متن کامل – همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۸

لذا به راحتی با توجه به نوع نگرش اشو نسبت به غریزه جنسی و ارضای آن و همچنین با توجه به نوع نگاه آن نسبت به ازدواج و آزادی جنسی همجنس گرایانه، می توان گفت که هم جنس گرایی از دیدگاه اشو، امری طبیعی و غیر قبیح است.
۲٫۴٫ همجنس گرایی در دین اسلام
اسلام یکی از ادیان توحیدی است که به عنوان آخرین دین برای رسیدن انسان به سعادت حقیقی و فعلیت یافتن و تکامل یافتن تمامی استعدادها و توانایی های انسانی، بوسیله محمد بن عبدالله۶بر مردم این عالم عرضه شد.[۳۳۲] دین اسلام افق دید آن نسبت به ارزشهای انسانی، تا درجه خلیفه اللهی است و در صدد آن است که تمامی استعدادهای انسانی آنگونه بارور کند که هم زندگی مادی و هم زندگی ابدی برای انسان به بهترین صورت تأمین کند. دین اسلام با با برخورداری از منابع قوی و مستحکم، همچون قرآن و سنت پیامبر و امامان: و عقل و اجماع، از ریزترین و ساده ترین مسائل انسانی چشم پوشی نکرده و با توجه به آشنایی دین به ساخت انسان و بافت هستی، به ارائه روش و راهکار برای زندگی بهتر در این دنیا و در جهان آخرت با محوریت عبودیت به انسان پیشنهاد می کند. که مسئله غریزه جنسی و ارضای صحیح آن و دوری از آسیب های ناشی از ارضای ناصحیح غریزه جنسی، از مهمترین مسائل بشری است که دین اسلام از آن چشم پوشی نکرده است و دستورات خاصی را برای آن صادر کرده است..
از نظر اسلام غریزه جنسی یکی از مسائل مهم تربیت و تکامل و رشد انسانی است که باید از مسیری به ارضای آن اقدام کرد که مطابق با ساخت انسان باشد و ارضای ناصحیح آن علاوه بر اینکه به قوه غریزه جنسی انسان لطمه خواهد زد، سایر ابعاد دیگر زندگی انسانی را تحت شعاع خود قرار خواهد داد و به آن آسیب خواهد رساند. به همین دلیل در گام نخست باید جایگاه غریزه جنسی و ابعاد مختلف آن را شناخت، سپس با کسب مهارت های لازم از منابع غنی الهی، به برقراری رابطه جنسی برای ارضای صحیحی آن بپردازیم. در دین اسلام بر وجود این غریزه و طبیعی بودن آن و نفی رذالت از آن، به عنوان یک غریزه طبیعی، تاکید فراوانی شده است. هنگامی که به پیامبر۶خبر رسید که عده ای از مسلمانان، از زنان خود کناره گیری کرده اند و گوشه انزوا گزیده اند و به عبادت مشغول شده اند، پیامبر۶آنها را نکوهش کرد و فرمودند: آیا از زنان روگردان شده اید؟ در حالیکه من که پیامبر شما هستم از این امر، روگردان نشده ام و روز غذا می خورم و شب می خوابم، پس هرکسی از سنت من روی گردان شود، از من نیست.[۳۳۳] که بدین خاطر خداوند آیه زیر را نازل فرمود:
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد.»[۳۳۴]
از مطالب گفته شده نتیجه می گیریم که جایگاه غریزه جنسی در نزد دین اسلام علاوه بر طبیعی بودن آن، مانند تشنگی و گرسنگی، غریزه است که نباید به سرکوب آن پرداخت بلکه به وسیله ازدواج، علاوه بر تعدیل، به تقویت ایمان و دوری از رذایل اخلاقی – جنسی نیز اقدام کرد. از این روست که امام رضا۷ در باب فطری بودن ازدواج و تعدیل غریزه جنسی از را ازدواج می فرمایند:
«وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الْمُنَاکَحَهِ وَ الْمُصَاهَرَهِ آیَهٌ مُحْکَمَهٌ وَ لَا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ وَ لَا أَثَرٌ مُسْتَفِیض‏ لَکَانَ فِیمَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بِرِّ الْقَرِیبِ وَ تَقْرِیبِ الْبَعِیدِ وَ تَأْلِیفِ الْقُلُوبِ وَ تَشْبِیکِ الْحُقُوقِ وَ تَکْثِیرِ الْعَدَدِ وَ تَوْفِیرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ مَا یَرْغَبُ فِی دُونِهِ الْعَاقِلُ اللَّبِیبُ وَ یُسَارِعُ إِلَیْهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصِیب؛ اگر درباره دامادی و ازدواج، آیتی محکم و سنتی شده- از رسول الله- هم نبود، باز موضوع نیکی به خویشاوند و مأنوس شدن با بیگانه – که خداند به طور طبیعی در انسان قرار داده- انگیزه ای بود که خردمند صاحب دل، به ازدواج رغبت کند و عاقل درست اندیش به آن بشتابد.»[۳۳۵]
۲٫۴٫۱٫ تربیت جنسی و ضرورت آن در دین اسلام
تعاریف فراوانی در مورد تربیت جنسی از سوی اندیشمندان دینی و غیر دینی در باب تربیت جنسی بیان شده است ولی آنچه که از متون و آموزه های دینی می توان در باب مسئله تربیت دینی بیان کرد، تعاریفی است که برخی از محققان اسلامی به بیان آن پرداخته اند. به طور مثال برخی بر این باورند که مقصود از تربیت جنسی یعنی اینکه «کودک را به گونه ای بپرورانیم که هنگامی که به سن بلوغ رسید، حلال و حرام را در مسائل جنسی تشخیص دهد و به وظایف زناشویی و همسری آگاه باشد و از لاابالیگری بپرهیزد و راه و رسم عفت اسلامی، خلق و خوی او باشد و در وادی شهوت، سرگردان نشود».[۳۳۶] برخی نیز بر این باورند که تربیت جنسی یعنی «زمینه ها و عواملی که مربوط به مسائل جنسی است، طوری فراهم شود که استعدادهای شخصی در جهت رسیدن به کمال اختیاری فرد، شکوفا شود و او را برای رسیدن به کمال مطلوب، یاری نماید.»[۳۳۷] و در تعاریفی دیگر تربت جنسی بدین صورت بیان می شود که: «تربیت جنسی یعنی شامل آن عده از عادات، ملکات و روش های بشری است که با غریزه جنسی بستگی دارند، مانند حیای مرد و زن، عفاف و وفاداری، منع زنا و … می باشد.»[۳۳۸] و در تعریفی دیگر «تربیت جنسی در یک معنا فراتر از آموزش جنسی مطرح می شود که، عبارت است از به کارگیری شیوه هایی، برای ایجاد صفات و رفتارهای جنسی سالم و زدودن صفات و رفتارهای جنسی غیرسالم در انسان.»[۳۳۹] همچنین برخی نیز با رفع ابهام های موجود در تعاریف فوق، تعریفی دیگر از تربیت جنسی به میان آورده اند و معتقداند که، تربیت جنسی یعنی «فرد در دوره های رشد کودکی، نوجوانی، و جوانی، به گونه ای پرورش داده شود و آموزش ببیند که با جنسیت خود آشنا گردد و آن را بپذیرد؛ قدردان وجود خویش باشد و به آن افتخار کند؛ نقش مذکر و مونث بودن از لحاظ اجتماعی را یاد بگیرد؛ و احکام و آداب دینی در ارتباط با مسائل جنسی مربوط به خود و روابط با همجنس و جنس مخالف را فراگیرد؛ … به گونه ای توانمند شود که عاطف و فعالیت های جنسی خویش را در جهت قرب الی الله و جلب خشنودی خداوند به کار گیرد.»[۳۴۰]
با توجه به این تعاریف، از دیدگاه آموزه های اسلامی، تربیت جنسی حوزه وسیعی را در بر می گیرد. بگونه ای که باید فرد در تمام سنین، از کودکی تا بزرگسالی طی آموزش ها و تربیت های جنسی بیاموزد که باید قوای جنسی خود را به صورت صحیح و با توجه به موازین شرعی رشد داده و شناخت و انتظار صحیحی از هویت جنسی خود داشته باشد و از تمایلات جنسی که مطابق با هویت جنسی او نیست خودداری کند. همچنین فرد در طی این تربیت باید بداند که ارضای صحیح غریزه جنسی او به چه صورت می باشد و پیشگیری های لازم در راستای جلوگیری از انحرافات جنسی و ایجاد پاکدامنی در جامعه را به خوبی دانسته و انجام دهد، زیرا اعتیاد به انحرافات جنسی، به علت قوی بودن غریزه جنسی از شدت بیشتری برخوردار است اما عادت به آن به گونه ای که فرد نتواند آن را ترک کند و زندگی جنسی به هنجاری نداشته باشد، بیماری محسوب می شود.[۳۴۱] به طوری که امام حسن عسگری۷ درباره دشواری ترک عادت چنین می فرمایند که:
«ردُّ المُعتَادِ عَن عَادَتِهِ کَالمُعجِزِ؛ برگرداندن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.»[۳۴۲]
۲٫۴٫۲٫ تاریخچه همجنس گرایی در منابع اسلامی
در قرآن که مهمترین منبع دینی مسلمانان می باشد، همجنس گرایی را به مردمان قوم شهر سدوم که پیامبران آنها حضرت لوط۷ بود نسبت می دهد. به طوری که در ذیل آیات متعدد همچون آیات ۷۰ الی ۸۴ سوره مبارکه هود و آیات ۷۴ و ۷۵ سوره مبارکه انبیاء و سایر آیات دیگر درباره حضرت لوط۷ و قوم ایشان سخن به میان آمده و به بیان داستان سرنوشت قوم حضرت لوط۷ می پردازند. طبق آیات الهی داستان حضرت لوط۷ و قوم ایشان بدین صورت بیان شده است که، حضرت لوط۷ برادرزاده حضرت ابراهیم۷ بوده و از کَلدَانیان به حساب می آمدند، که محل زندگى آنان سرزمین بابل بود و از اولین کسانى می باشد که در ایمان آوردن به حضرت ابراهیم۷ گوى سبقت را از سایرین ربوده بود، به طوری که طبق گفته قرآن ایشان وقتی به حضرت ابراهیم۷ ایمان آوردند گفتند که: « من بسوى پروردگارم مهاجرت مى‏کنم.»[۳۴۳] در نتیجه خداى تعالى او را با ابراهیم نجات داده و به سرزمین فلسطین، روانه کرد: «و او – ابراهیم- و لوط را به سرزمین (شام) – که آن را براى همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم!»[۳۴۴] پس حضرت لوط۷ در بعضى از بلاد آن سرزمین مانند شهر سدوم سکنی گزیده و به تبلیغ یکتاپرستی مشغول شد.
محدوده رسالت حضرت لوط۷ مربوط به اهالی سرزمین «مؤتفکات»[۳۴۵] که شامل شهرهای سدوم، عموره، صوغر و صبوییم می شد که خدای تعالی با دادن حُکم و علم به ایشان، آن پیامبر راستین را مأمور به راهنمایی قومی کرد که جزء فساد و شرک کار دیگری انجام نمی دادند. که از جمله توصیف های که خداوند در قرآن درباره حضرت لوط۷ فرمودند، می توان به آیات ۷۴ و ۷۵ سوره مبارکه أنبیاء اشاره کرد:
«و لوط را که به او حکم و علم دادیم؛ و از شهرى که اعمال زشت و کثیف انجام مى‏دادند، رهایى بخشیدیم؛ چرا که آنها مردم بد و فاسقى بودند.»[۳۴۶]
مردم شهر سدوم و آبادیها و شهرهاى اطراف آن که خداى تعالى آنها را مؤتفکات خوانده، به بت پرستس مشغول بودند و آلوده به گرایش جنسی همجنس گرایی بوده و از دیدگاه قرآن این قوم اولین قوم از اقوام و نژاد بشری است که این عمل در بینشان شایع گشت بود، و شیوع آن به حدى رسیده بود که در مجالس عمومی خود به روابط همجنس گرایانه روی می آوردند، تا آنکه رفته رفته گرایش جنسی همجنس گرایی، سنت قومى آنان شد و یک عمل عادی در میان این قوم به حساب آمد و همه بدان مبتلا گشته، زنان به کلّى متروک شدند و راه تناسل را بستند. لذا قرآن در این باره چنین بیان می کند:
«و لوط را، هنگامى که به قوم خود گفت: آیا عمل بسیار زشتى را انجام مى‏دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟»[۳۴۷]؛ «و لوط را فرستادیم هنگامى که به قوم خود گفت: شما عمل بسیار زشتى انجام مى‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! آیا شما به سراغ مردان مى‏روید و راه – تداوم نسل انسان- را قطع مى‏کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟! اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست مى‏گویى عذاب الهى را براى ما بیاور!»[۳۴۸]
لذا برای همین عمل مردم شهر سدوم بود که خداوند حضرت لوط۷ را برای آنها فرستاد، که جز تقوا پیشگی و ایمان به خدای یکتا و دوری از همجنس گرایی از آنها اجر دیگری نمی طلبید.[۳۴۹] و جز بر ترس از خدا و ترک فحشاء و برگشتن به طریق فطرتی خویش، دعوت دیگری انجام نمی داد. و در این راستا مردمان قوم سدوم را انذار و تهدید نمود ولى جز بیشتر شدن سرکشى و طغیان آنان ثمره‏اى دیگری نگداشت و حتی در جواب انذار و بشارت های حضرت لوط۷ این جمله را گفتند که: «اگر راست مى‏گویى عذاب الهى را براى ما بیاور»[۳۵۰]، و حتی به این هم اکتفاء ننموده تهدیدش کردند که: «اگر اى لوط دست از دعوتت بر ندارى تو را از شهرمان خارج خواهیم کرد»[۳۵۱] و حتی پا را فراتر از این گذاشته و کار را از صرف تهدید کردن گذرانده، به یکدیگر گفتند: «خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها افرادى پاکدامن هستند.»[۳۵۲]
حضرت لوط۷ با توجه به وظیفه رسالتی خویش، قوم خود را با اصرار فراوان به راه مستقیم الهی و توجه نمودن به سنت فطری انسانی –یعنی ازدواج با جنس مخالف- دعوت می کرد. و از مردم شهر سدوم می خواست که از فحشا و روابط جنسی با جنس موافق دست برداشته و سنت الهی را در زندگی خود پیش بگیرند. ولی این مردم توجهی به سخنان پیامبر خدا نداشتند. به طوری که فرشتگانی از سوی حضرت حق برای عذاب آنها فرستاده شد، که ابتدا به نزد حضرت ابراهیم۷ رفتند و ماجرای مأموریت خود را به محضر ایشان ابلاغ کردند. حضرت ابراهیم۷ ابتدا با فرشتگان الهی درباره عدم عذاب این قوم صحبت کردند و سپس یادآور شدند که در میان مردمان این شهر افرادی همچون لوط وجود دارد که فرشتگان در جواب ایشان گفتند که: اولاً ما بهتر می دانیم که چه کسی در این شهر وجود دارد و ثانیاً عذاب الهی در مورد افراد این شهر تغییر ناپذیر است.
«- ابراهیم- گفت: در این آبادى لوط است. گفتند: ما به کسانى که در آن هستند آگاه تریم. او و خانواده‏اش را نجات مى‏دهیم؛ جز همسرش که در میان قوم –گنهکار- باقى خواهد ماند.»[۳۵۳]؛ «اى ابراهیم از این- درخواست- صرف‏نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسیده؛ و بطور قطع عذاب- الهى- به سراغ آنها مى‏آید؛ و برگشت ندارد.»[۳۵۴]
فرشتگان الهی به شکل مردانی جوان از محضر حضرت ابراهیم۷ به نزد حضرت لوط۷ آمدند که با رسیدن آنها حضرت لوط۷ ناراحت شدند، زیرا می دانست که قوم خود چگونه قومی هستند و با دیدن این مهمانان جوان چه پیشنهادی خواهند داد،[۳۵۵] چیزی نگذشت که مردم شهر خبردار شدند و به خانه حضرت لوط۷ حمله ور شده و خواهان ایجاد رابطه جنسی با مهمانان جوان شدند. حضرت لوط۷ سعی بر این داشت که با راهنمایی آنها، اسباب نابودی و هلاکت آنها را دور کند، حتی پیشنهاد داد که می توانید با دختران من که زنانی پاکدامن هستند نکاح کرده و به رابطه جنسی صحیح بپردازید.[۳۵۶] ولی مردمان این شهر سخنان پیامبر خود را نشنیده گرفته و در جواب ایشان گفتند:
« گفتند: تو که مى‏دانى ما تمایلى به دختران تو نداریم؛ و خوب مى‏دانى ما چه مى‏خواهیم»[۳۵۷]
که حضرت لوط۷ از جواب آنها مأیوس شد و گفت:
« اى کاش در برابر شما قدرتى داشتم؛ یا تکیه‏گاه و پشتیبان محکمى در اختیار من بود.»[۳۵۸]
مهمانان حضرت لوط۷ به ایشان گفتند: «اى لوط ما فرستادگان پروردگار توهستیم، آرام باش که این قوم به تو نخواهند رسید.» که بعد از آن ناگهان تمام مردم کور شده و افتان و خیزان از آنجا متفرق شدند.[۳۵۹] سپس فرشتگان الهی به حضرت لوط۷ دستور دادند که شبانه خانواده خود را برداشته و در همان شب پشت به مردم کرده، و از شهر بیرون بروند و احدى از آنان به پشت سر خود نگاه نکند. و فرشتگان شرط گذاشتند که نباید همسرش را با خود ببرد چون همسر او مانند سایر اهالی شهر به عذاب الهی دچار خواهد شد. و همچنین به او خبر دادند که بزودى مردم شهر در صبح همین شب هلاک خواهند شد.[۳۶۰] صبح همان شب، صیحه ای از آسمان مردمانِ آن شهر را فراگرفت و خداوند سنگ های نشاندار که براى اسرافگران در گناه آماده شده بود برای آنان از آسمان فرستاد و شهرهایشان را زیر و رو کرد و هر کس از مؤمنین را که در آن شهرها بود بیرون نمود، البته غیر از یک خانواده هیچ مؤمنى در آن شهرها یافت نمی شد و آن، خانواده حضرت لوط۷ بود.[۳۶۱] که خداوند با فرستادن عذاب برای مردمان همجنس گرای شهر سدوم هم عاقبت کردار آنها را داده و هم عبرتی شد برای سایر انسان ها در دورانهای مختلف تا به این عمل غیر فطری- انسانی دست نزنند و عاقبت این گرایش جنسی را بدانند.
سوالی نیز در این راستا در بین برخی از مفسران مطرح می شود که آیا عمل همجنس گرایی در بین مردان شهر سدوم رایج بود یا در بین زنان آن شهر نیز رواج داشت؟ برخی از مفسران مانند علامه طباطبایی; بر این باورند که همجنس گرایی در بین زنان شهر سدوم نیز رایج بود و انحصار در مردان آنها نداشت، زیرا اگر غیر از این بود نباید زنها نیز مانند مردان هلاک مى‏شدند و على القاعده باید عده زیادى از زنها به حضرت لوط۷ ایمان مى‏آوردند و از او طرفدارى مى‏کردند چون حضرت لوط۷ مردم را دعوت مى‏کرد به اینکه در امر ارضای غریزه جنسی به طریقه فطرى عمل کنند و سنت خلقت را که همانا وصلت مردان و زنان است، سنت خود قرار دهند و این به نفع زنان بود و اگر زنان نیز مبتلا به فحشا نبودند باید به دور حضرت لوط۷ جمع مى‏شدند و به وى ایمان مى‏آوردند و از همبستر نشدن همسرانشان با آنها و ارضا نکردن آنها در امور جنسی شکایت می کردند. ولى هیچ یک از این عکس العمل‏ها در قرآن کریم درباره زنان قوم لوط ذکر نشده و این خود مؤید این مطلب است که همجنس گرایی در بین زنان شهر سدوم هم رواج داشت. علاوه بر آن روایات دیگری در باب گرایش زنان به این عمل جنسی نیز وجود دارد.[۳۶۲]
۲٫۴٫۳٫ همجنس گرایی در قرآن و روایات
تمایل و برقراری ارتباط جنسی با جنس موافق از رفتارهای جنسی نا بهنجار در دین اسلام به حساب می آید که از دیدگاه این دین تمام اقسام آن، در هر حالت و در هر صورت، گناه و انحراف محسوب می شود. همجنس گرایی در دین اسلام احکام و دستورات خاص خود را دارد که می توان با تقسیم بندی آن، دیدگاه اسلام نسبت به همجنس گرایی را به خوبی بیان کرد. همجنس گرایی، ابتدا از لحاظ جنسیت افراد به دو دسته تقسیم بندی می شود: ۱- لواط، همجنس گرایی مرد با مرد ۲- مساحقه، همجنس گرایی زن با زن. هر یک از این دو، شامل انواعی از رفتارهای نابه هنجار جنسی می شود که بر اساس آیات و روایات متون اسلامی به بیان دیدگاه اسلام در باب این نوع گرایش جنسی خواهیم پرداخت.
۲٫۴٫۳٫۱٫ همجنس گرایی از نوع لواط
همجنس گرایی مرد با مرد در احکام اسلامی با عنوان «لواط» یاد می شود. لواط از دیدگاه آموزه های دین اسلام جزء گناهان کبیره به حساب آمده و افرادی که به این گرایش جنسی روی می آورند را مورد لعن و نفرین قرار می دهد. همانگونه که در تاریخچه همجنس گرایی از دیدگاه اسلام بیان شد، این گرایش جنسی برای اولین بار در میان قوم شهر سدوم که پیامبر آنها حضرت لوط۷ بود دیده شد که حدوداً ده بار در آیات مختلفی از قرآن به قبیح بودن و منکر و فحشا بودن این گرایش جنسی اشاره شده است. قرآن این نکته را تذکر می دهد که همجنس گرایی، یک گرایش جنسی غیر طبیعی و نابه هنجار می باشد، که ساخت انسانی و تمایلات طبیعی انسانی به چنین گرایش جنسی حکم نمی دهد. به طوری که قرآن در باب غیر طبیعی بودن این گرایش جنسی چنین می فرماید:
«آیا شما به سراغ مردان مى‏روید- و همجنس گرا شده اید- و راه – طبیعی تداوم نسل انسان- را قطع مى‏کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟»[۳۶۳]
و یا در آیه ای دیگر می فرمایند:
«آیا شما بجاى زنان، از روى شهوت به سراغ مردان مى‏روید؟! شما قومى نادانید.»[۳۶۴]
که آیات فوق به صراحت بیان می کند که همجنس گرایی یک امر طبیعی نبوده و و از مسیر اصلی خود خارج شده است و این باعث عذاب آنها خواهد شد. زیرا قوم سدوم به اصرار پیامبرشان دعوت به ارضای صحیح از راه ازدواج با غیر هم جنس می شدند ولی با توجه به اصرار و لجاجت آنها در گرایش به این عمل جنسی، مورد لعن و عذاب الهی قرار گرفتند.
علاوه بر آیات قرآن، احادیث رسیده از خاندان وحی و رسالت، صدها روایات مختلف درباره همجنس گرایی را دراختیار ما قرار می دهد و با بیان احادیث مختلف در باب همجنس گرایی، دیدگاه اسلام را درباره این گرایش جنسی به صورت صریح و شفاف برای ما تبیین می نماید. امام صادق۷ در حدیثی همجنس گرایی را جزء گناهان کبیره به حساب آورده و به شدت از گرایش به آن نهی می کنند و علاوه بر گناه کبیره خواندن این گرایش جنسی، در مقایسه با سایر انحرافات جنسی، این گناه جنسی را بدتر و شدیدتر از سایر گناهان مانند زناء مطرح می کنند. به طوری که در ذیل تفسیر آیه ۳۱ سوره نساء[۳۶۵]، همجنس گرایی را یک گناه کبیره معرفی می کند و می فرمایند:
«وَ اللِّوَاطُ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْم‏؛ لواط، از جمله گناهان کبیره است که باید از آن اجتناب شود.»[۳۶۶]؛ «حُرْمَهُ الدُّبُرِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَهِ الْفَرْجِ إِنَّ اللَّهَ أَهْلَکَ أُمَّهً بِحُرْمَهِ الدُّبُرِ وَ لَمْ یُهْلِکْ أَحَداً بِحُرْمَهِ الْفَرْجِ؛ ممنوعیت نزدیکی مرد با مرد دیگر، بزرگتر از ممنوعیت نزدیکی مرد با زن است؛ زیرا خداوند، یک قوم را به دلیل ارتکاب گناه لواط هلاک کرد. ولی هیچ کس را به خاطر ارتکاب زنا هلاک ننمود.»[۳۶۷]
همچنین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب۷ علاوه بر گناه کبیره خواندن همجنس گرایی و معرفی آن به عنوان شدیدترین گناه، همجنس گرایی را عملی معرفی می کند که نشانگر کفر انسان می باشد:
« قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ۷: اللِّوَاطُ مَا دُونَ الدُّبُرِ وَ الدُّبُرُ هُوَ الْکُفْر؛ لواط، ارضای جنسی مرد با مرد بدون نزدیکی با اوست و نزدیکی در مقعد مرد، کفر محسوب می شود.»[۳۶۸]
و حدیثی نیز از پیامبر اعظم۶ نقل شده است که علاوه بر گناه کبیره خواندن همجنس گرایی و شدید بودن این گناه نسبت به سایر گناهان، آن را رفتاری می دانند که موجب ابتلاء انسان به عذاب الهی می شود و می فرمایند:
«إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی عَمَلُ قَوْمِ لُوطٍ فَلْتَرْتَقِبْ أُمَّتِیَ الْعَذَابَ إِذَا تَکَافَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاء ؛ بیشتر چیزی که باعث ترس من بر آنهاست، احتمال این است که بعد از من مبتلا به عمل قوم لوط بشوند. اینان باید منتظر عذاب الهی باشند، اگر در ارضای جنسی، مردان با مردان و زنان با زنان نزدیکی کنند.»[۳۶۹]
این افراد به مرور زمان به همجنس گرایی عادت کرده و از رابطه طبیعی و فطری خود، که نزدیکی با جنس مخالف است دوری می کردند و به تعبیر قرآن این گونه افراد مست شدگان جنسی هستند که حاظر به ترک همجنس گرایی نشده و عذاب الهی را برای خود آماده کردند. به طوری که قرآن درباره مستی جنسی همجنس گرایان به حضرت لوط۷ چنین می فرمایند:
«به جان تو سوگند، اینها در مستى خود سرگردانند- و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند- *سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه- مرگبار بصورت صاعقه یا زمین‏لرزه- آنها را فراگرفت سپس- شهر و آبادى آنها را زیر و رو کردیم؛- بالاى آن را پایین قرار دادیم؛ و بارانى از سنگ بر آنها فرو ریختیم.»[۳۷۰]

این مطلب را هم بخوانید :  مطالعۀ نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی دانش آموزان پایۀ اول ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.