تحقیق – همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۴

با توجه به گفته پولس در نامه اول خود به قرنتیان و سیره عملی حواریون که متضاد با سیره عملی پولس می باشد، می توان چنین برداشت کرد که این حکم از جانب پولش بوده و ربطی به دیدگاه مسیحیت اصیل در صده اول میلادی ندارد. که شاهد مثال ما علاوه بر گفته فوق، قسمتی از نامه پولس به قرنتیان می باشد که در آنجا علاوه بر دعوت به تجرد و باکره ماندن، حکم بیان کننده را نظر شخصی خود دانسته و چنین بیان می کند که:
«اما درباره باکره ها حکمی از خداوند ندارم. لکن چون از خداوند رحمت یافتم که امین باشم، رأی می دهم. پس گمان می کنم که به جهت تنگی این زمان، انسان را نیکو است که همچنان بماند. اگر با زن بسته شدی، جدایی مجوی و اگر از زن جدا هستی دیگر زن مخواه. لکن هرگاه نکاح کردی، گناه نورزیدی و هرگاه باکره منکوحه گردید، گناه نکرد. ولی چنین در جسم زحمت خواهند کشید، لیکن من بر شما شفقت دارم. اما ای برادران، این را می گویم وقت تنگ است تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بی زن باشند»[۱۳۸]
ولی برخی بر این باورند که گفته پولس رسول، بر این اساس بود که او معتقد و تحت تاثیر عقیده پایان قریب الوقوع جهان بود. بر این اساس، پولس رسول دستور به تجرد و عدم ازدواج و سرکوب غریزه جنسی داده است.[۱۳۹]
تجرد و رهبانیت و دوری از ارتباط جنسی، در آغاز با عقیده به بازگشت قریب الوقوع عیسی۷ و فرا رسیدن روز پایانی ارتباط دارد. با گذشت زمان و روشن شدن اینکه بازگشت عیسی۷ نزدیک نیست، برخی مسیحیان، به نشانه حیات جدیدی که باید در مسیح ایجاد کرد، تجرد را برگزیدند.[۱۴۰] و در حقیقت نوعی قهر و دوری از ارتباط جنسی و سرکوب غریزه جنسی را برگزیده اند. به طوری که برخی از مسیحیان در قرن های سوم و چهارم همین مسلک را انتخاب کرده و شهرهای همچون انطاکیه و اسکندریه را رها کرده و به زندگی زاهدانه و تجرد در بیابان روی آورند. که این پدیده نخست در بیابان های مصر مشاهده شد و به زودی مناطق صحرایی سوریه و جزیره العرب را فرا گرفت. که از پیشگامان تجرد و گوشه گیری در مصر، آنتونی[۱۴۱] و مَکاریوس[۱۴۲] و پاکومیوس[۱۴۳] بودند که در میان اینها پاکومیوس نخستین مدون آیین نامه رهبانیت در بین مسیحیان بود.[۱۴۴] و بعدها در قرون وسطی با اینکه مقاربت جنسی به شدت نهی شده بود ولی در حقیقت این نوع رهبانیت و گوشه گیری در رابطه با مسائل جنسی، در روزهای خاصی مانند بیست روز مانده به عید پنطیکاست یا سه روز قبل از عشای ربانی و غیره اجرا می شد که در کل حدود ۴۰ درصد از سال را به خود اختصاص می داد.[۱۴۵]
لذا با توجه به مقارنت دو مفهوم رهبانیت و غریزه جنسی در مسیحیت، می توان نوع نگاه مسیحیت به غریزه جنسی را نگاهی سرکوب گرایانه و غیر دنیوی و غیر جسمی توصیف کرد. به طوری که ازدواج که امری طبیعی در ارضای غریزه جنسی انسان است، از دیدگاه مسیحیت امر دنیوی نبوده و نشانه محبت خدا به بشریت و یکی شدن دو شخص برای زندگی مشترک، به همراه امانت داری متقابل و همکاری و تربیت کودکان و رشد آنان می باشد.[۱۴۶] و با توجه به این نوع تعریف از ازدواج در مسیحیت، روحانیون کاتولیک و ارتدکس (به پیروی از حضرت مسیح۷ و به منظور فراغت برای خدمت به دین) نباید ازدواج کنند و باید از آیین ازدواج[۱۴۷] و آیین دستگذاری[۱۴۸] یکی را برگزینند. با این استثنا که در کلیسای ارتدکس، فردی که ازدواج کرده باشد می تواند کشیش شود. ولی ارتقای وی به درجه اسقفی که بالاترین درجه است، ممکن نیست. در صورتی که پروتستان ها با ازدواج روحانیون مخالف نیستند و لوتر که رهبر این جنبش اصلاحی بود، ازدواج کرده بود، باید این نکته را نیز یادآور شد که در مذهب پروتستان، روحانیت نقش چندانی ندارد و مانند کاتولیک و ارتدکس جایگاهی برای روحانیت قائل نیستند.[۱۴۹]
۲٫۲٫۳٫ انحرافات جنسی در مسیحیت
مسیحیت رابطه جنسی و ارضای آن را امری الهی و محبتی عطا شده میان انسان و خداوند دانسته و انحراف و خروج از مسیر اصلی آن را نیز امری ناپسند و غیرقابل قبول در نظر گرفته است. به طوری که بیشتر فرقه های مسیحیت در باب انحرافات جنسی همچون زنا، استمناء، همجنس گرایی و سایر انحرافات جنسی دیگر به صراحت موضع گیری کرده اند.[۱۵۰]
زنا از انحرافات جنسی است که از سوی مسیحیت گناهی نابخشودنی و مخالف با عنف و عملی ذاتاً زشت و مخالف با هدف خلقت انسان و اصل ازدواج بیان شده است.[۱۵۱] زیرا مسیحیت ازدواج را امری الهی و محبت خدا به بشریت بیان کرده که در آن امانت داری متقابل و تولید مثل و موارد دیگر که در زندگی مشترک بین انسان ها دیده می شود، باید در فضای ایمان و محبت به خدا اجرا شود و در امر ازدواج محبت خدا به بشر و محبت مسیح به پیروانش به طور آشکار نمایان می شود.[۱۵۲] حال با انجام زنا که خارج از چهار چوب پیمان الهی است، امری نابخشودنی و گناه محسوب شده و کسانی که به این عمل روی بیاورند و تن به این عمل خلاف شرع بدهند، جز خداوند داوری دیگر نخواهند داشت.
«نکاح به هر وجه محترم باشد و بسترش غیرنجس زیرا که فاسقان و زانیان را خدا داوری خواهد فرمود.»[۱۵۳]
همچنین کسانی که دست به عمل زنا می زنند جزء کسانی هستند که نمی توانند وارثان ملکوت خدا باشند و میراثی در ملکوت مسیح و خداوند ندارند و هم تراز سگان، قاتلان و بت پرستان معرفی می شوند. به طوری که در رسائل مختلف عهد جدید چنین آمده است که:
«بلکه الآن شما را بالکّلیه قصوری است که با یکدیگر مرافعه دارید. چرا بیشتر مظلوم نمی شوید و چرا بیشتر مغبون نمی شوید؟ بلکه شما ظلم می کنید و مغبون می سازید و این را نیز به برادران خود! آیا نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمی شوند؟ فریب مخورید، زیرا فاسقان و بی پرستان و زانیان و متنعمان و لواط و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان و ستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.»[۱۵۴] و «زیرا این را یقین می دانید که هیچ زانی یا ناپاک یا طماع که بت پرست باشد، میراثی در ملکوت مسیح و خدا ندارد. هیچ کس شما را به سخنان باطل فریب ندهد، زیرا که به سبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت نازل می شود. پس با ایشان شریک مباشید زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن الحال در خداوند، نور می باشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید.»[۱۵۵]
و همچنین در مکاشفات یوحنا نیز در این باب سخنانی آمده که زانیان را هم شأن قاتلان و جادوگران معرفی شده است:
«خوشا به حال آنانی که رختهای خود را می شویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و به دروازه های شهر درآیند، زیرا که سگان و جادوگران و زانیان و قاتلان و بت پرستان و هر که دروغ را دوست دارد و بعمل می آورد، بیرون می باشند.من عیسی فرشته خود را فرستادم تا شما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم.»[۱۵۶]
و به مردان دستور داده شده است که زنان خود را فقط به دلیل زنا طلاق دهند، در غیر این صورت هم باعث گرایش به زنا توسط زنان می شدند و هم اگر مرد بخواهد زن مطلقه دیگری را به نکاح خود درآورد دچار زنا شده است.
«و گفته شده است هر که از زن خود مفارقت جوید، طلاق نامه ای بدو بدهد. لیکن من به شما می گویم، هر کس بغیر از عّلت زنا، زن خود را از خود جدا کند باعث زنا کردن او می باشد، و هر که زن مطلَّقه را نکاح کند، زنا کرده باشد.»[۱۵۷]
دایره بحث زنا را نمی توان به انجام رابطه جنسی با جنس مخالف نکاح نکرده محدود کرد. بلکه دایره زنا از این هم فراتر رفته و به تخیل و فکر کردن در باره عمل جنسی و نگاه شهوانی به زنان نیز تسری داده شده است. که این نوع نگاه شهوانی منجر به فکر کردن در باب عمل جنسی شده و می توان به این نوع فکر کردن، زنای ذهنی یا تخیل جنسی گفت. در تعالیم مسیحیت نیز به این امر توجه شده است و از پیروان عیسی بن مریم۷ خواسته شده که از این عمل دوری بجویند و نگاهی شهوانی به زنان نداشته باشند. به طوری که در انجیل متّی در این باب آمده است که:
«شنیده اید که به اولین گفته شده است زنا مکن لیکن من به شما می گویم، هر کس به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است.»[۱۵۸]
علت بیان این احکام در باب زنا از این جهت است که انسان مالک حقیقی بدن خویش نیست و نمی تواند هر آنگونه که خود می خواهد از بدن خویش استفاده کند؛ و نمی تواند اعمالی انجام دهد که بدن خویش را از مسیر اصلی و دایره هدف الهی دور کند. زیرا بدنهای مسیحیان اعضای مسیح۷ و هیکل روح القدس بوده و روا نیست که با اعضای مسیح۷ و هیکل روح القدس فحشا و گناه انجام گیرد.
«آیا نمی دانید که بدنهای شما اعضای مسیح است؟ پس آیا اعضای مسیح را برداشته اعضای فاحشه گردانم؟ حاشا! … از زنا بگریزید. هر گناهی که آدمی می کند بیرون از بدن است، لکن زانی بر بدن خود گناه می ورزد. آیا نمی دانید که بدن شما هیکل روح القدس است که در شما است که از خدا یافته اید و از آن خود نیستید؟»[۱۵۹]
از دیگر انحرافات جنسی که در مسیحیت به شدت از انجام دادن آن نهی شده است، مسئله استمناء و خودارضای است. آنچه در باب استمناء به کتاب مقدس نگاه می کنیم، به طور صریح و آشکارا به بیان گناه بودن این نوع انحراف جنسی اشاره نمی کند و همانگونه که در بحث همجنس گرایی در یهودیت گفته شد، یهودیت با استناد به تلمود، حکم بر گناه بودن آن می دهد. اما مسیحیت در عهد جدید نص صریح بر گناه بودن آن در دست ندارد بلکه با توجه به داستان اونان و یهودا در عهد قدیم، به بطلان و گناه بودن استمناء حکم می دهد. زیرا در داستان اونان و یهودا این عمل صورت گرفته، نزد خداوند ناپسند آمده و باعث مرگ او شد.[۱۶۰] ولی برخی دیگر این داستان را بر خودارضای تفسیر نکرده و علت خشم خداوند بر اونان را به جهت سرپیچی از امر یهودا در باب عدم انجام وظیفه برادر شوهری می دانند به طوری که این اتفاق بعدها به عنوان بخشی از شریعت موسی درآمد. لذا با توجه به عدم مالکیت انسان بر بدن خویش،[۱۶۱] در دین مسیحیت خود ارضای به خصوص استمناء، یک گناه محسوب می شود.[۱۶۲]
۲٫۲٫۴٫ تاریخچه همجنس گرایی در دین مسیحیت
یکی دیگر از مهمترین انحرافات جنسی مطرح شده در دین مسیحیت، مسئله همجنس گرایی می باشد، که با توجه به منبع اصلی دین مسیحیت یعنی کتاب مقدس، تاریخچه بیان شده برای این گرایش جنسی، همان تاریخچه بیان شده در دین یهودیت می باشد. یعنی مسیحیان بر این باورند که اولین درخواست برای این نوع از گرایش جنسی، در زمان حضرت لوط۷ دیده شده است که در آنجا مردم شهر سدوم به خاطر در خواست رابطه جنسی با مهمانان پیامبر خدا – حضرت لوط۷- مستحق دریافت عذاب الهی شده اند. لذا در کتاب مقدس، در باب تاریخچه همجنس گرایی، داستان مردم شهر سدوم قدیمی ترین داستان بوده و بعد از آن می توان داستان مرد لاوی و غلامش در شهر جِبعَه را جزء تاریخچه همجنس گرایی در کتاب مقدس در نظر گرفت.[۱۶۳] ولی در کل، اولین مورد از همجنس گرایی در تاریخ را می توان به قوم شهر سدوم نسبت داد.[۱۶۴]
۲٫۲٫۵٫ احکام مسیحیت در باب همجنس گرایی
نوع نگاه مسیحیت به غریزه جنسی، نگاهی الهی و دینی بوده. به طوری که در برخورد با انحرافات جنسی مانند خود ارضایی، زناء، تجاوز به عنف و سایر انحرافات جنسی به شدت به مخالفت و نهی این نوع رفتار جنسی می پردازد. لذا با توجه به این نوع نگرش در مسیحیت، برخی تمایلات جنسی مانند همجنس گرایی را نیز مورد نکوهش و مذمت قرار داده و آن را گناهی زشت و نابخشودنی معرفی می کند.[۱۶۵]
در مورد همجنس گرایی و نوع نگاه به آن در بین مسیحیت، می توان دو دیدگاه را معرفی کرد. گروه اول که شامل اکثریت مسیحیت مانند کلیسای کاتولیک رم، ارتدکس شرقی، کلیسای تعمیدی جنوب و غیره می باشد، نظر بر گناه بودن همجنس گرایی داده اند و گروه دوم که شامل اقلیت مسیحیت می باشند و حدوداً در قرن معاصر پا به عرصه مسیحیت گذاشته اند، اعتقاد به عدم گناه بودن همجنس گرایی را دارند که کلیسای انگلیکن در غرب و برخی از مسیحیان متدِیست همین دیدگاه را برگزیده اند. که به بیان ادله موافقان و مخالفان گناه بودن همجنس گرایی در بین مسیحیت می پردازیم.
۲٫۲٫۵٫۱٫ ادله مخالفان همجنس گرایی و گناه شمردن آن
همانگونه که بیان شد نگاه اکثر مسیحیت در باب همجنس گرایی، نگاهی منفی و نادرست بوده و جز حکم گناه، حکم دیگری بر این نوع رفتار جنسی نداده اند. کلیسای بزرگ کاتولیک رم که به عنوان اولین و اصلی ترین کلیسای جهان مسیحیت به حساب می آید به مدت ۲۰۰۰ سال است که حکم بر گناه بودن این رفتار جنسی را صادر کرده است. و با استناد به سه دلیل مهم، به توصیف گناه بودن همجنس گرایی می پردازد.
کتاب مقدس:
کتاب مقدس که مشتمل بر دو بخش کلی عهد عتیق و عهد جدید می باشد. اصلی ترین و مهم ترین منبع صدور احکام دینی در بین یهودیت (عهد عتیق برای یهودیان) و مسیحیت ( عهد جدید در بین مسیحیان) می باشد. که همجنس گرایی در ذیل مباحث گوناگون مطرح شده، به عنوان گناهی زشت و نابخشودنی معرفی می شود. به طوری که کتاب مقدس در سفر پیدایش به بیان داستان شهوترانی مردم شهر سدوم می پردازد و درخواست اهالی شهر سدوم جهت برقراری رابطه جنسی با مهمانان حضرت لوط۷ را علت اصلی نزول بلا بر مردم آن شهر معرفی می کند.[۱۶۶] با توجه به اینکه خداوند برای عذاب اهالی شهر سدوم آتش و گوگرد فرستاد، می توان چنین نتیجه گرفت که امیال همجنس گرایانه مردم شهر سدوم از گناهان بزرگ الاهی به حساب می آید که انجام آن جز خشم الهی، چیز دیگری را در پی ندارد. علاوه بر این در کتاب لاویان دستور به عدم جماع با ذکور داده شده است.[۱۶۷]
در عهد جدید علاوه بر اینکه بر داستان صادره از عهد عتیق، صحه می گذارد و آن را باطل نمی خواند،[۱۶۸] درباره مسائلی همچون همجنس گرایی به طور صریح و آشکارا به نکوهش و مذمت پرداخته است به طور مثال در اول رومیان در باب مذمت گرایش به همجنس گرایی چنین بیان می کند که:
«لهذا خدا نیز ایشان را در شهوات دل خودشان به ناپاکی تسلیم فرمود تا در میان خود بدنهای خویش را خوار سازند، که ایشان حق خدا را به دروغ مبدل کردند… از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود، به نوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند. و همچنین مردان هم استعمال طبیعی زنان را ترک کرده، از شهوات خود با یکدیگر سوختند. مرد با مرد مرتکب اعمال زشت شده، عقوبت سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند.و چون روا نداشتند که خدا را در دانش خود نگاه دارند، خدا ایشان را به ذهن مردود واگذاشت تا کارهای ناشایسته بجا آورند.»[۱۶۹]
و همچنین در رساله اول پولس رسول به قرنتیان، پولس رسول همجنس گرایان (لواط کنندگان) را هم تراز قاتلان ، فاسقان و زانیان و غیره بیان کرده و آنها را افرادی معرفی می کند که نمی توانند وارثان ملکوت خدا باشند.
«آیا نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمی شوند؟ فریب مخورید، زیرا فاسقان و بی پرستان و زانیان و متنعمان و لواط و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان و ستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.»[۱۷۰]
و در نامه پولس رسول به تیموتائوس، در ضمن توصیه به او درباره ی برخی منحرفین که می خواهند معلم شریعت شوند و همچنین درباره ی دزدان و قاتلان و همجنس گرایان (لوّاطان) و غیره نکاتی گوشزد کرده و توصیه های بیان می کند.
«لیکن می دانیم که شریعت نیکو است اگر کسی آن را برحسب شریعت بکار برد. و این بداند که شریعت بی جهت عادل موضوع نمی شود، بلکه برای سرکشان و طاغیان و بی دینان و گناهکاران و ناپاکان و حرامکاران و قاتلان پدر و قاتلان مادر و قاتلان مردم و زانیان و لواطان و مردم دزدان و دروغ گویان و قسم دروغ خوران و برای هر عمل دیگری که بر خلاف تعلیم صحیح باشد، برحسب انجیل خدای متبارک که به من سپرده شده است.»[۱۷۱]
همچنین در رساله یهودا که مخاطب آن عموم مسیحیان می باشد، در قسمتی به انحرافات جنسی مردم شهر سدوم و شهر عَموره و سایر بلاد پرداخته و علت اصلی هلاکت و گرفتار شدن آنان در عذاب الهی را، انحرافات جنسی رایج در بین آنها – همچون همجنس گرایی- بیان می کند.
«فرشتگانی را که ریاست خود را حفظ نکردند بلکه مسکن حقیقی خود را ترک نمودند، در زنجیرهای ابدی در تحت ظلمت بجهت قصاص یوِم عظیم نگاه داشته است. و همچنین سدوم و عموره و سایر بلدان نواحی آنها مثل ایشان چونکه زناکار شدند و در پی بشر دیگر افتادند، در عقوبت آتش ابدی گرفتار شده، بی جهت عبرت مقرر شدند. لیکن با وجود این، همه این خواب بینندگان نیز جسد خود را نجس می سازند و خداوندی را خوار می شمارند و بر بزرگان تهمت می زنند.»[۱۷۲]
طبیعت انسانی:
با توجه به اینکه اکثر مسیحیان جهت مخالفت خود با همجنس گرایی را با استناد به کتاب مقدس بیان می کنند، ولی برخی از اندیشمندان مسیحی به ادله غیر از کتاب مقدس نیز استناد کرده و دلایلی همچون قانون طبیعت و طبیعت انسانی را در جهت گناه بودن همجنس گرایی، به کار می برند. به طوری که با بیان دو جنبه از این رویکرد، قانون طبیعت را مخالف مسئله همجنس گرایی مطرح می کنند. اول اینکه اکثر مردم به صورت غریزی رابطه با جنس موافق را امری مشمئز کننده و ناپسند می پندارند و به مرور زمان این افراد به حاشیه رانده شده و جزء اقلیت ها به حساب آمدند و از سوی مردم صرف نظر از دین دار یا غیر دین دار، سفید پوست یا سیاه پوست، به مخالفت با این نوع گرایش جنسی پرداخته اند . همانگونه که ارتباط جنسی انسان با حیوان عملی نامعمول و ناپسند محسوب می شود، رابطه انسان با جنس موافق نیز ناپسند و رد شده به حساب می آید.[۱۷۳]
دوم اینکه طبیعت انسانی و قانون حاکم بر طبیعتِ تمام موجودات زنده، نشان می دهد که جنس مذکر و جنس مونث از لحاظ ساختار جسمی و ارتباط جنسی، مکمل هم به حساب می آیند. که این امر نشان می دهد که هیچ توجیه ای برای ارتباط جنسی موجود در همجنس گراها وجود ندارد.[۱۷۴]
مشیت الهی در نظام خانواده
نظام خانواده یکی از ابتدایی ترین و اساسی ترین نظام های موجود بشریت می باشد که درباره اعضاء و ارکان تشکیل دهنده آن می توان این را بیان کرد که مشیت الهی برای تشکیل نظام خانواده، مبتنی بر زوجیت مرد با زن بوده و کتاب مقدس درباره این نظام خانواده و مشیت الهی با زوجیت مرد و زن سخنان زیادی گفته شده است. برای مثال در سفر پیدایش، قرین شدن مرد با زن را یک مشیت الهی معرفی می کند که با پیوستن به هم یکی حساب می شوند.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است