پایان نامه آرمان ها و ارزش ها و ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

این گونه است که کارگران، از همین جامعه ساده روستایی و کشاورزی کنده می شوند و به امید آینده ای بهتر به کار در کارخانه ها پناه می برند، غافل از این که صنعت و تکنولوژی و کارخانه، همه برای نابودی و استثمار او قد علم کرده اند.
4-1-4-6) نقد داستان کلت


داستان کلت نیز وقایع مربوط به اوایل انقلاب را تصویر می کند. در این سال ها با وجود تغییر فضای سیاسی و اجتماعی، امّا هنوز آرامش کامل بر جامعه حکم فرما نیست و جنبش ها و ناآرامی هایی در گوشه و کنار کشور دیده می شود. در این داستان، نویسنده به گونه ای اشاره ای کوتاه به این مسائل اجتماعی دوران دارد.
«آن سرریزی غافلگیرکننده در گاراژ، بازرسی اثاثیّه، درگیری و ضبط اسلحه و دستگیری دو عامل کرد و مهم تر غریبگی سِلاح با دست آدمی تازه سال، که بازتابی از تکلیف و بلوغ زودرس بود، چیزی نبود که با خستگی راه از یاد برود و دست کم، مسئله خلع سلاح عمومی را که اخطاری منطقه ای و پنهان داشت، به خاطر نیاورد.» (همان،147:1379)
جامعه پس از انقلاب، با اندیشه ها و آرمان های نو، در پی کشف هویّت و اصالت ایرانی و ترمیم جایگاه و پایگاه اجتماعی فرد در جامعه برآمد و به دنبال آن بود که ارزش های نوینی را بتدریج در جامعه شکل دهد. فضای موجود سیاسی، موجب بیداری و آگاهی اجتماعی مردم شد. مردم در این زمان بیشتر از هر مسئله دیگری به بحث های داغ سیاسی و خواندن روزنامه و…، گرایش داشتند.
نویسنده در این داستان، به همین امور اشاره می کند و تعدادی از اشخاص را با تیپ های مختلف و گروه بندی ـهای خاص در کنار ِهم قرار داده. ماجرای داستان در اتوبوسی در حال جریان است و مسافران این اتوبوس که چند سرنشین با نشریات حزبی، یکی دو زن با پوشش اسلامی، یک زن پا به ماه و دوسه طلبه و یک نظامی اند، آدم های داستان را تشکیل می دهند. راوی در کنار ناشناس مشکوکی نشسته که اسلحه ای باخود حمل می کند. در چنین فضایی که جامعه، دستخوش ناامنی های گوناگون است، مسئله حمل سلاح و ممنوعیّت عامّ آن، مطرح است. در این دوران، حساسیّت نیروهای انقلابی برای کنترل و امنیّت جامعه تازه شکل یافته، از یک طرف و اغتشاشات و ناآرامی ها، از سوی دیگر، مسئله ای اجتماعی محسوب می شود. نویسنده در این داستان گزارش گونه، تنها به بازگویی وقایع و ماجراها می پردازد و این نقطه ضعف داستان به شمار می رود.
4-1-4-7) نقد داستان پنگوئن ها
پنگوئن ها را نویسنده در انتقاد از دستگاه اداری و دولتی جامعه دهه70 نوشته است. این داستان گونه، گزارشی از افتتاح یک نمایشگاه صنایع دستی، توسط وزیر مربوطه است. ورود وزیر با هواپیمای شخصی، تشکیلات و مراسم پرخرج و هزینه های کلان برای استقبال از او و بازدید با اکراه و ناتمام از نمایشگاه، از جمله نکات مهمّ و اساسی است که نویسنده با نشان دادن آن، به انتقادِ آن پرداخته است.
«وزیر، که پیش از این فاصله کاخ تا بامِ وزارت خانه را با هِلی کوپتر می آمد، و ذائقه اش به کمتر از گوشت بره ناف به مشکِ خُتن افتاده، راغب نبود و شور راهروهای مرمرین و بازتاب خطی انواع سرین را در دارالخلافه داشت، عصبی گفت: که چی؟ نمی فهمم. مگه آن تو چی دارین که دیدنی تر از اینجاست؟» (همان،171:1379و170)
در این داستان واره، شخصیّت ها چندان قابل بررسی نیستند، زیرا آفرینش هنرمندانه و خلّاقی ندارند. از طرف دیگر، بسیار کوتاه در داستان ظاهر می شوند، به همین دلیل تحوّل و پویایی در آن ها دیده نمی شود و کمتر مورد تحلیل قرار داده می شوند. نویسنده در داستان نشان می دهد که در ساختار کنونی جامعه که ادعاگر آرمان های انقلاب و ارزش -های نوین است، وضعیّت قدرت خواهی و اهمیّت پُست و منصب و بی عدالتی اجتماعی، تفاوتی با گذشته ندارد و با این آرمان ها و ارزش ها فاصله بسیاری دارد.
«همان روز حدس می زدم به فاصله بلند شدن هواپیمای یک موتوره اختصاصی و نشستنِ روی باندِ صاف و مجاور تپّه سیخی، در آن سال های شمسی! حکم اِنزال جناب مدیرکلّ با بی سیم، اتصال امر می شود، که شد!» (همان،172:1379)
در عین حال، آن چه نویسنده را وا می دارد که با زبانی انتقادی، به بیان این مسائل بپردازد، این است که آن چه در این میان اهمیّت پیدا کرده، ظواهر، تشریفات، تجمّلات و کمیّت کارها است و بار فرهنگی و آموزشی آن، کاملاَ نادیده گرفته می شود.
«جشن های دو هزار و پانصد و چه بود، و کار نمایشگاه بازی، سکّه! فضای باغ محتشم، با آن درخت های غان و نارون و عمارت کلاه فرنگی، که حالا چای خانه دولتی است و بوی گوشت و کباب، تا زیر سرستون های تالار چوبی و بام سفالینه آن، معلّق و نفس گیر، به ذین و آذین! پرچم های سه گوش، چراغ های الوان و پارچه هایی که چند سال بعد، صرف تدفین تندیس های بهشتی شد، به کار شعار، به در و دیوار! کوچه های درختی بدل به تونل کتاب! ادارات و سازمان ها و شرکت ها و تجّار و ناشران و در یک کلام ذینفعان، در رقابت فشرده!» (همان،168:1379و167)
مسئله اصلی در این نمایشگاه، به ویژه برای افتتاح آن، نهایت تلاش، خوشامدگویی و چاکرمآبی مدیر و استاندار، برای ورود هر چه بهتر وزیر و حفظ و تحکیم جایگاه آن هاست. وزیر نیز با بهانه کردن وضعیّت هوا و توصیه خلبان «طبقه اول را نرفته، با دماغی اشباع از بوی چسب برگشت.» (همان،171:1379)
4-1-5) بخش پنجم: نقدرمان رمان سینما
رمان سینما تنها اثر داستانی بلند طیّاری است که سرآمد داستانهای او نیز محسوب می شود. اگرچه انتشار رمان سینما، در سال 1383 صورت گرفته، امّا با توجه به اشاره نویسنده، داستان از «سالهای زیر شهریور 20» تا زمان انتشار کتاب را در بر می گیرد.
در این فاصله طولانی ِزمانی که شش دهه را در بر می گیرد، کشور وقایع و تحوّلات و رخدادهای زیادی را به خود دیده است که می تواند بستر مناسبی برای طرح مسائل اجتماعی جامعه در طول این سال ها باشد. امّا نویسنده با این تحوّلات و رخدادها همگام نشده است و همچنان نوشتن درباره مسائل شخصی و خانوادگی و پرسه زدن در فضاهای کودکی و نوجوانی را بر پرداختن به مسائل روز جامعه و همپای تحوّلات جامعه پیش رفتن ترجیح داده است. اما به رغم این مسائل، آن چه در این رمان به لحاظ جامعه شناختی حائز اهمیّت است، تصویری است که نویسنده از واقعیّات زندگی طبقات پایین شهرنشین و فقر و محرومیّت های این قشر فرودست جامعه ترسیم می کند.
علاوه بر آن، نابسامانیهای فراوانی که در اکثر زمینه ها کشور را احاطه کرده و مردم را در فقر و فلاکت فرو می برد، مثل اشغال کشور توسط بیگانگان، تجاوز به خان و مان مردم و ایجاد تهدید و نگرانی و پیامدها و تأثیرگذاری آن در مراحلی از زندگی افراد، احراز هویّت و شکل گیری تنش ها، اضطراب ها و کشمکش های روحی، ساختارهای محتوایی رمان را تشکیل می دهد.
در رمان سینما اندیشه فقر و محرومیّت و شکاف طبقاتی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بازتاب بیشتری می یابد. فقر و محرومیّتی که طیّاری توصیف می کند، مربوط به زندگی فرودستان حوزه شهری است. او ریشه همه دلهره -ها، رنج ها، یأس ها و سرخوردگی ها و مهمتر ازهمه نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی را در فقر و احتیاج می بیند و فقر و احتیاج را از پیامدهای استعمار و استبداد حاکم بر کشور می داند.
برای بررسی دقیق تر این اثر، لازم است رمان را به دوقسمت تقسیم کنیم که از لحاظ محتوا و درونمایه، تفاوتهایی با هم دارند. در قسمت اول که تولد تا کودکی و اوایل نوجوانی راوی را در بر می گیرد، مضامین آشنای فقر و محرومیّت و درماندگی و مرگ و میر نوزادان شیرخواره به چشم می خورد و ارائه تصویری از مشکلات و معضلات مردم طبقات پایین دست، بیشترین سهم را در رمان دارد. اما در قسمت دوّم که دوران جدیدی در زندگی راوی شکل می گیرد، مضمون بحران بلوغ و هویّت فردی، ورود شخصیّت سازنده و تأثیرگذاری در زندگی راوی، اوّلین تجربه های عشقی و شکستی که سر آغاز و مسبّب خیالات و توهّمات ذهنی او می شود، بیشتر مطرح است.
در واقع رمان سینما مبنای خاطره ای است که حوادثش، سالها پیش اتفاق افتاده و طیّاری آن را بازآفرینی کرده است. او توانسته در کنار بازگویی ها و یادآوری ها، مسائل اجتماعی و بومی را هم در آن بگنجاند و گفتگوهای طبیعی و پدیده -های ریز زندگی را به طرز سنجیده ای بازسازی کند. او از زندگی شخصی خود الهام می گیرد و با انعکاس درد و رنج مردم معمولی رمانش را خلق می کند و خود در لباس راوی، ایفای نقش می کند.
طیّاری در این رمان ما را به شهر رشت، در سال های ورود متفّقین در1320 می برد، این که در همه جای داستان او به این تاریخ اشاره می کند، به دلیل سال های آغازین زندگی نویسنده است که به سال 1317 مربوط می شود.
ماجراهای قسمت اوّل رمان، در بر دارنده ایام کودکی راوی است که در حقیقت شرح دیده ها و شنیده های اوست. توصیفاتی که طیّاری در مورد فضای خانه و موقعیّت همسایه ها می دهد، شرایط نابسامان اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه آن روز را روشن می کند. کثرت مرگ و میر، گرسنگی و فقر، شواهد و نشانه هایی از این اوضاع است:
«اما چه بی نوا، گریه پدر بر کتاب دعاست، به وقت اذان و سپیده، به روی دو زانو چمبک زده، می لرزد. آیا کودک بی شیر مرده اش را دارد به یاد می آورد.» (همان،14:1383)