منبع تحقیق درباره نفقه، طلاق، حقوق کودک

که نسب در زنا ثابت نیست.226 که در اینجا برخی از نظرات فقها بیان می‌شود.
نسب شرعی کسی که از زنا متولد شده است، به زانی ملحق نمی‌شود و بین آنان نسب شرعی ثابت نمی‌گردد که باعث ایجاد احکام بین‌ آنان مانند توارث شود. شیخ در مبسوط می‌گوید: اگر کسی با زنی زنا کند و بعد از شش ماه یا بیشتر، فرزندی آورد، نسب او به آن فرزند ملحق نمی‌شود و همچنین نسب فرزند نیز از لحاظ شرعی به مادر هم ملحق نمی‌گردد.227 همچنین محقق بیان کردند که نسب در زنا ثابت نمی‌شود و اگر زنا کرد و فرزندی آورد فرزند به لحاظ شرعی به او ملحق نمی‌شود.228 همچنین اگر با زنی زنا کرد و فرزندی آورد و بعد با او ازدواج کند، آن فرزند به او ملحق می‌شود اما نسبش ثابت نمی‌شود.229 پس می‌توان گفت: چیزی که فقهای شیعه به آن اتفاق دارند این است که ولد زنا به زانی ملحق نمی‌شود و از لحاظ شرعی به زانیه هم ملحق نمی‌شود، ولی آنچه مهم است اینکه آن فرزند از لحاظ عرفی به زانی و زانیه ملحق می‌شود و واجب است از نظر نفقه او را تأمین کنند و از او نگهداری نمایند همچنان که امام خمینی آیت الله گلپایگانی به آن فتوا داده‌اند.230
می‌توان این چنین مبحث بالا را خلاصه کرد که فقهای امامیه به ثبوت نسب در ازدواج دائم، متعه، وطی به شبهه و ازدواج فاسد معتقدند و نسب فرزندان ناشی از این نوع ازدواج‌ها به پدر ملحق می‌شود و در زنا همه فقها اتفاق کردند که نسب ثابت نیست، ولی بعضی از فقهای معاصر بیان کرده‌اند که نسب بچه‌های خارج از نکاح از لحاظ شرعی به پدر ملحق نمی‌شود، ولی از لحاظ عرفی به زانی ملحق می‌شوند و زانی وظیفه دارد آنان را از نظر نفقه تأمین کند و از آنان نگهدری کند. اما حکم در ازدواج‌های نوظهور به چه صورت می‌تواند باشد؟ همان گونه که بیان شد، فقهای امامیه در حکم شرعی ازدواج نوظهور یک قاعده کلی بیان کرده‌اند و آن خواندن صیغه ازدواج است که اگر خوانده شود، ازدواج صحیح قلمداد می‌شود، ولی اگر ازدواج‌های نوظهور این رکن از ارکان ازدواج را دارا نباشند، ازدواج صحیح نیست و زنا محسوب می‌گردد و فرزندان متولده شده از این نوع ازدواج‌ها زنا زاده محسوب می‌شوند و حقوق شرعی مانند فرزندان دیگر ازدواج‌ها را نخواهد داشت؛ البته بیان شد که از لحاظ عرفی به این اولاد حقوق تعلق خواهد گرفت.
2ـ2 حق نفقه کودک
یکی دیگر از حقوق کودک، حق نفقه و تأمین مخارج زندگی او از لحاظ خوارک، پوشاک و مسکن است. در این مبحث ابتدا به تعریف نفقه و اینکه نفقه دادن به طفل وظیفه چه کسی است و آیا نفقه دادن به فرزندان واجب است، می‌آید.
2ـ2ـ1 نفقه در لغت
در تعریف نفقه، راغب اصفهانی می‌آورد:
“نفق الشیء مضی و نفد و النفقه اسم لما ینفق” که نفقه را به معنی تمام شدن و گذشتن بیان داشته است. گفته شد که نفقه از انفاق که همان اخراج است که مال جز در کارهای خیر استفاده نمی‌شود.231
در لسان العرب نفقه به معنی کم شدن و ناقص شدن و انفق المال، یعنی مال را مصرف کردن آمده است.232
2ـ2ـ2 نفقه در اصطلاح
مقدار کافی از خوراک و پوشاک و مسکن می‌باشد. در شرایع آمده است که نفقه مقدار معینی ندارد، بلکه واجب است که به قدر کفایت از طعام، پوشاک و مسکن و هر چیز مورد نیاز باشد.233
همچنین نفقه چیزی است که نیاز مُنفق علیه را برطرف می‌کند و مکتسب کسی است که توانایی کسب و کار را داشته باشد و مثل شخص غنی است؛ لذا به او زکات و کفارات در صورتی تعلق می‌گیرد که فقیر باشد. و معنی قدرتِ مُنفق این است که بتواند نفقه خود و همسر خود را بدهد و زیادت آورد از مال خود که بتواند انفاق کند بر پدر و مادر و فرزندان.234
2ـ2ـ3 وجوب نفقه بر فرزندان
هیچ اختلافی بین فقها وجود ندارد که نفقه صبی یا فرزند واجب است. “الذی ثبت له النفقه بنص الکتاب الولد”235 و همچنین آمده است: “لا خلاف بین اصحابنا فی وجوب النفقه کل واحد من الابوین و الاولاد علی الاخر”. 236
2ـ2ـ4 ادله به وجوب نفقه دادن به فرزندان
فقها ادله وجوب نفقه دادن به فرزندان را براساس کتاب، سنت و اجماع بیان می‌دارند.
2ـ2ـ4ـ1 استناد به کتاب:
قول حق تعالی در آیه ششم سوره مبارکه طلاق:” َفإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ”. با استناد به این آیه شریفه، اگر وجوب نفقه نبود خداوند بیان نمی‌فرمود که اجرت رضاع را بدهند و این دلیلی است که حق رضاع نفقه به ازدواج است و از حقوق کودکان محسوب می‌شود و حق نگهداری و حضانت و کفالت بر زوجات می‌باشد جز این که بر بعضی از آنان اجرت تعلق می‌گیرد. 237
همچنین آمده است که منظور از این آیه، وجوب نفقه فرزندان بر پدران است. 238 و نیز شارع مقدس در آیه 233 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: “لا تُضارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَولُودٌ بِوَلَدِهِ”؛ “ضرر” در اینجا به فرزند بر می‌گردد که هر یک از پدر و مادر به وی می‌رسانند که مادر با شیر ندادن او و پدر با نفقه ندادن ضرر می‌رسانند. 239
همچنین آیه 31 سوره مبارکه إسرا بیان می‌فرماید: “وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ” که منظور در اینجا از “اَولادَکُمْ”، “بَناتَکُمْ” است، یعنی دختران خود را به دلیل ترس از فقر و عجز در دادن نفقه به آنان نکشید. 240
2ـ2ـ4ـ2 استناد به سنت:
در وجوب نفقه بر فرزندان نصوصی وارد شده است؛ ازجمله اینکه شخصی از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد: که نفقه چه کسی بر من واجب است؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: پدر و مادر و فرزند و همسر.241
استناد به اجماع: در این مسئله اجماع شده است. برای مثال: محقق در شرایع آورده است که نفقه بر پدر و مادر و فرزندان واجب است اجماعاً.242
سؤالی که پیش می‌آید اینکه، نفقه دادن فقط شامل خود فرزندان می‌شود یا فرزندان فرزندان را هم در بر می‌گیرد؟ فقهای امامیه بیان می‌کنند که نفقه فرزندان بر پدر واجب است و این فرزندان شامل اولاد می‌شود هر چه پایین‌تر بروند ـ چه مؤنث باشند چه مذکر.243
2ـ2ـ5 استقلال پدر در نفقه دادن فرزندانش
ظاهر کلمات فقها این است که نفقه فرزندان بر عهده پدر می‌باشد اگر موجود باشد و بتواند نفقه را بپردازد بدون کمک مادر و اگر پدر نباشد یا فقیر باشد بر عهده پدرِ پدر است، به ترتیب هر چه بالاتر روند ولی اگر هیچ کدام نباشند، یا فقیر باشند، نفقه بر عهده‌ مادر است اگر موجود باشد و توانایی دادن نفقه را داشته باشد و اگر موجود نباشد یا فقیر باشد، بر عهده پدرِ مادر و اجدادِ مادر است.244
صاحب جواهر بیان می‌کند که اگر هیچ کدام از پدران نباشند یا معسر باشند و اگر فرزندان‌شان نیز معسر باشند، نفقه بر عهده مادر است و اگر مادر فقیر باشد یا وجود نباشد، نفقه بر عهده پدرِ مادر و هر چه بالاتر روند، قرار می‌گیرد. 245
2ـ2ـ6 شرایط منفق و منفق علیه
شرایط منفق: این می‌باشد که در منفق معتبر است که پدر موسِر باشد؛ یعنی، قادر باشد نفقه را بعد از نفقه‌ نفس خود و زوجه‌ خود، نفقه اولاد را بپردازد؛ این شرط بین شیعه مورد اتفاق قرار گرفته است.246
شروط منفق علیه: اول اینکه، فرزند فقیر و محتاج باشد؛ یعنی اگر فرزند مالی داشته باشد، نفقه او از مالش می‌باشد.247 دوم اینکه، فرزند عاجز باشد؛ یعنی قادر به کسب و کار نباشد.248 سوم اینکه، فرزند ناقص باشد یا ناقص خلقت؛ مثل اینکه، معلول باشد یا ناقص احکام یعنی صغیر باشد یا ناقص خلقت و احکام باشد یعنی کبیر معلول و مجنون،249 همچنین عدم اتخاذ این شرط، شرط نیست و فقهای شیعه آن را شرط نمی‌دانند. 250 در منفق علیه عادل یا مسلمان بودن شرط نیست. آمده است: “تجب نفقته الاصول و الفروع حتی لو کان الاصل فاسقاً او کافراً بخلاف لاطلاق ادله التی اوجبت انفقه علی قریب خصوصاً فی الوالدین المأمور بمصاحبتهما بالمعروف مع کفرهما” که به آیه ?? سوره مبارکه لقمان اشاره دارد که می‌فرماید: “وَإِنْ جَاهَدَاکَ عَلى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا”؛ این آیه شریفه اشاره به هما ن صحبت بالمعروف در حق پدر و مادر است که می‌توان انجام داد.251
2ـ2ـ7 آیا پدر باید برای دادن نفقه فرزندان، کار کند؟
برای این مسئله دو نظر وجود دارد: نظر اول اینکه وجوب نفقه خلاف اصل است. اصل برائت ذمه پدر بر دادن نفقه می‌باشد؛ یعنی: اگر پدر غنی نباشد نفقه بر او واجب نیست. آیه هفتم سوره مبارکه طلاق می‌فرماید: “لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آَتَاهُ اللَّهُ” که در اینجا گفته نشده است که پدر باید کار کند که نفقه فرزندانش را بدهد. 252
نظر دوم اینکه، نفقه حق فرزند است؛ زیرا خداوند متعال در آیه ششم سوره مبارکه طلاق می‌فرماید: ” فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ” که از این آیه برای مرضعه زن شیرده استفاده می‌شود که اجرت رضاع است ـ چه پدر موجود باشد، چه موجود نباشد.253 پس اگر پدر قادر باشد کار کند و نفقه را بپردازد، باید این کار را انجام دهد که اجرت رضاع را بدهد و رضاع یکی از موارد نفقه است. از ابی عبدالله (علیه السلام) روایت است که در مورد مسئله‌ای که مردی وفات یافت و فرزندی شیرخوار از او باز ماند، قضاوت کردند. امام (علیه السلام) فرمود: اجرت رضاع پسر از کسانی گرفته می‌شود که از پدر فرزند ارث می‌برند.254
همچنین در جای دیگری پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از تلف شدن فرزندان نهی کرد و فرمود:
“ملعون ملعون من ضیع من یعول”.255
پس به بیان دیگر، عدم دادن نفقه فرزندان یک نوع تضییع برای فرزندان است. بنابراین، بنا به گفته جواهر، علامه و شیخ، بر پدر واجب است که کار کند که نفقه فرزندان خود را بدهد. 256
بیان شد که نفقه بر پدر به شرط فقر فرزند و ناتوانی او در کار کردن است ولی اگر فرزند به حدی برسد که بتواند کار کند و خرج خود را در بیاورد ـ حتی اگر به سن بلوغ نرسیده باشد، یا این که نزد پدر کار کند ـ در این صورت نفقه او در کسب اوست. در ریاض آمده است: اگر صغیر به حدی برسد که بتواند حرفه‌ای یاد بگیرد و بتواند کار کند، خرج و نفقه با کسب او پرداخت می‌شود ولی اگر فرار کند یا بعضی از روز‌ها کار کردن را رها کند، بر پدرش لازم است که نفقه‌ او را بپردازد. 257
2ـ2ـ8 پایان نفقه دادن به فرزندان
چه وقت نفقه دادن به فرزندان پایان می‌یابد؟ در شیعه برای پایان یافتن نفقه به فرزند سن خاصی را در نظر گرفته نشده است بلکه، بیان می‌شود که وجوب نفقه بر فرزند تا زمانی که فرزند فقیر محتاج و معسر باشد پایان نمی‌یابد و پدر اگر متمکّن و موسر است و توانایی بر انفاق دارد، خرج و نفقه فرزندان را پرداخت می‌کند ـ چه پسر باشند ، چه دختر فرقی نمی کند، نقص در جسم داشته باشند یا از لحاظ عقلی مشکل داشته باشند ـ هیچ فرقی نمی‌کند زیرا دلیل نفقه دادن به قریب همان فقر است و تا زمانی که این شرط موجود باشد، نفقه دادن به آنان جایز است. وقتی که فرزند صغیر است، به نفقه نیاز دارد، ولی اگر بتواند کار کند و مخارج خود و نفقه خود را بپردازد، دیگر به نفقه دادن او نیاز نیست.258
2ـ2ـ9 مقدار نفقه
در مقدار نفقه امامیه بیان می‌کنند که هیچ اندازه‌ای ندارد بلکه به اندازه کفایت از خوراک، پوشاک، مسکن و هر چیز دیگری است که نیاز باشد؛ در این مسئله هیچ اختلافی در بین فقها وجود ندارد. 259
همچنین نفقه تعلیم و تربیت فرزند بر پدر واجب است وعلاوه بر این، نفقه دوا و درمان زیرا در عرف وجوب نفقه بر تعلیم و تربیت و درمان فرزندان از چیزهایی هستند که بر پدر واجب است ولی درباره تحصیل در مدارج بالاتر ـ به دلیل هزینه‌ سنگین آن ـ اگر پدر نتوانست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *