منبع تحقیق درباره نفقه، مباشر، نفقه زوجه

وطی به شبهه یا عقد فاسد پرداخته می‌شود.
3ـ1ـ 3شرایط اثبات نسب
در کتاب الوجیز بیان شده است که نسب به سه سبب ثابت می‌شود: ازدواج صحیح، ازدواج فاسد و وطی به شبهه.
3ـ1ـ3ـ1 ازدواج صحیح
همه فقها اهل سنت اتفاق کرده‌اند که زنی که فرزندی از ازدواج صحیح به دنیا بیاورد، آن فرزند به شوهر آن زن منسوب می‌شود؛ بر اساس حدیث ” الولد للفراش” از پیامبر اکرم (صلی الله و آله) که منظور از فراش، تعبیر مجازی از زنِ خودِ مرد می‌باشد که بر او حلال شده است320 و معنی الولد فرزندی است که از ازدواج صحیح به پدر منسوب می‌شود. از زنا هیچ نسبی ثابت نیست و مستحق رجم است و در اینجا می‌توان گفت که اگر زن به مدت شش ماه بعد از وطی و بیشتر فرزندی آورد، نسب در حال وجود زوجیت صحیح به سه شرط ثابت می‌شود:321
شرط اول: از شوهر انتظار حمل داشته باشد. پس اگر شوهر صغیر باشد که نمی‌توان از آن تصور حمل را داشته باشد، حمل ثابت نمی‌شود زیرا صغر با قرینه‌ قطعی است که حمل از او نیست و همه ائمه بر آن اتفاق کرده‌اند.322 اما در الوجیز آمده است که منظور بالغ بودن شخص می‌باشد که نزد مالکیه و شافعیه این صفت آورده شده است و حنفیه و حنابله صفت مراهق را آورده‌اند؛ یعنی: کسی که به سن 12 سالگی رسیده باشد. حنابله معتقدند که در 10 سالگی نسب برای او ثابت می‌شود. همچنین کسی که خصی باشد، نسب برای او ثابت نمی شود.323
شرط دوم: شوهر یا همسر فرزند را نفی نکند که اگر نفی کند بر او لعان واجب می‌شود، ولی نفی و لعان زمانی معتبر است که بعد از اقرار صریح و یا ضمنی به نسب نکرده باشد. اقرار ضمنی این است که همه وسایل برای ولادت فرزند مهیا کند و اقرار صریح این است که قبل از ولادت فرزند اقرار صریح کند که حمل از اوست. 324در الوجیز شرط دوم را اقل مدت حمل شش ماه بیان کرده و گفته است حنفیه آن را شرط دانسته‌اند و همچنین امکان وطی نزد جمهور شش ماه اقل حمل است پس اگر فرزند کمتر از شش ماه به دنیا بیاید، نسب ثابت نمی‌شود.325
شرط سوم: امکان تلاقی زوجین بعد از عقد؛ اگر مرد ادعا کند که به مدت یک سال همسر خود را ملاقات نکرده است و ثابت کند که در این مدت اصلا اورا ندیده است که این شرط در مذهب حنفیه وجود ندارد و بیان کرده‌اند که امکان ملاقات عقلی کافی است اما مذهب شافعی و مالکی و احمد حنبل شرط امکان دخول را برای ثبوت نسب لازم می‌دانند.326
فقهای حنفیه بیان می‌دارند که معنی فراش همان عقد است و امکان دخول معتبر نیست. برای مثال اگر مرد مشرقی با یک زن مغربی ازدواج کند و یک راه و مسیر طولانی بین آن دو باشد و زن بعد از شش ماه فرزندی بیاورد نسب فرزند ثابت می‌شود و دوری مسیر مهم نیست برای اینکه احتمال می‌دهند که همو در این مدت ملاقات کرده باشند که از باب کرامت به این قضیه نگاه می‌کنند.327 در مسالک فقه حنفیه آمده است که اگر برای مردی زنی باشد یا کنیز و فراش او گردد و فرزندی در مدت امکان بیاورد، نسب ثابت و یکی از مواریث می‌شود و دیگر احکام بر او ثابت می‌شود.328
3ـ1ـ3ـ2 ازدواج فاسد
اثبات نسب در ازدواج فاسد مانند ازدواج صحیح است زیرا در اثبات نسب، برای احیا و محافظت از طفل احتیاط به عمل می‌آید.329
3ـ1ـ3ـ3 وطی به شبهه
در وطی به شبهه ارتباط جنسی غیر از زنا، بدون وجود عقد صحیح یا فاسد و بدون هیچ قصدی اتفاق می‌افتد؛ مانند زنی که در فراش مرد باشد و مرد فکر می‌کند که زن اوست. یا زن در مدت عده سه طلاقه است و مرد فکر می‌کند هنوز زن اوست و بر او حلال است؛ در این شرایط نسب ثابت می‌شود البته به شرط اینکه زن بعد از شش ماه یا بیشتر فرزندی بیاورد، ولی اگر قبل از آن مدت باشد نسب ثابت نمی‌شود.330
اگر دخول به شبهه باشد و بعد از کمتر از شش ماه فرزندی بیاورد و ادعای نسب کند، نسب او ثابت نمی‌شود ولی اگر بعداز شش ماه و یا بیشتر بیاید نسب ثابت می‌شود و نفی آن قابل قبول نیست حتی اگر به لعان باشد زیرا لعان برای ازدواج صحیح می‌باشد و خاص زن و شوهر حقیقی است و شامل عقود فاسد نمی‌شود. 331 مالک و شافعی بیان کرده‌اند که مرد می‌تواند با دختر و خواهر و دختر ‍‍پسر و دختر خواهر خود از زنا ازدواج کند زیرا که اجنبی هستند و نسبتی با آنان ندارد اما امامیه و ابو حنیفه و احمد حنبل بیان کرده‌اند که ولد زنا ولد شرعی نیست ولی حرمت مصاهره در او وجود دارد.332
پس می‌توان نتیجه گرفت که در ازدواج صحیح که مورد قبول همه مذاهب اسلامی است، نسب ثابت می‌شود. همچنین در عقد فاسد یا وطی به شبهه نسب ثابت است اما در ازدواج‌های نو ظهور چطور؟ آیا می‌توان نسب را در آنها ثابت کرد .در فصل پیش بیان شد که حکم آنها از نظر اهل سنت چیست. با توجه به حکم شرع که بیان شد، بعضی از این ازدواج ها زیر مجموعه ازدواج صحیح قرار گرفتند که می‌توان ازدواج مسیار، عرفی، فرندی و سیاحی را نام برد که چند نظر مختلف در مورد حکم شرعی آنها بیان شد که یکی از این نظرات قائل به صحت ازدواج هستند و بعضی به صراحت حکم به بطلان بر آنها زده شده است، مثل ازدواج مدنی سفید. هچنین در ازدواج سیاحی، اگر اجل مسمی داشته باشد، قائل به بطلان این ازدواج هستند که در این صورت، زیر مجموعه زنا می‌شوند. ولی بعضی از اهل سنت ازدواج متعه را ازدواجی فاسد می‌دانند. در هر حال حکم واحد و ثابتی برای این ازدواج‌های نو ظهور بیان نشده و احکام مختلفی برای آنها ذکر گردیده است . ولی با توجه به تعریفی که اهل سنت از ازدواج فاسد ، باطل و صحیح داده‌اند، می‌توان ازدواج‌های نو ظهور را به دو دسته فاسد و باطل تقسیم کرد. حال باید دید، با توجه به تعاریف آنها، کدام باطل، کدام صحیح و کدام فاسد هستند.
3ـ1ـ4 راه های اثبات نسب
اما راه های اثبات نسب چیست و به چه طریقی نسب ثابت می‌شود؟ آیا فقط با ازدواج صحیح و فاسد و وطی به شبهه نسب ثابت می‌شود و راه‌های دیگری در ثبوت نسب وجود ندارد؟ در کتاب الوجیز از وهبه زحیلی بیان کرده‌اند که به سه طریق نسب ثابت می‌شود:
1 ـ ازدواج صحیحی و فاسد
هر یک از ازدواج‌ها، راهی برای اثبات نسب است و نسب فرزندان ناشی از این ازدواج‌ها ثابت می‌باشد که در بالا توضیح داده شد.
2ـ اقرار به نسب
اقرار به نسب دو نوع است: اقرار علی نفس المقر و اقرار محمول علی غیر المقر.
اقرار به نسب و خود مُقر: آن است که پدر به فرزند بودن طفل اقرار کند یا فرزند اقرار کند که آن شخص پدر اوست؛ بگوید هذا ابنی (این فرزندم است) یا هذا ابی (این پدرم است) این شکل اقرار صحیح است حتی اگر شخص در بستر بیماری باشد البته به چهار شرط:
الف) مقر باید مجهول النسب باشد یا غیر معروف نسب از پدر دیگر باشد، هر جند ولد لعان یا فرزند لعان شده که اقرار در مورد این شخص و الحا نسب آن به پدر غیر لعان درست نیست برای اینکه ممکن است ملاعن رجوع کند و خودش را تکذیب کند.
ب) احتمال این داده شود که مُقرً به از نسبِ مقر باشد و این امکان را داشته باشد که از مقر چنین فرزندی به دنیا آمده باشد؛ برای مثال مقرً به بزرگ‌تر از مقر یا هم‌سن او نباشد.
ج) تصدیق مقر له در اقرار مقر، اگر اهلیت تصدیق را داشته باشد؛ یعنی: بالغ و عاقل نزد جمهور باشد یا ممیز باشد به رأی حنفیه، زیرا اقرار جهت قاصره‌ای روی مقر است و برای غیر مقر ثابت نمی‌شود جز با بیّنه و مالکیه تصدیق از غیر را شرط نمی‌دانند.
د) حمل کردن نسب به غیر نباشد، چه مقر له آن را تصدیق کند یا تکذیب کند. زیرا اقرار شخص حجت قاصره برای خودش است نه برای دیگری؛ یعنی: اقرار به نسب محمول به غیرو آن این است که اگر شخص بگوید این شخص برادر من است یا عموی من است یا جد و پدر بزرگ من است یا پسر یا پسر برادر، به شروطی که در بالا ذکر شد، صحیح است. 333
بینه
اثبات نسب علی غیر مانند اینکه بگوید این شخص عموی من است یا برادر من است، جز با بیّنه امکان پذیر نیست و این نظر و رأی نزد ابوحنیفه و محمد است که اقرار دو مرد یا یک مرد و زن قابل قبول می‌باشد؛ مانند: شهادت دادن. اما نزد مالک، نسب با اقرار علی غیر ثابت نمی‌شود جز با اقرار دو نفر و عدد را مانند شهادت دادن معتبر دانسته‌ است. اما شافعی، احمد و ابو یوسف می‌گویند که اگر همه‌ ورثه جمع شوند و به نسب کسی که در ارث با آنان شریک است، اقرار کنند، نسب ثابت می‌شود حتی اگر همه‌ وراث، یک نفر مرد یا زن باشند، زیرا نسب حقی است که با اقرار ثابت می‌شود و عدد در آن بیّنه نمی‌شود و ثبوت نسب با بیّنه قوی‌تر از اقرار است زیرا بیّنه از همه ادله‌ها قوی‌تر است. پس بیّنه‌هایی که بیان شد عبارت است از شهادت نزد ابو حنیفه و محمد، شهادت دو مرد نزد مالکیه و جمیع ورثه نزد شافعی و حنابله و ابو یوسف.334
پس می‌توان نتیجه گرفت که به تبع ثابت شدن نسب، حقوق دیگر طفل از جمله حضانت، نفقه، رضاعت و ولایت بر طفل ثابت می‌شود. درمبحث های بعدی این حقوق به طور کلی بیان می‌شود چون وقتی نسب ثابت بشود به طبع آن، حقوق ثابت است.
3ـ2 حق نفقه کودک
بحث نفقه بحث گسترده‌ای است که شامل بحث نفقه زوجه، نفقه فرزندان و نفقه اقارب می‌شود؛ در اینجا فقط مبحث نفقه فرزندان بررسی می‌شود.
3ـ2ـ1 معنای نفقه
نفقه یعنی آنچه که انسان انفاق می‌کند بر عیالِ خود که شامل همسر و فرزندان و نزدیکان وی هستند. یا پرداختن مال است به سبب زوجیت یا قرابت. اما معنی شرعی آن (هی کفایه من یعونه من الطعام و الکسوهّ و السکنی) است.335
نفقه را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد: الف) نفقه شخص بر نفسِ خود که مقدم بر غیر است. بر اساس سخن پیامبر اکرم (صلی الله و آله) که می فرماید:
“ابدء بنفسک ثم بمن تعول”.
ب) نفقه کسانی که واجب است نفقه‌شان پرداخت شود که به سه سبب است؛ زوجیت، قرابت خاصه و ملک (یعنی چیزی که انسان آن را مالک گردیده مثل نفقه حیوان).336
3ـ2ـ2 قرابت موجب نفقه
برای مذاهب اهل سنت، چهار رأی و نظر در خصوص قرابت موجبت نفقه وجود دارد:
رأی حنفیه: نفقه دادن به همه ذی رحم، مانند: همسر و محارم نزدیک واجب است. خداوند متعال در آیه 36 سوره مبارکه نسا می‌فرماید: “وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى”. مراد از “قراباء”، محارم بر اساس قول تعالی در آیه 233 سوره مبارکه بقره: “عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ”. پس به رأی حنفیه، همه ذی رحم مستحق نفقه هستند به شرط اینکه نیازمند باشند یا صغیر و فقیر یا زن بالغ فقیر باشد یا مذکر علیل یا کور فقیر باشد.337
رأی مالکیه: نفقه دادن فقط به پدر و مادر و فرزندان به طور مباشر بدون غیر واجب است یا به اصول و فروع به طور مباشر بدون اجداد و فرزندانِ فرزندان. همچنین معتقد است که نفقه دادن به فرزند واجب است 338 بر اساس قول تعالی در آیه 233 سوره مبارکه بقره: “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ”.
رأی شافعیه: شافعیه معتقدند که نفقه پدر و مادر هرچه بالاتر روند و نفقه فرزندان هر چه پایین روند، براساس آیه 78 سوره مبارکه حج: ” مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ” واجب است .339
رأی حنابله: نفقه دادن بر هر قریب وارثی که بالفرض یا باتعصیب وارث باشد یا زی رحم محرم باشند یا از یک عمود نسب مثل پدر و مادر، فرزند دختر یا از غیر عمود نسبی مثل خاله عمه باشند، اساس آیه 233 سوره مبارکه بقره “وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ” واجب است زیرا بین وارثین قرابتی است که باعث می‌شود احق از سایر مردم به مال مورث باشند.340
3ـ2ـ3 شرایط وجوب نفقه
فقها در این شرایط اتفاق نظر دارند:
1ـ فقیر باشد و توانایی امرار معاش را نداشته باشد. مانند: عدم بلوغ و یا جنون و بیماری، جز ابوین ـ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *