه اجمالی می گذاریم.

3ـ4ـ1. صبر و شکیبایی
صبر در روایات بسیاری از امام علی(ع) به عنوان صفات پیامبر(ص) برشمرده شده؛ از جمله :

« یصبر للغریب على الجفوه فی مسألته و منطقه حتّى أن کان أصحابه لیستجلبونهم131:
(پیامبر ص ) بر بی ادبیِِِ شخص غریب در پرسش و درخواست و گفتار صبر می کرد تا جایی که اصحاب (به خشم آمده) در صدد باز داشتن آن شخص

دیدگاهتان را بنویسید