ناصرالدین شاه قاجار و فتحعلی شاه قاجار

دانلود پایان نامه

«مردانی که در آستانه هفتاد سالگیاند، دختر بچه ده ساله را به زنی میگیرند، بی آنکه عمل آنها جلب توجه خاصی کند یا یاوگویی را باعث شود. عکس آنچه گفته شد، بسیار به ندرت رخ میدهد. یعنی مرد جوان شانزده سالهای به سهولت یک عاقل زن بیوه را نمیگیرد، مگر آنکه ملاحظات خانوادگی، صنفی یا مالی در مد نظر باشد.» (همان،1361).
3-10-2-2- ازدوجهای خویشاوندی
پولاک در این باره مینویسد:
«اغلب بچهها را که هنوز در گهواره هستند برای هم نامزد میکنند و بیشتر این مطلب در مورد عموزادهها صدق میکند. ازدواج افراد خانواده با یکدیگر، خود رسم و قاعده شمرده میشود. هرگاه به عللی دختر را به پسر عمویش ندهند، این امتناع باعث ایجاد خصومتها و رنجشهای متمادی خواهد شد.
« خانمی که با یکی از خویشان خود ازدواج کرده باشد، در حرمسرا از بهترین احترامات برخوردار است. شوهر معمولا به وی دختر عمو خطاب میکند و این عنوان، خود به دارندهاش حق میدهد که توقع ملاحظه و احترام داشته باشد.»
پولاک همچنین در مورد ازدواج در بین قوم و قبیله بیان میکند:
« اگر ازدواج در داخل خانواده انجام نشده باشد، ازدواج بین قوم و قبیله، خود، قاعده و ملاک محسوب میشود. یک نفر از ایل افشار از افشارها زن میگیرد، قشقایی از قشقاییها و … قس علیهذا. یک دختر ایلی، بهترین خواستگار شهری را تحقیر میکند. وی فقط به افراد قبیله خود، شوهر میکند. بدین ترتیب، خانوادهها و عشیرهها دست نخورده و مخلوط نشده میمانند.»
در مورد دلاله های ازدواج پولاک مینویسد:
« از آنجا که مرد، قبل از ازدواج نمیتواند همسر آینده خود را ببیند و در ضمن، دختر حتی بدون دیدن شوهر هم حق انتخاب ندارد، بلکه فقط بزرگترها اختیار وی را دارند، اغلب ازدوجها در اثر وساطت زنان خویشاوند یا دلاله ها عملی میگردد. دلاله به مردی که قصد زن گرفتن دارد، رجوع میکند و از خصوصیات ممتاز بدنی و جسمی زنی که برایش در نظر گرفته است، داد سخن میدهد و معمولا در این باره مبالغه میکند و میگوید پوستش سفید، چشمانش درشت، صورتش گرد و همچون ماه، ابروانش کمانی و قامتش مانند سرو است. پس از آن، دلاله به خانه پدر و مادر دختر میرود و از نظر مالی، وضع را روشن میکند (همان،1361).
اوایل زمان رضاشاه رسوم ازدواج تغییر مییابند.فرد ریچاردز در ضمن توصیف اوضاع ایران در اوایل روی کار آمدن رضا شاه، مینویسد: در این اطاقهای هلالی شکل (پل خواجو)، مردان جوان دربار زنهای آینده خود که زیبائیهای آنها در پشت نقابهای ضخیم و چادر پنهان است، میاندیشند. چه عجیب است که فقط در شب عروسی است که پدر و مادر به شوهر اجازه میدهند تا همسر خود را برای اولین بار ببیند و سلیقه پدر و مادر خود را بستاید. در بعضی از موارد، داماد از حیرت شاخ در میآورد.
« این روزها بین پیرمردهای ریش حنائی بازار، افسانههای عجیبی شایع است و میگویند که پسرهایی که به مدرسه میروند و در کلاسهای بالا تحصیل میکنند، مانند سابق، مطیع و حرف شنو نیستند. در مدرسهها باشگاههایی تشکیل دادهاند و اعضای این جمعیتهای مخفی، سوگند یاد کردهاند که قبل از دیدن زن خود، او را به همسری قبول نکنند پیرمردان در حالی که انگشتان خود را در میان ریشهای مسی رنگ خود فرو میبرند، سر را تکان میدهند و متحیرند که کار دنیا به کجا خواهد کشید.»
در زمان احمد شاه قاجار رابینو درباره آداب عروسی زنان ترکمن در زمان احمد شاه قاجار مینویسد:
« سن ازدواج در میان ترکمنها معمولا 15 یا 16 سالگی برای پسران و 9 یا 10 سالگی برای دختران است. میزان ارزشی که قبیله به دختر میدهند، در حدود سیصد تومان است که نیمی از آن نقد است و نصف دیگر، حیوانات از قبیل اسب و شتر و گاو میباشد. گاهی نیز به اندازه وزن دختر، نقره داده شده است. پس از انجام تشریفات عروسی، عروس دو یا سه روز با شوهر خود به سر میبرد. بعد به چادر پدرش بر میگردد تا تمام چیزهایی را که یک زن ترکمن باید بداند از قبیل: پارچه بافی، دوختن و پختن غذا یاد بگیرد. پس از چند سال باز به خانه شوهرش میرود. هرگاه شوهر وفات کند، به چادر خود مراجعت مینماید و اگر در این وضع و حال خواستگار تازهای پیدا شود، دیگر ارزش او سیصد تومان نیست، بلکه ششصد تومان خواهد بود که باید به پدر پرداخته شود. زنی که دو بار شوهرش را از دست داده باشد، شاید حتی تا هزار و پانصد تومان، عاید پدر خود سازد (مهرآبادی، 1379).
در مورد مراسم ازدواج بلوچها در زمان فتحعلی شاه قاجار یاتینجر مینویسد:
« وقتی مردی (در میان بلوچها) تصمیم میگیرد با دختری ازدواج کند، معمولا برادرش یا کسی را که قوم و خویشی نزدیک با پدر دختر دارد، مامور میکند تا مطلب و درخواست او را با پدر در میان بگذارد و تقاضای اتحاد و ازدواج بنماید. ممکن است این تقاضا یا بهتر بگویم خواستگاری، به تصویب پدر دختر برسد. در صورت رضایت وی، تشریفات مبادله تحف و هدایا بین طرفین انجام میگیرد. این عمل متقابل را سنگ یا وعده (قول و قرار) مینامند. اگر چه بعضی اوقات در بین طبقات بالاتر، پیش از آنکه دو طرف نامزد شده، همدیگر را ببینند، این عملیات انجام میگیرد. این عمل، چنان مقدس و آسمانی و طبیعی محسوب میگردد که ممکن نیست روزی تحت هر شرایطی که باشد، نقض شود و اگر مرد نامزد شده، بمیرد، برادرش موظف است این قانون را به خاطر حفظ شرافت و شئون خانوادگی و رعایت نزاکت و ادب، محترم شمرده، با نامزد بردار متوفایش ازدواج کند. هدایایی که از جانب مرد داده میشود عبارتند از شتر، گوسفند و بز و سایر چهارچایان اهلی؛ و این هدایا مستقیما به خانه پدر زن آینده اش ارسال میگردد. چند روز پس از مراسم سنگ، به شرطی که قدرت مالی مرد جوان اجازه دهد که خرجی سنگین بنماید، مهمانی بسیار مفصلی که تقریبا تمام افراد دخیل در آن دعوت میشوند، برپا میگردد. بسیار اتفاق میافتد که مراسم سنگ، قبل از آنکه دختر، قابل ازدواج باشد، انجام میگیرد و در این حالت، دو نامزد اجازه دارند که یک دیگر را در خانه پدر دختر ببینند و در این ملاقات و دیدار باید یکی از افراد خانواده پدر دختر نیز حاضر باشد. به هیچ وجه به دختر اجازه داده نمیشود که به خانه اقوام شوهر آینده برود مگر در حضور دیگران. به محض این که دختر به سن ازدواج برسد و بتواند وظایف شوهرداری را بر عهده بگیرد، تشریفات ازدواج توسط ملا و در حضور دوستان و اقوام عروس و داماد انجام میگیرد و داماد، یک بار دیگر مهمانی و جشن عروسی دایر میکند و تا حد امکان از افراد دعوت نموده، با هر قدرتی که داشته باشد، آن را با شکوه تر و مجلل تر برگزار میکند (بیشوب،1375).
شاردن در مورد صیغه در زمان شاه سلیمان صفوی مینویسد:
« زنان اجارهای را متعه و صیغه میخوانند. هر کس، هر قدر بخواهد، در مقابل وجه مقرر، برای مدت معلوم میتواند زن برای خود، متعه و صیغه بکند. در اصفهان که پایتخت امپراطوری ایران است مهرویان جوان را در مقابل چهارصد و پنچاه لیره ( فرانسوی، معادل فرانک طلا) برای یک سال اجاره میکنند البته پوشاک و خوراک و منزل معقوده موقت به عهده عاقد دواطلب است. ازدواج در محضر قاضی شرع برگزار میشود؛ مثل ازدواج دایم، یک عمل فوق العاده مثبت و مشروع و قرین شرافتی محسوب میگردد. معمولا صیغه و متعه را در پایان مدت معهود و مقرر، در صورت رضایت طرفین، تجدید میکنند و ممکن است که پیش از انقضای مدت معلوم، اجاره نامچه فسخ گردد. ولی در این صورت، عاقد ناگزیر است که تمام وجوه مقرر در قرارداد را به معقوده موقت بپردازد. یک زن اجارهای (صیغه)، پس از جدایی، فقط بعد از گذشتن چهل روز و اختتام ایام ماهیانه، مجاز است که شرعا به دیگری تعلق بگیرد.»
خانم شیل در باب صیغه در زمان ناصرالدین شاه قاجار مینویسد:
« ازدواج در ایران به دو شکل صورت میگیرد: یکی ازدواج واقعی (عقد رسمی) دیگری ازدواجی است که معروف به صیغه میباشد و به هیچ وجه محدودیتی از نظر تعدد زوجات ندارد. ولی در آن، دوره ازدواج محدود است و البته هیچگاه به بیشتر از نود سال نمیرسد و تازه با اینکه تعیین دوره نود ساله برای اینگونه ازدوجهای غیر دائمی، دلیل بر احترام فراوان به زوجه است، با این حال، یک صیغه نود ساله، هیچگاه ارزش یک زن عقدی را ندارد. فرزندان زنهای صیغه، معمولا با بچههای زنان عقدی در شرایط مساوی زندگی میکنند، مگر آنکه یکی از زنها، استثنائا متعلق به خانواده قاجار باشد و یا از طبقهای به شمار آید که بر شوهرش برتری فراوان داشته باشد. مردها معمولا زنهای عقدی خود را از خانوادههای هم طراز انتخاب میکنند، در حالی که زنهای صیغه را از طبقات پایین تر بر میگزینند تا در ضمن، سمت خدمتکار زنهای عقدی را هم داشته باشند.»
اما در اواخر این عصر که رفته رفته فرهنگ تک همسری و آداب و رسوم جدید در میان مردم راه یافت صیغه و صیغه روی نوعی ننگ و روسپی گری شرعی در نظر آمد که جز افراد بی کس و کار و از همه جا راندگان بدان تن نمیدادند.
پیشینه اخلاق در روابط حاکم بر ازدواج ایرانیان در طول تاریخ به واسطه عوامل و متغیرهای گوناگون دچار تغییرات و تحولات بسیاری شده است. این مسئله بتدریج باعث تکامل نوعی اخلاق جنسی خاص گردیده که در نهایت در عصر قاجاریه خود را نمایان میسازد. خصایص قومی و ملی آریائی هایی که در ابتدا به ایران وارد شدند و سپس در طول قرون و اعصار به تشکیل حکومت ها و امپراطوریها پرداختند بتدریج با ویژگیهای اقوام و ملل تابعه ترکیب شد و رنگ و بوی جدیدی به خود گرفت. با سقوط ساسانیان و استیلای اعراب و سپس ترکان بر جامعه ایرانی خلقیات و آداب روابط جنسی آنان در جامعه ایرانی گسترش و تسری یافت. ازجمله عادت به داشتن غلامان و کنیزان که نوعی بردهداری جنسی را که تا پیش از آن در جامعه ایرانی گسترش عام نداشت. در عصر صفویه نیز رواج صیغه و متعه بخش جدیدی را در اخلاق جنسی ایرانیان به وجود آورد. مجموعه این علل و عوامل تا روزگار برآمدن قاجاریان دست به دست هم داده و اخلاق جنسی دوران قاجاریه را شکل میدهند. چنانکه ما بسیاری از شاخصههای حاکم بر روابط جنسی این عصر را در تاریخ گذشته ایران میتوانیم بیابیم هر چند بعدها آشنایی با اروپا تغییرات و تحولاتی در آن بوجود آورد (قرائیان،1389).
3-11- چند همسری در آفریقا
چند همسری در بسیاری از روستاها و قبیله‌های دنیا وجود دارد. مرزبندی جغرافیایی مشخصی هم ندارد اما از نظر آماری، در حال حاضر بیشتر در کشورهای آفریقای دیده می‌شود. جالب است که در کشور آفریقای جنوبی ازدواج‌های چندهمسری آن چنان از نظر فرهنگی ناپسند نیست. آقای یاکوب زوما، رییس‌جمهور فعلی آفریقای جنوبی، تاکنون 6 بار ازدواج کرده و 20 فرزند دارد (دانگور،2001). مطالعه‌های روان‌شناسی گسترده‌ای در مورد چندهمسری روی جمعیت آفریقایی به ویژه قبیله زولو انجام شده است. بسیاری از آنها به عشق خواهرانه بین هووهای قبیله زولو پرداخته‌اند. تحلیلش هم این است که اینها با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنند و خواه ناخواه روابط فامیلی میانشان شکل می‌گیرد. بسیاری از آنها ازدواج چندهمسری را نشانه موقعیت اجتماعی، اقتصادی بالا می‌دانستند. یعنی مردی که بتواند از پس هزینه‌های چند همسر برآید اعتبار اجتماعی بالاتری دارد. به اصطلاح وجهه بیش تری در اجتماع دارند. در مورد موقعیت‌های خاص مانند نازا بودن یا بیمار شدن همسر اول، تعداد زیادی از زنان و مردان آفریقایی تجدید فراش را قبول دارند. بسیاری از آنها با هوویشان از عشقی خواهرانه برخوردارند (برابین،1984). سنت چند همسری در بین اکثر قبایل آفریقایی وجود دارد. در برخی قبایل، تعداد گاوهای گله تعیینکننده میزان دارایی مرد است و بر اساس کم و زیاد بودن تعداد دام هاست که مرد قبیله می تواند یک یا چند زن را به همسری خود در آورد. در باور مردان سنتی آفریقا، تعداد زیاد همسر، نه تنها از ثروت و دارایی حکایت میکند بلکه نشانگر اعتبار و اهمیت بالای فرد درسلسله مراتب قبیله اش میباشد. مردان تک همسر، مردان فقیر قبیله محسوب میشوند. در بین قبایلی که از راه کشاورزی امرار معاش میکنند، مردان به داشتن همسران بیشتر ترغیب میشوند. زن بیشتر، فرزندان بیشتری را در پی خواهد داشت. مرد خانواده به خاطر حضور و اشتغال زنان و فرزندان خود به درآمد بیشتری دست مییابد. از سوی دیگر ساخت خانه، یکی از وظایف زن خانواده محسوب میگردد که به خاطر سختی کار، زنان ترجیح میدهند با داشتن هووهای بیشتر سنگینی کار را بر خود آسان نمایند (رفیعی،1386).