ناسازگاری و فرزندان

دانلود پایان نامه

ارزیابی مداوم دارایی خود


بچههاش(زناول) ماشین دارن، خونه دارن، میرن شهر، بچه های من هیچکدوم از اینا را ندارن.
اگه یه تکه طلا داشته باشم اونم(زن اول) میگه میخوام و چشمش بهشه.
اوایلازدواجم نمیذاشت بچه دار بشم خودش و مادرش تهدید میکردن
افزایش تعداد فرزندان
رقابت جنسی
همیشه دعا میکرد من نازا باشم تا بلکه شوهرم طلاقم بده.
همیشه با کاراش و حرفاش میخواست بین و منو و شوهرم دو بهم زنی کن که نیاد پیش من.
هر وقت شوهرم میاد اتاق من اون(زن اول) فرداش داد و هوار راه میندازه.
اون موقع که باهم تو یه خونه زندگی میکردیم خیلی دعوامون میشد و کار به فحش و فحاشی میکشید
جدال لفظی
خصومت و ستیز با یک دیگر
بروز تضاد و ناسازگاری
بالاخره باهم حرفمون میشد، اون یه چیزی میگفت من هم یه چیزی میگفتم،درگیر میشدیم.
نمیشه دیگه زنها به هم حسادت نداشته باشن مخصوصا اگه هوو باشن، اگه یکیشون یه چیزی داشته باشه اون یکی هم میگه میخوام.
حسادت کردن
هر اتفاق بدی تو خونه زندگیشون بیفته میگن به خاطر تو بوده

بدبینی
اوایل ازدواجم
پسرش میفرستاد پرچینای باغچه رو خراب میکرد و شیشه اتاقم رو میشکست، از اون موقع کینه کارش تو دلم
کینه توزی و انتقام جوئی
دلم میخواد خدا جواب همه کاراشو بده، تا دلت بخواد بدی کرده